پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » اصحاب و شاگردان »

محمد بن خالد برقى

برقی راوی احادیث شیعی نامش در کتب اربعه حدیثی شیعه، در سلسله رواتِ بیش از پانصد حدیث، آمده است.
کنیه برقی ابن ندیم  کنیه ابوالحسن را نیز برای او ذکر کرده است.تاریخچه هجرت خاندان برقی به قم بعد از اینکه محمدبن علی، جدّ اعلای برقی از مردم کوفه، به دلیل شرکت در قیام زیدبن علی بن الحسین به دستور یوسف بن عمر ثقفی حاکم کوفه، دستگیر و کشته شد، عبدالرحمان برقی همراه فرزند خردسالش از کوفه گریخت و روانه قم شد.محل سکونت خانواده برقی در قموی در رُستاق برقْرود (محل اقامت برخی از طوایف عرب) سکونت گزید.این رستاق در کنار رستاق جاپلق و تَیمره (که بعداً به کَمَره تغییر نام داده) و در نزدیکی قم قرار داشته است.نقل های مختلف در مورد قرود قمی قمی نام رستاق‌های قم را، به نقل از احمدبن ابی عبداللّه برقی و دیگران، ثبت کرده ولی برق رود در شمار آن‌ها نیامده است.یعقوب برق رود و جاپلق را در همسایگی کرجِ ابودُلف می‌داند. گفته می‌شود که برق رود در ۱۸۹ به دستور هارون الرشید از مضافات قم شد. نجاشی  نام آن را بَرقه رود (در برخی نسخه‌ها برقرود)، قریه‌ای در حومه قم، نوشته که خالی از مسامحه نیست.محل تولد برقی محمدبن خالد در برق رود زاده شد و شهرت او به برقی از همین روست.شهرت علمی فرزند برقیظاهراً وی نخستین شخصیت نام‌بردار علمی این خاندان است، ولی فرزندش احمد بیش از پدر شهرت دارد. گاهی برای تشخیص این دو از یکدیگر، پدر را «کبیر» و پسر را «صغیر» خوانده اند.برخی از شخصیت‌های علمی خاندان برقی برخی دیگر از شخصیت‌های علمی این خاندان:حسن بن خالدحسن بن خالد، برادر محمد که ثقه بود و چند کتاب تألیف کرد.
علی بن محمد بندارعلی بن محمد بندار، نوه دختری احمد برقی، که محدثی ثقه و از مشایخ کلینی در کافی بوده است؛ علی بن احمدبن عبدالله بن احمدبن محمدبن خالد از مشایخ صدوق. علی بن علاءبن فضل نجاشی [۱۱] نوه برادر برقی، علی بن علاءبن فضل را نیز که فقیه بوده، نام برده است. منصوربن خالد البرقی در نسخه چاپی رجال شیخ طوسی [۱۲] شخصی به نام «منصوربن خالد البرقی» در شمار اصحاب امام کاظم علیه‌السلام بدون ذکر هیچ مشخصه دیگر، معرّفی شده است که از نظر زمانی می‌توان او را برادر محمدبن خالدبرقی دانست؛ ولی تستری [۱۳] منکر وجود این نام در رجال طوسی شده است.قُهپایی نیز، که اسامی مذکور در کتب پنجگانه رجالی را گرد آورده، این نام را ذکر نکرده است. در نسخه‌های معتبر خطی موجود نیز این اسم دیده نمی‌شود. به نظر می‌رسد که این نام در اصل «محمدبن خالد البرقی» بوده و در برخی نسخه‌ها تحریف شده است.پیوند ولاء با برقی محمدبن خالد برقی، بنا برگفته نجاشی [۱۴]، با ابوموسی اشعری و به گفته ابن غضائری با جریر (یا حریز) بن عبدالله پیوند ولاء داشته است.تستری [۱۵] قول نجاشی را درست‌تر می‌داند و احتمال می‌دهد که «محمدبن خالد الاشعریِ» مذکور در رجال نجاشی [۱۶] مؤلّف کتاب نوادر، همین برقی باشد که شهرت اشعری را به دلیل ولاء به دست آورده است.به نوشته نجاشی [۱۷]، نوادر را احمد پسر همین برقی روایت کرده است.او در برشماری آثار محمدبن خالد برقی کتابی به این نام به او نسبت نمی‌دهد، اما طوسی [۱۸] فقط کتابی با این نام را از آنِ برقی می‌داند که راوی آن نیز احمد پسر اوست.بعلاوه طوسی کسی به نام محمدبن خالد اشعری را نام نبرده است. براین اساس، به نظر می‌رسد که احتمال شوشتری درست باشد. نجاشی درباره ابوموسی اشعری هیچ توضیحی نمی‌دهد. حال اگر ابوموسی اشعری همان تابعی معروف و حاکم بصره در دوران خلافت عثمان باشد، باید پیوند ولاء را پدران برقی برقرار کرده باشند، نه خود او.البته به نظر خوئی [۱۹] ابوموسی اشعری مذکور در اینجا غیر از آن شخص معروف است.به گمان قوی، در پی انتقال اشعریان از کوفه به قم جد برقی قم را برای سکونت خود برگزیده و این شهر به پایگاهی برای پیروان تشیع تبدیل شده است؛ بخصوص که در چند حدیث، که برقی نیز برخی از آنها را با واسطه از امامان شیعه روایت کرده، از آینده درخشان قم و امنیت و رشد علمی آن، همزمان با کم رونق شدن علم در کوفه، سخن گفته شده است.کیفیت و زمان سکونت خاندان برقی در قماز کیفیّت و زمان سکونت خاندان برقی در قم اطلاعی در دست نیست، اما قراین نشان می‌دهد که برقی کبیر و نسل پس از او در قم می‌زیسته‌اند.مسافرت و تحصیلات برقی از مسافرت‌های برقی و تحصیلات وی در حدیث نیز گزارشی ثبت نشده است.برقی از اصحاب ائمه اطهارشیخ طوسی [۲۰] ، برقی را در شمار اصحاب امام رضا علیه‌السلام (متوفی ۲۰۳) و امام جواد علیه‌السلام (متوفی ۲۲۰) نام برده و در هردوجا تصریح کرده که وی از اصحاب امام کاظم علیه‌السلام نیز بوده است. این قول، احتمال وقوع تحریف پیشین (منصوربن خالد به محمدبن خالد) را تقویت می‌کند.نقل احادیث از امامان توسط برقی با این همه وی جز دو روایت که از امام جواد علیه‌السلام نقل کرده، به رغم کثرت روایات، از دو امام دیگر شخصاً روایت نکرده استیک روایت نیز به نقل از او به امام صادق علیه‌السلام نسبت می‌دهندکه در آن یا واسطه‌ای حذف شده یا اشتباه دیگری در نقل رخ داده است.شواهدی بر زمان فوت برقیبا توجه به اینکه طوسی او را از اصحاب امام هادی علیه‌السلام ذکر نکرده، ظاهراً برقی روزگار آن حضرت را درک نکرده یا در سال‌های آغاز امامت ایشان (سال ۲۲۰) در گذشته بوده است.استفاده برقی از احادیث مشاهیر حدیث وی از مشاهیر حدیث، از جمله ا بن ابی عمیر، یونس بن عبدالرحمان، فضاله بن ایوب، سعدبن سعد اشعری، محمدبن سنان و حمّادبن عیسی روایت کرده است.

اخذ روات از احادیث برقی و شماری از رُوات، مثل ابراهیم بن هاشم قمی، احمدبن محمدبن عیسی، احمدبن محمد برقی و حسین بن سعید اهوازی از وی اخذ حدیث کرده‌اند. تخصص‌های برقی نجاشی برقی را علاوه بر اشتغال به حدیث، آگاه از تاریخ و دانش‌های عرب معرفی می‌کند و کتاب‌هایی در موضوع‌های تاریخی و کلامی و ادبی و قرآنی به وی نسبت می‌دهد.تالیفات برقیابن ندیم علاوه بر چند کتاب حدیثی و رجالی، کتابی به نام البلدان  را از تألیفات برقی و کتابی پر حجم‌تر را به همین نام از فرزندش احمد می‌داند.البلدان تالیف فرزند برقی کتاب اخیر از مآخذ تاریخ قم (به عنوان بنیان در نسخه چاپی، ص۲۰) بوده و همان است که با عناوین التبیان و التبیان فی احوال البلدان و المساحه نیز یاد می‌شود.

عدم در دسترس بودن تالیفات برقی ظاهراً هیچ یک از کتاب‌های برقی کبیر در دست نیست و نسبت داشتن قطعی محاسن به برقی صغیر این گمان را که ابن ندیم ـ که در نسبت دادن کتاب‌هایی از جمله محاسن به پدر، منحصر به فرد است ـ دچار اشتباه شده تقویت می‌کند.وثاقت برقی وثاقت برقی را بیشتر عالمان رجالی همچون شیخ طوسی [۳۳]، علاّ مه حلّی [۳۴] ، سید بحرالعلوم [۳۵] صریحاً و برخی همچون شیخ صدوق و ابن قولویه به طور ضمنی تأیید کرده‌اند؛ فقط ابن غضائری و نجاشی [۳۶] او را ضعیف الحدیث خوانده‌اند، که این هم ناشی از روش او در اخذ و نقل حدیث، و این ویژگی است که در میان حدود چهل راوی از برخی افراد متهم به کذب یا افراد توثیق نشده، مانند عَمْروبن شَمِر، قاسم بن عروه، اسماعیل بن سَهل نیز روایت کرده و به روایات مرسل اعتماد ورزیده است.به دلیل همخوان نبودن عبارت نجاشی و ابن غضائری با توثیق شیخ طوسی و دیگران، در بیشتر کتب رجالی درباره وثاقت برقی به تفصیل بحث شده است.

فهرست منابع
• محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
• ابن ندیم، کتاب الفهرست، چاپ رضا تجدد، تهران ( تاریخ مقدمه ۱۳۹۳/۱۹۷۳ ).
• محمدمهدی بن مرتضی بحرالعلوم، رجال السید بحرالعلوم:المعروف بالفوائدالرجالیه، چاپ محمد صادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ۱۳۶۳ ش.
• محمدتقی تستری، قاموس الرجال، تهران ۱۳۷۹ـ ۱۳۹۱.
• ابوالقاسم خوئی، معجم رجال الحدیث، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
• محمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، نجف ۱۳۸۰/ ۱۹۶۱.
• محمدبن حسن طوسی، الفهرست، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۵۶/۱۹۳۷، چاپ افست قم ۱۳۵۱ش.
• حسن بن یوسف علاّ مه حلّی، رجال العلامه الحلی، نجف ۱۳۸۱/۱۹۶۱، چاپ افست قم ۱۴۰۲.
• مرتضی فرهادی، «جغرافیای تاریخی کمره»، آینده، سال دهم، ش ۱۰ـ۱۱ (دی ـ بهمن ۱۳۶۳)، سال دوازدهم، ش ۹ـ۱۰ (آذر ـ دی ۱۳۶۵) .
• حسن بن محمد قمی، کتاب تاریخ قم، ترجمه حسن بن علی قمی، چاپ جلال الدین طهرانی، تهران ۱۳۶۱ ش.
• عنایه الله قهپائی، مجمع الرجال، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی، اصفهان ( ۱۳۴۷ ش ) .
• محمدبن عمر کشّی، اختیار معرفه الرجال، ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ش.
• محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
• عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، نجف ۱۳۴۹ـ۱۳۵۲.
• محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانه الادب، تهران ۱۳۶۹ ش.
• علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ۱۳۸۴ـ ۱۳۸۵/ ۱۹۶۴ـ۱۹۶۵.
• احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷.
• حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، تهران ۱۳۱۸ـ ۱۳۲۱/ ۱۹۰۰ـ۱۹۴۰.
• یاقوت حموی، معجم الادباء، بیروت.
• یاقوت حموی، معجم البلدان، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.
• احمدبن اسحاق یعقوبی، کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.