فرهنگ و تمدن شیعه » شیعه و علوم اسلامی » اخلاق و عرفان »

محمدبن زکریاى رازی و آثار مهم رویکرد اخلاق عقلی او

محمدبن زکریاى رازى که به جالینوس عرب و فیلسوف عرب مشهور است در سال ۲۵۱ ق در رى به دنیا آمد. از دوران جوانى او اطلاعى در دسترس نیست؛ اما به گفته برخى او در عنفوان جوانى به زرگرى اشتغال داشت و رفته رفته به کیمیا علاقه مند شد. او بر اثر انجام آزمایشات، چشم هایش آسیب دید و بدین سبب در وادى طب گام نهاد. مورخان تصریح کرده اند که او در کبر سن به پزشکى و فلسفه روى آورد، به طورى که برخى این توجه او را به علوم بعد از چهل سالگى وى دانسته اند. وى براى کسب علم به بغداد مهاجرت کرد و در آن جا نیز همانند رى مدیر بیمارستان بود. از اساتید او اطلاع دقیقى در دست نیست و به نظر او بسیارى از علوم را خود از طریق مطالعه کتب به دست آورده است. او در سال ۳۱۳ ق از دنیا رفت.[۱] اگر چه در مذهب رازى اختلاف است، تشیع او از ادله بیشترى برخوردار است، همان طور که آقا بزرگ تهرانى در الذریعه از او در شمار مؤلفان شیعه یاد کرده است.[۲] به گفته خودش در سیره فلسفى، دویست کتاب، رساله و مقاله در موضوعات مختلف نوشته است. مهم ترین اثر اخلاقى او کتاب الطب الروحانى است که در فهم اندیشه اخلاقى او بسیار مؤثر است.[۳]

الطب الروحانى

این کتاب از سال ۲۹۰ تا ۲۹۶ ق تألیف شده و در مجموعه اى به نام رسائل فلسفیه به چاپ رسیده است. الطب الروحانى داراى بیست باب است؛ فهرست ابواب این کتاب عبارت است از: باب اول در برترى عقل و ستایش آن، باب دوم در مقهور کردن هوى و جلوگیرى از آن و کلامى از افلاطون، باب سوم در جلوگیرى از نفس به عنوان منشأ اخلاق، باب چهارم در شناخت عیوب نفس، باب پنجم در پرهیز از عشق و الفت و کلامى درخصوص لذت، باب ششم در عجب، باب هفتم در حسد، باب هشتم در پرهیز از غضبِ مضر، باب نهم در دروغ افکندن، باب دهم در بخل ورزیدن، باب یازدهم در دفع زیان فکر و هَمّ، باب دوازدهم در دفع غم، باب سیزدهم در پرخورى، باب چهاردهم در سکر و مستى، باب پانزدهم در هم بسترى، باب شانزدهم در وَلَع، عبث و مذهب، باب هفدهم در کسب وکار، ثروت و انفاق، باب هجدهم در طلب مرتبه و مقام دنیوى، باب نوزدهم در سیره فاضله و باب بیستم در ترس از مرگ است. ابواب کتاب رازى با توجه به دیدگاه اخلاقى او تعیین شده و انتخاب برخى از عناوین و نپرداختن به برخى از فضایل و رذائل متأثر از دیدگاه اخلاقى اوست که در ادامه، شرح داده مى شود.

الف) اندیشه اخلاقى رازى

رازى مى کوشد تا حد ممکن از مبانى نظام اخلاقى خود بکاهد؛ براین اساس اندیشه اخلاقى او حتى بدون دین یا پذیرش امورى چون توحید و معاد استوار است.[۴] رازى در اخلاق به دنبال رشد و حرکت انسان به سمت کمال نیست. او اخلاق سلامت محور را طرح مى کند که هدف از آن بازگشت به حالت طبیعى است؛ به عبارت دیگر، در اندیشه اخلاقى رازى، رذائل، انسان را از طبیعت خود خارج و نفس او را بیمار مى کند؛ در این وضعیت علم اخلاق با درمان بیمارى هاى روحى، درصدد است انسان را به حالت اولیه بازگرداند. با توجه به همین نکته است که رازى در کتاب الطب الروحانى تنها به بیان رذائل اخلاقى، که انسان را از طبیعت خود خارج مى کنند، پرداخته است.

ب) مراتب نفس انسان

از نظر او انسان داراى دو ساحت جسم و روح است. علم طب عهده دار سلامت جسم و علم اخلاق عهده دار سلامت روح است. براى دستیابى به سلامت روح نخست باید انسان را شناخت. او به پیروى از افلاطون براى انسان سه نفس را بیان مى کند: نفس ناطقه یا الهیه، نفس غضبیه یا حیوانیه و نفس نباتیه یا شهوانیه.[۵] اگرچه رازى به سیاق دیگر اخلاق پژوهان عقل گراى مسلمان، سه قوه بودن نفس را طرح کرده، قواى نفس، گویى در حاشیه اندیشه اخلاقى رازى قرار دارد. نظام اخلاقى رازى بیش از همه مبتنى بر تقابل عقل و هوى است.

از نظر رازى انسان باید همواره در پرتو هدایت عقل زندگى کند و قواى خود را مطیع عقل گرداند؛ اما مهم ترین آفت براى عقل، هواى انسان است. از نظر رازى لگام زدن بر هوى و شهوات را هر انسان عاقلى تأیید مى کند و این مورد قبول هر کس، با هر دین و آیینى است. همه عقلا بر آن اند که مهار کردن هوى تااندازه اى که منجر به ضرر دنیوى نشود لازم است. از نظر آنان اگرچه شخص در آغاز و ابتداى کار در اثر مهار کردن شهوات خود به سختى و مرارت مى افتد، اما در ادامه به حلاوت و شیرینى دست مى یابد که نزد او سخت خوشایند است. به علاوه این رنج در آغاز کار است اما رفته رفته غلبه بر شهوات و نفس چندان دشوار نبوده و رنج ابتدایى نیز از بین خواهد رفت.[۶]

ج) اهمیت عقل در ارتقاء مرتبه انسان

گفته شد که اندیشه اخلاقى رازى مبتنى بر تقابل عقل و هوا است. او با تأکید بر اهمیت عقل و جایگاه آن، عقل را موهبتى الهى مى داند که خداوند به ما عطا کرده تا به مدد آن منافع دنیوى و اخروى خود را تشخیص دهیم و ازآن جاکه ما در مرتبه انسانى با عقل از حیوانات متمایز مى شویم و وجه برترى ما از حیوانات همین عقل است، نباید این برترى را از دست داده، با از دست دادن مرتبه خود، از حاکم به محکوم تبدیل شویم.[۷]

آنچه این عقل را از جایگاه حقیقى خود تنزل مى دهد و مانع رشد و کارایى آن مى شود، همانا هواى آدمى است. با این توضیحات لازم است انسان در منع و پرهیز از هواى نفس خود بکوشد. بازداشت و مخالفت کردن با هوى نیازمند تمرین بوده و به تدریج صورت مى گیرد. پرهیز از هوى، ممکن است براى برخى آسان و براى برخى دشوار باشد، اما آنچه مسلم است این که همگان براى دستیابى به سلامت روحانى باید این برترین فضیلت را دارا باشند.[۸]

د) شاخص رذیلت از نگاه رازى

به دلیل اهمیت هوى است که رازى کتاب طب روحانى را معطوف به آن نگاشته و در آن امور برآمده از هواى و شهوات را شرح داده است. او در جاى جاى کتاب خود بر اهمیت منع و پرهیز از هوى و شهوات (زَمّ)[۹] تأکید کرده است. مى توان این گونه گفت که شاخص رذیلت در اندیشه رازى، هوى است. او حتى عشق را بدان دلیل که پیروى از هواى نفس است و انسان را از عقلانیت دور مى کند امرى مذموم مى داند.[۱۰] از نظر رازى آدمى نوعاً عیوب خود و پیروى از هواى نفس خود را در نمى یابد؛ چراکه نسبت به خود محبت دارد و افعال خود را نیکو مى داند. براین اساس، نه تنها اگر دیگرى عیب او را گفت او نباید ناراحت شود، بلکه هر از گاه از دیگران بخواهد عیوب او را بیان کنند؛ زیرا ممکن است عیوب جدیدى را به دست آورد که قبلًا آن ها را نداشته است.[۱۱]

ﮬ) شاخصه هاى سلامتى روحى

حال با چه ملاکى مى توان گفت که فرد در وضعیت سالم و سلامت قرار دارد؟ رازى براى سلامت روحى انسان سه شاخص را ذکر مى کند و در هر موقعیت از یکى از آن ها بهره مى برد؛ به عبارت دیگر، او بر حسب شرایط و موارد مختلف، از ملاک هاى متفاوتى در تعیین سلامت نفس استفاده مى کند. این سه شاخص عبارت اند از: ۱ محاسبه میزان لذت و رنج به این معنا که اگر فرد فعلى را انتخاب کند که در نهایت به رنج منجر نشود و جلب لذت کند، در سلامت است؛ ۲ اعتدال که همان حد وسط در افعال و بهره گیرى از قواست؛ ۳ زهد و قناعت به کم ترین حد در بهره برى از لذائذ.[۱۲]

و) لذت

از جمله مطالبى که رازى مکرر بدان اشاره کرده، لذت است. او علاوه بر آن که در مقاله ازدست رفته «فى ماهیه اللذه»

به این بحث پرداخته، در طب روحانى ذیل فصل پنجم در بحث از عشق و دوستى، درخصوص لذت سخن گفته است. اهمیت این بحث در آن است که محور اندیشه او ترک هوى و لذات زودگذر است و بدین دلیل به شرح این مفهوم پرداخته است. از نظر او لذت چیزى جز راحتى از رنج و بازگشت به حالت طبیعى نیست. او معتقد است آدمى به مرورزمان از طبیعت خود خارج مى شود و ازآن جاکه این فرایند در طى زمان رخ داده، انسان دردى را حس نمى کند و چون به سرعت به حالت طبیعى بازمى گردد، احساس لذت پدید مى آید. با این توضیحات، لذتى که ما مثلًا از طعام مى بریم ناشى از گرسنگى ماست و میزان لذت ما وابسته به میزان رنجى است که پیش تر برده ایم.[۱۳] مطابق با تفسیر رازى، نه تنها از دست دادن لذات باعث غم و اندوه نیست، بلکه موجب خوشحالى است؛ چراکه لازمه هر لذت آن است که فرد پیش تر رنج و سختى هاى فراوانى را تحمل کرده باشد؛ به عبارت دیگر، ترک لذات به نوعى پرهیز از رنج ها است.

پی نوشتها

[۱] . قراملکى، نظریه اخلاقى محمدبن زکریاى رازى، ص ۱۳- ۳۷.

[۲] . ر. ک: مطهرى، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۴۶۹؛ کریمى زنجانى، در دائرهالمعارف تشیع، مقاله محمدبن زکریاى رازى، ج ۸، ص ۸۴- ۸۷.

[۳] . ر. ک: نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم پزشکى، از مجموعه آثار کنگره بین‏المللى نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامى.

[۴] . همو، ص ۱۶۲.

[۵] . رازى( محمدبن زکریا)، الطب الروحانى، ص ۲۷.

[۶] . محقق، فیلسوف رى، محمدبن زکریاى رازى، ص ۱۷۸ و ۱۷۹.

[۷] . همو، الطب الروحانى، ص ۱۸.

[۸] . همو، ص ۲۰ و ۲۱.

[۹] . به معناى زمام و لگام زدن به هوا است، نه به معناى نکوهش.

[۱۰] . همو، الطب الروحانى، ص ۳۲ و ۳۳.

[۱۱] . همو، ص ۳۳- ۳۵.

[۱۲] . قراملکى، نظریه اخلاقى زکریاى رازى، ص ۲۳۲- ۲۳۴.

[۱۳] . همو، الطب الروحانى، ص ۳۶- ۳۸.

منبع: کتاب نقش عالمان شیعه در گسترش علم اخلاق.

نویسنده: مهدى علیزاده و جمعى از محققان‏.