ویژه نامه » ماه مبارک رمضان » رویدادهای ماه رمضان »

محل دقیق شهادت حضرت علی(ع)

اشاره:

خَدیجَه دختر خُوَیلِد (درگذشت ۱۰ بعثت)، مشهور به خدیجه کبری(س) و ام المؤمنین، نخستین همسر پیامبر اکرم(ص) و مادر حضرت زهرا(س). خدیجه(س) قبل از بعثت با حضرت محمد(ص) ازدواج کرد و اولین زنی است که به وی ایمان آورد. خدیجه همه ثروت خود را در راه نشر اسلام به کار گرفت. پیامبر(ص) به احترام خدیجه، در طول حیات او همسری دیگر برنگزید و پس از درگذشت وی همواره از او با نیکی یاد می‌کرد. پیامبر از خدیجه دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه (س) داشت. بنابراین همه فرزندان پیامبر اسلام(ص) به جز ابراهیم، از خدیجه(س) بودند.

برای روشن شدن محل دقیق شهادت حضرت امیرمؤمنان علی(ع) نگاهی کوتاه به برخی از منابع تشیع و تسنّن می افکنیم و به زوایای آن واقعه دردناک و تأسف‏بار به نظاره می نشینیم…

نخست به خلاصه داستان شهادت آن حضرت اشاره می شود و سپس نگاهی به متون برخی از منابع شیعه و اهل سنت خواهیم داشت/
امیرمؤمنان(ع) در سحرگاه شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، طبق معمول برای اقامه نماز جماعت صبح از خانه به مسجد کوفه روانه شد. آن شب باز کردن درِ خانه که از چوب خرما بود برای آن حضرت دشوار گردید، آن بزرگوار در را از جای بیرون آورد و کنار گذاشت و این شعر را خواند:
اُشْدُدُ حَیاز یَمکَ لِلْمَوْتِ فَاِنَّ الْمَوْتَ لاقیکاوَ لا تَجْزَعْ مِنَ الْمَوْتِ اِذا حَلَّ بِوادیکا
کمربند و سینه خود را برای مرگ ببند، زیرا مرگ تو را دیدار خواهد کرد، و از مرگ اندوهناک مباش و بی تابی مکن در وقتی که در خانه تو فرود می آید.
آن گاه به سوی مسجد حرکت کرد. اول دو رکعت نماز خواند و سپس بالای بام رفت تا اذان بگوید. با صدای بلند اذان گفت که صدایش به گوش تمام ساکنان کوفه می رسید، سپس از بام پایین آمد و به محراب رفت و مشغول نماز نافله صبح شد، وقتی که خواست سر از سجده اولِ رکعتِ اول بردارد، در آن تاریکی، ابن ملجم آن چنان شمشیر بر فرق مقدس آن حضرت زد، که فرق سر آن بزرگوار تا نزدیکی پیشانی شکافته شد. امام علی(ع) در این هنگام گفت: «بِسْمِ الله وَ بِالله وَ عَلی مِلَِّْ رَسُول الله فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبه، به نام خدای و برای خدا و بر دین رسول خدا، به خدای کعبه سوگند رستگار شدم». سپس مقداری از خاک محراب را برداشت و روی زخم سرش پاشید و این آیه را خواند: (مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فِیها نُعیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارًَْ اُخْری)، ما شما را از خاک آفریدیم و در آن باز می گردانیم و از آن نیز بار دیگر شما را بیرون می آوریم/
در این لحظه جبرئیل بین زمین و آسمان فریاد زد: «تَهَدَّمَتْ وَ الله اَرْکانُ الْهُدی، وَانْطَمَسَتْ اَعْلامُ التُّقی وَانْفَصَمَتْ الْعُرْوَِْ الْوُثْقی، قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفی، قُتِلَ عَلِیُّ الْمُرْتَضی، قَتَلَهُ اَشْقَی الاْ َشْقیأِ»، سوگند به خدا استوانه‏ های هدایت، ویران شد، و نشانه‏ های بزرگ تقوی تاریک گردید، و دستگیره محکم ایمان شکسته شد، پسر عموی مصطفی(ص) کشته شد، علی مرتضی کشته شد، او را شقی ترین اشقیا کشت.{۱}
و اما مکان و زمان شهادت در برخی از منابع شیعی و اهل سنت:
۱٫ مرحوم علامه مجلسی؛ با نقل حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(ع) می نویسد: هنگامی که ابن ملجم – لعنْ الله علیه – بر سر مبارک علی(ع) ضربت شمشیر را می خواست وارد سازد با خود همدستی داشت که ضربت او به دیوار برخورد کرد اما ابن‏ ملجم در حالی که علی(ع) در سجده بود، ضربتی بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت.{۲}
۲٫ سید بن طاووس در کتاب «مصباح الزائر» در ضمن نقل زیارت جامعه ائمه المؤمنین(ع) به نقل از ائمه معصومین(علیهم السلام) می نویسد: «و انتم بین صریع فی المحراب قد فلق السیف هامته»;{۳} و بعضی از شما اهل بیت (علیهم السلام) در محراب عبادت به زمین افتاده در حالی که شمشیر زهرآلود فرق مبارکش را شکافته است. و این دلیل دیگری است که امیر مؤمنان علی(ع) در محراب عبادت به شهادت رسیده است/
۳٫ «ابن قتیبه دینوری» از مورخین شهیر اهل سنت در کتاب معروف الامامْ و السیاسْ، حادثه شهادت امیرمؤمنان علی(ع) را چنین گزارش کرده است: در صبح روز جمعه که ده روز از ماه رمضان، در سال چهلم هجرت باقی مانده بود، علی(ع) از منزل خود برای اقامه نماز وارد مسجد شد و هنگامی که در محراب عبادت نماز را شروع کرد ابن‏ملجم بر او حمله کرد و در حالی که گفت: الحکم لله لا لک یا علی! با ضرتب شمشیر فرق مبارک علی را شکافت و علی(ع) گفت: «فزت و رب الکعبه».{۴}
۴٫ دانشمند معروف اهل تسنن «سبط بن جوزی» می نویسد: هنگامی که حضرت علی(ع) در محراب عبادت قرار گرفت چند نفر به او حمله‏ ور شدند و ابن ‏ملجم ضربتی بر آن حضرت فرود آورد و بلافاصله با همراهانش گریختند.{۵}
۵٫ محمد بن جریر طبری در تاریخ خود کیفیت شهادت امام علی(ع) را به نقل از محمد حنفیه{۶} چنین گزارش کرده است: آن شب من در مسجد بودم و عده ‏ای دیگر نیز در مسجد بیتوته کرده و مشغول عبادت بودند. نزدیک صبح امیر مؤمنان علی(ع) وارد مسجد شد و با صدای بلند فرمود: ایُّها الناس، الصلاْ، الصلاْ متوجه نشدم که آیا آن حضرت بعد از عبور از درگاه مسجد این کلمات را گفت یا قبل از آن. ناگهان چشمم به برق شمشیری افتاد و در آن لحظه شنیدم که یکی می گفت: الحکم لله یا علی لا لک و لا لاصحابک، شمشیری را دیدم و بار دوم همان ضربت بر امام(ع) وارد آمد. علی(ع) فرمود: نگذارید مرد قاتل فرار کند جمعیت حاضر در مسجد ضارب را احاطه کردند.{۷}
۶٫ «ابوالحسن مسعودی» مورخ نامدار اهل سنت در قرن سوم هجری نیز در مروج الذهب می نویسد: ابن ملجم با همدستان خود در مقابل دری که علی از آن جا وارد مسجد می شد مخفی شدند، علی(ع) هر روز هنگام اذان صبح می آمد و مردم را برای نماز بیدار می کرد ابن ملجم بر اشعث که در مسجد بود گذر کرد و اشعث به او گفت: صبح تو را رسوا کرد. حجر بن عدی که این سخن را شنید گفت: ای اعور! او را به کشتن دادی خدا تو را بکشد. در این لحظه علی (ع) وارد مسجد شده و ندا می داد: ای مردم برای نماز آماده شوید. ابن‏ ملجم و یارانش به او حمله کرده و می گفتند: «الحکم لله لا لک»، ابن ملجم با شمشیر ضربتی بر پیشانی آن حضرت زد.{۸}
۷٫ سید نعمت الله جزایری از محدثین قرن دوازدهم هجری در کتاب قصص الانبیأ خود روایتی را از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که دلالت روشنی بر شهادت علی(ع) در محراب عبادت دارد. او می گوید: روزی رسول الله (ص) به علی (ع) فرمود: «یا علی صبر تو چگونه خواهد بود آن روزی که فرق تو شکافته شده و محاسنت از خون سرت رنگین شود در حالی که تو در محراب عبادت سجده کرده ‏ای؟! علی(ع) فرمود: یا رسول الله! آن جا مقام شکر است نه مقام صبر.{۹}
از متون تاریخی فوق که از منابع معتبر اهل سنت و شیعه می باشند چنین برمی آید که محل شهادت علی(ع) محراب عبادت و در حال نماز در مسجد کوفه بوده است/

پی نوشت:
[۱].فروغ ولایت، ص ۶۹۷؛ منتهی الاَّمال، ج ۱، ص ۱۷۴؛ انوار البهیه، ص ۶۱/
[۲].بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۵ – ۲ – ۶ – ۲/
[۳].بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۶۵/
[۴].الامامْ و السیاسْ، ج ۱، ص ۱۶۰/
[۵].تذکرْ الخواص، ص ۱۷۷/
[۶].تاریخ طبری، ج ۳، ص ۱۵۷/
[۷].این شخص در سایر منابع محمد حنیف ثبت شده و ظاهراً غیر از محمد حنفیه فرزند آن حضرت می باشد/
[۸].مروج الذهب، ج ۲، ص ۴۱۲/
[۹].القصص الجزائری، ص ۳۵۱/