مبعث حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)27 رجب

حضرت محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب(صلی الله علیه و آله)، آخرين پيامبر الهى است، كه براى هدايت بشر و راهنمايى دايمى انسان ها، از سوى پروردگار سبحان برانگيخته شد.

نام مباركش: محمد.

در تورات و برخى از كتاب هاى آسمانى “احمد” ناميده شده است.

هم چنين مادرش آمنه بنت وهب، پيش از نامگذارى وى توسط عبدالمطلب به محمد، وى را “احمد” ناميده بود.(1)

كنيه اش: ابوالقاسم و ابوابراهيم.

القاب شريفش: رسول الله، نبى الله، مصطفى، محمود، امين، امى، خاتم و … (2)

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)، به روايت شيعه در 17 ربيع الاول و به روايت اهل سنت در 12 ربيع الاول عام الفيل در مكه معظمه ديده به جهان گشود.(3)

پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، دو ماه پيش از تولد وى، از دنيا رفته بود. مادرش آمنه بنت وهب بن عبد مناف، از بانوان صالحه، جليل القدر و عاقله بود و در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريش، كم نظير و سرآمد همگان بود.

وى نيز، پس از دو سال و چهار ماه و به روايتى، پس از شش سال از تولد تنها فرزند دلبندش حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)، بدرود حيات گفت.(4)

كفالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بر عهده جدش عبدالمطلب بود و پس از وفات عبدالمطلب، بر عهده فرزندش حضرت ابوطالب، قرار گرفت.(5)

به هر روى، آن حضرت در 27 رجب سال چهلم عام الفيل (مطابق با سال 610 ميلادى)، در چهل سالگى به رسالت مبعوث شد.

آن حضرت در حالى كه در غار حرا، در حوالى مكه معظمه، به عبادت و نيايش مى پرداخت، جبرئيل امين بر وى نازل شد و بر وى آياتى از قرآن مجيد را به عنوان طليعه و آغاز كتاب هدايت و سعادت، بخواند و وى را به كسوت نبوت مفتخر ساخت. نخستين آياتى كه بر آن حضرت فرود آمد، آيه هاى سوره 96 قرآن مجيد، يعنى سوره علق بود(6) و در آن آمده است: بسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذى خَلَقَ. خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ. اِقْرَا وَ رَبُّكَ الْاَكْرَمُ. اَلَّذى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ

به روايتى، جبرئيل امين با هفتاد هزار فرشته و ميكائيل با هفتاد هزار فرشته فرود آمدند و براى آن حضرت، كرسى عزت و كرامت آوردند و تاج نبوت و رسالت را بر سر آن بزرگوار گذاشتند و لواى حمد را به دستش داده و گفتند بر فراز اين كرسى برو و خدايت را سپاس گو. به روايت ديگر، آن كرسى از ياقوت سرخ و پايه اى از آن از زبرجد و پايه اى از مرواريد بود و چون فرشتگان به سوى آسمان صعود كردند، آن حضرت از كوه حرا، پايين آمد و انوار جلال، او را فراگرفته بود، به طورى كه كسى توان نظر كردن به چهره مباركش را نداشت و بر هر درخت، گياه و سنگى كه مى گذشت، وى را سجده مى كردند و با زبان فصيح مى گفتند: السلام عليك يا نبى الله، السلام عليك يا رسول الله.

همين كه وارد خانه شد، از نور چهره مباركش خانه خديجه كبرى(سلام الله علیها) منور شد و آن بانوى پرهيزكار پرسيد: اى محمد! اين چه نورى است كه در تو مشاهده مى كنم؟ حضرت فرمود: اين نور پيامبرى است، بگو: لا اله الله، محمد رسول الله.

خديجه گفت: من سال هاست، كه پيامبرى تو را مى دانم و هم اكنون نيز شهادت مى دهم كه خدايى جز خداوند يكتا نيست و تو رسول و پيامبر خدايى.

بدين گونه، خديجه نخستين كسى بود كه به همسرش حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) ايمان آورد.(7)

از ميان مردان نيز امام على بن ابى طالب(ع)، به محض ديدن چهره نورانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به وى ايمان آورد و شهادتين را بر زبان جارى كرد.

از آن پس، پيامبر(صلی الله علیه و آله) در كنار خانه خدا نماز مى گذارد و خديجه(سلام الله علیها) و على(ع) بر او اقتدا مى كردند و نماز مى خواندند.(8) اين سه نفر، با جان و مال و هستى خويش اسلام را پرورانده و فراگير نمودند.

1- فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) (جعفر سبحانى)، ص 59

2- كشف الغمه (على بن عيسى اربلى)، ج1، ص 10

3- كشف الغمه، ج1، ص 17؛ منتهى الآمال (شيخ عباس قمى)، ج1، ص 13؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 383؛ فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام، ص 59

4- منتهى الآمال، ج1، ص 44؛ فرازهاى از تاريخ پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، ص 67

5- همان و تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 384

6- فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، ص 93؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 385

7- منتهى الآمال، ج1، ص 47

8- فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، ص 95