شیعه شناسی » درباره شیعه »

مؤسس شیعه

اشاره:

برخی از مغرضان و جاهلان درباره شیعه مطالبی را القا می کنند که هیچ واقعیتی ندارد. آنان برای اینکه در میان مسلمانان نسبت به مذهب شیعه تنفر ایجاد کنند هم در باره اصل تأسیس شیعه و هم درباره عقاید و آموزه های شیعه نسبتهای ناروا داده و به دروغ و کذب مطالبی را طرح نموده اند. در این نوشته به مطالبی در این خصوص پرداخته شده تا واقعیت آنگونه که است برای خوانندگان روشن گردد.

 

بعضى بر این عقیده اند که مذهب شیعه در زمان خلافت عثمان بن عفان، توسط برخى از یهودیانى که اسلام آورده بودند ولى بناى خراب کارى و تحریف عقائد مسلمانان را داشتند مانند عبداللّه بن سبا و کعب الأحبار و وهب بن منبه، تأسیس گردید و مى گویند این افراد بعد از اینکه عثمان، آن ها را تعقیب کرد، به مصر فرار کردند و آنجا را مرکز خود قرار دادند. بعد از فریب دادن جمعى از عوام، حزبى به نام (شیعه) تشکیل دادند. و على رغم اینکه عثمان بن عفان خلیفه بود، على بن ابیطالب(علیه السلام) را به عنوان امام و خلیفه معرفى کردند و احادیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)، جعل کردند که پیامبر(صلى الله علیه وآله)على(علیه السلام) را به عنوان خلیفه و امام قرار داده است.

اما این نظر و عقیده صحیح نمى باشد زیرا پیدایش لفظ شیعه و اطلاق آن به پیروان على بن ابیطالب(علیه السلام) نه در زمان عثمان، بلکه در زمان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) و توسط خود آن حضرت وضع شده است. براى اثبات این ادعا به برخى از روایاتى که در کتب معتبر اهل تسنن وارد شده است اشاره مى کنیم:

۱. خوارزمى در مناقب و حاکم حسکانى در شواهد التنزیل و محمد بن یوسف گنجى شافعى در کفایه الطالب و ابن جوزى در تذکره خواص الأمّه فى معرفه الأئمه و…، روایت نموده اند که حاکم ابو عبد اللّه حافظ خبر داد ما را با اسناد مرفوع بشراحیل انصارى کاتب حضرت امیر المؤمنین على بن ابیطالب(علیه السلام) که گفت شنیدم از آن حضرت فرمود: خاتم الأنبیاء(صلى الله علیه وآله) هنگام رحلت، پشت مبارکش به سینه من بود و فرمودند: یا على! ألم تسمع قول اللّه تعالى«إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ» هم شیعتک و موعدى و موعدکم الحوض إذا اجتمعت الأمم للحساب تدعون غراً محجّلین «یا على! آیا نشنیده اى آیه شریفه را (صاحبان اعمال صالحه و خیر البریه) ایشان شیعیان تو هستند، و وعده گاه من و شما کنار حوض کوثر خواهد بود. در آن هنگام که خلایق براى حساب رسى جمع شوند، شما را بخوانند در حالى که روى شما سفید باشد، و شما را آن روز غر محجلین مى خوانند یعنى پیشواى سفید رویان».(۱)

۲. جلال الدین سیوطى از ابن عساکر از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل مى کند که گفت: در خدمت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) بودیم که على بن ابیطالب(علیه السلام) وارد شد، پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: والذى نفسى بیده ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه فنزل«إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ»«قسم به کسى که جان من در قبضه قدرت اوست این مرد(اشاره به على(علیه السلام)) و شیعه او روز قیامت رستگارانند، آنگاه آیه مذکوره نازل گردید».

۳. خوارزمى در مناقب از جابر بن عبد اللّه نقل نموده که گفت: خدمت رسول خدا بودیم، على(علیه السلام) به طرف ما آمد، حضرت فرمود: قد اتاکم أخى یعنى رو به شما آمد برادرم (على)، آن گاه رو به کعبه نمود و دست على(علیه السلام) را گرفت و فرمود: والذى نفسى بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامه «قسم به کسى که جان من در قبضه قدرت اوست این مرد(اشاره به على(علیه السلام)) و شیعه او روز قیامت رستگارانند»، سپس فرمود: این على قبل از همه شما ایمان آورد و با وفاترین شمابه عهد خدا مى باشد، و عادل ترین شما در میان رعیت و تقسیم کننده تر از همه شما بالسویه و مرتبه اش از همه شماها در نزد پروردگار بزرگتر است، در همان وقت آیه مذکور نازل گردید. از آن به بعد هرگاه على(علیه السلام) در میان قومى ظاهر مى شد، اصحاب پیغمبر مى گفتند: جاء خیر البریه یعنى بهترین مردم آمد.

۴. ابن حجر در صواعق از حافظ جمال الدین محمد بن یوسف زرندى مدنى نقل نموده که چون آیه «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُلئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّاتُ عَدْن تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً رَضِىَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ…»(۲)نازل شد، رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) فرمود: یا على أنت و شیعتک خیر البریه تأتى یوم القیمه أنت و شیعتک راضین مرضیین و یأتى عدوک غضباناً مقمحین فقال من عدوى؟ قال من تبرء منک و لعنک «یا على تو و شیعیانت خیر البریه هستید، در روز قیامت تو و شیعیانت مى آیید در حالى که از خدا راضى و خدا هم از شما راضى است و دشمنانت مى آیند در حالى که خشمناک اند و دست هایشان به گردنشان بسته مى باشد. پس امیر المؤمنین(علیه السلام) عرض کرد دشمن من کیست؟ حضرت فرمود کسى که از تو بیزارى مى جوید و تو را لعن مى کند».(۳)

پی نوشت:

 ۱-مناقب خوارزمى؛ شواهدالتنزیل، حاکم حسکانى؛ کفایه الطالب، گنجى شافعى؛ تذکره، این جوزى.

۲-بیّنه، آیه ۷.

۳-شب هاى پیشاور، ص ۱۵۳.