كودك‌ و مسجد

آنجا كه‌ از تعليم‌ و تربيت‌ نسل‌ نو و ساختار بنيه‌ فرهنگی جوانان‌ سخن‌ در ميان‌ است‌ بالطبع‌ آمادگيهای روحی آنان‌ در دوران‌ كودكی، در صفحه‌ تحقيق‌ دانشمندان‌ علوم‌ تربيتی و روان‌ شناسان‌ نقش‌ می بندد.
دوران‌ كودكی انسان‌ نسبت‌ به‌ ديگر حيوانات‌، طولانی تر و حساس‌ تراست‌ . كودك‌ به‌ مراتب‌، بيشتر از ديگر حيوانات‌ به‌ مراقبت‌ و پرستاری والدين‌ نياز دارد.
هر چند روان‌ شناسان‌ در باب‌ تعليم‌ و تربيت‌ كودك‌ ديدگاهها و فرضيه‌ های سه‌ گانه‌ ای دارند و به‌ پيروان‌ : «فرضيه‌ يادگيری» ، « رشدگرايان‌» و «روانشناسان‌ نوين‌ انسان‌ گرايانه‌» تقسيم‌ شوند، اما وجه‌ غالب‌ با پيروان‌ «فرضيه‌ يادگيری» است‌ . اين‌ فرضيه‌ ، ديدگاه‌ منطقی تری دارد و بسياری از پيروان‌ ديگر فرضيه‌ ها هم‌ در اين‌ ديدگاه‌ شريكند.
طبق‌ اين‌ نظريه‌ ، كودكان‌ آن‌ چيزی می شوند كه‌ والدين‌ از آنان‌ می سازند. درحقيقت‌ والدين‌ ، آموزگاران‌ و ديگران‌، به‌ انديشه‌ و رفتار كودك‌ سازمان‌ می دهند(ويليام‌،1373).
طبق‌ اين‌ تفكر، « دوران‌ كودكی به قدری حساس‌ است‌ كه‌ اگر از فرصت‌ آن‌ استفاده‌ نشود و طفل‌ ساخته‌ و پرداخته‌ نشود ، امكان‌ بازسازی او هيچگاه‌ چون‌ اول‌ مقدور نتواند بود و در بسياری از موارد ، دوباره‌ سازی او امری قريب‌ به‌ محال‌ است‌ . در حدود 3 تا 6 سالگی ، رشد كودك‌ بسيار سريع‌ است‌ . و در همين‌ دوره‌ بحرانی رشد است‌ كه‌ می توان‌ به‌ پرورش‌ شخصيت‌ او همت‌ گماشت‌ ، عادات‌ نيكو و ضروری را در او ايجاد كرد، و او را به‌ رعايت‌ اصول‌ و مقررات‌ زندگی فردی و اجتماعی وادار نمود»(قائمی اميری،خانواده‌ و تربيت‌ كودك‌ ،1350).

فرهنگ‌

سعدی در اين‌ باره‌ ، چنين‌ سروده‌ است‌ ( سعدی ،گلستان‌،باب‌ تعليم‌ و تربيت‌ ):

هــــر كــــه‌ در خرديش‌ ادب‌ نكنند
در بزرگی فلاح‌ از او بــــرخاست‌
چرب‌ تر را چنانكه‌ خـــواهی پيچ‌
نشود خشك‌ ، جز به‌ آتش‌ راست‌

حتی روسو قدم‌ فراتر نهاده‌ و معتقد است‌ كه‌ تكوين‌ عادات‌ در كودك‌ ، بلافاصله‌ پس‌ از تولد او آغاز می شود، وی می گويد: «تكرار می كنم‌ ، تربيت‌ آدمی از زمان‌ تولد او شروع‌ می شود . قبل‌ از سخن‌ گفتن‌ و شنيدن‌ ، به‌ ياد گرفتن‌ مشغول‌ است‌ ، تجربه‌ و آزمايش‌ درسها را پيش‌ بينی می كند . همان‌ دقيقه‌ كه‌ دايه‌ خود رامی شناسد درحقيقت‌ خيلی تحصيل‌ كرده‌ است‌ . اگر ترقی انسان‌ را – در هر قدر هم‌ كه‌ خرفت‌ باشد – از حين‌ ولادت‌ تا آنجا كه‌ رسيده‌ تعقيب‌ نماييد ، از معلومات‌ او متحير خواهيد شد «حجتی ،اسلام‌ وتعليم‌ وتربيت‌ ،ج‌ 1،264)
دكتر الكسيس‌ كارل‌ ، فيزيولوژيست‌ ، جراح‌ و زيست‌ شناس‌ معروف‌ فرانسوی ، بر اين‌ باور است‌ : برای آنكه‌ تعليم‌ و تربيت‌ مفيد افتد، بايد خيلی زودتر از آنچه‌ عموماً امروز می كنند ، شروع‌ شود. يعنی از هفته‌ های اول‌ بعد از تولد ، ابتدا بايد به‌ مسائل‌ فيزيولوژيكی منحصر شود. و بعد از سال‌ اول‌ به‌ مسائل‌ روانی توجه‌ شود. ارزش‌ زمان‌ برای كودك‌ و پدر و مادرش‌ يكسان‌ نيست‌ . يك‌ روز در يك‌ سالگی ، خيلی طولانی تر از يك‌ روز در 30 سالگی است‌ . و شايد، شش‌ برابر حوادث‌ فيزيولوژيكی و روانی راشامل‌ است‌ . بنابر اين‌ نبايد چنين‌ دوران‌ پرمايه‌ كودكی را بدون‌ كشت‌ گذاشت‌ . محتملاً، در طول‌ 6 سال‌ اول‌ زندگی نتيجه‌ اجرای مقررات‌ زندگی قطعی تر است‌ ( كارل‌، راه‌ رسم‌ زندگی ،118).
اما بر خلاف‌ معتقدات‌ روانشناسان‌ غربی، كه‌ تربيت‌ كودك‌ را از هفته‌ های اول‌ بعد از تولد می دانند ، ديدگاه‌ اسلامی آن‌ را خيلی جلوتر و حتی به‌ دوران‌ قبل‌ از انعقاد نطفه‌ در رحم‌ مادر مرتبط‌ می شناسد.
بر اين‌ اساس‌ ، بيانات‌ پيشوايان‌ دين‌ مبين‌ اسلام‌ ، مشحون‌ از دستورها و مقررات‌ خاصی است‌ كه‌ هم‌ درباره‌ آداب‌ نكاح‌ و مجامعت‌ تذكراتی داده‌ و هم‌ به‌ تاثير آن‌ دستورها به‌ شكل‌ بندی بهداشت‌ جسمی و روان‌ كودك‌ چه‌ در شكم‌ مادر و چه‌ بعد از تولد تاكيد كرده‌ است‌ .بايد دانست‌ كه‌ اسلام‌ در باب‌ تعليم‌ و تربيت‌ ، فراتر از ديگران‌ انديشيده‌ است‌ ، بر اين‌ ديدگاه‌ پا می فشارد كه‌: « السعيد من‌ سعد فی بطن‌ امه‌، والشقی من‌ شقی فی بطن‌ امه‌» ( نيكبخت‌ كسی است‌ كه‌ در رحم‌ مادر به‌ نيكبختی رسيده‌ است‌، و بدبخت‌ كسی است‌ كه‌ در شكم‌ مادر به‌ بدبختی رسيده‌ است‌ » (محمدی ری شهری ، ميزان‌ الحكمة‌ ،ج‌ 5 ،129 ).
بنابراين‌ بايد در نظر داشت‌ كه‌ برای مسجدی بارآوردن‌ كودك‌ و اهل‌ نماز كردن‌ او ، والدين‌ به‌ طی چنين‌ مسيری نياز دارند، زيرا كارآمد ترين‌ و پربازده‌ ترين‌ مرحله‌ پرورش‌ كودك‌ – مطابق‌ با اخلاق‌ اسلامی و عادات‌ نيكوی فردی و اجتماعی – همين‌ دوران‌ كودكی او است‌ . كودك‌ در چنين‌ مرحله‌ ای ، آمادگی پذيرش‌ هر گونه‌ اخلاق‌ ، آداب‌ و عادات‌ را به‌ راحت‌ ترين‌ وجه‌ دارد.
راسل‌ می گويد: « سرعتی كه‌ طفل‌ شيرخوار در كسب‌ عادت‌ به‌ كار می برد، شگفت‌ آور است‌ . كسب‌ هر گونه‌ عادت‌ بد، سدی در برابر كسب‌ عادات‌ خوب‌ در اوايل‌ كودكی خواهد بود. به‌ همين‌ جهت‌ ، تكوين‌ عادت‌ در اوايل‌ كودكی ، بسيار مهم‌ به‌ شمار می رود چه‌ اگر عادتهای اولی نيك‌ باشد ، در آينده‌ از تشويقهای بی پايان‌ نجات‌ خواهيم‌ يافت‌ به‌ علاوه‌ عادتی كه‌ در آغاز عمر كسب‌ می شوند، در دورهای بعدی زندگی پايدار می مانند و همانند غرايز ، مؤثر و مسلط‌ خواهند بود. و عادات‌ منافی با آنها كه‌ بعدها كسب‌ می شوند ممكن‌ نيست‌ به‌ آن‌ درجه‌ از تاثير و تسلط‌ برسند . از اين‌ رو ، عادات‌ نخستين‌ بايد مورد توجه‌ كامل‌ قرار گيرند» ( فلسفی ، اخلاق‌، ج‌1، 277).
انجام‌ دادن‌ مداوم‌ تكاليف‌ دينی و برخی از اعمال‌ عبادی در اسلام‌ به ويژه‌ نماز ، به‌ تمرين‌ در دوران‌ كودكی نياز دارد، تا پس‌ از طی مراحل‌ رشد جسمانی و رسيدن‌ به‌ حد بلوغ‌، در برگزاری آن‌ احساس‌ سنگينی و مسامحت‌ بيجا به‌ وجود نيايد و احياناً به‌ ترك‌ آن‌ منجر نشود.
در روايتی از امام‌ صادق‌(ع‌) به‌ نقل‌ از پدر بزرگوارش‌ چنين‌ نقل‌ شده‌ است‌: كان‌ علی بن‌ الحسين‌(ع‌) يأمر الصبيان‌ ان‌ يصلوا المغرب‌ و العشاء جميعاً و الظهر و العصر جميعاً فيقال‌ له‌ يصلون‌ فی غير وقتها ، فيقول‌ هو خير من‌ ان‌ يناموا فيها (حضرت‌ امام‌ زين‌ العابدين‌(ع‌) همواره‌ بچه‌ ها را به‌ برگزاری نماز مغرب‌ و عشاء و ظهر و عصر، فرمان‌ می دادند . به‌ حضرت‌ گفته‌ می شود كه‌ بچه‌ ها نماز را در غير وقت‌ آن‌ می خوانند . پس‌ ايشان‌ می فرمايند: آن‌، بهتر از اين‌ است‌ كه‌ در وقتش‌ بخوابند) ( نوری ،مستدرك‌ الوسائل‌ ، ج‌3، 19).
مراد امام‌ اين‌ است‌ كه‌ آنان‌ تكليفی در اين‌ خصوص‌ ندارند بلكه‌ منظور عادت‌ و تمرين‌ دادن‌ آنان‌ به‌ نماز و رفع‌ احساس‌ سنگينی نسبت‌ به‌ نماز است‌ . از جمله‌ قوانين‌ سودمندی كه‌ دانشمندان‌ تعليم‌ و تربيت‌ به‌ آن‌ رسيده‌ اند « قانون‌ ممارست‌ و تكرار» و «قانون‌ تشويق‌» است‌ .
ثورنديك‌ « Thorandike » متوجه‌ اهميت‌ اين‌ قانون‌ شد كه‌ اعاده‌ و تكرار هر امری ، به‌ حفظ‌ آن‌ منجر میگردد. و به‌ عكس‌ ، اهمال‌ در تكرار ، موجب‌ فراموشی و نسيان‌ خواهد بود. (حجتی ،اسلام‌ و تعليم‌ و تربيت‌ ،ج‌2،220).
اين‌ قانون‌ ، همان‌ سخنی است‌ كه‌ مولی الموحدين‌ حضرت‌ علی(ع‌) در جملات‌ كوتاه‌ خود 1400 سال‌ قبل‌ فرمودند:« العادة‌ طبع‌ ثان‌» (عادت‌ ، سرشت‌ دوم‌ است‌) (آمدی ،تصنيف‌ غررالحكم‌ و دررالكلم‌ ،322).
« للعادة‌ علی كل‌ انسان‌ سلطان‌» عادت‌ برای انسانها به‌ منزله‌ پادشاه‌ و فرمانرواست‌ (آمدی ،تصنيف‌ غررالحكم‌ و دررالكلم‌،322)
«الفضيلة‌غلبة‌ العادة‌» فضيلت‌ نتيجه‌ پيروزی بر عادت‌ است‌ )(آمدی،تصنيف‌ غررالحكم‌ و دررالكلم‌ ،322).
با اهتمام‌ و التفاوت‌ به‌ نقش‌ عادات‌ در زندگی معنوی آينده‌ كودكان‌ است‌ كه‌ ما همواره‌ خواهيم‌ توانست‌ فرزندان‌ خود را به‌ شاهراه های اسلامی هدايت‌ كنيم‌ و آنان‌ را از كجرويها و افتادن‌ به‌ دست‌ اندازهای جاده‌ ای رهايی بخشيم‌ . آنگاه‌ راهزنان‌ فريبنده‌ و مهاجمان‌ با فضولات‌ فرهنگی ، يارای مقاومت‌ با ايمان‌ و اعتقاد راسخ‌ آنان‌ را نخواهند داشت‌ .
اكنون‌ بجاست‌ اين‌ سوال‌ مطرح‌ شود: با توجه‌ به‌ اهميت‌ عادت دهی كودكان‌ در مساجد، اسلام‌ در قبال‌ مسجد رفتن كودكان‌ چه‌ ديدگاهی دارد؟
در جواب‌ اين‌ سوال‌، بايد گفت‌ كه‌ در نگاهی به‌ احاديث‌ و روايات‌ وارده‌ با پاسخهای دوگانه‌ ای مواجه‌ می شويم‌ :
1- احاديثی كه‌ ورود كودكان‌ را به‌ مسجد مكروه‌ می شمارد.
2- احاديثی كه‌ دليل‌ بر جواز حضور كودكان‌ در مسجد، و تشويق‌ بدان‌ امراست‌ .
در دو سه‌ حديثی كه‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ در باب‌ كراهيت‌ حضور كودكان‌ در مساجد وارد شده‌ است‌ صرف‌ نظر از اينكه‌ تقدم‌ و تاخری در كلمات‌ آنها مشاهده‌ می شود چنين‌ است‌: « جنبوامساجدكم‌ مجانينكم‌ وصبيانكم‌ » (حضرت‌ رسول‌ اكرم‌(ص‌) می فرمايند: از مساجدتان‌، ديوانگان‌ و كودكان‌ خود را دور نگه‌ داريد . (نوری ،مستدرك‌ الوسائل‌ ،ج‌1، 230)
البته‌، شماری از علمای اهل‌ سنت‌ از اين‌ حديث‌، حكم‌ عدم‌ جواز ورود كودك‌ را به‌ مسجد استنباط‌ كرده‌ و بدان‌ فتوی داده‌ اند . قابسی از مالك‌ نقل‌ می كند: اگر كودك‌ در سنين‌ بازی و شيطنت‌ است‌ ، من‌ ورود او را به‌ مسجد جايز نمی دانم‌ ( داغ‌،تاريخ‌ تعليم‌ و تربيت‌ دراسلام‌،123)
اما در مقابل‌ اين‌ حديث ما در ماخذ دينی شاهديم‌ كه‌ پيامبر(ص‌) و اصحاب‌ ، بچه‌ های خود را به‌ مسجد می آورند. نه‌ تنها بچه‌ های سه‌ چهار ساله‌ بلكه‌ زنان‌ اصحاب‌ با بچه‌ های شيرخوار خود در نمازهای جماعت‌ حاضر می شدند.
روايات‌ نشان‌ نمی دهند كه‌ پيامبر رحمت‌(ص‌) حتی در يك‌ مورد بر آنان‌ يا بر والدين‌ آنان‌، نهيب‌ زده‌ يا به‌ آوردن‌ بچه‌ هايشان‌ به‌ مسجد اعتراض‌ كرده‌ باشند . بلكه‌ بر عكس‌ ، عكس‌ العملهايی كه‌ حاكی از تشويق‌ و رضايت‌ است‌ ، ازجانب‌ آن‌ حضرت‌ مشاهده‌ می شد.
ابن‌ عمر درباره‌ پيامبر(ص‌) چنين‌ می گويد:« رايت‌ رسول‌ الله‌(ص‌) علی المنبر يخطب‌ الناس‌ ، فخرج‌ الحسن‌ فعثر ، فسقط‌ علی وجهه‌، فنزل‌ علی المنبر يريد اخذه‌ ، فاخذه‌ الناس‌ فاتوا به‌، قال‌ قاتل‌ الله‌ الشيطان‌ : ان‌ الولد فتنه‌ و الله‌ ماعلمت‌ انی نزلت‌ من‌ المنبر حتی اتيت‌ به‌ » (رسول‌ خدا ص‌ ) را ديدم‌ كه‌ در منبر برای مردم‌ سخنرانی می كردند ( امام‌) حسن‌(ع‌) در خروج‌ از مسجد پايش‌ ليز خورد و به‌ زمين‌ افتاد . حضرت‌ از منبر پايين‌ آمد تا او را بگيرد. مردم‌ او را گرفتند و به‌ ايشان‌ دادند .حضرت‌(ص‌) فرمودند: خدا شيطان‌ را بكشد. واقعاً فرزند موجب‌ آزمايش‌ است‌ . به‌ خدا قسم‌ ، هيچ‌ متوجه‌ پايين‌ آمدن‌ از منبر نشدم‌ ، تا اينكه‌ او به‌ من‌ رسانده‌ شد(هندی كنزالعمال‌ ،ج‌16، 289)
گاهی ، پيغمبر(ص‌) در حال‌ سجده‌ بودند، كه‌ امام‌ حسن‌(ع‌) می آمدند و بر پشت‌ پيامبر(ص‌) می نشستند . پيغمبر (ص‌) به‌ همان‌ حال‌ می ماندند و سجده‌ را طول‌ می دادند (شريف‌ قرشی ،زندگانی حسن‌ بن‌ علی(ع‌) ،ج‌1، 68)
شبی پيامبر(ص‌) نماز عشاء می گذاشتند و سجده‌ ای بسيار دراز به‌ جا آورند . پس‌ از پايان‌ نماز، علت‌ را از ايشان‌ پرسيدند ، پيامبر(ص‌) فرمودند: پسرم‌ حسن‌ بر پشتم‌ سوار بود، و ناراحت‌ بودم‌ كه‌ پياده‌ اش‌ كنم‌ (شريف‌ قرشی،زندگانی حسن‌ به‌ علی(ع‌) ،ج‌1، 68)
حتی ابوقتاة‌ انصاری روايتی كه‌ حاكی از نهايت‌ توجه‌ پيامبر(ص‌) به‌ كودكان‌ در اثنای نماز است‌ ، نقل‌ می كند كه‌ شايد برای ما غير منتظره‌ بنمايد . و در صورت‌ صحت‌ روايت‌ ممكن‌ است‌ آن‌ را مغاير با اصل‌ حضور قلب‌ در نماز تلقی بنماييم‌ . او چنين‌ می گويد: «ان‌ رسول‌ الله‌(ص‌)كان‌ يصلی و هو حامل‌ امامه‌ بنت‌ زينب‌ بنت‌ رسول‌ الله‌(ص‌) و لابی العاص‌ بن‌ ربيعه‌ بن‌ عبد شمس‌ ، فاذاسجد وضعها و اذا قام‌ حملها » (همانا رسول‌ خدا(ص‌) و همسر ابی العاص‌ ، را در بغل‌ می گرفتند و هنگام‌ سجده‌، او را زمين‌ می گذاشتند و در قيام‌ ، او را بر می داشتند) (عبدالباقی ،اللولو و المرجان‌ ،ج‌1،109).
دو روايت‌ ديگر كه‌ بر حضور كودكان‌ شيرخوار و خردسال‌ در مسجد دلالت‌ می كند، جالب‌ توجه‌ است‌ .صاحب‌ مستدرك‌ الوسائل‌ ، از كتاب‌ عدة‌الداعی چنين‌ نقل‌ می كند: « صلی رسول‌ الله‌(ص‌) بالناس‌ يوماً فخخف‌ فی الراكعين‌، فلما انصرف‌ قال‌ له‌ الناس‌ يا رسول‌ الله‌ رأيناك‌ خففت‌ هل‌ حدث‌ فس‌ الصلاة‌؟ قال‌ : و ماذاك‌ ، قالوا خففت‌ فی راكعتين‌ الاخرتين‌ ، فقال‌ ا و ما سمعتم‌ صراخ‌ الصبی ، و فی حديث‌ آخر: خشيت‌ ان‌ يشتغل‌ به‌ خاطر ابيه‌» (روزی رسول‌ خدا(ص‌) با مردم‌ نماز می گزاردند كه‌ دو ركعت‌ آخر را سبكتر كردند. پس‌ از اتمام‌ نماز ، مردم‌ گفتند: يارسول‌ الله‌ ، متوجه‌ سبك‌ كردن‌ نماز شديم‌ . آيا اتفاقی در نماز روی داد؟ فرمودند: چطور مگر ؟ گفتند: دو ركعت‌ آخر را سبك‌ برگزار كرديد.فرمودند: آيا صدای گريه‌ بچه‌ را نشنيديد؟! و درحديث‌ ديگری هست‌ كه‌ فرمودند: ترسيدم‌ فكر پدرش‌ بدان‌ مشغول‌ شود(نوری ،مستدرك‌ الوسائل‌ ،ج‌6، 503)
رسول‌ خدا(ص‌) در حديث‌ ديگری نيز می فرمايند: «انی لاقوم‌ الی الصلوة‌ اريد ان‌ اطول‌ فيها فاسمع‌ بكاء الصبی فاتجوز فی صلاتی كراهية‌ ان‌ اشق‌ علی امه‌»(من‌ به‌ نماز می ايستم‌ و می خواهم‌ تا آن‌ را طولانی سازم‌ .پس‌ ،گريه‌ كودكی را می شنوم‌.وچون‌ خوش‌ نمی دارم‌ كه‌ بر مادر او سخت‌ گيری كنم‌ ، نماز را سبك‌ برگزار می كنم‌ .(بخاری ،صحيح‌ ،ج‌1،1397 زبيدی ، مختصرصحيح‌ البخاری ،108 ،بلاغی پيامبر رحمت‌ ،23)
در حديث‌ ديگری ضمن‌ دلالت‌ بر حضور كودكان‌ در مساجد چگونگی شركت‌ آنان‌ در صفوف‌ جماعت‌ ، بدين‌ گونه‌ بيان‌ شده‌ است‌ : «عن‌ جابر، عن‌ ابی جعفر(ع‌) قال‌: سألته‌ عن‌ الصيبان‌ اذا صفوا فی الصلوه‌ المكتوبة‌، قال‌: لاتؤخر و هم‌ عن‌ الصلوة‌ و فرقوا بينهم‌» (جابر نقل‌ می كند كه‌ امام‌ باقر(ع‌) درباره‌ كودكانی كه‌ در نماز واجب‌ حضور می يابند پرسيدم‌ .حضرت‌ فرمودند: آنان‌ را در آخر صفهای جماعت‌ با هم‌ نگذاريد ، بلكه‌ جداگانه‌ در بين‌ بزرگسالان‌ پراكنده‌ سازيد)(طباطبائی بروجردی ،جامع‌ احاديث‌ الشيعة‌، ج‌ 6، 459)
باتوجه‌ به‌ احاديث‌ و رواياتی كه‌ ياد آور شديم‌ ، اگر جمع‌ بندی صحيحی به‌ عمل‌ نيايد شايد اين‌ شبهه‌ ايجاد شود كه‌ احاديث‌ مشمول‌ نوعی تناقض‌ گويی شده‌ اند، در حالی كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ چنين‌ نيست‌ . صدور احاديثی از قبيل‌ :«جنبوا مساجدكم‌ مجانينكم‌ وصبيانكم‌ ….»نشان‌ می دهد كه‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ ، كودكانی را در نظر دارد كه‌ در حركات‌ خود و در شيطنت‌ و شلوغ‌ كاری بسان‌ ديوانگان‌ عمل‌ می نمايند و در صورت‌ حضور در مسجد ، موجب‌ آلودگی يا ايجاد بی نظمی غيرمتعارف‌ در مسجد می شوند. اين‌ احتمال‌ هم‌ وجود دارد كه‌ در جامعه‌ آن‌ روز با توجه‌ به‌ شرايط‌ و عدم‌ امكاناتی از قبيل‌ پوشاك‌ مناسب‌ بچه‌، حضور كودكان‌ چه‌ بسا موجب‌ آلودگی مسجد و حاضران‌ در مسجد می شد.
طبق‌ نظر فقيه‌ بزرگوار شهيد ثانی(ره‌) : «مراد كودكانی است‌ كه‌ به‌ طهارت‌ آنان‌ اعتمادی نيست‌ يا اينكه‌ خوب‌ و بد را تشخيص‌ نمی دهند اما بچه‌ مميزی كه‌ طهارت‌ او مورد وثوق‌ است‌ و خودش‌ نيز بر نمازها مواظبت‌ می نمايد ،كراهيتی بر آن‌ متوجه‌ نيست‌ بلكه‌ سزاوار است‌ او را به‌ آمدن‌ مسجد تمرين‌ داد همچنانكه‌ لازم‌ است‌ برای نماز تمرين‌ و عادت‌ داده‌ شود »(عاملی ،الروضة‌البهية‌ ،ج‌1، 96)
آيت‌ الله‌ شهيد مطهری، در يكی از گفتارهای خود در توضيح‌ آيه‌:«وامر اهلك‌ بالصلاة‌و اصطبر عليها»(طه‌ 55/)(اهلت‌ را به‌ نماز دستور بده‌ و بر نماز صبر كن‌) چنين‌ بيان‌ می كند: «…..بچه‌ ها را از كودكی بايد به‌ نماز تمرين‌ داد….بچه‌ را بايد در محيط‌ مشوق‌ نماز خواندن‌ برد .اين‌ به‌ تجربه‌ ثابت‌ شده‌ است‌ كه‌ اگر بچه‌ به‌ مسجد نرود، اگر در جمع‌ نباشد نمازخواندن‌ جمع‌ را نبيند به‌ اين‌ كار تشويق‌ نمی شود. چون‌ اصلاً حضور در جمع‌ مشوق‌ انسان‌ است‌ آدم‌ بزرگ‌ هم‌ وقتی خودش‌ را در جمع‌ اهل‌ عبادت‌ می بيند روح‌ عبادت‌ بيشتری پيدا می كند بچه‌ كه‌ ديگر بيشتر تحت‌ تأثير است‌ … بايد با بچه‌ های خودمان‌ ، برنامه‌ مسجد رفتن‌ داشته‌ باشيم‌ ، تا بچه‌ ها با مساجد و معابد آشنا بشوند. ما خودمان‌ از بچگی با مساجد و معابد آشنا بوديم‌ در اين‌ اوضاع‌ و احوال‌ امروز چقدر به‌ مسجد می رويم‌ كه‌ بچه‌ های ما كه‌ هفت‌ ساله‌ شده‌ اند به‌ دبستان‌ و بعد به‌ دبيرستان‌ و بعد به‌ دانشگاه‌ رفته‌ اند ولی اصلاً پايشان‌ به‌ مساجد نرسيده‌ است‌ بروند؟ خوب‌ اينها قهراً از مساجد فراری می شوند حالا، ممكن‌ است‌ بگوييد وضع‌ مساجد خراب‌ است‌ كثيف‌ است‌ يا مثلاً يك‌ روضه‌ خوان‌ می آيد و حرف‌ چنان‌ و چنين‌ می زند .آنها را هم‌ وظيفه‌ داريم‌ كه‌ درست‌ بكنيم‌ وظيفه‌ كه‌ در يكجا تمام‌ نمی شود وضع‌ مساجد خودمان‌ را هم‌ بايد اصلاح‌ بكنيم‌ (مطهری ،گفتارهای معنوی ،94)
از طرفی ديگر بايد به‌ نكته‌ ظريف‌ توجه‌ داشت‌ كه‌ منع‌ بچه‌ از مسجد ، با منع‌ مادر او از مسجد نيز ارتباط‌ تنگاتنگی دارد . مادران‌ كه‌ معمولاً مسئوليت‌ پرستاری و تربيت‌ فرزندان‌ را بيشتر از پدران‌ به‌ عهده‌ دارند در مراعات‌ چنين‌ امری ، ساليانی را محكوم‌ به‌ خانه‌ نشينی و محروميت‌ از مساجد الهی خواهند بود. مادران‌ با اين‌ فرض‌ بايد به‌ جرم‌ مادربودن‌ و پرستاری حداقل‌ سه‌ فرزند ، 10 تا 12 سال‌ از حضور در پايگاههای عظيم‌ فكری و معنوی اجتناب‌ كنند، و در نهايت‌ به‌ آموخته‌ های بيات‌ خانه‌ پدری و آموزشهای فراموش‌ شده‌ و منسوخ‌ دوران‌ تحصيلی قناعت‌ نمايند. بديهی است‌ چنين‌ برداشتی در حوزه‌ خدامحوری و علم‌ مداری اسلامی جايگاهی ندارد و با نص‌ صريح‌ دينی مغاير است‌.
اين‌ نكته‌ را هم‌ بايد اضافه‌ كرد كه‌ هيچ‌ وقت‌ ، احتمال‌ شلوغ‌ كاری و شيطنت‌ از جانب‌ كودكان‌ دور از انتظار نيست‌ و در صورت‌ حضور در مساجد، در رفع‌ آرامش‌ آن‌ مقداری دخيل‌ خواهند بود. اما از باب‌ « الاهم‌ فالاهم‌ » و نتيجه‌ عادت‌ پذيری كودك‌ ، بايد آن‌ را تحمل‌ كرد و در طراحی مساجد برای آنان‌ نيز جايگاهی را متناسب‌ با روحيه‌ كودكی در نظر گرفت‌ .
امروزه‌ برای جلب‌ و جذب‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ و حتی جوانان‌ به‌ مساجد از باب‌ «وجوب‌ مقدمه‌ واجب‌» بايد ساخت‌ مهد كودك‌ فضای سبز و مجتمع های ورزشی-تفريحی و برنامه‌ ريزی ازسوی متوليان‌ مساجد پيش‌ بينی شود با توجه‌ به‌ فراگيربودن‌ امور فوق‌ در زندگی روزمره‌ كودكان‌ و جوانان‌ بايد مساجد را توسعه‌ داد و متحول‌ كرد .
ما امروز در دنيايی زندگی می كنيم‌ كه‌ در بافت‌ شهری آن‌ ، ديگر از خانه‌ باغها بويژه‌ در طبقات‌ پايين‌ و متوسط‌ جامعه‌ – كه‌ طيف‌ مسجدی را هم‌ آنان‌ تشكيل‌ می دهند – خبری نيست‌ .كودك‌ و جوان‌ در يك‌ محاصره‌ آپارتمانی و آپارتمان‌ نمايی به‌ دور از تفريجات‌ لازم‌ محدود شده‌ است‌ . لذا شوق‌ بازی در فضای سبز زيبا و دلپذير و «گلگشت‌ در كنار آب‌ نماهای مسجد » (مهاجرانی،روزنامه‌ اطلاعات‌،28/3/1377)می تواند با بلند شدن‌ نغمه‌ دلكش‌ اذان‌ از مأذنه‌ مساجد ، جذبه‌ و اشتياق‌ آنان‌ را نسبت‌ به‌ مسجد روی شعله‌ ور كند. حتی چنين‌ روشی ، می تواند پدران‌ و مادران‌ را به‌ سوی مسجد بكشاند، كه‌ اين‌ خود از زمينه‌ های «توفيق‌ اجباری» است‌ و از راههای تحكيم‌ پيوند خانه‌ و مسجد به‌ شمارمیرود.
اساساً معماری سنتی مساجد بر چنين‌ ساختاری دلپذير و دل آرايی استوار بوده‌ است‌ به‌ طوری كه‌ تاريخ‌ می نويسد ميراث‌ فرهنگی مینماياند و حافظ‌ شيرازی می سرايد:
بده‌ ساقی می باقی كه‌ درجنت‌ نخواهی يافت‌
كنار آب‌ ركناباد و گلگشت‌ مصلی را
متاسفانه‌ با وجود پيشرفتهای معماری و تحولات‌ اجتماعی ، فرهنگی و صنعتی ، به‌ صراحت‌ می توان‌ ادعا كرد كه‌ مسجد سازيهای امروز ، هيچ‌ تناسبی با آن همه‌ تحولات‌ نشان‌ نمیدهند و فاقد جاذبه‌ های تبليغی مطابق‌ با زمان‌ است‌ .
مسجد سازی و مسجد داری در دنيای امروز، نيازمند دانش‌ فنی و تخصص‌ لازم‌ خود است‌ كه‌ متاسفانه‌ تاكنون‌ برنامه‌ ريزی دقيقی در اين‌ باره‌ نشده‌ است‌
واقعيت‌ اين‌ است‌ آن‌ مقداری كه‌ به‌ نقش‌ اجتماعی و سياسی مساجد در جريان‌ انقلاب‌ اسلامی باور كرده‌ ايم‌ به‌ همان‌ ميزان‌ در گسترش‌ جاذبه‌ های تفريحی مساجد تلاش‌ و كارنكرده‌ ايم‌ و «مسجد دانشگاه‌» بسيار ايجاد كرده‌ ايم‌ ولی به‌ فكر «دانشگاه‌ مسجد » نيفتاده‌ ايم‌ .
امروزه‌ احداث‌ هر گونه‌ ساختمانی تابع‌ يك‌ سلسله‌ اصول‌ و ضوابط‌ شهر سازی ، و بر اساس‌ نيازمنديهای تعريف‌ شده‌ كارشناسانه‌ صورت‌ می پذيرد .اما فقط‌ در اين‌ ميان‌ مسجد است‌ كه‌ از هيچ‌ اصول‌ علمی ، تربيتی و تبليغاتی برخوردار نبوده‌ و تاكنون نيز در مورد طراحی كارشناسانه‌ آن‌ الگويی ارائه‌ نشده‌ است‌ .

منابع‌ :
1. آمدی ، تصنيف‌ غررالحكم‌ و دررالكلم‌ ،قم‌،دفتر تبليغات‌ اسلامی
2. بخاری ، صحيح‌ بخاری
3. بلاغی،صدر،پيامبر رحمت‌ ، تهران‌ ، انتشارات‌ حسينيه‌ ارشاد
4. حجتی ،محمدباقر، اسلام‌ وتعليم‌ و تربيت‌ ، چاپ‌ پانزدهم‌ ، تهران‌ ، دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی
5. داغ‌ ،محمد و ديگران‌ ، تاريخ‌ تعليم‌ و تربيت‌ دراسلام‌ قرن‌ 6-1 هجری ، ترجمه‌ علی اصغر كوشافر ، تبريز ، دانشگاه‌ تبريز، 1369
6. زبيدی ، احمد بن‌ عبداللطيف‌ ، مختصر صحيح‌ البخاری ، بيروت‌ ، دارالنفائس‌
7. سعدی ، گلستان‌
8. شريف‌ قرشی ، باقر ، زندگانی حسن‌ بن‌ علی (ع‌9 ، ترجمه‌ فخرالدين‌ حجازی ، چاپ‌ دوم‌ .
9.طباطبائیبروجردی،حسين‌،جامع‌احاديث‌الشيعة‌،قم‌،1369 هـ.ق‌
10. عاملی ، زين‌ الدين‌، الروضة‌البهية‌،قم‌،موسسه‌ اسماعيليان‌ 1375
11. عبدالباقی ،محمدفؤاد،اللؤلؤو المرجان‌،بيروت‌ ،دارالفكر
12. فلسفی ،محمدتقی،اخلاق‌،چاپ‌ دوم‌،تهران‌
13. قائمی اميری،علی،خانواده‌ وتربيت‌ كودك‌،تهران‌،انتشارات‌ اميری
14. كارل‌ ،الكسيس‌،راه‌ رسم‌ زندگی،ترجمه‌ پرويزدبيری،چاپ‌ پنجم‌،اصفهان‌،نشرتأييد
15. محمدی ری شهری ،محمد،ميزان‌ الحكمة‌،چاپ‌ اول‌،قم‌،دفترتبليغات‌ اسلامی
16. مطهری ،مرتضی ،گفتارهای معنوی
17. مهاجرانی،عطاءالله‌ «نقدحال‌»،روزنامه‌ اطلاعات‌ ،28خرداد1377
18. نوری ،ميرزاحسين‌،مستدرك‌ الوسائل‌،چاپ‌ جديد
19. ويليام‌،سی كرين‌،پيشگامان‌ رشد،ترجمه‌ فريدفدايی،تهران‌،اطلاعات‌ 1373
20. هندی،حسام‌ الدين‌ ،كنزالعمال‌ ،بيروت‌،الشركة‌المتحدة‌للتوزيع‌
منبع: بنیاد اندیشه اسلامی
نويسنده: حسن‌ رهبری (كارشناس‌ ارشد مديريت‌)