خانواده شیعی » تربیت فرزند » کودک »

کارکردهاى اجتماعى و روانى نقاشى کودکان

کودکى، در عمق وجود همه ماست و با چشمان اوست که همگى، روزى به این عالم نگاه کرده‌ایم. با این وجود، چنان از آن دور افتاده‌ایم که برای فهم نقاشى کودکان، نگاه کردن آن برایمان کافى نیست و باید آنها را مورد مطالعه و بررسى دقیق قرار دهیم. نقاشى، بیان کننده احساسات و شخصیت کودکان است و باعث پرورش خلاقیت آنها می شود و تعادل فکرى و روحى به آنها مى‌دهد. از طرف دیگر، تجزیه و تحلیل این نقاشی‌ها براى والدین و مربیان، امکان شناخت کودک و کمبودهاى احتمالى او را فراهم مى‌کند. نقاشی براى کودک، فقط یک وسیله براى تجزیه و تحلیل یا توضیح و تشریح موجودات و اشیاء نیست، بلکه در عین حال، وسیله اى براى بیان زندگى عاطفى اوست.

هنگامى که کودک با آزادى و به دلخواه خود نقاشى مى‌کند، در واقع حالت روحى و احساسات زمان حاضر و احساسات ژرف‌تر خود را بیان مى‌کند.

تفسیر نقاشى چیست؟

تفسیر نقاشى به معناى این است که بتوان آنچه را یک نقاشی دربردارد، به صورت جملات معمولى و قابل فهم بیان کرد. بدیهی است که جستجوى یک معناى مخفى توسط یک کلید رمز، کمک مى‌کند تا یک نقاشى تفسیر شود. کلیدهای رمز، ابزار تفسیر نقاشى‌ها هستند که به کمک آنها تحلیل نقاشی یعنى روانکاوى کودک ممکن مى‌شود. در هنگام تفسیر نقاشى کودکان، باید مقطع سنى کودک را دقیقا در نظر گرفت. کنایه‌ها یا رمزهاى نقاشى کودک را در وهله اول به سه دسته زیر مى‌توان تقسیم نمود:

۱- کنایه‌هاى آگاهانه یا ارادى که کودک آنها را عملا ترسیم کرده است و از شرایط محیط زندگى نتیجه مى‌شوند.

۲- کنایه‌هاى مبهم که از دنیاى تخیلى خاص کودک ناشى مى‌شوند. مثل تجسم خورشید به صورت زن.

۳- کنایه‌هاى ناخودآگاه که از تمایلات سرکوب شده یا عقده‌های درونى، مایه مى‌گیرند.

زیبایی‌شناسى و تاثیرات روانى رنگ

غالبا هر رنگى از نظر روانی، معنى خاصى دارد. رنگ همیشه معرف و وسیله اى براى بیان و ارتباط احساسات و عقاید بوده و هست، به طورى که مى‌توان با زبان رنگها صحبت کرد. یک رنگ در یک نظام اجتماعى مشخص، ممکن است داراى مفهومى باشد که در نظام دیگر معنى متضاد آن را بدهد. به طور مثال: در بعضى قبایل موزامبیک رنگ سیاه، رنگ خوشى و شادى است. رنگ قرمز تقریبا در همه جا معناى قدرت را القا مى‌کند زیرا با خون که نماد زندگی است، همرنگ است.

درباره رنگها موضوعى که بیشتر مورد توجه است محتواى روانی آنهاست. همه مردم تمایز بین رنگهاى گرم (قرمز، زرد، نارنجی) و رنگهاى سرد (آبی، سبز، بنفش) را مى‌شناسند. رنگهاى گرم تحریک کننده و سبب فعالیت و جنب و جوش و مولد حرکت و شادی هستند. در حالى که رنگهاى سرد، برعکس موجب حالتهاى انفعالی، سکون، بى حرکتى و تلقین کننده غم و اندوه هستند.

افرادی که نسبت به رنگهاى گرم واکنش نشان مى‌دهند، بسیار انعطاف پذیر در اجتماع و زود جوش هستند و با جدیت هدف خود را دنبال مى‌کنند و افرادى که رنگهاى سرد را مى‌طلبند نسبت به دنیای خارج بى اهمیت و تغییرات را بسیار سخت مى‌پذیرند و داراى روحى سرد هستند.

•  رنگ زرد: افرادى که این رنگ را بیشتر دوست دارند یا باهوش و یا بى استعداد و عقب مانده هستند.

•  رنگ آبی: افرادى که این رنگ را بیشتر دوست دارند محافظه کار هستند این افراد معمولا انسانهاى موفقى بوده و ارتباط درستی برقرار کرده و افرادى دوست داشتنى و سرشار از عشق و محبت و صبر هستند.

•  رنگ سبز: افرادى که این رنگ را بیشتر دوست دارند رفتاری ساده دارند و شهروندان خوبى هستند.

•   رنگ قرمز: رنگى گرم و زنده و پرنیرو است. افرادى که این رنگ را بیشتر دوست دارند خوشحال هستند و زندگى را شیرین می دانند.

•  رنگ صورتی: افرادى که معمولا مشکلى را پشت سر گذاشته اند و به دنبال آرامش هستند این رنگ را دوست دارند.

•  رنگ نارنجی: رنگ اجتماعى و شاد است. افرادى که این رنگ را دوست دارند زود جوش هستند و تنهایى را دوست ندارند.

•  رنگ سفید: رنگى ضعیف، بى احساس و بى تحرک است و نشانه مشکل روانی.

•  رنگ قهوه ای: افرادى که این رنگ را دوست دارند، محکم، قابل اعتماد و زیرک هستند.

موضوع نقاشى و شخصیت کودک

درک و فهم نقاشى‌هاى کودک و چیزى که او مى‌خواهد بیان کند، براى والدین و مربیان بسیار لازم است. زیرا شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بین بزرگسالان و کودکان مى‌شود.

     بزرگسالان مى‌توانند با برقرار کردن روابط دوستانه با کودک از او بخواهند برایشان درخت، حیوان، خانه، یک شخص، خانواده، خودش و یا هر چه را که مورد علاقه اش هست یا از آن میترسد یا یک رویا را ترسیم کند. البته بى آنکه چیزى را به او تحمیل کنند. البته براى تعبیر نقاشى‌هاى یک کودک باید از تعداد زیادى از نقاشى‌ها و اطلاعات دقیق زندگی کودک کمک گیرید.

۱- شکل آدم: در نقاشى کودکان اگر شکل آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال زیادی وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر برعکس آدمک در اندازه کوچک یا در گوشه اى از کاغذ کشیده شده باشد، به معناى این است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین تر مى‌داند. اگر در نقاشى دست و بازو را نکشیده، بیانگر احساس عدم امنیت است. کودکانى که آدمهایى با اندازه بزرگ رسم مى‌کنند خود را بالاتر از بقیه مى‌دانند و زودرنج و حساس هستند. کودکان پرخاشگر، جزئیات صورت را به حد اغراق آمیزى بزرگ رسم مى‌کنند، در حالى که کودکان خجالتی، جزئیات را از نظر مى‌اندازند و فقط دایره صورت را ترسیم مى‌کنند.

کودکان ضعیف و درونگرا اغلب براى آدمک پا نمى گذارند و یا او را به حالت نشسته نقاشى مى‌کنند. بالاتنه اگر لاغر و باریک باشد مشخص کننده این است که کودک از اندام خود ناراضى است و یا از چاق و بزرگ شدن مى‌ترسد.

۲- نقاشى کودکان همسن و سال: در این نوع نقاشى از کودک خواسته می شود که خود را در میان کودکان همسن بکشد. اگر کودک در این نقاشی خود را در میان گروه یا کنار دایره کشیده باشد معانی مختلفى پیدا مى‌کند. ناسازگارها اغلب در محدوده خارجی گروه و یا تنها کشیده میشوند.

۳- نقاشى خواب و رویا: نقاشى خواب و رویا ممکن است ترسها یا تمایلات کودکان را ظاهر کند.

۴- خانه: در نقاشى کودکان، خانه بیش از هر چیز دیگری کشیده مى‌شود. خانه نماد پناهگاه و هسته اصلى خانواده است که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد. در سنین ۵ تا ۸ سالگی کشیدن خانه هایى که در ورودى آن از بقیه خانه جدا مانده و نیز دیوارهاى بلند نشانگر خجالتى بودن کودک است. بعد از ۸ سالگى نشانگر خود کوچک بینى و تنهایى و در نوجوانى نشانگر شرم و حیاى زیاده از حد است. در خانواده هایى که پدر و مادر از هم جدا شده اند در کودک خانه را به ۲ قسمت تقسیم کرده و دو در ورودى براى آن مى‌گذارد.

 اگر خانه به شکل قصر باشد در واقع به منزله پناهگاه مطلوب است و یا برعکس اگر به شکل زندان باشد، نماد فشار خانوادگى است.

۵- کوچه: اگر کودک دچار مشکل باشد، کوچه که محلى براى ارتباط با دیگران است را به صورت پیچ و خم دار مى‌کشد. کلا کوچه نماد فرار و گریز است. کودکان شاد خیابانهاى عریض و باز مى‌کشند. ولی کودکانى که داراى خانواده اى گسسته و ناهماهنگ هستند، معمولا در نقاشیهاى خود کوچه‌هاى متعدد که در یک نقطه تلاقى می کنند، ترسیم مى‌کنند.

۶- درخت: براى تجزیه و تحلیل نقاشى درخت باید سه قسمت آن را مشخص کرد (ریشه، تنه، شاخه‌ها و برگها). ریشه که در زمین فرورفته نماد فشارهاى غریزى است. تنه پرثباتترین و مشابه ترین عامل به خود کودک است. بنابراین بیانگر مشخصات دائمی و عمق شخصیت اوست.

اگر کودک به ترسیم ریشه درخت اهمیت زیادى داده باشد نشانگر طبیعت بدوى و عاشقانه و در عین حال محافظه کار و بی حرکت کودک است. بلند بودن تنه درخت بعد از سنین مدرسه اغلب نشانگر عقب افتادگى فکرى یا بیمارى عصبى یا آرزوی بازگشت به دنیاى قبل از مدرسه است. اگر تنه درخت کج کشیده شود نشانگر عدم ثبات کودک است. اگر درخت برگهاى زیاد و درهم داشته باشد نشان دهنده این است که کودک در خود فرو رفته و آمادگى تغییر و تحول را ندارد. ولى درختى که شاخه‌هاى آن هر کدام به سویی کشیده شده نمایانگر حساسیت شدید کودکى است که مسائل را به سادگى مى‌فهمد و مى‌تواند با محیط سازگار شود.

۷- خورشید: در بیشتر نقاشى کودکان خورشید وجود دارد و تصویر آن نشان دهنده خوشحالى و گرما و بنابه نظر پژوهشگران نماد پدر مطلوب است. وقتى رابطه بین کودک و پدر خوب باشد، خورشید همیشه به طور کامل در حال درخشیدن است و اگر این طور نباشد، خورشید در پشت کوه یا قوسى در افق دیده مى‌شود. اگر کودک از پدرش بترسد، خورشید را به رنگ قرمز تند یا سیاه در می آورد.

نقاشی خانواده

۱- فاصله بین اشخاص در نقاشی: اگر کودک خود را در کنار اعضای خانواده خود بکشد نشانگر انس و الفت بین اعضاى خانواده است.

۲- برجسته نمودن اشخاص: در بیشتر نقاشى هایى که کودکان از خانواده ترسیم مى‌کنند همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسى خود را چه به صورت عشق و ستایش، چه به صورت ترس و دلهره، بر روى او مستقر مى‌کند. این شخصیت اصلى غالبا قبل از دیگران کشیده مى‌شود. این شخص گاه در وسط صفحه و گاه نفر اول از سمت چپ کاغذ است.

۳-  بى ارزش کردن اشخاص: وقتى در نقاشی، یکى از اغضای خانواده وجود ندارد مى‌توان نتیجه گرفت که کودک آگاهانه یا ناخودآگاه آرزوى نبود آن شخص را دارد. گاهى دیده مى‌شود که کودک خودش در نقاشى نیست که دلیلش این است که احتمالا کودک در خانه احساس راحتى ندارد. طریق دیگر براى بی ارزش کردن یک شخص، کشیدن تصویر او و سپس پاک کردن آن است.

نقاشی و روان درمانى

نقاشی تنها وسیله تشخیص ناسازگارى کودک نیست، بلکه خود عامل بالقوه خلاقیتى است که وسیله درمان مؤثرى مى‌شود. روان درمانى به وسیله نقاشى توسط اشترن پیشنهاد و به کار گرفته شد. اشترن مى‌گوید: نقاشى به عنوان وسیله ای براى روان درمانی، بیشتر براى کودکان کم سازگار، ناثابت و عقب مانده، آموزش مناسبى است و نتیجه اى که از این کار حاصل میشود، اعجاب انگیز است. زیرا نقاشى به کودک امکان می دهد که قدرت و قابلیت خلاقیت خود را بشناسد و در نتیجه حل مشکلات آموزش برایش سهل تر جلوه کند. طریقه معالجه به این صورت است که روانکاو تمام تمایلات و مشکلات سرکوب شده بیمار را که در ناخودآگاه جاى گرفته برایش بیان مى‌کند. بدین ترتیب، وقتى بیمار از فرآیندهاى مزاحم آزاد شود، مى‌تواند دوباره شخصیت خود را بر پایه‌هاى استوارى بنا سازد.

جهان، پر از کودکان باهوش و خوش ذهن است که با ذوق خود به زندگی، معنى می دهد. اى کاش براى کمک به آنها با دست خودمان باعث نابودى آنها نشویم.

منابع

۱- روانشناسى نقاشى کودکان، نگارش: فرحناز مختارى

۲- نقاشى کودکان و مفاهیم آن/ نویسنده: آنااولیوریو فراری/ترجمه: عبدالرضا صرافان

ناهید محمدى؛ کارشناس بهداشت عمومى

منبع: بانک اطلاعاتى مقالات