قطع آب در روز عاشورا

پرسش:

چگونه می توان دو روایت (تشنگی سه روزه اهل بیت و علی اصغر ـ علیهم السلام ـ و وجود آب در خیمه ها در شب عاشورا) را با هم جمع کرد؟!

پاسخ:

کاروان امام حسین ـ علیه السلام ـ با جمعی از زنان و کودکان و یاران، مجبور می شوند که حرکت خود را متوقف ساخته، و در صحرای سوزان کربلا منزل گزینند. خیمه ها و چادرها استوار می گردد. لشکر دشمن به سرپرستی حر بن یزید ریاحی، مراقب کاروان کوچک امام بود که مقصدی تازه برنگزیند و به دیاری دیگر سفر نکند و در انتظار دستور بعدی عبیدالله بن زیاد به سر می برد.
مذاکراتی میان امام و عمر بن سعد جریان داشت که شمر بن ذی الجوشن دستور شدید عبیدالله بن زیاد را به ابن سعد رسانید. در این نامه آمده است:
«ای پسر سعد! با رسیدن نامه، میان حسین و اصحابش و شریعه فرات حایل شو و نگذار یک قطره آب بچشند. چنان که با عثمان بن عفان نمودند».(۱)

ابومخنف می نویسد:

«ابن زیاد نامه ای به این مضمون برای عمر بن سعد نوشت: چون نامه ی مرا خواندی، اگر حسین بر حکم من گردن نهاد و اطاعت کرد که هیچ، وگر نه بی درنگ او را از آب منع کن. آب بر هر یهودی و نصرانی حلال است مگر بر حسین و اهل بیتش».(۲)
به تعقیب این دستور، عمر بن سعد، نهایت سخت گیری را به خرج داد و فوراً عمرو بن حجاج زبیدی را مأمور کرد تا آب فرات را بر حسین ـ علیه السلام ـ ببندد و پانصد سوار از جنگجویان را نیز تحت امر او قرار داد که شریعه را احاطه کرده، مراقبت بسیار شدیدی را اعمال نمایند.(۳) بدین ترتیب، از هفتم محرم، آب بر اهل خیام بسته شد.
شدت گرما اهل خیام، به ویژه کودکان و زنان شیرده را که در خیمه های پر حرارت به سر می بردند، تحت فشار قرار می داد. امام به ناچار به حفر چاهی اقدام نمود، تا شاید آبی به دست آید و عطش اهل خیام را مرتفع سازد.
امام حسین ـ علیه السلام ـ به پشت خیمه های زنان رفت و به فاصله نوزده قدم اقدام به کندن و کاویدن زمین نمود. دیری نپایید که آب گوارا و شیرینی پیدا شد، همگی آب نوشیدند و مشک ها را پر کرده، ذخیره نمودند. سپس آب فرونشست آن چنان که هیچ اثری از آن دیده نشد.(۴)
میزان حرارت و شمار اصحاب و خاندان و نیازهای شستشو و استحمام و… به اندازه ای بود که آب چاه و یا چند مشک آب، نمی توانست در برابر تشنگی ها و نیازمندی ها، مدت زیادی کفایت کند و عطش همچنان بر اهل خیام سایه افکن بود و به خصوص اطفال و کودکان در موقعیت بسیار بدی قرار داشتند.
امام در عصر تاسوعا دستور داد که آب به خیمه ها برسانید که زنان و اطفال در معرض نابودی قرار دارند حضرت عباس ـ علیه السلام ـ با سی نفر سوار و بیست و پنج نفر پیاده، بیست مشک را همراه برده و شبانه به سوی شریعه فرات رهسپار شدند. حضرت عباس پرچم را به دست نافع بن هلال جملی داد و کم کم به شریعه نزدیک شدند. عمرو زبیدی ـ سردار محافظان ـ پرسید. کیستی؟ نافع خود را معرفی کرد. برای چه آمده اید؟ آمده ایم آب ببریم. گفت هر چه می خواهید بنوشید و بردن آب ممکن نیست. نافع گفت: به خدا قسم! مادامی که حسین ـ علیه السلام ـ و یارانش تشنه باشند، قطره ای نخواهیم نوشید. سپاه سقا به درون فرات رفتند و مشک ها را پر کرده، بیرون آمدند که نگهبانان فرات، راه را بر آن ها بستند و نبرد سختی در گرفت. سقایان به دو گروه تقسیم شدند، گروهی به جنگ پرداختند و نگهبانان را به خود مشغول کردند و گروهی مشک های آب را به خیام رسانیدند.(۵)

شیخ صدوق گفته:

«در این شب امام نور دیده خود، علی اکبر را فرمود تا با سی نفر سوار و بیست و پنچ نفر پیاده به شریعه رفته آب بیاورند و اصحاب را فرمود تا جامه ها پاکیزه کنند و تن ها بشویند و وضو نمایند».(۶)
گزارش منابع این گونه بوده، اگر چه دشمن بعد از این که فهمید امام به آب دست پیدا کرده اقداماتی انجام داد تا آب قطع شود، منع آب از اهل بیت و قطع آن به روی آنان موضوعی است که نشانگر قساوت قلب دشمنان امام بود.
وقتی امام با قساوت و سنگدلی آنان مواجه شد اقداماتی برای آوردن آب انجام داد، ولی روز عاشورا به سختی آب بر روی آنان بسته شد، و هیچ منبعی گزارش نداده که روز عاشورا آب به خیمه ها رسیده باشد. تشنگی سه روز اگر در منابر گفته شود شاید منظور سختی آب آوردن پس از روز هفتم باشد، که با مبارزه و جنگ و سختی آبی آورده شد و مورد استفاده واقع گردید، که در این صورت نبود فراوانی آب و اساساً منع آن مد نظر است که بیشتر روز عاشورا مورد تأیید است چون در بین سه روز گزارش شده منع آب و لو به آوردن چندین مشک تا حدی شکسته است اما تشنگی و بی آبی و کم آبی به کلی پایان نیافته است، که مداحان و اهل روضه در آن ذکر می کنند، قابل تسامح است. چنان که در منبعی این مطلب ذکر شده باید مورد بررسی و حل واقع شود. اما اگر از منابر یا مداحان شنیده شده باید منبع گفتار آنان را از خودشان پرسید. احتمال دارد از عدم دقت یا این که به خاطر گرمی مجلس و ذکر سخت ترین حالات را تعمیم می دهند و تمام سه روز را شدت تشنگی می نامند، که قابل جمع است.

پی نوشت ها:

۱مقتل ابی مخنف، قم، موسسه امام خمینی، ص۱۲۹٫
۲٫ همان.
۳٫ خوارزمی، مقتل خوارزمی، تحقیق علامه شیخ محمد سماوی، قم، انتشارات انوار الهدی، چاپ اول، مجلد ۱ و ۲، ص۳۴۷٫
۴٫ همان، ص۳۴۶٫
۵٫ مقتل ابی مخنف، ص۱۲۹٫
۶٫ فرهاد میرزا، قمقام زخار و صمصام بتّار، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ص۳۷۸٫