فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » مستشرقین »

قرآن و مستشرقان

اشاره:

قرآن از همان زمان نزول خویش، علاوه بر جذابیتى که بین اعراب یافت، مورد توجه اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) عربستان نیز قرار گرفت، و حتى مخالفان اسلام نیز برخى یا اکثراً، آیات قرآن را حفظ مى نمودند. حتى در برخى از موارد، در احتجاج ها و  مباحثه خویش با رسول الله صلى‌الله علیه و آله و مسلمانان، از آنها استفاده مى نمودند. (بلاشر، ۱۳۷۶، ص۲۷ـ۳۲)

 

زمینه توجه به قرآن در مسیحیان و یهودیان، مخصوصاً از آن جا قوت گرفت، که قرآن به کتب آسمانى پیشین و تاریخ زندگى آنها، اشارات متعددى مى نمود. لذا نوعى احساس قرابت و عنایت به قرآن در ضمیر محققین و متفکرین مسیحى و یهودى، وجود داشته و دارد. این ویژگى خود عامل پدید آمدن تحقیقات مفصلى در خصوص ماهیت قرآن و رابطه آن با ادیان و کتب مقدس پیشین (تورات و انجیل) شده است، چنانکه بخش وسیعى از مطالعات مستشرقان، به موضوع اهل کتاب در منابع اسلامى مربوط می­باشد. از این میان به موارد متعددى میتوان اشاره کرد، از جمله:

ـ پژوهش «سیمون وایل» درباره تورات در قرآن (چاپ اشتوتگارت، ۱۸۳۵م)؛

ـ مجموعه مقالات «هیرشفلد» (h.hirschfeld) درباره مطالعات یهودى ـ اسلامى که در مجله «الفصول الیهودیه» در فاصله سال­هاى ۱۹۱۰م تا ۱۹۱۱ م منتشر شد؛

ـ «فریلیندر» تحقیق به نام «ترکیب الفصل فى الملل و النحل للشهرستانی» انجام داد که در یادنامه «نولدکه» به چاپ رسید؛

ـ پژوهش «باومشتارک» (a.baumstark) درباره مسیحیت و یهودیت در قرآن و اسلام (چاپ ۱۹۲۷م) و پژوهش دیگر او با عنوان «مطالعه مذهب طبیعت واحده نصرانى در قرآن» که در سال ۱۹۵۳م منتشر شد؛

– تحقیقات «دیوید بانت» (d.h.baneth) که در ابتدا به مطالعه زبان آرامى قدیم و زبانهاى کنعانى پرداخت و به پژوهش در زبان عربى و فلسفه اسلامى در آکادمى علم یهودى روى آورد و تحقیقات فراوانى را منتشر کرد که از جمله آنها نقد کتاب «الحجه و الدلیل فى نصره الدین الذلیل» اثر «یهودا هالیفی» و نیز چاپ «تنقیح الابحاث فى الملل الثلاث» ابن کمونه با ترجمه آلمانى بود. (عقیقى، ۱۹۹۴م، ص۴۰۰ ,۴۳۱ ,۴۷۹)

این تحقیقات نسبتاً گسترده در خصوص یک موضوع، آن هم در عرصه دین‌شناسى ، صرف نظر از نتایج آن خود گواهى بر اهمیت و تأثیرگذارى آن بر باورها و اعتقادات جهان شناسانه پیروان ادیان دارد، آن چنان که محققان و پژوهشگران دینى را بر آن داشته تا هویت دین خود را در بین معارف و تعالیم دین بعدى جستجو نمایند، و در پى درک میزان ارتباط و سنخیت آنها تلاش کنند تا جایى که حتى به طرح نظریات مغایر با دیدگاههاى مذهبى برخى از آنها منجر شد. چنان که «یولیوس ولهاوزن» که طرفدار نولدکه بود، پس از بررسى تحقیقات قرآنى دیگران و خویشتن، اعلام کرد که به نظر او تورات کنونى با آنچه در زمان موسى رواج داشته، تفاوت دارد و بسته به دورههاى مختلف زندگانى بنى اسرائیل بخش هایى بدان افزوده شده که اکنون باید با نقد تاریخى این متن، لایه هاى مختلف آن را بازشناسى کرد.

به هر حال از قرن نوزدهم میلادى، پس از آغاز تحقیقات علمى در خصوص دین شناسى، تحقیقات بسیارى درباره متن و تاریخ قرآن صورت پذیرفت، و این روند همچنان ادامه دارد، چنانکه در جهان غرب و دنیاى مسیحى کنونى مراکز علمى بزرگ و مهمى براى مطالعات اسلامى مخصوصاً در دانشگاه هاى مهم، بر پا گردیده است، مانند «مرکز مطالعات اسلامى لندن»، «مؤسسه مطالعات اسلامى آکادمى پاریس»، «مرکز مطالعات اسلامى دانشگاه برلین» و «مرکز مطالعات اسلامى و عربى دانشگاه ملبورن و دانشگاه ملى استرالیا»، و دهها مرکز تحقیقات اسلامى در آمریکا و کانادا و آلمان و…

در اینگونه مراکز، گروهى از خاورشناسان و مستشرقین اسلام شناس به مطالعه و تحقیقات متعددى در موضوعاتى، مانند زبان، ادبیات، تاریخ و دیگر جنبه هاى تمدن اسلامى و مسلمان پرداخته اند و علوم مختلف اسلامى همچون علوم قرآنى، علوم حدیث، سیره نبوى، زبان و علوم عربى، تاریخ ملل اسلامى، توسعه اسلام، تمدن اسلامى و سرچشمه هاى آن و تأثیر هر یک از اینها بر اندیشه بشرى را مورد بررسى قرار داده اند.۱

در حقیقت موضوعى ازموضوعات اسلامى نیست که مستشرقان به پژوهش و مطالعه در آن نه پرداخته و آثارى درباره آن پدیده نیاورده باشند. لیکن در این بین قرآن کریم، به عنوان منبع اصلى شریعت اسلامى، توجه و اهتمام خاص همه خاورشناسان را به خود جلب نموده است، بطورى که در سالهاى اخیر موضوع اصلى پژوهش­هاى متعددى را به خود اختصاص داده است. البته هرچند نباید نقش دانشمندان خاورشناس در معرفى قرآن به مردم مغرب زمین و غیرمسلمان را فراموش کرد، ولى باید توجه داشت که به علت آنکه دیدگاه و نحوه نگرش اکثر آنان نسبت به قرآن، خاص و اساساً غیراعتقادى بوده است، نظریاتشان اغلب، سطحى و دور از ژرف نگرى لازم مى باشد. منصف ترین آنها اکثراً قرآن را به عنوان یک پدیده مورد بررسى قرار داده اند و به جاى کاوش در حقانیت و درک نورانیت و بهره مندى از آن، (مثالاً) تنها به سیر تحولات تاریخى و یا بررسى ادبیات کلامى آن پرداخته اند. این امر باعث شده که اکثر آنها از نور هدایت قرآن بى بهره مانده و راهى به عمق قرآن نبردند. حال اگر به خواهیم در یک جمع­بندى کلى دیدگاه قرآن پژوهان مسیحى و یهودى و نحوه برخورد آنان با قرآن را به نوعى دسته بندى کنیم، مى توان به تقسیم بندى ذیل، قائل شویم.

۱. قرآن‌پژوهان علمى‌نگر

این گروه از قرآن‌پژوهان غربى، تنها قرآن را به عنوان یک پدیده و یک کتاب، مورد بررسى قرار داده و به حقانیت و الهى بودن آن توجهى ننموده اند. آنان خود را پژوهشگران بیطرف و کاملاً علمى مى دانند و سعى نموده‌اند که بدون هر گونه پیشداورى و دخالت اعتقادات و تصورات شخصى، به بررسى موضع (قرآن) به پردازند. گرچه اکثر قرآن پژوهان مذکور، خود را از این دسته معرفى مى نمایند اما آنان که واقعاً بى طرفانه و خارج از هرگونه غرض به قرآن‌پژوهى پرداخته اند، بسیار اندک هستند. این محققان خود به دو گروه زیر تقسیم مى گردند.

الف ـ محققان ادیانى که رأساً به قرآن توجه کرده و موضوع اصلى تحقیق آنان قرآن بوده است. اینان خود را قرآن شناس مى دانند. از نخستین اینگونه قرآن پژوهان، مى توان از مستشرق آلمانى «گوستاو وایل»، نام برد. وى به مطالعه درباره مسأله گردآورى قرآن کریم و تسلسل تاریخى سوره ها و آیات آن پرداخته بود، و حاصل تحقیقات خود را با عنوان «مقدمه نقادانه تاریخى به قرآن» در سال ۱۸۴۴م به طبع رسانید. وایل، سوره هاى «مکی» را به سه بخش تقسیم کرده بود: سوره هایى که بیم و انذار در آنها وجود دارد به دوره اول مکى، سوره هاى متأخر و نزدیک به سور «مدنی» را به دوره سوم مکى و سوره هاى بینابین را به دوره دوم مکى منتسب نمود. البته وى در مواردى مخصوصاً در سندیت قرآن تندروى هایى داشت که موقعیت او را به عنوان یک محقق علمى بی­طرف، به طور جدى زیر سئوال مى برد.

در همین گروه «رژى بلاشر» مستشرق فرانسوى (۱۹۰۰ـ۱۹۷۳) قرار دارد که در بین گروه بزرگ اسلام پژوهان و قرآن شناسان غیرمسلمان (غربى)، جایگاه برجسته­اى دارد. او با آشنایى کاملى که با زبان عربى داشت، ترجمه خوبى از قرآن به زبان فرانسوى ارائه داد. این ترجمه مقدمه مفصلى داشت که بعداً با تجدید نظرهایى، به صورت جداگانه و به نام «در آستانه قرآن» در سال ۱۹۵۸ در پاریس به چاپ رسید. او در این کتاب بسیار تلاش نموده است که از جذبه قرآن خود را برهاند و مانند یک دانشمند دین پژوه، آن را فقط به عنوان یک پدیده تاریخى بنگرد، و با وجود اذعان به اصالت و اسناد آن به قضاوت بر حقانیت محتوى آن نه پرداخته است.

ب ـ محققان ادیانى که در ضمن پرداختن به مباحث کلى ادیان و بیان تاریخ ادیان به اسلام و کتاب آسمانى آن، به قرآن توجه نموده اند. از این گروه میتوان به «جان بى ناس» انگلیسى اشاره نمود که در کتاب خود «تاریخ جامع ادیان» سعى نموده تا گزارش واقع بینانه اى از قرآن ارائه دهد. و همچنین «رابرت ویر» در کتاب خود «جهان مذهبی» سعى نموده تا مطالب بیطرفانه اى نسبت به قرآن بیان کند. البته مقالات و مطالب جالب توجهى نیز در «دایره‌المعارف ادیان میرچا الیاده» و «دایره المعارف ادیان و اخلاق هستینگ» وجود دارد که از یک نگرش گزارش گونه اى (و به‌ندرت تحلیلى)، نسبت به قرآن برخوردار مى باشند.

۲. منتقدان مغرض قرآن

برخى از قرآن‌پژوهان مسیحى و یهودى، با توجه به جبهه‌گیرى اعتقادى که نسبت به قرآن داشته اند با دیدى عیب جویانه، به بررسى آن پرداخته اند. این گروه با دیدى منتقدانه و منفى، قرآن را مورد نقد قرار داده و در حقیقت نوعى جنگ اعلان نشده­اى را علیه حقانیت آن آغاز نموده اند. این گروه عمدتاً با سه شیوه، سعى بر تخریب چهره قرآن داشته­اند.

الف ـ گروهى از آنان، در صدد بوده و هستند، تا با تشکیک در رسالت نبى مکرم اسلام، اعتبار قرآن را زیر سوال ببرند. محورى ترین سخن ایشان این است که محمد، یک پیامبر الهى نبوده، بلکه وى نابغه و ابرمردى بوده که با مطالعه در متون یهودیان و مسیحیان و اقتباس از آنان توانسته بنیاد اندیشه و تفکر خود را پی­ریزى کند. این مدعیان براى اثبات نظر خویش بر چند مورد زیر تأکید فراوان دارند:

۱. انکار امى بودن (فاقد توانانى خواندن و نوشتن) پیامبر؛

۲. داشتن روابط فکرى با علماى یهود و نصاری؛

۳. داشتن روابط فعال با مراکز فکرى ـ فرهنگى خارج عربستان؛

که البته علماى اسلامى با استنادهاى عقلى و نقلى (تاریخى) ضمن رد این شبهات پاسخ­هاى متعدد و متقنى به این ادعاها داده­اند. که در اینجا مجال بیان آن نیست.

 ایشان با استناد به مدارک مجعول و بزرگ نمایى احتمالات تاریخى، سعى مینمایند که از زاویه تنگ و تاریک نظر خود، ماهیت عظیم قرآن را نادیده گرفته و منکر شوند. در این میان میتوان به مستشرقان مانند «وانز بارو» اشاره نمود که معتقداند، منابع و اسنادى که از قرن اول هجرى باقى مانده، به طور کلى مأخذ اصولى نداشته است؛ و یا میتوان به محققانى مانند «ویل» و «کازانوا» اشاره نمود که در تحقیقات خود در خصوص قرآن و استناد آن تندروى هایى نموده و با تحلیلهاى تاریخى چند، بر سندیت قرآن ایراد وارد کرده‌اند.

ب ـ گروهى دیگر از آنها (به زعم خود) با وارد کردن ایرادهاى بر کلام قرآن، و تشریح اعوجاج هایى در بیان آن، سعى نموده اند تا آن را کتابى، غیراصولى و فاقد معیارهاى معقول نگارشى معرفى کنند، و بدینسان ارزش آن را منکر گردند. در این بین می­توان به «ایگناس گلد زیهر» خاورشناس مجارستانى اشاره نمود که در کتاب خود بنام «گرایشهاى تفسیرى در میان مسلمین» سعى نموده تا نشان دهد، یک پارچگى و وحدت نظرى که درباره قرآن (ازجمع و تدوین و ترتیب آیات‌، تا فهم و تفسیر و تاویل آن) در میان مسلمانان وجود دارد، تصورى است که با هر چه نزدیکتر شدن به تاریخ قرآن و غور در آراى فرق و نحله هاى مختلف اسلامى، رنگ مى‌بازد و جاى خود را به تکثرى غیرقابل جمع مى‌دهد. البته در خوش بین ترین حالت باید احتمال داد که برخى از این مستشرقان از زبان عربى بهره چندانى دارند و ترجمه هاى صحیحى از قرآن نیز در دست نداشته اند. علاوه بر این، چون زوایاى دیدگاه و نحوه نگرش اکثر آنان نسبت به قرآن اساساً غیراعتقادى بوده است، و به جهت بهره مندى از نور هدایت آن، نبود است. نظریاتشان اغلب، سطحى و دور از ژرف نگرى لازم مى باشد.

ج ـ گروهى نیز با نهایت جهالت با قرآن سر ستیز گرفته و به محتوى قرآن ایراداتى وارد نموده اند. آنان سعى کرده اند موارد خلافى براى حقایقى که در قرآن بیان شده طرح نمایند، تا به زعم خود، غیر حق بودن آن را اثبات کنند. اما چندان طرفى از آن نبستند.

اینان کاملاً مغرضانه و خصمانه با قرآن به ستیز پرداختند که این روند همچنان ادامه دارد. چنانکه هم اکنون بیش ۱۲۰۰۰ سایت انیترنتى بر علیه قرآن فعال بوده و هر روز نیز بر علیه آن، طرفندهاى جدیدى را طرح مى نمایند. این عناد تا به آنجا رسیده است که به زعم خود، دست به تحریف و جعل قرآن زده اند. چنانکه در اواخر سپتامبر ۱۹۹۷ شرکت امریکایى (amrica on line) چهار سوره جعلى به نامهاى «التجسد، الایمان، الوصایا، المسلمون» را با مؤلف مجهول، بر روى سایت خود منتشر ساخت و آیه ۲۳ سوره بقره (که در آن قرآن منکران خویش را به مبارزه مى طلبد)، را در رأس آنها نگاشته بود. البته علماى اسلامى و قرآن شناسان مسلمان با استدلالهاى محکم و جدى، ضمن آشکار ساختن ضعف هاى شدید این مجعولات و رد همترازى آنها با قرآن، پاسخهاى علمى متقنى را به ایشان ارائه نمودند. اما آنان به این کار بسنده نکرده و در سالهاى اخیر نیز سوره هاى دیگرى در اینترنت ارائه دادند، که عموماً بسیار ضعیف و غیرقابل توجه هستند. اخیراً نیز توسط صهیونیست ها و «آونجلیس هاى امریکایی»، کتابى بنام «فرقان الحق» چاپ گردیده است که نسخه اى مجعول و بى هویتى از دست نوشته هاى قرآن نماى دشمنان اسلام مى باشد.

اما تمام این تلاشهاى مذبوحانه، نه تنها از عظمت و جذابیت قرآن در بین اندیشمندان جهان نکاسته است، بلکه هر روزه در دانشگاههاى بزرگ دنیا، به پژوهشهایى که موضوع آن قرآن و علوم قرآنى است، افزوده میشود. البته این خیل دشمنان با این همه تلاشهاى جدیشان، نشان می­دهد که قرآن حقیقت مبرهن و عظیمى است، در تاریخ پشت معاندین بسیارى را به خاک رسانده است، لذا این بار احزاب ملحد با هم متحد شده اند تا به خیال خود، با هم در مقابل قرآن به ایستند. اما قرآن حقیقتى الهى دارد و عظمت وجودى آن با اینگونه حملات جاهلانه خدشه دار نمى گردد. چون کلام خداست و خود او نیز حافظ آن است. (حجر،۹)

۳. محققان منصف قرآن

در بین قرآن شناسان غربى دانشمندان حق شناسى هستند که در مواجه با حقیقت عظیم قرآن، سر تسلیم فرود آورده و با نهایت انصاف، به شگفت انگیز بودن آن اذعان داشته اند. آنان اکثراً مجذوب قرآن شده اند و آن را کتابى مقدس و کاملاً فرازمینى دانسته و تمام آن را وحى الهى مى دانند.

از جمله این مستشرقان مى توان به «روژه گارودی» فرانسوى اشاره کرد که همیشه نسبت به قرآن به دید احترام نگریسته است و در نهایت نیز اسلام را پذیرفت، و یا از دکتر «موریس بوکای» قرآن شناس فرانسوى نام برد، که در این عرصه تحقیقات نسبتاً خوبى داشته است. او در کتاب خویش به نام «تورات، انجیل، قرآن و علم» به مقایسه اى بین این کتب و یافته هاى مسلم علمى (تجربى) پرداخته، که بسیار جالب توجه است. وى در مقدمه این کتاب مى نویسد که «بین دادههاى قرآن و پدیده هاى علمى توافق کامل وجود دارد … و قرآن مطلبى ندارد که از نظر علمى عصر جدید انتقادپذیر باشد. (بوکاى، ۱۳۷۴، ص۱۰) و در جاى دیگرى مى گوید «مشارکتى اینچنین بین قرآن و دانش نو، بداهتاً شگفتى آور است». (بوکاى، ۱۳۷۴، ص۱۵۳)

وى در خلال کتابش بیان مى دارد که قرآن به پدیده هایى اشاره نموده است که بشر قابلیت درک آنها را در حال حاضر ندارد مانند تسخیر فضاء و یا وجود موجودات دیگر در عالم هستى و یا وجود کرات دیگرى مانند زمین در فضاء. (بوکاى، ۱۳۷۴، ص۱۶۹)

وى مى گوید: «وحى قرآنى که پس از دو وحى پیش از آن آمده، نه تنها از تناقضات در حکایات که نشانه تحریرهاى انسانى مختلف اناجیل است، مبرا می­باشد، بلکه براى کسى که با کمال واقع بینى، در پرتو دانش به بررسى آن اقدام کند، خصلت خاص خود را که عبارت از توافق کامل با دادههاى علمى جدید است، عرضه می­دارد». (بوکاى، ۱۳۷۴، ص۳۳۷)

در اینجا این نکته لازم به ذکر است که، از اهتمام خاص که قرآن شناسان و قرآن پژوهان غیرمسلمان در شناخت ماهیت قرآن بکار برده اند، و از وسعت تحقیقات قرآن پژوهانه اى که در جهان غرب صورت گرفته و مى گیرد، کاملاً مشهود است. براى آنان قرآن کتابى شگفت انگیز و کاملاً متفات مى باشد و حتى منکران آسمانى بودن آن،  که اکثراً شخصیتها غیرعلمى و بى دین هستند به این مسئله تلویحاً و حتى گاه بصورت صریح اذعان داشته اند، اما برخوردهاى جاهلانه و متعصبانه و گاه مغرضانه، مجال تعظیم و تسلیم بر حقیقت متعالى و مقدس قرآن را به اکثر ایشان نمی­دهد، وگرنه آنان که با حقیقت زلال آیات الهى آشنا مى شوند، بر تکریم و تقدیس آن اهتمام مى ورزند.

پى‌نوشت:

۱- براى مطالعه بیشتر می­توانید به کتاب «خاورشناسان انگلیسی» نوشته ابوالقاسم طاهرى و کتاب «تحقیق عقاید و علوم شیعی» نوشته دکتر عبدالجواد فلاطورى، و مقاله «اسلام از دریچه چشم مسیحیان» نوشته مجتبى مینوى و مقاله «مستشرقین و اسلام» نوشته غلامرضا سعیدى، و مقاله «خاورشناسى در روسیه و اروپا» نوشته بارتولد، ترجمه حمزه سردادور مراجعه کنید.
منابع کتاب‌شناسى:
۱ – عقیقى، نجیب، «المستشرقون»، قاهره، ۱۹۴۷م
۲- هستینگز، جیمز، «دایره المعارف ادیان»، نیویورک، انتشارات اسکیبنر، سال۱۹۱۰م
۳- الیاده، میرچا، «دایره‌المعارف ادیان»، شعبه لندن، کمپانى مک‌ملیان در نیویورک.۱۹۸۷م
۴- اسعدى، مرتضى، «مطالعات اسلامى در غرب انگلیسى زبان» (از آغاز تا شوراى دوم واتیکان در سال ۱۹۶۵)، تهران، انتشارات سمت، سال۱۳۸۱ش
۵- بلاشر، رژى، «کتاب در آستانه قرآن»، (ترجمه محمود رامیار)، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى، سال ۱۳۷۶ش،
۶- بوکاى، موریس، «مقایسه­اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم»، ترجمه ذبیح‌الله دبیر، تهران، نشر فرهنگ اسلامى، سال ۱۳۷۴ش
۷- ویر، رابرت (ویراستار کلى)، «جهان مذهبی» (ادیان در جوامع امروز)، ترجمه عبدالرحیم گواهى، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى، سال ۱۳۷۴ش
۸- جان.بى.ناس، «تاریخ جامع ادیان»، ترجمه على اصغر حکمت، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، سال ۱۳۷۳ش
منبع: سایت سازمان تبلیغات اسلامی

داود کمیجانى