شیعه شناسی » درباره شیعه » امتیازات شیعه » انتظار و مهدویت »

قرآن و انتظار مهدویت

چکیده

انتظار مهدویت که در مذهب شیعه بسیار بر آن تأکید می شود، ریشه در قرآن دارد. قرآن وعده داده است که حکومت جهانی بالاخره زمین را فراخواهد گرفت و این حکومت آنگونه که در احادیث نبوی از سوی اهل سنت نیز روایت شده فقط با ظهور امام مهدی (عج الله فرجه) امکان پذیر است. آیات متعددی در قرآن بر این مطلب وجود دارد که در این مقاله به آنها اشاره شده است.

 

 

در اینکه مدیریت جامعه پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) به شخصیت والایی نیازمند است جای گفتگو نیست و هر انسان منصفی بر این اصل داوری می کند و قرآن نیز در آیات مختلفی به این امر خطیر اشاره کرده است.

از جمله آیات قرآنی که به مسأله امامت پرداخته می توان به آیه کریمه ۵۹ سوره نور اشاره کرد: یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را.(۱)

بدیهی است افرادی که مومنین این گونه به طور مطلق مأمور به اطاعت از آنان می باشند باید معصوم و مصون از خطاء و اشتباه باشند و چنانکه مسلّم است در بین فرقه های اسلامی، شیعه قائل به عصمت امام است.

علاوه بر این آیه، تفاسیر و احادیث معتبری نیز دلالت دارند که مراد از آیه کریمه (اطیعوالله ….) و آیات دیگری که در این مورد در کتب مفصل بیان شده است ائمه اثنی عشر ـ علیهم السلام ـ است و در این کتب و تفاسیر به نام مبارک آن بزرگواران هم تصریح شده است و تعداد ایشان را ۱۲ نفر معرفی نموده که اوّلین آنها حضرت علی ـ علیه السلام ـ و آخرین آنها حضرت مهدی موعود (عج) می باشد.(۲)

امّا در خصوص ظهور حضرت مهدی (عج) و شیوه و چگونگی حکومت ایشان آیات متعددی در قرآن وجود دارد که توجه به مضمون و روایاتی که در این خصوص از ائمه اطهار وارد شده است که وعده الهی را بر چنین روزی روشن ساخته و ما را مأمور به انتظار صالحانه به این امر کرده است.

که به برخی از این آیات اشاره می کنیم:

۱٫ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِکونَ بِی شَیئًا وَمَن کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُوْلَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ خداوند متعال آن دسته از شما مردم را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند وعده داده که قطعا ایشان را حکمران روی زمین خواهد کرد همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دینی را که برای آن پسندیده پا برجا خواهد ساخت و خوف ایشان را تبدیل به ایمنی خواهد کرد… .(۳)

وعده های که دراین آیه از جانب خدا به انسان های صالح که اعمال شایسته انجام داده، شده امور سه گانه است: الف) استخلاف فی الارض. ب) تمکین دین. ج) تبدیل خوف به امنیت.

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: خواهد آمد روزی که عهد ذلّت و خواری ظالمان و منافقان و ملحدان است و روز عزت و رفعت و عبادت و بندگی مؤمنان و آن روز، روز ظهور مهدی است که از تمام مراتب دین چیزی نباشد که نداند و یا داند و نفرماید.(۴)

از حضرت امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ در تفسیر این آیه آمده است که فرمود: این آیه اشاره به قیام قائم (عج) است.(۵)

۲٫ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ؛ او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حقّ فرستاد تا او را بر همه آیین ها غالب گرداند هر چند مشرکان ناخوش دارند.(۶)

قابل توجه اینکه این آیه، بعد از آیه «یریدون أن یطفئوا نورالله بافواههم و یأبی الله إلّا أن یتّم نوره و لو کره الکافرون؛آنها می خواهند نور خدا را با دهان خویش خاموش کنند ولی خدا جز این نمی خواهد که نور خود را کامل کند هر چند کافران کراهت داشته باشند». قرار گرفته است.

در اینکه منظور از پیروزی اسلام بر تمام ادیان چیست؟ مفسران احتمالات زیادی داده اند:

«فخر رازی پنج تفسیر در اینجا ذکر می کند که پاسخی است بر این سئوال:

  1. منظور، غلبه نسبی و موضعی است چرا که اسلام در هر منطقه ای بر هر دین و آیینی پیروز شده است.
  2. منظور، پیروزی بر ادیان در جزیره العرب است.
  3. منظور، آگاه ساختن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از جمیع ادیان الهی است.
  4. منظور، پیروزی و غلبه منطقی است، یعنی خداوند منطق اسلام را بر سایر ادیان پیروز می گرداند.
  5. منظور، پیروزی نهایی بر تمام ادیان و مذاهب به هنگام نزول (عیسی ـ علیه السلام ـ ) و قیام مهدی ـ علیه السلام ـ است که اسلام جهان گیر خواهد شد.

بی شک تفسیر آیه به پیروزی منطقی آن هم به صورت وعده ای برای آینده، مفهوم درستی ندارد زیرا پیروزی منطقی اسلام از همان آغاز آشکار بود به علاوه مادّه «ظهور» و «اظهار» (لیظهره علی الدین کلّه) به طوری که از موارد استعمال آن در قرآن مجید استفاده می شود،(۷) به معنای غلبه خارجی و عینی است.

این غلبه مراحل مختلفی دارد که یک مرحله آن، در عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) واقع شد و مرحله وسیع تر آن در قرون بعد و مرحله نهایی به هنگام قیام مهدی (عج) حاصل می شود چرا که این آیه شریفه سخن از غلبه اسلام بر تمام ادیان بدون هیچ قید و شرط می گوید و غلبه مطلق و بی قید و شرط در صورتی به طور کامل تحقق می یابد که سراسر روی زمین را فرا گیرد همان گونه که در روایت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آمده است که فرمود: «هیچ خانه ای بر صفحه روی زمین باقی نمی ماند، نه خانه هایی که از سنگ و گل ساخته شده و نه خیمه هایی که از کرک و مو بافته اند ـ مگر اینکه خداوند کلمه اسلام را در آن وارد می کند».(۸)

همین معنی از امام صادق ـ علیه السلام ـ در تفسیر آیه فوق نقل شده است فرمود: به خدا سوگند هنوز مضمون این آیه در مرحله نهایی تحقق نیافته است و تنها زمانی تحقق می پذیرد که حضرت قائم ـ علیه السلام ـ خروج کند و به هنگامی که او قیام کند کافری نسبت به خداوند در تمام جهان باقی نمی ماند.

۳٫ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّی لاَ تَکونَ فِتْنَهٌ وَیکونَ الدِّینُ کلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا یعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ و با آنان بجنگید تا فتنه ای بر جای نماند و دین یکسره از آن خدا گردد.(۹)

محمّد بن مسلم می گوید به امام باقر ـ علیه السلام ـ عرض کردم تأویل این سخن پروردگار متعال که در سوره انفال می فرماید: «و قاتلوهم حتّی….» چیست؟ حضرت فرمودند: هنوز تأویل این آیه نیامده است پس زمانی که تأویل آن فرا رسد با کافران پیکار شود و مشرکان کشته شوند تا به توحید و خدای یگانه ایمان آورند و مشرکی باقی نماند و این به هنگام ظهور قائم اهل بیت ـ علیه السلام ـ است.(۱۰)

۴٫ وَلَقَدْ کتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ ـ إِنَّ فِی هَذَا لَبَلَاغًا لِّقَوْمٍ عَابِدِینَ؛ به تحقیق در زبور از پس تورات نوشتیم که مسلما زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد به یقین در این سخن پیام رسایی است برای قومی که بندگان خدایند.(۱۱)

آیه شریفه از سرنوشت نهایی زمین خبر می دهد که بندگان صالح، آن را به ارث خواهند برد.نکته قابل تأمل در آیه بالا این است که در تورات حضرت موسی ـ علیه السلام ـ و زبور حضرت داوود از این حکومت یاد شده است در حالی که این دو پیامبر الهی خودشان از انبیائی بوده اند که حکومت داشتند با این حال به آنها خبر از حکومت صالحان بر روی زمین داده شده است (آن هم با این همه تأکید) مطلب یاد شده این حقیقت را روشن می کند که این وعده الهی حکومت دیگری است و آن حکومت بر کلّ زمین است که کلمه «الارض» هم اشاره به همین معنا می باشد.

در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه فوق از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل می کند که: امام می فرمایند: «هم اصحاب المهدی فی آخر الزمان».(۱۲)

۵٫ بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین(۱۳).

از این آیات و آیات بسیار دیگر که با استشهاد از روایات در شأن حضرت صاحب الامر (عج) نازل شده است. دنیا روزی را در پیش دارد که حکومت جهان به دست صالحان خواهد افتاد و شر و فساد به کلّی از عالم انسانی رخت خواهد بست. که این همان وعده خداوند به ظهور دوازدهمین وصی خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) می باشد، که شیعیان در انتظار چنین روزی به سر می برند. (۱۴)

چنانکه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در بشارت به اصحابش می فرمایند: «أبشرکم بالمهدی یملا الارض قسطا کما ملئت ظلما و جورا».(۱۵)

در خاتمه لازم است به چند نکته کوتاه اشاره نماییم:

۱- اعتقاد به منجی و مهدویت علاوه بر شیعیان، مورد اعتقاد تمام فرق اسلامی است که در اکثر آنها به ظهور چنین فردی وعده داده شده است و در برخی از فرق، اعتقاد به مهدویت از لحاظ محتویات و مبانی اعتقادی خیلی نزدیک به اعتقادات اهل تشیع می باشد.

۲- عدم ذکر نام امامان بالخصوص در مورد ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ لازم نیست تمام اعتقادات وارد در قرآن باشد چه بسا مبانی و مسائل عقیدتی زیادی وجود دارد که در طول سال ها باعث بحث و نظر و در برخی موارد باعث خونریزی های زیادی شده که تاریخ خود معترف به این مسائل می باشد ولی در قرآن به صورت کامل به آنها پرداخته نشده است اگر چه آنها را به صورت کلی و ضمنی می توان از قرآن استفاده کرد و بیشتر مباحث اعتقادی را می توان در سنت معصومین ـ علیهم السلام ـ و فرمایشات شان و هم چنین با استفاده از استدلالات عقلی به دست آورد.(۱۶)

نتیجه گیری:

با توجه به آیات ذکر شده و دهها آیه دیگر چنین استفاده می شود که خداوند متعال به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) و امّت آخرالزمان ظهور فردی از سلاله حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) را داده که با ظهور خود جهان را پر از عدل خواهد نمود.

پی نوشتها

  1. نور : ۵۹.
  2. طباطبائی، سید محمد حسین، ترجمه المیزان، ترجمه موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات مدرسین حوزه علمیه، ۱۳۷۴ش، ذیل تفسیر آیه ۵۹ سوره نور. ناصر، مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه،۱۳۷۴ش، ذیل تفسیر آیه ۵۹ سوره نور. سلطان الواعظین شیرازی، شبهای پیشاور، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص۹۹۱ـ۹۹۲.
  3. نور : ۵۵.
  4. میرزا حسین نوری، نجم الثاقب، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ اول، ص۱۲۸.
  5. مکارم شیرازی، ناصر، مهدی انقلابی بزرگ، ص۱۲۴.
  6. توبه : ۳۳.
  7. آیاتی مثل، آیه ۸ سوره توبه، آیه ۲۰ سوره کهف.
  8. شیخ طبرسی، مجمع البیان، ترجمه مترجمان، تحقیق رضا ستوده، تهران، انتشارات فراهانی، چاپ اول، ۱۳۶۰ش، ذیل تفسیر آیه ۳۳ توبه.
  9. انفال : ۳۹.
  10. صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، قم، انتشارات مکتب المؤلف، ص۲۹۰، باب ۳۴.
  11. الانبیاء : ۱۰۵ ـ ۱۰۶.
  12. شیخ طبرسی، تفسیر مجمع البیان، انتشارات فراهانی، ذیل تفسیر آیه ۱۰۵ سوره انبیاء.
  13. هود : ۸۶.
  14. می توان به آیات زیر اشاره کرد: بقره : ۳، ۱۴۸، ۱۵۵، ۲۴۹. قصص : ۵. توبه : ۳۳. حجر : ۳۶ـ ۳۸ ـ ۸۷. طه : ۱۳۵ ـ ۱۵۵، ۱۱۰. ق : ۴۱ ـ ۴۲. و حدود ۱۰۰ آیه می باشد.
  15. احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۳۷. مجلسی، محمد باقر، بیروت، موسسه الوفاء، ج۵۱، ص۸۱.
  16. سبحانی، جعفر، راهنمای حقیقت، قم، انتشارات نسل جوان، ص۱۵۰ به بعد (در مورد ذکر نام امامان در قرآن).

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.