پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » زیارات اهل بیت » پیرامون زیارات »

فلسفه زیارت ائمه (علیهم‌السلام)

اشاره:

زیارت در لغت به معنای دیدن کردن، به دیدار کسی رفتن، و … می باشد. اما در فرهنگ مذهبی در معنای  نوعی دیدار خاص(توام با اکرام) از قبور بزرگان و بزرگزادگان دینی اصطلاح یافته است به گونه ای که از این لغت بلافاصله چنین معنایی به ذهن متبادر می شود. زائر اسم فاعل زیارت؛ به معنای زیارت کننده، و مزور اسم مفعول و به معنای زیارت شونده است. این مقاله بر آن است که به فسلفه زیارت پرداخته و بیان نموده که چرا در اسلام زیارت مورد توجه قرار گرفته است.

 

زیارت در لغت عرب به معنای میل کردن و تمایل به کار رفته است.[۱] و در اصطلاح به معنای حضور در نزد مزور به خاطر تکریم و تعظیم او است.[۲] و دارای سه رکن است:

  1. زائر: عبارت است کسی که میل و گرایش به کسی یا چیزی دارد.
  2. مزور: شخص یا چیزی که میل و گرایش زائر به سوی او است.
  3. صفت باطنی گرایش و میل که با تکریم و تعظیم زائر همراه است.

هر گاه یکی از این سه رکن مختل شود یا به معنای واقعی و حقیقی تحقق نیابد، زیارت صحیح واقع نمی گردد و هر چه زائر معرفت و شناخت بیشتر و عمیق تری از مزور داشته باشد و مزور نیز از کمالات بیشتری برخوردار باشد تأثیرات زیارت بهتر و بیشتر خواهد بود.

از آن جا که روح (نفس) انسان موجودی مجرد است و فنا و نابودی در آن راه ندارد، پس هرگز با مرگ نابود نمی شود، بلکه از جهانی کوچک به جهانی وسیع تر انتقال می یابد. در حقیقت روح از زندان تن رها می گردد. بنابراین، حتی هنگامی که زائر تربت و محل دفن بدن شخصی را زیارت می کند و با او ارتباط برقرار می سازد، این ارتباط از نوع ارتباط زنده با زنده است.

شیخ الرئیس ابن سینا می گوید: “زائر که با وجود مادی و روحی خویش به سوی مزور می رود از نفس مزور استمداد می طلبد تا خیری را تحصیل یا زیانی را دفع کند. نفس مزور نیز به جهت جدا شدن از عالم ماده و مشابهتی که با عقول مجرد یافته است، منشأ اثر فراوان و کامل تری خواهد بود. و چون زائر با جسم و جان سراغ مزور رفته است هم بهره های مادی می برد و هم فوائد روحی”.[۳]

با توجه به این معنا از زیارت، حیات و ممات مزور برای زائر یکی خواهد بود و او را حاضر و شاهد خواهد دانست. روایات بسیاری اشاره یا تصریح به این معنا دارد که حیات و ممات معصوم (علیه‌السلام) یکی است. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) می فرماید: “کسی که پس از مرگ و وفات مرا زیارت کند؛ مانند کسی است که مرا در حال حیات ملاقات کرده است و من در هر دو حال شاهد بر او هستم و شفاعت او در روز رستاخیز بر عهده من است”.[۴] همچنین دور و نزدیک برایش تفاوت نخواهد داشت. رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می فرماید: “هر کس مرا پس از مرگم زیارت کند؛ مانند کسی است که در زمان حیاتم به سوی من شتافته است و اگر نتوانستید، درود و سلام برایم بفرستید این صلوات شما به من می رسد”.[۵] این که در برخی از زیارت نامه ها به حیات مزور اعتراف می شود، به خاطر این است که زائر متوجه باشد که با زنده حرف می زند و زنده ای را زیارت می کند. در زیارت امام حسین (علیه‌السلام) می خوانیم : “گواهی می دهم که سخنم را می شنوی و جواب می دهی”.[۶]

درست است که روح مجرد مزور جا و مکان ندارد و لذا انسان زائر می تواند در هر مکان و زمانی به او توجه کرده و از او طلب یاری کند، ولی به لحاظ عنایت خاصی که نفس مزور به بدن خویش دارد در کنار آن بدن موقعیت ویژه ای ایجاد می شود. در این مکان ها فرصت تقرب و بهره مندی فراهم تر است؛ زیرا روح پس از جدا شدن از بدن باز یک نحوه علاقه و ارتباطی با آن بدن مادی دارد، لذا گاهی مشاهده می شود که برخی از بدن ها مدت ها پس از قرار گرفتن در زیر خاک پوسیده نمی شوند. هر چند که در نحوه و چگونگی این ارتباط اقوال مختلفی وجود دارد.[۷] به همین جهت در زیارت گاه ها حالت معنوی بیشتری در فرد ایجاد می شود و زمینه برای ارتباط روحی مهیا تر است و ذهن انسان از تیرگی های روزمره پاک و مشغولیت ها به حداقل می رسد در این حالت نفس با داشتن قوت و شرافت افزون، از زیارت بهره می برد.

در زیارت آگاهانه و از روی معرفت ائمه معصومین (علیه‌السلام) به عنوان زیارت انسان کامل و ولی خداوند، بهره های مادی و معنوی بسیار ارزشمندی قابل دریافت است که می تواند فلسفه آن باشد، ما در این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

  1. ارتباط با خدا: همان گونه که اطاعت از ائمه (علیه‌السلام) اطاعت از خدا و نافرمانی از آنها نافرمانی در برابر خدا است و هر کسی از آنها تبعیت کند از خدا تبعیت کرده است. هر کس آنها را بزرگ بشمارد، خدا را بزرگ شمرده است.
  2. زیارت اعلام و ابراز محبت به خدا است؛ چرا که دین چیزی جز محبت نیست. ائمه محب و محبوب خدا هستند و حب محبوب خدا حب خدا است. زیارت مرقد مطهر اهل بیت (علیه‌السلام) جلوهایی از این عشق و محبت و دلدادگی است.[۸]
  3. تکریم و تعظیم انسان کامل: نمونه بارز انسان کامل، ائمه اطهار (علیه‌السلام) هستند که هر کمال ممکنی را بدون نقص دارا هستند؛ از این رو است که در حدیث متواتر ثقلین عدل (همتای) قرآن معرفی شده اند؛ چرا که آنان نسخه عملی قرآن هستند. تکریم و تعظیم اهل بیت تکریم مقام انسانیت و خلیفه اللهی است. زیارت قبور آنان یکی از مظاهر این تکریم است.
  4. تجدید بیعت با انسان کامل: ائمه اطهار (علیه‌السلام) در طول حیات مادی خود به دنبال انجام وظایف مقدس و محقق کردن اهداف بلندی بودند که نیاز به یاری و مساعدت یارانی ایثارگر داشت که در آن زمان بسیار کمیاب بودند و به همین جهت بسیاری از آن اهداف بلند هنوز محقق نشده است. زیارت مزور، بیعت و وفاداری به تحقق آن اهداف است.
  5. زیارت، ارتباط با انسان کامل و وصل شدن به جوهر انسانیت است.
  6. زیارت امامان، ایمان و اظهار تواضع در برابر دین است.
  7. اعراض از دنیا، یاد مرگ و دور ساختن موانعی که او را از مسیر کمال باز می دارد.
  8. دین اسلام به بعد اجتماعی مسائل تأکید زیادی دارد؛ مانند حج، نماز جماعت و حضور در اجتماعات و …

بدیهی است که بر این اجتماعات فواید زیادی مترتب است.

ما وقتی به تحلیل این مسئله می پردازیم، مشاهده می کنیم که در این مسئله (زیارت) فوائد و آثار و برکات زیادی مترتب است. یکی از آثارش این است تا یک مسلمان به ارزش جامعه اسلامی پی ببرد. هنگامی که برای مدتی در جامعه اسلامی با مؤمنان زندگی می کند برایش  حالت اطمینان نسبت به جامعۀ اسلامی ایجاد می شود.

همچنین افراد غیر مؤمن و مسلمان با مشاهدۀ این اجتماعات، حداقل برای مدتی از انجام اعمال خلاف دست بر می دارند. این حداقل فائده ای است که برای جامعۀ اسلامی دارد. کارشناسان مسائل جنائی اعلام می دارند که در ایام این چنینی مانند ماه رمضان مسائل خلاف به حداقل می رسد. فوائد این چنینی فراوان است که این جا مجال برشمردن آن نیست.

اما فوائد سیاسی که بر این گونه مسائل مترتب می شود بسیار بدیهی و روشن است. یکی از آنها اتحاد و همدلی است که این وحدت و همدلی عامل اساسی در مقابل دشمنان است.

دوم: دشمن زمانی که اجتماع زائران را می بیند برای آنان حساب جداگانه ای باز می کند. لذا می بینیم حتی احزاب لائیک برای مقابله و ایستادگی و قدرت نمایی خود در برابر مخالفان اقدام به برپایی متینگ و تجمعات می کنند.

 پی نوشت:

[۱]. اصفهانی، راغب، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق داوودی، صفوان عدنان، ص ۳۸۷، چاپ اول، الدار الشامیه، بیروت، ۱۴۱۶هـ.ق.

[۲]. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۳۲۰، چاپ دوم، مکتبه المرتضویه، ۱۳۶۵.

[۳]  رسائل ابن سینا، ص ۳۳۸ به نقل از جوادی، مرتضی، فلسفه زیارت و آیین آن.

[۴] . قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۴۵، چاپ اول، مرتضویه، نجف، ۱۳۵۶هـ.ق.

[۵] . قمی، عباس، سفینه البحار، ج ۳، ص ۵۱۸، چاپ دوم، اسوه، قم، ۱۴۱۶هـ.ق.

[۶] . قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین در نیمه ماه رجب، ص ۷۹۸، چاپ دوم، آرمان، قم، ۱۳۸۰هـ. ش.

[۷] . ر. ک، فلسفه زیارت و آیین آن، ص ۲۷.

 .[۸]ر. ک، جوادی آملی، عبدالله، صهبای حج، ص ۴۸۹، چاپ دوم، اسراء، قم، ۱۳۷۸هـ.ش.

منبع: اسلام کوئیست