شیعه شناسی » سؤالات ما » اهل سنت »

فلسفه بستن دست در نماز

 اهل سنت مدعی هستند در بستن دست بر سینه هنگام نماز از پیامبر اسلام پیروی کرده اند. می گویند از وائل بن حجر رضی الله عنه روایت است که گفت: «صلیت مع رسول الله (صلی الله علیه و سلم) و وضع یده الیمنی علی یده الیسری علی صدره». صحیح ابن خزیمه، و الإرواء (۳۵۲). یعنی : «با پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نماز خواندم، (دیدم) دست راستش را بر روی دست چپش، روی سینه‌اش قرار داد». و باز از وائل بن حجر رضی الله عنه روایت است که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در نماز « وَضَعَ یدَهُ الْیمْنَی عَلَی الْیسْرَی » یعنی دست راستش را بر دست چپ می‌نهاد (مسلم و ابوداود). ابن عباس (رضی الله عنه) از رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) روایت می کنند که فرمودند: «إنا معشر الانبیاء أمرنا بتعجیل فطرنا وتأخیر سحورنا، ووضع أیماننا علی شمائلنا فی الصلاه» [‌به ما پیامبران امر شده ‌که در افطار تعجیل ‌کنیم و سحری خود را به تاخیر بیندازیم و در نماز دست راست را روی دست چپ بگذاریم‌] ‌. روایت طبرانی در معجم الکبیر و حدیث صحیح است. و به اصحاب، نیز دستور داد که این‌گونه عمل کنند، چنانکه از سهل بن سعد (رضی الله عنه) آمده که گفت: «کَانَ النَّاسُ یؤْمَرُونَ أَنْ یضَعَ الرَّجُلُ الْیدَ الْیمْنَی عَلَی ذِرَاعِهِ الْیسْرَی فِی الصَّلَاهِ». یعنی: «مردم دستور داده می شدند که در نماز، دست راست خود را روی ساعد چپشان بگذارند». \” الموطأ \” (۱/۱۷۴) و بخاری (۷۴۰). و می فرمود: (صلوا کما رأیتمونی أصلی)صحیح بخاری یعنی: «نماز بخوانید همانطور که مرا دیدید نماز می‌خوانم».

اگر واقعا پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) هنگام نماز دستهای شان را می بستند، پس بر اهل سنت است به سوالات زیر  پاسخ گویند:

  1. اگر دستن بست سنت رسول خدا بوده پس چرا سه گروه از اهل سنت، یعنی شافعی ها، حنبلی ها، حنفی ها این عمل را در نماز، مستحب می دانند نه واجب و مالکی ها آن را مکروه می شمارند و می گویند مستحب است در نماز دست ها به حالت باز باشد.[۱] (مثل شیعیان )؟
  2. اگر واقعا پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) چنین نماز می گزاردند پس چرا ابن رشد اندلسی یکی از علمای اهل سنت در این باره می گوید که علما درباره قرار دادن دو دست یکی بر روی دیگری در نماز اختلاف کردند، بنابراین مالک آن را در نماز های واجب مکروه می داند و در نماز مستحبی اجازه می دهد و عده ای معتقدند که این فعل از مستحبات نماز است و آن جمهور علما هستند. سبب اختلاف آنها این است که روایات معتبری در صفت نماز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در این مورد وارد نشده است و روایت صحیحی نیست که در آن اشاره به دست روی دست گذاشتن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اشاره شده باشد.[۲]

       ۳. اگر تکتف سنت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بوده است پس چرا خود اهل سنت هم روایات معتبر و صحیحی نقل می کنند که اشاره به تکتف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نکرده اند. مثلا محمد بن عمر و ابن عطا روایت کرده اند، ابو حمید ساعدی از ده نفر از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنید که یکی از این ده نفر ابو قتاده است. پس ابو حمید می گوید: من داناترین شما بر نماز رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستم به او گفتند: نماز را عرضه کن پس گفت: رسول خدا زمانی که به نماز می ایستاد دو دوست خود را بالا می برد تا موازی دو گوشش قرار می داد. سپس تکبیر می گفت تا اینکه هر عضو بدنش در جای خود قرار می گرفت و سپس حمد و سوره را قرائت می کرد. پس تکبیر می گفت و دستها را تا گوش بالا می برد سپس به رکوع می رفت و دو کف دست خود را بر زانو می گذاشت سپس آرام می گرفت نه سرش را بالا می برد و نه زیاد پایین می انداخت و می گفت خدا سخن کسی که او را مدح کند شنید (سمع الله لمن حمده) سپس دو دست را بالا می برد تا کنار گوش و الله اکبر می گفت و خود را به زمین می انداخت و دو کف دست خود را کنار خود می گذاشت سپس سر به سجده می برد، و بلند می­شد بر روی پای چپ نشست و انگشتان دو پایش را موقع سجده باز می­کرد و دوباره سجده می­کرد و سپس الله اکبر می­گفت و بلند می­ شد و بر پای چپ می­ نشست تا اندامش آرام می­گرفت سپس به همین ترتیب نماز را ادامه می­داد… همه گفتند: راست گفتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این چنین نمازمی خواند.[۳]

اکثر علمای اهل سنت این روایت را حسن و صحیح دانسته اند و آن را در کتاب های خود نقل کرده اند. و با وجود اینکه راوی تمام جزئیات نماز رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بیان می کند هیچ اشاره ای به تکتف آن حضرت نمی کند بلکه در روایت این جمله روایت که بعد از تکبیره الاحرام تمام اعضای آن حضرت در جای خود قرار می گرفت دلیل روشن بر این است که آن حضرت دستهایش رها می کرده اند چون دستها زمانی در جای خود قرار می گیرند که رها شوند نه اینکه روی هم قرار داده شوند و سپس بر سینه یا شکم قراربگیرند. پس معلوم می شود که این عمل در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرسوم نبوده است و بعد از آن حضرت ابداع شده و بر نمازی که فرمان الهی است اضافه گردیده است.

پی نوشتها

[۱]. عبدالرحمان جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، مکتبه الشامله، چاپ اول، ج۱، ص۲۵۱.

[۲]. ابن رشد. بدایه المجتهد و نهایه المقتصد، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۱۲.

[۳]. نووی، محی الدین، المجموع، دارالفکر، ج۳، ص۴۰۱، و ابن حجر عسقلانی، تلخیص الحبیر، دارالفکر، ج۳، ص۲۷۱؛ ابن حنبل، احمد، مسند. بیروت، دارصادر، ج۲، ص۴۵۴؛ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۹۱.