شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

فقر و به اندازه کفاف داشتن و نظایر آن‏

خداوند در بخشى از آیه ۲۷۵ سوره دوم فرموده است «از براى درویشانى است که در راه خداوند محاصره و باز داشته شده اند».

در بخشى از آیه ۵۲ سوره ششم (انعام) فرموده است «و آنان را که پروردگارشان را بامداد و شامگاه فرا مى خوانند، طرد مکن.» و در بخشى از آیه ۲۷ سوره هیجدهم (کهف) فرموده است «و شکیبا گردان نفس خویش را با آنان که فرا مى خوانند پروردگارشان را در بامداد و شبانگاه و مى خواهند رضایت او را.» و در آیه ۱۶۴ سوره دوم فرموده است «اى مردمان! بخورید از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه و پیروى مکنید گامهاى شیطان را که همانا او براى شما دشمنى آشکار است.» و در آیه ۱۶۷ همان سوره فرموده است «اى آنان که ایمان آورده اید، بخورید از پاکیزه هایى که به شما روزى کردیم و خدا را شکر گزارید، اگر او را مى پرستید.» و در آیه بیستم سوره مزمل فرموده است «مى داند که بزودى ممکن است گروهى از شما بیماران باشند و گروهى در حال رفت و آمد در زمین و جستجو از فضل خداوند باشند و دیگران در راه خدا جهاد کنند.» خداوند متعال میان کسانى که کسب و بازرگانى مى کنند و مجاهدان درجه یى مساوى بیان فرموده است.

و خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره هفتم (اعراف) فرموده است «و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید که او مسرفان را دوست نمى دارد.» و خداوند متعال در آیه ۱۳۰ سوره بیستم (طه) به پیامبرش فرموده است «و چشمهاى خود را مگشاى به سوى آنچه کامیاب کردیم به آن اصنافى از ایشان را از خوشى زندگانى این جهانى تا آنان را مفتون سازیم در آن و روزى پروردگار تو بهتر و پاینده تر است.» و در آیه بعد فرموده است «و فرمان بده کسانت را به نماز و

صبر کن بر آن. ما از تو روزى نمى خواهیم که ما تو را روزى مى دهیم و انجام نیک از پرهیزکاران است.» امام کاظم (علیه السّلام) فرموده است، پیامبران و فرزندان و پیروان واقعى ایشان به سه خصلت اختصاص دارند، دردمندى در بدنها و بیم از پادشاهان و تنگدستى [۱].

امام رضا (علیه السّلام) فرموده است، هر کس مسلمان تنگدستى را ببیند و بر او آن گونه که به ثروتمند سلام مى دهد، سلام ندهد، خدا را روز قیامت در حالى ملاقات مى کند که خداوند بر او خشمگین خواهد بود[۲].

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است، فقر و تنگدستى آدم زیرک را از بیان برهان خودش الکن و گنگ مى کند. آدم تنگدست در شهر خویش هم غریب است.

خوشا به حال کسى که رستاخیز را یاد مى کند و براى حساب عمل مى کند و به میزان روزى و کفایت قناعت مى کند. توانگر در غربت، گویى در وطن خویش است و تنگدست در وطن خویش، گویى در غربت است. قناعت، مالى است که نابود نمى شود. تنگدستى، مرگ بزرگ است. خداوند سبحان در اموال توانگران به اندازه روزى مستمندان وظیفه مقرر فرموده است. هیچ فقیرى گرسنه نمى ماند مگر آنکه توانگر از پرداخت وظیفه خوددارى کند. فروتنى توانگران براى نیازمندان چه نیکوست به شرط آنکه براى کسب رضاى خداوند باشد و بهتر از آن بى اعتنایى نیازمندان به توانگران است، براى نشان دادن توکل بر خداوند. قناعت، گنج بى پایان است [۳].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: هر کس مرد یا زن مؤمنى را به سبب فقر و تنگدستى او تحقیر کند، خداوند روز رستاخیز او را نخست به همگان معرفى و سپس رسوا مى کند[۴].

پیامبر فرموده اند: پروردگارا! مرا مسکین زنده بدار و مسکین بمیران. و در گروه مسکینان محشور فرماى [۵].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: پروردگارا! مرا مسکین زنده بدار و مسکین بمیران  و گفته شده است مردى به حضور پیامبر (صلّى الله علیه و آله) آمد و گفت: به خدا سوگند شما را در راه خدا دوست مى دار فرمودند: اگر مرا دوست مى دارى، براى فقر آماده شو که فقر به سوى کسى که مرا دوست بدارد، شتابان تر از ریزش و حرکت سیل است [۶].

و همان حضرت فرموده اند: به کسانى که از شما فروترند بنگرید و به کسانى که از شما فراترند منگرید که موجب آن مى شود نعمتهاى خدا را کوچک مشمارید[۷].

و همان حضرت فرموده اند: چون خداى بنده یى را دوست بدارد، او را در دنیا گرسنه مى دارد. گفتند: چگونه؟ فرمودند: در جایى که خوراک ارزان و خیر فراوان هم پیدا مى شود دوست خدا گاه خوراکى که شکم خود را با آن سیر کند نمى یابد. و فرموده اند: درهاى بهشت بر بینوایان و مستمندان گشوده است و رحمت خداوند بر آنان که مهربانند فرو مى آید و خداوند از سخاوتمندان خشنود است. و فرموده اند:

فقر بر دو گونه است: فقر دنیا و فقر آخرت، فقر در این جهان بى نیازى آخرت است و بى نیازى در این جهان نیازمندى آخرت و هلاک و نابودى است.

و پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: به من وحى نشده است که مال بیندوزم و از بازرگانان باشم، ولى به من وحى شده است که به ستایش پروردگارت تسبیح بگوى و از سجده کنندگان باش و خدایت را تا آنگاه که مرگ به تو روى مى آورد، پرستش کن [۸].

لقمان به پسرش فرموده است: پسرک من! هیچ کس را به سبب کهنگى جامه اش تحقیر مکن که خداى تو و خداى او یکى است.

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: چون روز قیامت فرا مى رسد، دو بنده مؤمن که هر دو از اهل بهشت خواهند بود براى حساب مى ایستند، یکى فقیر در دنیا و دیگرى توانگر. فقیر مى گوید: پروردگارا! من براى چه اینجا بایستم و سوگند به عزت خودت مى دانى که مرا به ولایتى نگماشتى که در آن دادگرى یا ستم کرده باشم و مالى به من ارزانى نفرمودى که حق آن را پرداخته یا نپرداخته باشم و روزى من هم که فقط به اندازه کفایت مى رسید و تو خود مى دانى و چنین مقدر فرموده بودى. خداى جل و جلاله مى گوید: بنده ام راست مى گوید، رهایش کنید به بهشت برود.

دیگرى همچنان عرق ریزان مى ماند و از او چندان عرق جارى مى شود که اگر چهل شتر بیاشامند، سیراب مى شوند و سپس به بهشت وارد مى شود. آن مرد فقیر از او مى پرسد: چه چیز تو را معطل داشت؟ مى گوید: طول بررسى حساب، مرتب در مورد یکى پس از دیگرى مورد پرسش واقع مى شدم و آمرزیده مى گردیدم و از چیز دیگر پرسیده مى شدم تا آنکه سرانجام خداوند به رحمت خود مرا پوشاند و به توبه کنندگان ملحق فرمود. تو کیستى؟ مى گوید من همان فقیرى هستم که هم اکنون در حساب با تو بود مى گوید: آرى، نعمتها چهره ات را شاد و دگرگون ساخته است.

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است، پاک نکردن تارهاى عنکبوت از خانه و ادرار کردن در حمام و چیز خوردن در حال جنابت و خلال کردن به چوب شوره گز و شانه زدن ایستاده و باقى گذاردن خاکروبه در خانه و سوگند دروغ و زنا کردن و آزمندى و خوابیدن میان نماز مغرب و عشاء و خوابیدن پیش از طلوع خورشید و عادت به دروغ و بسیار گوش دادن به آواز خوش و چیزى عطا نکردن به فقیر مرد در شب و ترک اندازه نگهداشتن و گسستن پیوند خویشاوندى، موجب فقر و تنگدستى است. سپس فرمودند، آیا حالا به شما از چیزهایى که بر روزى مى افزاید خبر دهم؟

گفتند: آرى، فرمود: جمع میان دو نماز و خواندن تعقیب پس از نماز صبح و عصر و رعایت پیوند خویشاوندى و طلب آمرزش و جارو کردن کنار خانه و همراهى با برادر دینى و صبح زود در طلب روزى رفتن و امانت دارى و سخن حق گفتن و پاسخ موذن را دادن (همخوانى با موذن) و سخن نگفتن در مستراح و ترک آزمندى و سپاسگزارى از منعم و پرهیز از سوگند دروغ و شستن دست (وضو گرفتن) پیش از خوراک خوردن و خوردن ریزه هاى نان و خوراک که در سفره ریخته است روزى را مى افزاید و هر کس در روز سى بار سبحان الله بگوید، خداوند هفتاد نوع گرفتارى را از او برطرف مى فرماید که آسان تر آن فقر است [۹].

عیاشى (عباسى) از حضرت رضا در باره چگونگى هزینه بر عیال سؤال کرد.

فرمودند: بین دو مکروه. گوید، گفتم: فدایت گردم، نفهمید فرمود: خدایت رحمت کناد! مگر نمى دانى که خداوند اسراف و امساک را خوش نمى دارد و فرموده است

«و آنان که چون انفاق کنند نه اسراف مى ورزند و نه امساک مى کنند و میان آن در حد اعتدال باشند.»[۱۰] پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: از کلاغ سه خصلت را بیاموزید، جفت گیرى پوشیده و پرهیز و سحرگاه در طلب روزى بیرون شدن [۱۱].

و همان حضرت فرموده اند: هر کس صبح کند در حال سلامت جسم و امنیت خاطر و داشتن روزى روزانه، گویى همه دنیا براى او آماده است. اى پسر جشعم! براى تو از دنیا همان مقدار که گرسنگى تو را جلوگیرى کند و جامه یى که برهنگى تو را بپوشاند و حجره یى که بر سرت سایه افکند، کافى است و اگر چهار پایى هم براى سوارى داشته باشى چه بهتر و گر نه نان و نمکى کافى است و در مورد چیزهاى دیگر بر تو حساب و عذاب است [۱۲].

همان حضرت فرموده اند: قناعت، گنجى است که فنا نمى پذیرد. و فرموده اند:

بى نیازى در فراوانى آبرو نیست، همانا بى نیازى، بى نیازى نفس است [۱۳].

ذو القرنین گفته است: هر کس قناعت کند، از مردم روزگارش آسوده است و بر اقران خویش بیشى دارد.

مسیح (علیه السّلام) فرموده است: آز را از دل خود بیرون کن تا بند از پایت بگسلد.

و پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: هیچ توانگر و فقیرى نیست مگر آنکه روز قیامت آرزو مى کند که اى کاش در دنیا فقط به اندازه روزى و کفاف مى داشت [۱۴].

عیص بن قاسم [۱۵] مى گوید، به امام صادق (علیه السّلام) گفتم: از قول پدرت روایتى نقل مى شود که پیامبر (صلّى الله علیه و آله) هیچ گاه از نان گندم سیر نشده اند. آیا صحیح است؟ فرمود:

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) هرگز نان گندم نخوردند و از نان جو هیچ گاه سیر نشدند[۱۶].

عایشه هم مى گفته است، پیامبر (صلّى الله علیه و آله) تا هنگام رحلت هیچ گاه از نان جو هم سیر نشدند.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) مى فرموده اند: پروردگارا! روزى محمد (صلّى الله علیه و آله) را به اندازه کفاف روزانه قرار بده [۱۷].

عایشه مى گفته است: همواره دنیا بر ما سخت و تیره بود تا آنکه پیامبر (صلّى الله علیه و آله) رحلت فرمودند. پس از رحلت ایشان دنیا بر ما فرو بارید، فرو باریدنى.

و گفته شده است که پیامبر (صلّى الله علیه و آله) تا هنگام رحلت هیچ گاه بر سفره رنگین ننشستند و هیچ گاه نانى که از آرد بیخته فراهم شده باشد، نخوردند[۱۸].

حضرت على بن ابى طالب (علیه السّلام) از ابو جحیفه [۱۹] نقل مى فرماید که مى گفته است:

در حالى که از سیرى باد گلو مى زدم به حضور پیامبر رسید فرمودند: باد گلویت را بگیر که آن کس از مردم که در دنیا سیرتر باشد، روز رستاخیز از همگان گرسنه تر است [۲۰].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: گرسنگى، پرتو حکمت و معرفت است و سیرى، موجب دورى از خداوند است. دوستى درویشان موجب تقرب به خداوند است.

خود را سیر مکنید که نور معرفت در دلهاى شما خاموش مى شود و هر کس با خوراکى اندک بخوابد، فرشتگان سیه چشم بر گرد او شب زنده دارى مى کنند.

دلهاى خود را با بسیار خوردن و آشامیدن نمیرانید، زیرا دلها هم چون گیاهان اگر بیش از اندازه آب بخورند، مى میرند.

و از آن حضرت پرسیدند: چه چیزى بیشتر انسان را به جهنم مى برد؟ فرمودند:

دو چیز میان تهى، شکم و فرج [۲۱].

و فرموده اند: هر کس براى عیال خود در طلب حلال کوشش کند، در راه خداوند است و همانا طلب کسب حلال، واجب واجب است [۲۲].

و فرموده اند: هر کس روزى حلال بخورد، فرشته یى بالاى سرش مى ایستد و تا هنگام فراغت او از خوردن، برایش آمرزش مى طلبد و چون لقمه یى از حرام در شکم بنده قرار گیرد، همه فرشتگان آسمانها و زمین او را نفرین مى کنند و تا چیزى از آن لقمه در درونش باشد خداى به او نمى نگرد و هر کس لقمه یى از حرام بخورد، همانا گرفتار خشم خداست. اگر توبه کند، خداى توبه اش را مى پذیرد و اگر مرگ او را در رباید و توبه نکرده باشد، آتش بر او سزاوارتر است.

شاعر چنین سروده است:

«اى سرزنش کننده فقر! دلگیر مباش که اگر به دیده عبرت بنگرى، عیب توانگرى بیشتر است. از جمله برترى و شرف فقر بر توانگرى، اگر با نظر درست بنگرى، این است که تو براى رسیدن به ثروت مرتکب گناه مى شوى و حال آنکه براى آنکه فقیر باشى، مرتکب نافرمانى خداوند نمى شوى.» شافعى [۲۳] چنین سروده است:

«اى نفس! اگر به میزان کفاف و روزى بسنده کنى، همواره گرامى و بى نیازى.

آزمندى ها و آرزوها را از خود دور کن و رها ساز که چه بسیار آرزو که مرگ را فرا مى آورد.» دیگرى چنین سروده است:

«آزمندى ها تو را از خانه جاودانگى (بهشت، رستاخیز) غافل مى دارد و لذت زندگانى که وصول به آن سودبخش نیست و در حلال آن نقش حساب خورده است و حرام آن موجب رسیدن به زقوم (نام درختى است در دوزخ) در روز رستاخیز است.»

[۱] . بحار الانوار، ص ۴۶، ج ۷۰٫

[۲] . امالى، صدوق، ص ۲۵۶٫

[۳] . در نهج البلاغه، چاپ مرحوم فیض الاسلام، صفحات ۱۰۷۹، ۱۱۰۳، ۱۱۵۶، ۱۲۳۲، ۱۲۶۷ و ۱۲۹۳، آمده است.

[۴] . عیون اخبار الرضا، ص ۳۳، ج ۲٫

[۵] . به نقل از جامع الاخبار در بحار الانوار، ص ۴۹، ج ۷۲، آمده است.

[۶] . در بحار الانوار، ص ۴، ج ۷۲، آمده است.

[۷] . نظیر این در علل الشرائع، ص ۲۴۶، ج ۲، هم آمده است.

[۸] . از ابن منذر و حاکم و دیلمى در محجه البیضاء، ص ۱۴۴، ج ۳، آمده است.

[۹] . در خصال صدوق، ص ۲۷۷، ج ۲، و ص ۹۳، ج ۱، چاپ آقاى کمره یى، آمده است.

[۱۰] . در خصال صدوق، ص ۲۷۷، ج ۲، و ص ۹۳، ج ۱، چاپ آقاى کمره یى آمده است.

[۱۱] . عیون اخبار الرضا، ص ۲۵۷، ج ۱٫

[۱۲] . در امالى طوسى، ص ۴۲، ج ۲، و امالى صدوق، مجلس ۶۱، آمده است.

[۱۳] . به نقل از صحیح بخارى، ص ۱۸۸، ج ۸، در محجه البیضاء، ص ۳۳۹، ج ۷، آمده است.

[۱۴] . به نقل از تمحیص، در بحار الانوار، ص ۶۶، ج ۷۲، آمده است.

[۱۵] . براى اطلاع بیشتر از این راوى به رجال نجاشى، ص ۲۱۴، مراجعه فرمایید.

[۱۶] . در امالى صدوق، ص ۹۲، و بحار الانوار، ص ۲۱۹، ج ۱۶، آمده است.

[۱۷] . در محجه البیضاء، ص ۳۲۹، ج ۷، آمده است.

[۱۸] . براى اطلاع از روایات دیگر در این زمینه به ترجمه طبقات، ص ۳۸۴، ج ۱، و ترجمه نهایه الارب، ص ۲۱۸، ج ۳، مراجعه فرمایید.

[۱۹] . از اصحاب رسول خدا و امیر المؤمنین على است. رک. به: اسد الغابه، ابن اثیر، ص ۱۵۷، ج ۵٫

[۲۰] . عیون اخبار الرضا، ص ۳۹، ج ۲٫

[۲۱] . عیون اخبار الرضا، ص ۳۸، ج ۲٫

[۲۲] . محجه البیضاء، ص ۲۰۱، ج ۳٫

[۲۳] . شافعى: محمد بن ادریس بن عباس بن عثمان بن شافع، یکى از ائمه چهارگانه فقه اهل سنت، متولد ۱۵۰ و درگذشته ۲۰۴ هجرى است، در غزه فلسطین متولد، و در دو سالگى به مکه آورده شد و پنج سال پیش از مرگ به مصر رفت و همان جا درگذشت.

براى اطلاع بیشتر از شرح حال و آثارش و منابعى که در باره او نوشته اند، به الاعلام زرکلى، ص ۲۵۰، ج ۶ و در کتابهاى فارسى به بحث مفصل نویسندگان نامه دانشوران ناصرى که در صفحات ۲۷۲ تا ۳۲۶ جلد ۹ چاپ دوم است، مراجعه کنید.