فضیلت مساجد.

 

اشاره:

مَسْجد، مکانی خاص در اسلام برای عبادت خدا که ممکن است ساختمان یا زمین باشد. مسجد قبا نخستین مسجدی است که در اسلام ساخته شد. در شریعت اسلامی، مسجد آداب و احکامی ویژه دارد. از مسجد غالباً برای عبادت جمعی و فعالیت‌های دینی گروهی استفاده می‌شود و مهم‌ترین عبادتی که در آن به جا می‌آورند، نماز جماعت است. مسجد جز این، کارکردهای اجتماعی، سیاسی، آموزشی و قضایی برای مسلمانان داشته که برخی از این کارکردها تاکنون باقی مانده است.

خداوند متعال در آیه یک صد و بیست و هفت سوره بقره فرموده است «هنگامى که ابراهیم و اسماعیل دیوارهاى کعبه را برافراشتند و عرضه داشتند پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوا و دانایى.» و در آیه هیجدهم سوره توبه فرموده است «همانا فقط کسانى که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، نماز را بر پا مى‏دارند و زکات را مى- پردازند و از کسى جز خدا نمى‏ترسند و مساجد را آباد مى‏کنند و شاید که ایشان از هدایت یافتگان باشند.» بدان که این آیه را شأن نزول و داستانى است: یکى از سران قریش اسیر مسلمانان شد. گروهى از مسلمانان او را سرزنش کردند که کافر است و قطع پیوند خویشاوندى کرده است و مشرکان را در جنگ با پیامبر (صلّى الله علیه و آله) و مسلمانان یارى داده است. آن مرد گفت: چرا فقط معایب ما را برمى‏شمرید و کارهاى پسندیده ما را نمى- گویید؟ گفتند: کارهاى پسنده شما چیست؟ گفت: ما مسجد الحرام را آباد مى‏داریم، پرده دار کعبه‏ایم، اسیران را آزاد مى‏کنیم، اشخاص خائف و ترسان را امان مى‏دهیم و عهده ‏دار سقایت حاجیانیم و خداوند متعال، آیه هفدهم سوره توبه را نازل فرمود که در آن مى ‏فرماید «مشرکان را که خود گواهى بر کفر خویش مى‏دهند نرسد که مساجد را آباد دارند. اعمال آنان تباه است.» و سپس فرموده است «همانا فقط آباد کردن‏

مساجد بر عهده کسانى است که به خدا و روز قیامت ایمان دارند[۱].

مشرکان مى‏ پنداشته ‏اند که آبادى مسجد یعنى ساختمان آن و رفت و روب و و آراستن و گچکارى و امثال آن است و خداوند بیان فرموده است که آبادى مساجد نخست به ایمان آوردن به خداوند و سپس به فراوانى رکوع و سجود و اطاعت و عبادت است.

و خداوند در سوره نور فرموده است «در خانه‏ هایى که خداوند اجازه فرموده برافراشته شود و نام خداوند در آن برده شود.» و منظور مساجد است که بدین گونه آباد و مرمت مى‏شود و آیه یک صد و بیست و هفتم سوره بقره هم ناظر به همین معنى است.

و خداوند متعال در سوره جن فرموده است «همانا مساجد مخصوص خداست پس نباید با خداوند هیچ کس غیر از او را پرستش کنید.» و بدین گونه مساجد را به خود اضافه تخصیصى فرموده، همچنان که کعبه را بر خود اضافه فرموده و گفته است «پس پروردگار این خانه را عبادت کنند.» (آیه سوم سوره ایلاف.) امام صادق فرموده است، خداوند به چیزى برتر از سکوت و رفتن به مسجد پرستش نشده است. و فرموده است سه چیز به پیشگاه خداوند عز و جل شکایت مى- برند: مسجدى که خراب شده و مردم در آن نماز نمى‏گزارند. دانایى که میان نادانان گرفتار باشد. قرآن بسته‏اى که بر آن گرد و خاک نشسته و کسى آن را نمى‏خواند[۲].

امام باقر فرموده است در کوفه مساجدى فرخنده و مساجدى لعنت شده است.

اما مساجد فرخنده و مبارک، از جمله آنها مسجد غنى است و به خدا سوگند که قبله آن مستقیم و سرشت آن پاکیزه است و همانا آن را مرد مؤمنى ساخته است و دنیا از میان نخواهد رفت مگر اینکه کنار آن مسجد دو چشمه خواهد جوشید و کنار آن دو بوستان بوجود خواهد آمد. ولى اهل آن مسجد نفرین شده‏اند و سعادت حضور در آن از ایشان سلب شده است. دیگر مسجد بنى ظفر و مسجد سهله و مسجد حمراء و مسجد جعفى است که امروز دیگر مسجد ایشان نیست و به آن درس هم مى‏گویند.

اما مساجد نفرین شده عبارت است از: مسجد ثقیف، مسجد اشعث، مسجد جریر بجلى و مسجد سماک و مسجدى در ناحیه حمراء که بر روى گور فرعونى از فرعون‏هاى روزگار ساخته شده است‏[۳].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، امیر المؤمنین على (علیه السّلام) از نماز گزاردن در پنج مسجد کوفه نهى فرموده است، مسجد اشعث بن قیس، مسجد جریر بن عبد الله بجلى، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعى و مسجد تی گوید: امیر المؤمنین على (علیه السّلام) هر گاه به مسجد آنان مى‏نگریست مى‏ فرمود: این همچون بیعت تیم است و معناى آن این بود که آنان از روى بغض و کینه، همراه على (علیه السّلام) نماز نمى ‏گزاردند. نفرین خدا بر آنان باد[۴].

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است، حریم مسجد از هر سو چهل ذراع است و همسایگى مسجد از هر سو تا چهل خانه است‏[۵].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: هر کس مسجدى را رفت و روب کند، خداوند برایش پاداش آزاد کردن برده‏یى مى‏ نویسد و هر کس هر چیزى را از آن که چشمى را ناخوش آید بیرون برد (غبارروبى کند) خدایش دو بهره از رحمت خویش برایش مى- نویسد[۶].

و همان حضرت فرموده‏اند: هر کس روز پنجشنبه و شب جمعه مسجد را جاروب کند و همان اندازه خاکى که در چشم مى‏نشیند، بیرون ببرد خدایش او را مى ‏آمرزد[۷].

اصبغ بن نباته مى‏گوید: روزى در مسجد کوفه حضور امیر المؤمنین (علیه السّلام) بودی

فرمود: اى مردم کوفه! خداوند نسبت به شما محبتهایى فرموده که نسبت به کس دیگرى‏ چنان نکرده است. نخست اینکه جایگاه نماز و مسجد شما را برترى داده است.

آنجا (مسجد کوفه) خانه آدم و نوح و ادریس علیهم السلام است و محلى است که ابراهیم خلیل (علیه السّلام) و برادرم خضر (علیه السّلام) و خودم در آن نماز مى‏گزاریم و مسجد شما یکى از چهار مسجدى است که خداوند آن را برگزیده است. گویى روز قیامت آن را شبیه اشخاصى که محرم هستند در دو جامه سپید مى‏بینم که براى نمازگزاران در خود و اهل خویش شفاعت مى‏کند و شفاعتش پذیرفته مى‏ شود و روزگار سپرى نخواهد شد تا اینکه حجر الاسود در آن نصب شود و زمانى خواهد آمد که جایگاه نماز گزاردن مهدى (علیه السّلام)- که از فرزندزادگان من است- مى‏شود و جایگاه نماز گزاردن همه مؤمنان و دل هر مؤمنى به سوى آن است. این مسجد خود را خلوت مگذارید و با نماز گزاردن در آن به خداوند متعال تقرب جویید و براى برآمدن حوائج خود در آن مسجد دعا کنید و اگر مردم برکاتى را که در این مسجد است بدانند، از دورترین نقاط زمین هر چند با کشیدن خودشان بر زمین و برف باشد به زیارت آن مى‏آیند[۸].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، بر شما باد به رفتن به مساجد که آنها خانه‏هاى خدا در زمین است. هر کس در حالى که خود را پاکیزه کرده باشد به مسجد برود، خدایش او را از گناهان پاک مى‏کند و او را از زائران خود مى‏نویسد. در مساجد بسیار نماز بگزارید و دعا کنید و در مساجد مختلف نماز بگزارید که هر سرزمین و بقعه، روز رستاخیز براى کسى که در آن نماز گزارده است گواهى مى‏دهد[۹].

همان حضرت فرموده است، هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و بنده صالحى وارد کوفه نشده مگر اینکه در مسجد آن نماز گزارده است و رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) هم شب معراج چون از فراز مسجد کوفه عبور فرمود، فرشته از خداوند کسب اجازه کرد و پیامبر (صلّى الله علیه و آله) دو رکعت نماز در آن گزاردند. نماز واجب در آن مسجد پاداش هزار نماز دارد و نماز مستحب پاداش پانصد نماز دارد و نشستن در آن مسجد بدون قرآن خواندن هم عبادت است. و به این مسجد برو هر چند با زحمت و سختى باشد[۱۰].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده ‏اند: هر کس به مسجدى برود که در آن نماز جماعت باشد، به هر گامى که برمى‏دارد براى او هفتاد هزار حسنه نوشته مى‏شود و همان اندازه بر درجه‏اش افزوده مى‏شود و اگر در آن حال بمیرد، خداوند هفتاد هزار فرشته بر او مى‏گمارد که در گورش او را دیدار کنند و در وحدت و تنهایى انیس او باشند و تا هنگامى که مبعوث شود براى او استغفار مى‏کنند.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده ‏اند: هر کس صداى اذان را در مسجد بشنود و بدون عذر و علتى از آن بیرون رود، منافق است. مگر اینکه بخواهد به مسجد برگردد[۱۱].

و همان حضرت فرموده‏اند: هر کس مسجدى بسازد که خداى در آن یاد کرده شود، خداوند براى او خانه‏یى در بهشت مى‏سازد و هر کس یک برده مسلمان را آزاد کند، مایه آزادى او از دوزخ است و هر کس موى خود را در اسلام و راه خدا سپید کرده باشد، آن سپیدى در قیامت براى او نور خواهد بود.

و همان حضرت فرموده‏اند: هر کس سخن و حدیث او قرآن، و خانه ‏اش مسجد باشد، خدایش براى او خانه‏یى در بهشت مى ‏سازد[۱۲].

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است نماز در بیت المقدس معادل هزار نماز و نماز در مسجد بزرگ شهر معادل صد نماز و نماز در مسجد قبیله معادل دوازده نماز است. و نمازى که مرد به تنهایى در خانه خود مى‏ خواند فقط یک نماز است‏[۱۳].

و همان حضرت فرموده است، هر کس به مسجد آمد و شد کند به یکى از این خصال هشتگانه مى‏ رسد، دست یافتن به برادرى دینى که در راه خدا از یک دیگر بهره‏مند مى ‏شوند، یا دانش تازه‏ یى، یا آیه محکمى یا شنیدن کلمه‏یى که او را به هدایت رهنمون کند یا رحمتى که منتظر آن است، یا کلمه‏یى که او را از کار زشتى باز دارد، یا ترک کردن گناهى از روى حیا یا بیم از خداوند[۱۴].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، بهترین مساجد زنان شما، خانه‏ هاى شماست‏[۱۵].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده ‏اند: هر گاه دیدید قرآنها آراسته و مساجد زیور شده و مناره‏ها بلند و طولانى شده و قرآن را فقط براى نشان دادن آواز خوش مى‏ خوانند و مساجد راه عبور و مرور است، در آن زمان، مؤمن از کبریت احمر هم کمیاب‏تر و گرانبهاتر است. همانا مساجد چنان مردمى آراسته و ظاهر بدنهایشان پاکیزه است، ولى دلهاى ایشان پلیدتر از لاشه مردار است.

پی نوشت:

[۱] . در تفسیر ابو الفتوح رازى، صفحه ۴۶۹ جلد پنجم، چاپ مرحوم آقاى شعرانى، ضمن نقل این موضوع آمده است که اسیر مذکور عباس عموى پیامبر( صلّى الله علیه و آله) بوده است.

[۲] . خصال، صدوق، ص ۶۹، ج ۱٫

[۳] . غنى، جعفى، ظفر نام قبیله‏ هایى است که نامشان در صفحات ۲۴۷ و ۳۴۲ و ۴۰۹ جمهره انساب العرب ابن حزم اندلسى، چاپ عبد السلام محمد هارون، مصر، ۱۳۹۱ ق آمده است. و این روایت در صفحه ۴۸۴ کتاب الغارات ثقفى، درگذشته ۲۸۳ قمرى، چاپ استاد فقید جلال الدین محدث ارموى و به نقل از آن و منابع دیگر در صفحه ۳۶۰ جلد هشتاد و سوم بحار الانوار آمده است.

[۴] . خصال، صدوق، ص ۲۷۰، همراه با ترجمه آقاى کوهکمره ای.

[۵] . بحار الانوار، ص ۳، ج ۸۴، به نقل از خصال صدوق با ذکر سلسله اسناد آمده است.

[۶] . امالى صدوق، ص ۱۰۸ و به نقل از آن با توضیح در بحار الانوار، ص ۳۸۳، ج ۸۲ آمده است.

[۷] . ثواب الاعمال، صدوق( رضی الله عنه)، ص ۵۱، چاپ آقاى غفارى.

[۸] . بحار الانوار، ص ۳۹۰، ج ۱۰۰، چاپ جدید، کتاب المزار.

[۹] . امالى صدوق، ص ۱۲۰ و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ۳۸۴، ج ۸۳، آمده است.

[۱۰] . به نقل از کتاب الغارات ثقفى در بحار الانوار، ص ۳۵۹، ج ۸۳، آمده است.

[۱۱] . امالى صدوق، ص ۳۰۰ و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ۳۷۲، ج ۸۳، آمده است.

[۱۲] . از قول حضرت صادق از پیامبر( صلّى الله علیه و آله) در همان صفحه امالى و صفحه ۳۸۵ همان جلد بحار الانوار نقل شده است.

[۱۳] . دعائم الاسلام، قاضى نعمان، ص ۱۴۸، ج ۱، چاپ مصر، ۱۳۸۳ قمرى.

[۱۴] . نهایه، شیخ طوسى، ص ۲۳، و محاسن برقى، ص ۴۸ و قرب الاسناد حمیرى، ص ۳۳، چاپ سنگى.

[۱۵] . تهذیب الاحکام، شیخ طوسى، ص ۳۲۵، ج ۱٫