فرقه های شیعه

شیعه در لغت، به معنای پیروی از دیگری و محبت ورزیدن به او است. و در اصطلاح شیعه به کسانی گفته می شود که به امامت و خلافت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقدند و بر این عقیده اند که امامت او از طریق نصّ جلی یا خفی ثابت شده است، و امامت حق او و فرزندان او است که به دستور خداوند توسط پیامبر اسلام(ص) معرفی گردیده اند.[۱]

در کتاب های ملل و نحل برای شیعه فرقه های بسیاری ذکر شده و حتی گفته شده است که حدیث معروف افتراق (هفتاد و سه فرقه) بر فرقه های شیعه منطبق می گردد، ولی باید توجه داشت که اولا: برخی از این فرقه ها از انشعابات شیعه نبوده و دانشمندان شیعه آنها را تکفیر نموده اند.

ثانیا: حقیقت انشعاب در مذهب شیعه این است که در مسئله امامت، که معرّف مکتب تشیع است، اختلافاتی وجود داشته باشد، ولی اختلافات در مسائل اعتقادی دیگر معیار شناخت فرقه های شیعه نیست.

بر این اساس ذکر بسیاری از فرقه ها به عنوان فرقه های شیعه واقع بینانه نیست.

ثالثا: تعداد زیادی از فرقه هایی که در مسئله امامت از آنها یاد شده است، زمان کوتاهی بیش دوام نیاورده و به کلی محو و منقرض گردیده اند.[۲]

بنابراین فرقه های شیعه را به چهار دسته می توان دسته بندی کرد:

الف: فرقه های موجود و زنده.

ب: فرقه هایی که از بین رفته و منقرض شده اند.

ج: فرقه هایی که منسوب به شیعه هستند ولی در واقع از شیعه نیستند.

د: فرقه هایی که اصلا وجود خارجی ندارند، بلکه ساخته و پرداخته مولفان کتاب های ملل و نحل است.

روی این اساس نخست به نحوه شکل گیری فرقه های موجود و زنده و سپس فرقه هایی که از بین رفته و منقرض گردیده اند، اشاره خواهد شد. ولی از نحوه شکل گیری فرقه هایی که منسوب به شیعه هستند و در واقع از شیعه نیستند، و فرقه هایی که وجود خارجی نداشته و ساخته ذهن مولفان کتاب های ملل و نحل می باشد صرف نظر نموده و فقط به ذکر اسامی برخی از آنها به عنوان نمونه اشاره خواهد شد.

الف: به نحوه شکل گیری فرقه های موجود و زنده شیعه که در دنیا پیروان و طرفدارانی دارند، به شرح زیر اشاره می شود:

شیعه امامیه فرقه ای است که به امامت و خلافت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ و فرزندان او از طریق نصب و نص پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ معتقد هستند.[۳] زمان پیدایش شیعه امامیه به همان معنای مذکور در زمان حیات پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بوده است زیرا (شیعه علی) بارها و بارها در سخنان آن حضرت به کار رفته است.

نوبختی می گوید: شیعه پیروان علی ـ علیه السلام ـ و معتقدان به امامت او بودند که در زمان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پس از آن وجود داشتند. اولین کسانی که در اسلام به اسم شیعه نامیده شدند مقداد، سلمان فارسی، ابوذر، عمار یاسر بودند.[۴] بر این اساس مفهوم تشیع توسط خود پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مطرح شد و ایشان بذر شیعه را در حوزه تفکر اسلامی نشاند و آن را پرورش داد.

در واقع پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از همان ابتدای تبلیغ عمومی خویش نخستین سنگ بنای تشیع امامی را پایه ریزی کرد زیرا در آغاز بعثت پس از نزول آیه «و انذر عشیرتک الاقربین» (شعراء، ۲۱۴) صریحا علی را وصی و وارث خویش خواند[۵] و پس از آن همواره و در هر مناسبتی به تکمیل این بنا می پرداخت تا این که اندکی قبل از وفاتش درواقعه غدیر خم در برابر انبوه مسلمانان از حج برگشته مأموریت خویش را به کمال رساند و فرمود: هر که من مولای اویم این علی مولای او است[۶] و بعد از رحلت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به جز شیعیان و پیروان علی بقیه اصحاب با نادیده گرفتن همه دستورات و سفارشات صریح آن حضرت، علی ـ علیه السلام ـ را رها کرده و به دنبال ابوبکر رفتند. در حقیقت شیعه امامیه یا شیعه اهل بیت همان دین اسلام است که در میان مذاهب دیگر به عنوان شیعه معروف می باشد.

زیدیه

زیدیه فرقه دیگری از شیعه است .تاریخ پیدایش زیدیه، به قرن دوم هجری باز می گردد. آنان پس از شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ زید شهید، فرزند امام زین العابدین را امام می دانند. زید، در نیمه دوم قرن اول و نیمه اول قرن دوم می زیست، و بر ضد هشام بن عبدالملک حاکم اموی قیام کرد و سرانجام به شهادت رسید، قیام او با انگیزه انتقام خون امام حسین ـ علیه السلام ـ ، امر به معروف و نهی از منکر و تشکیل حکومت و واگذاری آن به امام معصوم بوده است، زیرا زید مدعی امامت نبود و به امامت پدر، برادر و پسر برادرش اعتقاد داشت[۷] هنگامی که زید قیام کرد و امام صادق ـ علیه السلام ـ قیام نکرد گروهی (زیدیه) گمان کردند که میان این دو اختلاف است، در نتیجه با این اعتقاد که امام باید قیام کند، زید را امام دانسته و منکر امامت امام صادق ـ علیه السلام ـ شدند، در حالی که زید خود معتقد به امامت حضرت صادق ـ علیه السلام ـ بود و عدم قیام امام به جهت رعایت نوعی تدبیر و مصلحت بوده است. فرقه زیدیه گرچه امام علی را افضل مردم پس از رسول خدا می دانند، اما خلافت ابوبکر و عمر را مشروع تلقی می کند[۸] به اعتقاد زیدیه پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تنها به امامت امام علی ـ علیه السلام ـ و امام حسن و امام حسین ـ علیه السلام ـ تصریح کرده است، و پس از این سه بزرگوار، در نزد آنان امام کسی است که شرایطی را احراز کند، یکی از این شرایط مبارزه مسلحانه با ستمگران است، از همین جا است که زیدیه پس از امام حسین ـ علیه السلام ـ زید بن علی، یحیی بن زید، محمد بن عبدالله و برخی دیگر از فاطمیان را که به جهاد علنی پرداخته اند امام می دانند، از این رو می توان آنها را شیعه سه امامی دانست.] زیدیه از نظر فقهی پیرو ابو حنیفه یکی از مذاهب اهل سنت می باشد.

اسماعیلیه

این فرقه نیز به نام شیعه یاد می شود. اسماعیلیه به امامت شش امام اول شیعیان دوازده امامی معتقدند، اما پس از امام صادق ـ علیه السلام ـ بزرگترین فرزند او، اسماعیل یا فرزند اسماعیل، محمد را به امامت می پذیرند، شاید ریشه پیدایش اسماعیلیه در این نکته نهفته باشد که اسماعیل فرزند ارشد امام صادق ـ علیه السلام ـ مورد احترام و تکریم امام بود، به همین دلیل برخی گمان می کردند که پس از امام صادق ـ علیه السلام ـ او به امامت خواهد رسید اما اسماعیل در زمان حیات امام از دنیا رفت و امام، شیعیان را بر مرگ پسرش شاهد گرفت و جنازه او را در حضور شیعیان به صورت علنی تشییع و تدفین کرد.

پس از شهادت امام صادق ـ علیه السلام ـ در سال ۱۴۸ق، گروهی مرگ اسماعیل را در زمان امام صادق انکار کردند، و او را امام غایب و امام قائم دانستند و مراسم تشییع جنازه اسماعیل را از طرف پدر برای حفظ جان او تفسیر کردند، این گروه را که اسماعیلیه خالصه می گویند به زودی منقرض شدند.

گروه دوم بر آن شدند که اسماعیل مرده است، امّا چون در زمان حیات پدرش به امامت رسیده بود، پس از فوتش امام صادق ـ علیه السلام ـ فرزند اسماعیل یعنی محمد را به امامت نصب کرد، فاطمیان امامت را در فرزندان محمد بن اسماعیل جاری می دانند و آنان امامان را به دو قسم ظاهر و مستور تقسیم می کنند که بعد از محمد بن اسماعیل نوبت به امامان مستور می رسد، این امامان مخفیانه مردم را به آیین اسماعیلی دعوت می کردند.[۱۰]

ب: فرقه هایی که منسوب به شیعه اند و منقرض شده و از بین رفته اند به شرح ذیل اند:

کیسانیه

نخستین فرقه ای که در شیعه پدید آمده فرقه کسانیه بود، آنان پیروان مختار بن ابی عبیده ثقفی اند، از آنجا که مختار در آغاز کیسان نام داشت به کیسانیه شهرت یافتند این فرقه محمد بن حنفیه را امام می دانستند، اکثریت آنان به امامت او پس از امام حسن و امام حسین ـ علیه السلام ـ قایل بودند، و برخی نیز به امامت وی پس از امیر المومنین ـ علیه السلام ـ عقیده داشتند، کیسانیه بر این عقیده بودند که محمد حنفیه همان مهدی موعود است و در کوه رضوی در نزدیکی مدینه پنهان شده است.[۱۱]

فطحیه

این فرقه قایل به انتقال امامت از امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ به فرزند آن حضرت، عبدالله بن جعفر، ملقب به افطح الرأس می باشد، یعنی این فرقه بعد از امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ فرزند آن حضرت، عبدالله افطح را امام دانستند. عبدالله پس از اسماعیل بزرگترین فرزند امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ بود، او می گفت: امامت در بزرگترین فرزند امام پیشین است، و حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر کس در مجلس من بنشیند او امام است، و امام را جز امام غسل ندهد، و جز وی بر مرده او نماز نخواند، و انگشتر او را به دست نکند، و او را جز امام به خاک نسپارد، و من متولی همه این امور بوده ام.[۱۲]

واقفیه

در هنگام محبوس بودن حضرت امام موسی کاظم ـ علیه السلام ـ دو وکیل او در کوفه سی هزار دینار بابت سهم امام از شیعیان آن حضرت جمع آوری کردند و چون امام در زندان بود با آن پول برای خود خانه ها و چیزهای دیگر خریدند و چون خبر مرگ امام را شنیدند برای این که پول ها را پس ندهند با کمال بی شرمی منکر مرگ امام موسی کاظم شدند و درباره او درنگ و توقف کردند، از آن جهت پیروان ایشان را واقفه یا واقفیه خوانند.[۱۳]

ناووسیه

این فرقه به زندگی امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ اعتقاد داشتند و منتظر ظهور آن حضرت بودند. ناووس از اهالی بصره منسوب به دهی به همین نام بود، برخی گفته اند: او عبدالله بن ناووس یا عجلان بن ناووس نام داشت، ناووسیه می گفتند: جعفر بن محمد ـ علیه السلام ـ زنده است و نمرده و نمیرد و مهدی آخر الزمان او است، او آشکار شود و بر مردمان فرمانروایی کند و پندارند از وی روایتی رسیده که گفت: اگر کسی بر شما فراز آید و بگوید که مرا بیمار یافته و مرده مرا شسته، باور نکنید و بدانید که من سرور شما و دارنده شمشیر هستم.[۱۴]

سمیطیه

آنان گروهی اند که پس از امام صادق ـ علیه السلام ـ به امامت فرزند دیگر امام (محمد) معتقد شدند، محمد در سال ۲۰۳ در خراسان وفات یافت. او در وجوب قیام مسلحانه بر ضد ظالمان با زیدیه هم عقیده بود، در سال ۱۹۹ در مکه بر ضد مأمون قیام کرد و زیدیه از او حمایت کردند، از آنجا که رهبر این فرقه، یحیی بن ابی السمیط نام داشت، به سمیطیه معروف شدند.[۱۵]

ج: برخی از فرقه هایی که منسوب به شیعه هستند ولی در واقع از شیعه نیستند از این قراراند: غالیان، دروزیه، بابیه، بهائیه.

د: برخی از فرقه هایی که اصلا وجود خارجی ندارند و نداشته اند از قرار ذیل اند: هاشمیه، سالمیه، یونسیه، زراریه، نعمانیه، هشامیه، بیانیه، رزامیه. که اینها و امثال این فرقه ها همگی ساخته و پرداخته دشمنان امامیه هستند که می خواهند با نسبت دادن این فرقه های موهوم به امامیه و شیعه، این مذهب را خدشه دار نمایند.

پی نوشت ها:

[۱]. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۳۵، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۳ش.

[۲]. همان، ص۵۹٫

[۳]. نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص۴، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۶۱ش.

[۴]. همان، ص۳۳ ـ ۳۴٫

[۵]. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۲ـ۶۳، دارصادر، بیروت، ۱۳۸۶ق.

[۶]. برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص۵۷، موسسه فرهنگی طه، قم، ۱۳۷۸ش.

[۷]. برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص۷۷ـ۷۸، موسسه فرهنگی طه، قم، ۱۳۷۸ش.

[۸]. همان.

[۹]. همان، ص۸۹٫

[۱۰]. برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص۹۶، موسسه فرهنگی طه، قم، ۱۳۷۸ش.

[۱۱]. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۶۲، همان.

[۱۲]. مشکور، جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۶۵، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۸۴ش.

[۱۳]. مشکور، جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۴۵۵، همان.

[۱۴]. مشکور، جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۴۳۶، همان.

[۱۵]. ربانی، گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۶۷، همان.

نویسنده: عبدالله مهدوی