خانواده شیعی » تربیت فرزند » کلیات »

فرزندان ما، ناجیان ما نیستند

در قبال رسیدگی و عشقی که به فرزندانمان می دهیم، آنها را مدیون و بدهکار و ناامن نکنیم، به آنها کمک کنیم زندگی های مستقل و ذهن های آرام داشته باشند. فرزندان ما ناجیان ما نیستند.

اغلب می پنداریم فرزندی که خیلی به والدینش توجه دارد، فرزندی نمونه و وفادار است ولی چنین نیست، واقعیت این است که وقتی فرزندی، همیشه نگران شماست یعنی خودش یک آسیب دیدهٔ واقعی است که مسئول آسیبش شمایید!

یک والد خوب، والدی است که ذهن فرزندش، از او آسوده باشد و به فرزند، توانایی و قدرت آسوده فاصله گرفتنِ را بدهد. وقتی فرزندتان از شما دور نمی شود وقتی همیشه نگران شماست وقتی تمام برنامه هایش را با شما تنظیم می کند… نه نشانه وفاداری او بلکه نشانه آسیب خوردگی اوست.

توجه کنید وقتی مرتب بافرزندتان صحبت می کنید و در گفتگوها گوشزد می کنید که در این زندگی، چقدر سختی و عذاب کشیده اید چقدر رنج دیده اید و… در واقع، مرتب به فرزندتان القا می کنید که من قربانی این زندگی هستم و تو تنها چشم امید و ناجی من هستی.

حالا او خودش را نجات دهنده شما تصور می کند و هیچ لحظه ای را برای نجات شما از دست نمی دهد، غافل از این که خودش تمام زندگیش را با نگرانی برای شما از دست می دهد. در قبال رسیدگی و عشقی که به فرزندانمان می دهیم آنها را مدیون و بدهکار و ناامن نکنیم، به آنها کمک کنیم زندگی های مستقل و ذهن های آرام داشته باشند. فرزندان ما ناجیان ما نیستند.

جبران خلیل جبران در کتاب پیامبر می گوید:
“فرزندان شما، به حقیقت فرزندان شما نیستند؛ آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش….آنها از کوچه وجود شما، گذر می کنند اما از شما نیستند، اگرچه با شمایند، به شما تعلق ندارند. عشق خود را بر آنها نثار کنید، اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید. زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است. جسم آنها را در خانهٔ خود، مسکن دهید اما روح آنان را آزاد گذارید زیرا روح آنان در خانهٔ فــردا، زیست خواهد کرد که شما حتی در رویا نمی توانید به دیدار آن فردا بروید، ممکن است تلاش کنید که شبیه آنها باشید اما مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید زیرا زمان، به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد.

منبع: ایسنا؛ گفتگو با فرناز امیراصلانی؛ روانشناس