پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » پیامبر در آئینه شعر »

فخر الدین عراقی.

چکیده:

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر بن عبدالغفار کمیجانی همدانی یا فخرالّدین عراقی و کمیجانی از شاعران و عارفان و نویسندگان صوفی ادب فارسی در سدهٔ هفتم هجری، مؤلف لَمَعات می‌باشد. وی در تاریخ ۲۰ خرداد ۵۹۲ هجری شمسی معادل با ۱۰ ژوئن ۱۲۱۳ میلادی کمیجان به دنیا آمد در مورد نام و نسب عراقی میان غالب تذکره‌نویسان اختلاف است. به روایت حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده نام او ابراهیم، لقبش فخرالدین و نام پدر و جدش بوذرجمهر ابن عبدالغفار الجوالقی در همدان است. تولد عراقی بنا به تحقیق سعید نفیسی در کمیجان و در سال ۶۱۰ ه‍.ق است؛ که البته در آثار خود فخرالدین عراقی نام کمیجان دیده می‌شود. فخرالّدین عراقی در ۸ ذوالقعده ۶۸۸ ه‍. ق، در دمشق درگذشت.

نعت پیامبر

وی بزرگ‌ترین افتخارش را بودن خاک پای پیامبر‌ صلى الله علیه و آله سلم می‌داند:

بر فرق کاینات چرا پا نمی‌نهم؟ /*/ آخر نه خاک پای عزیز پیمبرم؟

و در مدح نبی اکرم صلى الله علیه وسلم چنین می‌سرایند:

آن بحر که موج اوست دریا /*/ و آن نور که ظل اوست اشیا

نوری که جمال جمله هستی /*/ از تاب جمال اوست پیدا

اول ز پی نظاره‌ی او /*/ شد عین همه‌ی جهان مهیا

و آخر هم آفتاب رویش /*/ شد صورت جسم و جان هویدا

او روی حقیقت و عین حق نیز /*/ بل عین حقیقتست و اعلا

و آن نور که حق بدو توان دید /*/ باشد همه والضحی و طاها

فی الجمله کمال صورت اوست /*/ آیینه‌ی ذات حق تعالی

در آینه مصطفی چه بیند؟ /*/ جز حسن و جمال ذات والا

باز در نعت رسول اکرم صلى الله علیه وسلم می‌گوید:

ساحت قدسش مبرا از چه و چون و چرا /*/ لطف صنع او منزه آلت عون و ظهیر

یک سخن گفته دو عالم ز آن سخن جان یافته /*/یک نظر کرده به آدم گشته در عالَم وزیر

جذبه‌ای از نور نارش گشته موسی را دلیل/*/قطره‌ای از آب رویش خضر را کرده نضیر

بر بساط رحمتش عالم چو آدم مفتقر/*/بر در فضلش سلیمان نیز چون سلمان فقیر

در دم عیسی دمیده شمه‌ای از خلق خود/*/تا دهد مژده کالا یا قوم قد جاء البشیر

هشت بستان کرده بهر دوستانش پر نعیم/*/  هفت زندان از برای دشمنانش پر زحیر