فاطمه (س) عطيه خداوند

عسكرى اسلامپور

فاطمه اطهر(سلام الله علیها) بانوى بانوان دو جهان، عطاى خداوند سبحان، كفو و يگانه همتاى اميرمؤمنان(علیه السلام)، و يكى از علل آفرينش عالم امكان است.

معنويت قدسى آن بانوى بى همتا در قرآن كريم، جلوه اى ويژه يافته، جمال معنوى و اوج طهارت و عصمتش، در آيه تطهير (احزاب/33)، درخشش انسان كامل را متجلى ساخت، آيه مباهله (آل عمران/61) شاهدى بر شكوهمندى و قدر و جلالتش گرديد.

و سوره «هل أتي» (دهر/1) جلوه اى از مروت و ايثار آن بزرگوار را همراه با عارفانه ترين زمزمه هستى «على حبه»، تجسمى زيبا بخشيد.

اين جويبارهاى فضيلت به هم پيوند خورد و در سوره «كوثر» مجموعه اى دل انگيز از زيبايى ها و اصالتها را رقم زد و آن را به عنوان، هديه و عطيه اى الهى تقديم رسول خاتم الأنبياء، محمد مصطفي(صلی الله علیه و آله)، كرد؛ زيرا، فاطمه(سلام الله علیها) يكى از مظاهر فيض مداوم و جريان پربركت حركت محمدى است كه استمرار آن را با ذريه خويش تضمين كرد. در اين راستا نگاهى گذرا به سوره كوثر داريم:

اين سوره كه كوتاه ترين سوره قرآن كريم است، در مكه معظمه بر پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

هنگامى كه دو پسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به نام هاي: «عبدالله و قاسم» در مكه از دنيا رفتند و حضرت فاقد فرزند پسر شد،(1) اين موضوع موجب شد كه مشركان فرصت طلب مكه كه به شدت تحت تأثير فرهنگ منحط دوره جاهليت قرار داشتند و ارزش انسان را تنها در داشتن فرزند ذكور مى پنداشتند، با شادى و هيجان، لب به تمسخر و طعن و شماتت بگشايند؛ و افرادى چون عاص بن وائل، رسول خدا را «ابتر» بخوانند.(2)

واژه ابتر در لغت عرب به «مقطوع الذنب»؛ يعني، دم بريده و «الذى لا عقب له»؛ يعني، شخصى كه نسلش قطع شده باشد، اطلاق مى شود.

اعراب جاهليت، طبق سنت ديرينه خود براى فرزند پسر اهميت فوق العاده اى قائل بودند و او را تداوم بخش برنامه هاى پدر مى شمردند؛ از اين رو، بدخواهان قريش چنين مى گفتند: كه ديگر محمد(صلی الله علیه و آله) فرزند پسر ندارد تا راه او را پيش بگيرد و دين و آيينش را ترويج كند؛ بنابراين، وقتى از دنيا رفت، از جهت دين و آيينش آسوده خاطر خواهيم ماند.(3)

اين تبليغات شوم و برخوردهاى ناهنجار، سخت قلب پاك رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را غمگين و مكدر نمود و همچنان ادامه پيدا كرد؛ چنان كه نزديكان و علاقه مندان آن حضرت به شدت در تنگنا قرار گرفتند تا اين كه قرآن مجيد نازل شد و با طرز اعجازآميزى «در سوره كوثر» به آنها پاسخ گفت و خبر داد: كه دشمنان آن حضرت «ابتر» خواهند بود و برنامه هاى حياتبخش اسلام و قرآن كريم هرگز قطع نخواهد شد.

ناگفته نماند بشارتى كه در اين سوره به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) داده شد، از يك سو ضربه اى محكم بر اميدهاى دشمنان اسلام بود و از سوى ديگر تسلى خاطرى براى آن حضرت بود كه بعد از شنيدن آن لقب زشت و توطئه دشمنان فرصت طلب، قلب نازنينش را غمگين كرده بودند.

خداى متعال بدين وسيله با (نزول سوره كوثر) پيامبرش را خشنود نمود و فرمود:

«ما به تو «كوثر» (خير و بركت فراوان) عطا كرديم؛ پس، به شكرانه اين نعمت، براى پروردگارت نماز بخوان» و شتر قربانى كن. همانا، دشمن تو ابتر و مقطوع النسل است.»

به بيان روشن تر، يعني: اى پيامبر! هرگز غمگين و محزون مباش! گرچه پسرانت را از دست داده اي؛ اما فقط فرزند پسر نيست كه همواره مايه افتخار باشد و به عنوان سرمايه ماندگار مطرح شود؛ بلكه چيز ديگرى نيز مى تواند جايگزين آن باشد و حتى بهتر از فرزند پسر، خلاها را پر كند و كاستى ها را جبران نمايد و آن، «كوثر» است كه ما به تو عطا كرديم. به يقين دشمنان تو، با اين كه داراى پسران زياد و نيرومندند، منقطع النسل و بى پيرو خواهند ماند و نسلشان منقرض خواهد شد.

منزلت و معناى سوره

در عظمت و اهميت اين سوره همين بس كه:

اولاً: كوتاه ترين، و در عين حال يكى از پرمحتواترين سوره هاى قرآن كريم به شمار مى آيد.

ثانياً: تركيبات و مفردات اين سوره مانند :«انا اعطينك» ، «الكوثر»، «فصل»، «لربك»، «وانحر»، «ان شانئك» و «هوالابتر»؛ فقط در همين سوره آمده و در هيچ جاى قرآن كريم تكرار نشده است.

واژه «كوثر» از ريشه «كثرت» است و بر چيزى اطلاق مى شود كه شانيت كثرت در او باشد. علامه طبرسى در معناى لغوى «كوثر» مى نويسد:«الكوثر، فوعل من الكثره و هوالشى الذى من شانه الكثره و الكوثر، الخير الكثير»؛ كوثر صفت مبالغه و وزن فوعل را دارد و برگرفته از كثرت است و آن عبارت از چيزى است كه شايستگى زيادى را داشته باشد و منظور از آن خير فراوان است. (4)

براى كلمه «الكوثر» در اين سوره بيش از بيست و پنج معنا و احتمال مطرح كرده اند(5) كه از جمله آنها مى توان به «چشمه اى در بهشت»، «خير كثير» كه در منابع شيعه و سنى به چشم مى خورد، اشاره كرد.

قرطبى مفسر بنام اهل سنت، با وجود آن كه بين اين دو معنا و آيات ديگر سوره، تناسبى نمى بيند و بدان اعتراف دارد؛ اما به جهت اين كه براى معانى ديگر «كوثر» مويدى از روايات نيافته، همين دو معنا و احتمال را برگزيده است. (6)

بيضاوي، از ديگر مفسرين اهل سنت، مى گويد مراد از كوثر، زيادى فرزندان و پيروان است.

خير فراوان در اين آيه به امور مختلفى از جمله: قرآن، نبوت، چشمه اى در بهشت، علما، زيادى فرزندان، حوضى در بهشت، حكمت و شفاعت تفسير شده است. هيچ كدام از معانى ياد شده با يكديگر منافات ندارد؛ زيرا همه بيانگر همان مضمون متعالى كوثر و خير فراوانند.

نكته شايان توجه اين است كه اين زيادى فرزندان و نسل پيامبر«ص» كه از چشمه سار فاطمه«س» جوشيده است، در ميان ديگر معانى از درخشش و جلوه بيشترى برخوردار است. چنان كه شواهد و قرائن زير مويد آن است: 1- شان نزول سوره: مفسران شيعه و اهل سنت در شان نزول اين سوره اين گونه نگاشته اند كه، عاص بن وائل در مقابل يكى از درهاى مسجدالحرام بنام «باب بنى السهم» با رسول خدا«ص» ملاقات كرد و با آن حضرت به گفتگو پرداخت. قريشى ها كه شاهد اين منظره بودند از او پرسيدند: با چه شخصى سخن مى گفتي؟ او با عبارات بى شرمانه و گستاخانه گفت با «ابتر». اين پاسخ به آن جهت بود كه عبدالله، آخرين فرزند پسر پيامبر«ص»، زندگى را بدرود گفته بود. و عرب جاهلى كسانى را كه داراى فرزند پسر نباشد «ابتر» قلمداد مى كردند؛ زيرا تنها راه استمرار اهداف فرد را در وجود پسر مى دانستند. در نتيجه، اين شان نزول متناسب با سرزنش آنان خواهد بود.

فخر رازي، از علماى اهل سنت، در اين باره در تفسير خود مى نويسد:«سومين نظر در معناى «كوثر» اين است كه منظور از آن، فرزندان آن حضرت است و اين به آن جهت است كه، اين سوره در رد كسانى نازل شده است كه از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزندان عيبجويى مى كردند كه در اين صورت معناى آن اين است كه: خداوند به تو فرزندان و نسلى عطا مى كند كه در طول تاريخ برقرار خواهند ماند؛ سپس مى گويد:ببين كه چقدر انسان ها از اهل بيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به شهادت رسيده اند، اما جهان همچنان شاهد رونق فزاينده آنان است، آن گاه بنگر كه چه تعداد از بزرگان انديشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام كاظم، امام رضا(علیه السلام) و محمد نفس زكيه در ميان آنها جلوه گر شده است. (7)

بيضاوي، ازديگر مفسران اهل سنت، نيز زيادى فرزندان و پيروان را در شمار معانى كوثر ذكر مى كند.

درميان مفسران شيعه، علامه طبرسي(ره) درمجمع البيان و علامه طباطبايى در تفسير گرانسنگ «الميزان» مخاطبان خود را به اين معنا توجه داده اند. در تفسير الميزان دراين باره به خوبى استدلال شده است.

2- دومين شاهد براين كه در «كوثر» معناى فرزندان فراوان منظورشده، ذيل سوره شريفه است كه مى فرمايد: «ان شانئك هو الابتر» به تحقيق دشمن تو بى دنباله است، زيرا كه ظاهر كلمه «ابتر» عبارت از قطع نسل و بى فرزندى است؛ چنان كه شان نزول سوره آن را تأييد مى كند و يا دليلى بر انحصار به يكى از موارد آن مثل جداشدن ازخيرات… است.

درهرصورت بدون دنباله بودن ازنظر فرزند، درمعناى «ابتر» ملاحظه شده است كه خود دليلى بر اين است كه در «كوثر» معنايى مقابل آن ارائه شده است؛ يكى وجود فرزندان بسيار است كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اعلام مى دارد كه : اى پيامبر! ما به تو خير فراوان، از جمله فرزندان بسيار داديم و دشمن تو براى هميشه تاريخ از تمامى نيكى ها و ازنسل و فرزندان منقطع و جدا خواهدبود و از آنجا كه بستر كوثر و جريان پرفيض ومداوم، در وجود مقدس حضرت فاطمه(سلام الله علیها) قراردارد، به عظمت اين سرچشمه خيرات و وجود با بركت بيشتر مى توان پى برد. وجود مقدسى كه نعمت بزرگ الهى و استمرار فرزندان پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) به وسيله او تحقق يافت، تا شخصيت زن را در ابعاد معنوى و اجتماعى جلوه بيشترى بخشيده و هيچ فردى به خود اجازه ندهد كه فرزندش را تنها به خاطر جنسيت مورد تحقير قراردهد، زيرا، يگانه الگو و اسوه زن مسلمان، فاطمه(سلام الله علیها) است.

مكتب فاطمه(سلام الله علیها) مجموعه اى از فضايل انسانى و منظومه اى از گلواژه هاى نيك زيستن است كه در هسته مركزى آن پيامبر قرارگرفته است و فرزندان معصومش، اقمار اين منظومه اند. جهان امروز به همان مقدار نيازمند به آرمانهاى فاطمى است، كه جامعه ديروز جاهلي.

سوره كوثر، خود گواه خوبى براين مطلب است كه تبار و ذريه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از دختر گرانمايه اش فاطمه (سلام الله علیها) استمرار ميبابد، چنان كه علامه طباطبايي(8) به آن توجه داده است. البته اين معنا را از آيات ديگر به صورت آشكارترى مى توان دريافت. همچنين به دونمونه آن درمناظره امام كاظم(علیه السلام) با هارون الرشيد تصريح شده است، زمانى هارون الرشيد از حضرت پرسيد: چگونه شما مى گوييد ما از فرزندان پيامبريم، با اين كه به جا ماندن نسل، ازپسر است نه دختر و شما فرزندان دختر اوييد؟ حضرت درپاسخ او، آيه اى از سوره «انعام» را قرائت كرد« و هدايت نموديم، از فرزندان او، نوح يا ابراهيم، داود و سليمان وايوب و يوسف و موسى وهارون و اين گونه نيكوكاران را جزا ميدهيم و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را كه همه از شايستگان بودند.» (انعام/84)

آن گاه حضرت از هارون الرشيد پرسيد: «پدر عيسى كيست، كه به وسيله آن از فرزندان نوح يا ابراهيم بشمار آمده است؟ هارون گفت: عيسى پدرى نداشت. امام بى درنگ فرمود: همان گونه كه خداوند عيسى را به وسيله مريم از فرزندان انبياء محسوب داشته است، ما نيز به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) از طريق مادرمان فاطمه(سلام الله علیها) انتساب پيدا كرده ايم و از فرزندان آن حضرتيم. آن گاه حضرت آيه شريفه «مباهله» را تلاوت كرد: «فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم» و فرمود: هيچ كس ادعا نكرده است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) غير از على ابن ابيطالب و فاطمه و حسن و حسين، در زيركساء (عبا) داخل كرده باشد، بدين ترتيب معلوم مى شود، منظور از ابنائنا، پسران ما، حسن و حسين اند كه خداوند آنها را پسران رسول خود خوانده است.(9)

رسول مكرم اسلام(صلی الله علیه و آله) مأمور مى شود كه به شكرانه اين نعمت بزرگ، درپيشگاه باعظمت پروردگار سر تعظيم و كرنش فرود آورد، نماز بجاى آورد و قربانى كند. براى «وانحر» معناى ديگرى نيز در روايات شيعه و سنى به چشم مى خورد و آن عبارت است از بلندكردن دستها تا مقابل گوشها به هنگام تكبيرگفتن درنماز.

«فصل لربك وانحر» پس براى پروردگارت نمازگزار و نحر كن. سپاسگزارى و كرنش به آستان الهى از وظايف مهمى است كه عقل هر انسان برايش مقرر مى دارد. سرشت انسانها مبتنى بر قدردانى از فردى است كه به او نيكى كرده است و از آنجا كه تمامى نعمت ها از جانب خداوند به انسان ارزانى شده است، سپاسگزارى از او جلوه ديگرى به خود مى گيرد كه دراين سوره مباركه در نماز و «نحر» تجسم يافته است.

هرمعنايى كه در «نحر» منظور باشد، چه قربانى كردن شتر و چه بالابردن دو دست تا روبروى گلوگاه و يا جلو آوردن روى سينه به هنگام تكبيرهاى نماز. همه نشانه سپاسگزارى از نعمتهاى خداوند است و نماز و نحر در صورتى مى تواند اعلام سپاس باشد كه فقط براى خدا و درجهت پروردگار جهان باشد.

«ان شانئك هوالابتر» به يقين دشمن تو بى دنبال و بى خير است. يكى از جلوه هاى اعجاز قرآن، كه در اين سوره نيز محقق شده است، خبرهاى غيبى و پيشگويى هاى قاطع و انطباق آن با واقعيت هاست كه به روشنى موارد زيادى را در آيات قرآن مى توان يافت؛ ازجمله ،داستان پيشگويى پيروزى روميان بر ايرانيان، پس ازآن كه آنها مغلوب ايرانيان گشتند و آن را نه سال قبل پيش بينى كرد و به همان گونه نيز تحقق يافت. (روم/3)

پيش بينى ديگر مربوط به آيه شريفه «ان شانئك هوالابتر» است. دشمن كه ازسر غرور و نخوت به زيادى تعداد و فرزندان خويش مى باليد و مسلمين را ناچيز مى انگاشت و به خصوص بعد از فوت فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كار را تمام شده تلقى كرد و گمان برد پيام و رسالت پيامبر در ميان انبوه حوادث تاريخ به فراموشى سپرده خواهدشد، دراين هنگام قرآن كريم پيش گويى كرد كه دين تو جهانگير خواهدشد و كار دشمنان به نافرجامى و تباهى خواهدكشيد و امروزه كه پس از چهارده قرن حضور سرافراز اسلام را در جهان مشاهده مى كنيم درخشش اعجاز اين سوره را هرچه بيشتر حس كرده و آن را به عنوان نشانه صدق ديگرى بر رسالت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) اعلام مى داريم.

پى نوشت ها

1– ناگفته نماند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در سال هشتم هجرت در مدينه نيز صاحب فرزند ديگرى به نام «ابراهيم» از ماريه قبطيه شد، كه قبل از اينكه به دو سالگى برسد، از دنيا رفت و وفات او قلب پاك پيامبر(صلی الله علیه و آله) را آزرد.

2- ابوالحسن على بن احمد الواحدى النيشابوري، اسباب النزول، ص307؛ جلال الدين سيوطي، الدرالمنثور، ج6، ص402، طبع دارالمعرفه.

3- حاشيه محيى الدين شيخ زاده على تفسير القاضى البيضاوي، ج8، ص700؛ الفتوحات الالهيه، سليمان بن عمر شافعي، ج8، ص.418

4- مجمع البيان، ج 5، ص .548

5- جلال الدين سيوطي، الدر المنثور، ج 6، ص 403، علامه طباطبايي، الميزان فى تفسير القرآن، ج 20، ص .370

6- ابوعبدالله محمد بن احمد الانصارى القرطبي، الجامع لاحكام القرآن، ج 20، ص 218، طبع موسسه التاريخ العربي.

7- تفسير فخر رازي، ج32، ص.124

8- الميزان، ج20، ص.371

9- بحارالانوار، ج48، ص.128.