نقد و بررسی ادیان و فرق » مسیحیت »

عوامل تحریف کتاب مقدس

    اشاره:

کتاب مقدس که شامل عهد جدید و عهد قدیم می شود ، کتاب دینی مسیحیان است. البته عهد قدیم کتاب مقدس یهودیان است که مسیحیان نیز آن را قبول دارند. این کتابها دستخوش تحریف قرار گرفته و کتابهای تورات و انجیل که جزئی از آن است، همان کتابهایی که حضرت مسیح و حضرت موسی(علیهماالسلام) آورده بودند نیست و آموزه های بشری داخل آنها شده است. در این نوشته به عوامل تحریف این کتاب اشاره شده است.

  در تحریف انجیل و تورات عوامل مختلف نقش داشته است.

۱٫ یکی از عوامل تحریف این دو کتاب آسمانی بی تفاوتی پیروان این دو کتاب نسبت به حفظ آنها می باشد. همانگونه که مسلمانان صدر اسلام نسبت به حفظ قرآن سعی و تلاش داشته تا حدی که افراد زیادی تمام قرآن را حفظ کرده و حافظان قرآن معروف بودند در میان یهودیان و مسیحیان اولیه این حالت وجود نداشته است.

۲٫ مغرضین و جاه طلبان متاثر از بت پرستان و ادیان انحرافی رایج در آن زمان از عوامل دیگر تحریف این دو کتاب می باشند که بر طبق امیال و عقاید خود شان تعالیم و آموزه های انحرافی را به عنوان کتابهای آسمانی و وحیانی به خورد مردم می داده اند. قرآن در این باره می فرماید: «فَوَیلٌ لِلَّذینَ یکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیدیهِمْ ثُمَّ یقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً فَوَیلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیدیهِمْ وَ وَیلٌ لَهُمْ مِمَّا یکْسِبُونَ؛ پس واى بر آنهایى که کتاب را خود به دست خود مى‏نویسند، و تا سودى اندک برند، مى‏گویند که از جانب خدا نازل شده. پس واى بر آنها بدانچه نوشتند و واى بر آنها از سودى که مى‏برند»[۱] و لذا می بینیم که اکثر مطالب کتاب تورات حاکی از این است که توسط برخی از یهودیان نگاشته شده و به عنوان کتاب آسمانی از طرف یهودیان پذیرفته شده است. و لذا برخی از دانشمندان غربی مانند ابراهیم بن عزرا (۱۰۸۹ ـ ۱۱۶۴ م) که خود مفسّر تورات است می گوید: حضرت موسی (علیه‌السلام) نویسنده واقعی اسفار پنج گانه نمی باشد بلکه این کتاب باید قرن ها پس از حضرت موسی (علیه‌السلام) به دست فرد دیگری نوشته شده باشد و نیز اسپینوزا (۱۶۳۲ ـ ۱۶۷۷م) به موارد خاصی از تورات اشاره نموده و می گوید که این ها نمی تواند نوشته حضرت موسی (علیه‌السلام) باشد.[۲]

و مسیحیان نیز معتقدند که حضرت مسیح (علیه‌السلام) اصلاً کتاب آسمانی نداشته است بلکه او خود تجسم وحی الهی و عین پیام خدا بود و انجیل ها و سایر کتاب های عهد جدید نوشته و یا املای حضرت عیسی (علیه السلام) به شاگردانش نمی باشد.[۳] بلکه به گفته توماس میشل تا سال ۶۰ میلادی انجیل مکتوب وجود نداشت و بعدها رسولان و شاگردان حضرت مسیح (علیه‌السلام) سخنان و کارهای او را در قالب اناجیل جمع آوری نمودند تا این که در بین سال های ۱۵۰ ـ ۲۰۰م فهرست کتاب های مقدس تهیه شد و سپس در قرن های بعد از طرف کلیسا روشن گردید که چه کتاب هایی را باید مقدس شمرد.[۴]

۳٫ عامل دیگری که در تحریف این کتابها نقش داشته است مفقود شدن این کتابها می باشد. براساس تاریخ سرگذشت بنی اسرائیل کتاب تورات «دچار تحوّلات گوناگون گردیده است. از آن جمله یهودیان تورات را در میان تابوت مقدس می گذاشتند و از آن به شدّت مواظبت می کردند. تا اینکه در سال ۵۸۶ قبل از میلاد بخت النصر پادشاه بابل تمام سکنه فلسطین را به اسارت گرفت و تمام آثار یهود از جمله تابوت و تورات را نابود کرد. تمام میراث فرهنگی و معنوی یهود که در تابوت قرار داشت کاملاً محو و نابود گردید. یهودیان تا پنجاه سال دیگر در اسارت بابلیان باقی ماند. کوروش پادشاه ایران در جنگ بابلیان موفق شد که آنها را شکست داده و یهودیان را از اسارت رهائی بخشد. و به آنان اجازه عودت به فلسطین داد. یهودیان تنها در سال ۴۷۵ قبل از میلاد موفق شدند که تحت ریاست عُزیر اقدام به جمع آوری و تدوین عهدعتیق نمایند.[۵] یعنی فاصله نابودی تورات و زمان تدوین مجرد آن (۱۱۱) سال می باشد طبیعی است که بسیاری از مطالب عهد عتیق در مرور این سالها فراموش گردیده و بسیاری از مطالب که عمدتاً متأثر از محیط بت پرستی بابل و عقاید مشرکانه ایران آن زمان بوده است. در تدوین مجدد عهد عتیق جا باز کند.[۶] پس بصورت طبیعی هیچ اعتبار منطقی و علمی برای تدوین مجدد عهد عتیق نمی ماند که عیناً همان کتابی باشد که در ۱۱۱ سال قبل بوده است. و استناد همین عهد عتیق به أنبیا و پیامبران قبل از حادثه بابل کاملاً مشکوک و غیرقابل اطمینان است.

از دیدگاه اسلام پس از عروج حضرت مسیح (علیه‌السلام) کتاب انجیلی که بر حضرت مسیح(علیه‌السلام) نازل شده بود نیز مفقود گردیده است. امام رضا(علیه‌السلام) در مجلس مامون الرشید که برای مناظره تشکیل شده بود خطاب به جاثلیق عالم نصرانی می گوید:«از انجیل واقعی که آن را گم کرده اید و از نویسندگان اناجیل چهار گانه چه می دانی؟ جاثلیق در جواب گفت انجیل فقط یک روز گم شده و سپس یوحنا و متی آن را دوباره پیدا کرده اند. امام(علیه‌السلام) به او می‌گوید: شما نسبت به انجیل خیلی کم اطلاع هستید اگر شما انجیل واقعی را گم نکرده و بر عهد اول باقی بودید چنین اختلافی در بین شما نسبت به اناجیل اربعه پیش نمی آمد. باید بدانی که هنگامی که انجیل را گم کردید نصارا به سوی علمای شان رفتند و به آنان گفتند که عیسی کشته شد و انجیل را گم کردیم و شما علمای ما هستید، چه چیزی از انجیل در نزد شما می باشد؟ آلوقا(لوقا) و مرقابوس(مرقس) گفتند: انجیل در سینه های ماست و نگران نباشید، ما آن را سِفر به سِفر برای تان اخراج می کنیم. سپس آلوقا و مرقابوس و یوحنا و متی این اناجیل را وضع کردند». [۷]

خداوند حفظ این کتابها را مانند کتاب قران مجید تضمین نکرده بود تا گم نشوند و با این عوامل مورد تحریف قرار نگیرند. و اینکه چرا خداوند قرآن را حالا چه به صورت متعارف و به وسیله مسلمانان و چه به صورت معجزه آسا قرآن را از هرگونه تحریف و کم و زیاد شدن حفظ کرد شاید نتوانیم در مورد برخی از افعال خداوند متعال به طور قطعی اظهار نظر کنیم لکن این قدر می‌دانیم که دین اسلام آخرین دین خداوند است که بعد از پیامبر اسلام پیامبری نخواهد آمد و سلسله پیامبران با مبعوث شدن حضرت محمّدـ صلّی الله علیه و آله ـ به پایان رسید و آن حضرت به عنوان خاتم الانبیاء[۸] آخرین  و کامل ترین برنامه زندگی را برای بشر به ارمغان آورد. عقل انسان حکم می کند که کتاب و دین کامل آخرین پیامبر خدا باید تا پایان تاریخ باقی بماند تا برای بشر حجت الهی وجود داشته باشد. بنابراین ختم نبوت که با ادلّه قاطع ثابت شده موجب می شود تا قرآن که کتاب نبی خاتم است محفوظ بماند. در روایتی از امام رضاـ علیه السّلام ـ نقل شده که آن حضرت در بیان علت کهنه نشدن قرآن می فرماید: «لانه لم یجعل  لزمان دون زمان بل جعل دلیل البرهان و حجه علی کل انسان؛[۹] قرآن کهنه نمی شود چون مختص زمان خاصی نیست بلکه نشانگر برهان و حجت برای همه انسان ها است». و در مورد ادیان قبلی چون بعد از هر یک شریعت جدیدی قرار بود که نازل شود نیازی به حفظ کتاب های آسمانی آنها به صورت غیر متعارف وجود نداشت و بعد از تحریف آن کتابها ،‌خداوند از راه های دیگری- همچون مبعوث نمودن انبیاء تبلیغی و اوصیاء پیامبران ـ حجت خویش را بر بندگان تمام می کرد.

      پی نوشت:

[۱] . بقره/۷۹

[۲] . ر.ک: اردستانی، سلیمانی، عبدالرحیم، یهودیت، ص ۱۸۷ـ ۱۹۳.

[۳] . آل علی، محمد ادیب، مسیحیت،ص ۵۸.

[۴] . ر.ک: میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، ص ۴۱ـ۵۰.

[۵] . طباطبائی، المیزان، ج ۳، ۳۰۹.

[۶] . توفیقی، حسین آشنائی با ادیان بزرگ جهان، ص ۹۱ و ۹۲.

[۷] . صدوق، محمد بن علی، التوحید،ص۴۲۵.

[۸].احزاب ۴۰ .

[۹] . تفسیر اثنی‎عشری ج۷، ص ۸۶.