عنایات امام زمان (علیه السلام) و وظائف مبلغان

حضرت رسول اکرم ـ صلّى الله علیه و آله ـ در مورد عصر غیبت به جابر بن عبدالله انصارى فرمود:

«إِى وَ الَّذِى بَعَثَنِى بِالنُّبُوَّهِ إِنَّهُمْ لَیَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ یَسْتَضِیئُونَ بِنُورِ وَلَایَتِهِ فِى غَیْبَتِهِ کَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ جَلَّلَهَا السَّحَابُ؛[۱] قسم به خدایى که مرا به نبوت برانگیخت! مردم در عصر غیبت از وجود پر برکت فرزندم مهدى بهره­مند خواهند شد و از نور ولایت او [در رهبرى جامعه] روشنایى خواهند گرفت، همانند بهره­مند شدن مردم از خورشید، اگر چه در زیر ابر باشد.»

به طور کلى، وجود حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ در عصر غیبت مایه برکات و آثار فراوان مادى و معنوى است، اما عنایات آن بزرگوار به مبلغان اسلامى از اهمیت ویژه­اى برخوردار است.

مهم­ترین علت عنایت آن گرامى به مبلغان و دانشمندان مروج معارف اهل­بیت ـ علیهم السلام ـ را در کلام حضرت هادى ـ علیه السلام ـ بهتر مى توان درک کرد.

آن حضرت جایگاه والاى مبلغان راستین و متعهد اسلامى را در منظر حضرت ولى عصر ـ علیه السلام ـ اینگونه تبیین فرمود:

«لَوْ لَا مَنْ یَبْقَى بَعْدَ غَیْبَهِ قَائِمِکُمْ ـ علیه السلام ـ مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ إِلَیْهِ وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُمُ الَّذِینَ یُمْسِکُونَ أَزِمَّهَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّیعَهِ کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ السَّفِینَهِ سُکَّانَهَا أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[۲] اگر نبودند بعد از غیبت امام قائم، علمایى که [با تبلیغات خود] مردم را به سوى آن حضرت بخوانند و به آن بزرگوار راهنمایى کنند و با دلیل و برهان الهى از دین او دفاع کنند و بندگان ضعیف خدا را از دامهاى ابلیس و [یاران] شرور او نجات بخشند و از دامهاى ناصبیان رها سازند، مطمئناً احدى در دین خدا باقى نمى ماند. اما آنان کسانى هستند که زمام دلهاى شیعیان ضعیف ما را به دست گرفته­اند [و از گزند دشمنان و هجوم افکار منحرف پاسدارى مى کنند] همچنان که کشتیبان، سرنشینان کشتى را [از گرفتاریها و امواج هولناک دریا] حفظ مى کند. آنان برترین [بندگان] نزد خداوند عز و جل مى باشند.»

به همین دلیل، در این فرصت به عنایات و تفضلات قطب عالم امکان و مدیر واقعى حوزه­ هاى علمیه و پناه بى پناهان، حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ ، به مبلغان راستین اسلامى مى پردازیم و در آخر نکاتى نیز در مورد وظائف مبلغان در قبال آن منجى عالم هستى بیان خواهیم کرد.

کلام حیات بخش امام زمان (علیه السلام)

آقا میرزا مهدى اصفهانى از عالمان و مبلغان سختکوش عرصه معارف الهى و فرهنگ اهل بیت ـ علیهم السلام ـ‌ است. او که در اصفهان زاده شد و در نجف اشرف تحصیلات عالیه خود را در محضر عالمانى سترگ، همچون: سید محمد کاظم یزدى و میرزاى نائینى به دست آورد، همزمان با فقه و اصول، به فراگیرى فلسفه و حکمت نیز همت گماشت و آنگاه به تحصیلات علمى و عرفانى روى آورد و در نزد عارف جلیل القدر آقا سید احمد کربلایى از شاگردان ممتاز ملا حسینقلى همدانى، مراحل اخلاق و عرفان و تهذیب نفس را به کمال رساند.

در همان زمان، به قوائد فلسفه بدبین شد و برخى از آنها را با معارف آیات قرآن و روایات ناسازگار احساس کرد و به تردید افتاد و در نتیجه، افکار و اندیشه­ هاى متضاد به جانش چنگ انداخت و او را از ادامه راه باز داشت. به ناچار به غیر از پناه بردن به محضر حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ چاره­اى ندید و در امکنه مقدس همچون مسجد سهله و جاهاى دیگر براى استمداد به حضرت متوسل شد و در این راه تلاشها کرد.

او مى گوید: یک موقع در نزد قبر جناب هود و صالح ـ علیهما السلام ـ در حال تضرع و توسل بودم که با کمال شگفتى امام عصر ـ علیه السلام ـ را در حال بیدارى مشاهده کردم. آن گرامى در حالى که ایستاده بود و کاغذى به زیباترین شکل که چشمانم را نوازش مى داد، بر روى سینه­اش قرار داشت، دیدم در وسط کاغذ به خط سبز نورانى این حدیث شریف نگارش یافته است که: «طَلَبُ الْمَعَارفِ مِنْ غَیْرِنَا مُسَاوِقٌ لِاِنْکَارِنا؛ طلب معارف از غیر ما اهل بیت مساوى با انکار ما مى باشد.» و در ذیل کاغذ به خط ریزى امضاء شده بود که «وَ قَدْ اَقَامَنِى اللَّهُ وَ اَنَا الْحُجَّهُ بْنُ الْحَسَنْ؛ خداوند مرا به پا داشته و منم حجه بن الحسن.»

از خواندن این نامه مبارکه دلم روشن شد و راه خود را یافتم. آنگاه به خود آمدم. بعد از آن واقعه لذتبخش، نورانیت ویژه­اى در وجودم احساس مى کنم.[۳]

دستگیرى از یک مبلغ

مرحوم آقاى سید جواد خراسانى که مورد اعتمادترین امام جماعت اصفهان بود و در عرصه عرفان و معنویت، مقامات عالیه داشت، فرمود:

از طرف حکومت، خیال داشتند صالح آباد اصفهان را غصب کنند، در حالى که آنجا مِلک من و عده­اى از اهالى بود. آنان عوامل خود را به آنجا فرستاده بودند تا زمینهاى مردم را غصب کنند و چرخش زندگى ما هم از همان ملک بود. ما هر چه گفتگو و درخواست کردیم، مذاکرات فایده­ اى نداد و ثمرى نبخشید.

من که دیگر درهاى عادى را به روى خود بسته مى دیدم، عریضه­اى به حضور مقدس امام عصر ـ علیه السلام ـ نوشتم و در رودخانه انداختم و به تخت فولاد (قبرستان مهمى در اصفهان که قبور بسیارى از اولیاء خدا در آنجا مى باشد.) رفتم و در گوشه خرابه­اى با تضرع و التماس مشغول خواندن دعاى ندبه شدم و مکرر مى گفتم: «هَلْ اِلَیْکَ یَابْنَ اَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقَى؛[۴] اى فرزند احمد! آیا راهى براى رسیدن به محضر شما هست تا ملاقات شوى؟» ناگاه صداى سم اسبى را شنیدم و دیدم عربى سوار اسب ابلقى رو به قبله مى رود. نگاهى مهرآمیز به من کرد و غایب شد.

از مشاهده آن گرامى قلبم راحت شد و آرامش یافتم و به اصلاح اموراتم اطمینان پیدا کردم. شب بعد مشکلم کاملا حل شد. البته من حضرت را مکرراً در عالم رؤیا با همین شکل و شمائل دیده بودم.[۵]

وظائف مبلغان در مقابل امام زمان علیه السلام

در بخش اوّل اشاره شد که آن گرامى به مبلغان و مروجان مکتب اهل بیت ـ علیهم السلام ـ عنایات ویژه­اى دارد. در اینجا اضافه مى کنیم که این امدادها به شرطى است که مبلغان گرامى نیز نقش خود را در این عرصه به نحو شایسته­ اى به انجام برسانند و وظائف خود را در برابر آن حضرت انجام دهند. در اینجا به برخى از وظائف و تکالیف مبلغان بزرگوار در عصر غیبت و در ارتباط با آن بزرگوار اشاره مى کنیم.

۱٫ رفع موانع ارتباط

اگر ما در اولین گام بتوانیم از رنجاندن دل آن حجت یگانه الهى خوددارى کنیم و با پیمودن صراط مستقیم و دورى از خطاها و گناهان آزار و رنجشى به حضرت نرسانیم، موانع اساسى را رفع کرده­ایم و در این صورت، خواهیم توانست گامهاى بعدى را نیز در این مسیر برداریم؛ چرا که ما همواره آرزو مى کنیم ذره­اى بلا و آزار به آن حضرت نرسد و در دعاى ندبه مى گوییم: «عَزِیزٌ عَلَیَّ اَنْ تُحِیطَ بِکَ دُونِیَ الْبَلْوَى وَلَا یَنَالُکَ مِنِّى ضَجِیعٌ وَ لَا شَکْوَى؛[۶] آقاى من! چقدر بر من سخت است که رنج و بلا تو را احاطه کند و ناله و شکوایى از من به تو نرسد!»

آیا با این حال رواست که ما خود با رفتارهاى نادرستمان آن گرامى را بیازاریم و موانع غیبت حضرت را بیشتر کنیم؟

حضرت امام خمینى ـ رحمه الله ـ‌ در اینباره مى فرماید: «نامه اعمال ما مى رود پیش امام زمان ـ علیه السلام ـ هفته­اى دو دفعه ]به حسب روایت[، من مى ترسم ما که ادعاى این را داریم که تبع این بزرگوار هستیم، شیعه این بزرگوار هستیم، اگر نامه اعمال را ببیند، و مى بیند؛ تحت مراقبت خداست، نعوذ بالله شرمنده شود… من خوف آن را دارم که کارى بکنیم که امام زمان ـ علیه السلام ـ پیش خدا شرمنده بشود ]که[ اینها شیعه تو هستند این کار را مى کنند! نکند یک وقت خداى نخواسته یک کارى از ماها صادر بشود که وقتى نوشته برود، نوشته ­هایى که ملائکهالله مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانى رقیب دارد و مراقبت مى شود، ذره­هایى که بر قلبهاى شما مى گذارد، رقیب دارد، چشم ما رقیب دارد، گوش ما رقیب دارد، زبان ما رقیب دارد، قلب ما رقیب دارد. کسانى که مراقبت مى کنند اینها را، نکند که خداى نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان ـ علیه السلام ـ یک وقت چیزى صادر بشود که موجب افسردگى امام زمان ـ سلام الله علیه ـ باشد! مراقبت کنید از خودتان.»[۷]

آرى، ابراز محبت به امام عصر ـ علیه السلام ـ و تبلیغ اهداف آن بزرگوار با گناه و معصیت سازگار نیست. با توسعه تقوا و پاکدامنى مى توان شمار طرفداران و پیروان حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ را افزایش داد و هیچگاه با بى مبالاتى و آلودگیهاى دنیوى و ارتکاب اعمال زشت نمى توان فرهنگ انتظار را در جامعه گسترش داد.

در فراز اوّل دعاى معروفى که از وجود مقدس حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ نقل شده است، آن حضرت مى فرماید: «اَللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَهِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَهِ…؛[۸] خدایا! ما را توفیق طاعت و دورى از گناه روزى فرما!» و در ادامه سایر وظائف منتظران را به صورت دعا بیان مى فرماید.

۲٫ شناختن جایگاه خود

مبلغان منتظر که تلاش مى کنند تا فرهنگ مهدویت و انتظار را در جامعه گسترش و شمار منتظران حقیقى را هر روز افزایش دهند، چه زیباست که منزلت خود را در نزد امام زمان ـ علیه السلام ـ دریابند، همچنان که لازم است هر کس به منزلت و جایگاه والاى حضرت حجت ـ علیه السلام ـ نسبت به فراخور استعدادش معرفت داشته باشد. مبلّغ وظیفه شناس مى داند که بعد از خداوند متعال هیچ کس در این عالم به اندازه امام زمان ـ علیه السلام ـ دلسوز او نیست؛ امام رأفت ویژه­اى که به مراتب بالاتر از مهربانى والدین است، به افراد دارد.

مبلغ آگاه همواره در تمام عرصه­هاى تبلیغى این جمله حضرت را نصب العین خود قرار مى دهد که فرمود: «إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاء[۹]

در مراعات حال شما سهل انگارى نکرده و هرگز شما را فراموش نمى کنیم و اگر توجه و عنایت ما نبود، گرفتاریها و سختیها بر شما نازل مى شد و دشمنان شما را بیچاره مى کردند.»

مبلغ آگاه، به امدادهاى امام زمانش امیدوار است و باور قطعى دارد که در هر جا باشد، در منظر امام عصر ـ علیه السلام ـ است. حضرت نیز در مورد او مى اندیشد و در مواقع گرفتارى و ناراحتى بدون اینکه خودش بداند، او را یارى مى رساند؛ همچنان که امیر مؤمنان على ـ علیه السلام ـ فرمود: «ما با شادى شما شاد مى شویم و از غم شما اندوهناکیم و از مریضى شما مریض مى گردیم و براى شما دعا مى کنیم. پس شما دعا مى کنید و ما آمین مى گوییم.»[۱۰]

پس در مقابل این همه مهربانى و لطف و صفا ما هم عرض ارادت خالصانه را با تمام وجود به محضرش عرضه مى داریم که: «بِأَبِى أَنْتُمْ وَ أُمِّى وَ أَهْلِى وَ مَالِى وَ أُسْرَتِى؛[۱۱] پدر و مادر، اهل و عیال و مال و خویشاوندانم همه فداى شما باد!»

۳٫ لحظه شمارى براى عصر ظهور

یک مبلغ مسئولیتپذیر با فراهم کردن بسترى مناسب براى ظهور حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ لحظه شمارى مى کند. او در عرصه تبلیغات خود تلاش مى کند وظائف دوران غیبت را به شایستگى انجام دهد تا اگر به لطف الهى روزى با آن بزرگوار همراه شد، آمادگى انجام دستورات حضرتش را داشته باشد، همچنان که خودش در توقیع شریف به محمد بن جعفر حمیرى آموخت که اینگونه اعلام آمادگى کنیم: «یَا مَوْلَایَ… نُصْرَتِى مُعَدَّهٌ لَکُمْ وَ مَوَدَّتِى خَالِصَهٌ لَکُمْ؛[۱۲] آقاى من! اسباب یاریم را برایتان فراهم کرده­ام و دوستى و محبت من فقط براى شماست.»

و همچنین عبارات روح نواز و عاشقانه زیارت آن حضرت را با تمام وجود زمزمه کند که: «مَوْلَایَ فَإِنْ أَدْرَکْتُ أَیَّامَکَ الزَّاهِرَهَ وَ أَعْلَامَکَ الْبَاهِرَهَ فَهَا أَنَا ذَا عَبْدُکَ الْمُتَصَرِّفُ بَیْنَ أَمْرِکَ وَ نَهْیِکَ أَرْجُو بِهِ الشَّهَادَهَ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ الْفَوْزَ لَدَیْکَ مَوْلَایَ فَإِنْ أَدْرَکَنِیَ الْمَوْتُ قَبْلَ ظُهُورِکَ فَإِنِّى أَتَوَسَّلُ بِکَ وَ بِآبَائِکَ الطَّاهِرِینَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ أَنْ یَجْعَلَ لِى کَرَّهً فِى ظُهُورِکَ وَ رَجْعَهً فِى أَیَّامِکَ لِأَبْلُغَ مِنْ طَاعَتِکَ مُرَادِى وَ أَشْفِیَ مِنْ أَعْدَائِکَ فُؤَادِى؛[۱۳] مولاى من! اگر روزگار فرخنده و درخشان و پرچمهاى پیروزى تو را درک کنم، من نیز یکى از کوچکترین بندگان درگاهت خواهم بود که امر و نهى تو را پذیرایند و ]با فرمانبردارى از تو[ شهادت در رکابت را امیدوارند و ]با پذیرش ولایتت [سعادت در نزد تو را خواستارند. آقاى من! اگر پیش از ظهورت مرگم فرا رسد، به واسطه تو و پدران پاکت به خداى سبحان توسل مى جویم که بر محمد و آل محمد درود فرستد و مرا در زمان ظهورت دوباره بازگرداند و در زمان دولت و حکومتت رجعت کنم تا از اطاعت تو، به مقصودم نائل گردم و قلبم را با انتقام گرفتن از دشمنانت شفا بخشم.»

مبلغ وظیفه شناس نه تنها برقرارى حکومت عدل مهدوى را دوست مى دارد، بلکه، بالاتر همچون عاشقى بى قرار همه زیباییها را تحت الشعاع جلوه حکومت امام زمان ـ علیه السلام ـ مى داند.

عظمت امام زمان ـ علیه السلام ـ چنان روح و جانش را تسخیر مى کند که هیچ ارزشى را بالاتر از آن نمى شناسد. مقام، شهرت، مال دنیا و موقعیتهاى ظاهرى او را از راه مهدى ـ علیه السلام ـ نمى تواند جدا کند. نجواهاى عاشقانه­اش همواره در زمین و زمان طنینانداز است که: «عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لَا تُرَى وَ لَا أَسْمَعَ لَکَ حَسِیساً وَ لَا نَجْوَى؛[۱۴] چقدر سخت است بر من که همه خلق را ببینم، اما تو را نبینم و هیچ از تو صدایى، حتى آهسته هم به گوش من نرسد.»

و هر روز عهدش را با امام و رهبر حقیقى خود تجدید مى کند که: «اللَّهُمَّ إِنِّى أُجَدِّدُ لَهُ فِى صَبِیحَهِ یَوْمِى هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَیَّامِى عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَهً لَهُ فِى عُنُقِى لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ أَبَدا؛[۱۵] پروردگارا! من در صبح همین روزم و تمام ایامى که در آن زندگانى مى کنم، با او عهد خود و عقد بیعت او را که بر گردن من است، تجدید مى کنم که هرگز از این عهد و بیعت برنگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم.»

مبلغان عاشق، کلام امام باقرـ علیه السلام ـ را همواره در ذهن خود مرور مى کنند که آن حضرت فرمود:

«إِنَّ الْقَائِلَ مِنْکُمْ إِذَا قَالَ إِنْ أَدْرَکْتُ قَائِمَ آلِ مُحَمَّد نَصَرْتُهُ کَالْمُقَارِعِ مَعَهُ بِسَیْفِهِ؛[۱۶] اگر کسى از شما بگوید: هرگاه قائم آل محمد ـ صلّى الله علیه و آله ـ را درک کنم، هر آینه او را یارى خواهم کرد، ]پاداش او[ مانند کسى است که با اسلحه در رکاب آن حضرت بجنگد.»

منتظر مشتاق حکومت مهدوى و ایجاد دولت کریمه امام زمان ـ علیه السلام ـ در هر فرصتى این آرزوى دیرینه­اش را بر زبان جارى مى کند که: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِى دَوْلَه کَرِیمَه تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَه؛[۱۷] پروردگارا! ما آرزو داریم که از سوى تو دولتى کریمه برقرار شود که در پرتو آن اسلام و مسلمانان را عزیز کنى و جبهه کفر و نفاق را خوار و ذلیل سازى.»

البته وظائف دیگرى نیز براى مبلغان گرانقدر و تمام شیفتگان فرهنگ انتظار در دوران غیبت کبرى وجود دارد که به علت ضیق مجال فقط به ذکر فهرست آنان مى پردازیم:

دشمنى با دشمنان امام زمان ـ علیه السلام ـ ، دعا براى سلامتى حضرت، دعا براى تعجیل ظهور، مداومت به دعاى عهد و تجدید پیمان، دعا براى پیوستن به جمع یاران مهدى ـ علیه السلام ـ ، بصیرت و آگاهى به دین و معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، صبر بر سختیها و مشکلات، داشتن روحیه امیدوارى و انتظار به آینده­اى روشن و امید دادن به دیگران، صدقه دادن براى حفظ وجود مبارک امام عصر ـ علیه السلام ـ ، حج کردن یا نائب براى حج گرفتن از طرف امام ـ علیه السلام ـ تعظیم تمام شعائرى که به تجلیل از آن گرامى بینجامد، خواندن زیارتهاى مخصوص امام زمان ـ علیه السلام ـ، تجمع در امکنه و مراکزى که به نام آن گرامى مى باشد، تبلیغ عمومى و خصوصى براى امام زمان ـ علیه السلام ـ ، برخاستن به خاطر تعظیم شنیدن نام مبارک آن حضرت، مداومت به زیارت، بهره­ گیرى از هر شیوه پسندیده­اى که به ترویج و نشر فرهنگ مهدویت و انتظار بینجامد و دل آن حضرت را شاد کند، همگانى کردن دعاهاى آن حضرت در مجالس، شناساندن وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ و خصائص و ویژگیهاى آن گرامى، بیان محاسن و زیباییهاى حکومت مهدوى، سخن گفتن از یاران امام و صفات آنان.

پى نوشتها :

[۱]. یوم الخلاص، ص ۱۳۷، به نقل از بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۲، ح ۸٫

[۲]. الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۸٫

[۳]. عنایات حضرت مهدى موعود ـ علیه السلام ـ ، على کریمى جهرمى، مؤسسه نشر و تبلیغ، مشهد، ۱۴۰۷ ق، ص ۱۰۲، به نقل از ابواب الهدى، ص ۴۶٫

[۴]. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸، دعاى ندبه.

[۵]. برکات حضرت ولى عصر ـ علیه السلام ـ ، بازنویس سید جواد معلم، عروج اندیشه، مشهد، ۱۳۷۷٫

[۶]. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸، دعاى ندبه.

[۷]. آشتى با امام زمان ـ علیه السلام ـ ، محمد شجاعى، نشر محیى، تهران، ۱۳۸۱، به نقل از صحیفه نور، ج ۷، ص ۲۶۷٫

[۸]. البلد الامین، ص ۳۴۹٫

[۹]. احتجاج، ج ۲، ص ۴۹۵٫

[۱۰]. بصائر الدرجات، ج ۵، باب ۱۶٫

[۱۱]. البلد الامین، ص ۳۰۰، زیارت جامعه کبیره.

[۱۲]. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۱٫

[۱۳]. فرازى از زیارت حضرت حجه ـ علیه السلام ـ ، مصباح الزائر، ص ۴۳۷؛ بلد الامین، ص ۲۸۶؛ بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۱۸٫

[۱۴]. بحارالانوار، ج ۹۹ ص ۱۰۸٫ دعاى ندبه.

[۱۵]. همان، ص ۱۱۱، دعاى عهد.

[۱۶]. الکافى، ج ۸، ص ۸۰٫

[۱۷]. همان، ج ۳، ص ۴۲۴، دعاى افتتاح.

منبع : پایگاه امام مهدى(عج)