شیعه شناسی » سؤالات ما » اهل سنت »

عمر خلیفه دوم محدث فرضی در امت اسلامی

اهل سنت روایتی را به پیامبر اسلام نسبت داده که تا فضیلتی برای عمر به وجود بیاید:

ابی هریره می گوید: «رسول الله فرمود: در امت های قبل از شما افرادی وجود داشتند که محدَّث بودند و اگر در امت من کسی محدّث باشد او عمر خواهد بود. در اینجا باید عرض کنم فرق بین رسول، نبی و محدث آن است که رسول کسی است که فرشته بر او ظاهر می شود و سخن می گوید. نبی کسی است که در خواب به او الهام می شود. و امّا محدث کسی است که صوت را می شنود ولی فرشته را نمی بیند».[۱]

حال روایت فوق می‌گوید اگر در امت اسلام یک نفر محدّث و دارای الهامات غیبی باشد او عمر است. لکن چنین ادعایی هرگز با واقعیات زندگی و حالات خلیفه اول سازگاری ندارد.[۲]

به هر حال در راستای توجیه این ادعا سؤالات زیر باید پاسخ داده شود:

  1. طبری در تاریخش نقل می‌کند: وقتی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در گذشت عمر بن خطاب به پا خاست و گفت کسانی از منافقان پنداشته اند پیامبر مرده، به خدا پیغمبر نمرده بلکه پیش خدایش رفته چنان که موسی بن عمران پیش خدایش رفت و چهل روز از قوم خویش غایب بود و پس از آن که گفتند مرده، بازگشت، به خدا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باز می گردد و دست و پای کسانی را که پنداشته اند پیغمبر خدا مرده قطع می کند. و چون ابوبکر آمد و حمد و ثنای خدا کرد و گفت: ای مردم هر که محمد را می پرستید محمد مرده است و هر که خدای را می پرستید خدا زنده است و نمرده است. آنگاه این آیه را خواند: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکمْ…».[۳] یعنی محمد جز فرستاده ای نیست که پیش از او فرستادگان در گذشته اند آیا اگر بمیرد یا کشته شود به اعقاب جاهلی تان بر می گردید، گوید: به خدا گویی مردم نمی دانستند که این آیه بر پیامبر نازل شده تا ابوبکر آن را خواند. عمر گوید: به خدا وقتی خواندن این آیه را از ابوبکر شنیدم از پای در آمدم.[۴]

آیا عمر چگونه می تواند محدث امت اسلامی باشد در حالی این واقعه به خوبی می رساند که عمر با مبانی اسلامی و از جمله مرگ و حیات پیامبر و آیه فوق الذکر چه قدر بیگانه بوده است؟

  1. در سنن نسائی آمده است که مردی پیش عمر آمده و پرسید: من در حالی که جنب شده ام آب نمی یابم چه کار باید بکنم؟ عمر گفت: نماز نخوان، امّا عمار یاسر که در مجلس حاضر بود گفت یا امیر به یاد نمی آوری سفری را که در آن من و تو جنب شدیم و تو نماز نخواندی، امّا من خودم را در خاک مالیدم و نماز خواندم، وقتی خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدیم و جریان را صحبت نمودیم آن حضرت طریق صحیح تیمم کردن را به ما یاد داد. در بعضی کتاب ها دارد که عمر عمار را تهدید کرده و گفت اتق الله، یعنی از خدا بترس و عمار گفت: ان شئت لم احدث به.[۵] یعنی اگر تو بخواهی من دیگر درباره آن صحبت نمی کنم. حال سؤالی که در ذهن هر خواننده ای مطرح می شود این است که آدمی چون عمر که تا این حد آگاهی و اطلاع او از معارف و احکام دین ضعیف و ناچیز است چگونه می تواند محدث و ملهم از غیب باشد؟ و مستقیما از طریق الهام با عالم غیب رابطه داشته باشد؟ و این از شگفتی های زندگی خلیفه است که عُمرِی با رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گذرانیده اما به اندازه یک مسلمان عادی نسبت به معارف و احکام دین آشنائی نداشته است.
  2. افزون بر همه اینها، آیا این حدیث علم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را خدشه دار نمی کند. یعنی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در واقع نمی داند که آیا چنین شخصی در امت او وجود دارد یا خیر و لذا فرموده است اگر چنین کسی وجود داشته باشد او عمر خواهد بود، بنابراین اگر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال می شد آیا عمر محدّث است یا نه، در جواب باید می فرمود که نمی دانم! پس آیا این حدیث نوعی اهانت و توهین به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به شمار نمی آید؟ زیرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این حدیث چیزی را گفته است که نمی داند!

پی نوشتها

[۱]. ابن حجر عسقلانی، شهاب الدین، فتح الباری، بیروت، دارالمعرفه للطباعه، و النشر، چاپ دوم، ج۷، ص۴۱.

[۲]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهاردهم، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۴۳.

[۳]. آل عمران / ۱۴۴.

[۴]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، موسسه الاعلمی، ۱۸۷۹م، ج۲، ص۴۴۲.

[۵]. نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، ج۱، ص۱۹۳.