پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » فضائل و مناقب » امام علی(ع) »

علی(ع) مظهر زیبایى ها

زیباترین ولادت

ولادت حضرت على(علیه السلام) یکى از زیباترین فصل‏هاى کتاب آفرینش است که نشان دهنده مقام والا و پرتوى از عظمت آن امام هُمام مى باشد. در شب ولادت ایشان، زمین غرق نور و معنویت بود و از آسمان نیز باران فضل و رحمت مى بارید. ابوطالب که از شادى در پوست خود نمى گنجید، فریاد مى زد: «اى مردم! دوست خدا در خانه خدا متولد شد.» رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در این رابطه فرمودند:

به دنیا آمدن حضرت على(علیه السلام) همانند تولد حضرت مسیح(علیه السلام)، مهم و معجزه آساست و خداوند على(علیه السلام) را از نور من آفرید و ما هر دو از یک نور هستیم.» آرى تولد حضرت مسیح(علیه السلام) معجزه‏اى بزرگ بود و حضرت مریم در آن هنگام از خانه خدا (بیت المقدس) خارج شد ولى فاطمه بنت اسد(س) به درون خانه خدا فرا خوانده شد و مهمان مائده‏هاى آسمانى گشت تا زیباترین تولد تاریخ بشریت، به نام مبارک حضرت على(علیه السلام) ثبت شود.

زیباترین نام

نام حضرت على(علیه السلام) نیز از زیباترین نام‏ها است. زیرا که از سوى خداوند متعال انتخاب شده است. هنگامى که ابوطالب براى دیدن فرزند تازه به دنیا آمده، وارد خانه کعبه شدند، این چنین فرمودند: «اى پروردگار! از اسرار غیبى خود ما را آگاه کن و نامى براى این کودک انتخاب فرما» در این هنگام آواز سروشى را شنید که مى گوید: «به راستى که نامش از والایى، على نهادیم و این على از نام خداوند اعلى گرفته شده است.»

زیباترین مژده

روزى حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) با لب‏ هاى خندان، وارد خانه حضرت على(علیه السلام) شدند و خطاب به ایشان فرمودند: «یا على(علیه السلام) آمده‏ام تا به تو مژده‏ اى بدهم، آن مژده این است که همین ساعت، جبرئیل امین، پیامى از سوى خداوند متعال آورد که خداوند مى فرماید: اى احمد! به على(علیه السلام) مژده بده که دوستان و پیروان تو اهل بهشت هستند و رستگار مى شوند.» در این هنگام حضرت على(علیه السلام) سجده شکر به جا آوردند.

زیباترین زیور اخلاقى

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در منقبت حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: «اى على! خداوند تو را به زیورى آراسته که هیچ بنده دیگرى را به آن زیور نیاراسته است و آن زیور در نزد خداوند متعال بسیار ارزشمند است و آن زُهد است. یا على! خداوند تو را به گونه‏اى خلق کرده که نه تو چیزى از دنیا مى اندوزى و نه دنیا از تو بهره‏اى مى برد، دوستى بینوایان را بر تو بخشید، آن گونه که تو به پیروى آنان و آنان به امامت تو دلخوش هستند.

زیباترین تربیت

هنگامى که حضرت على(علیه السلام) متولد شدند، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سى ساله بودند. ایشان از تولد حضرت على(علیه السلام) بسیار شادمان شدند و با آغوش باز تربیت ایشان را برعهده گرفتند.

حضرت على(علیه السلام) در دامان پر مهر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پرورش یافتند و معارف الهى را جرعه جرعه از سرچشمه وحى نوشیدند. ایشان در عالى ترین مکتب تربیتى رشد کرده، به درجات بالاى اخلاقى و معنوى رسیدند و خود به زیباترین الگوى تربیت و اخلاق تبدیل شدند. زیبایى تربیت رسول اللّه، بعدها در رفتار، کردار و گفتار حضرت على(علیه السلام) متجلى شد و این زیبایى با تربیت فرزندانى چون امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) نمود بیشترى پیدا کرد.

زیباترین تربیت دوستان

سیره عملى آن امام هُمام، به گونه‏اى بود که دل‏ها را به سوى خود جذب مى کرد و عقل‏ها را شیفته و واله خود مى نمود. صدها نفر در مکتب تربیتى ایشان پرورش یافتند که هر یک الگویى براى مردم بودند. امام على(علیه السلام) یارانى را تربیت کردند که چون پروانه‏اى گرد وجود مقدس آن حضرت مى گشتند و از محضر آن جناب فیض مى بردند. آنان حاضر بودند در راه دفاع از حریم ولایت جان خود را فدا کنند و در راه گسترش اسلام ناب محمدى به مبارزه با طاغوت‏ها بپردازند. کمیل، مقداد، ابوذر و سلمان از جمله این یا ران هستند.

زیباترین قوانین کشوردارى

نامه حضرت على(علیه السلام) به مالک اشتر یکى از زیباترین متونى است که در رابطه با آئین و احکام کشوردارى در طول تاریخ بشریت نگاشته شده است. این فرمان از چهارده قرن پیش تا کنون، به صورت یک منشور جاودانه و انسانى در تاریخ و فرهنگ اسلامى باقى مانده است. مخاطب نامه حضرت، تنها مالک اشتر نیست بلکه تمام انسان‏ها، در تمام مکان‏ها و زمان‏ها مخاطب آن هستند. احکام و قوانین این نامه همچون آفتابى عالمتاب بر تمام آفاق شرق تا غرب، نور و گرما بخشیده است

زیباترین مشاهدات قلبى و غیبى

حضرت على(علیه السلام) مانند رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) داراى مشاهدات قلبى و غیبى فراوانى هستند. رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) در این مورد فرمودند: یا على(علیه السلام) آنچه که من مى شنوم، تو نیز مى شنوى آنچه را که من مى بینم، تو نیز مى بینى و تنها تفاوت من با تو این است که تو پیامبر نیستى ولى وزیر هستى».

حضرت على(علیه السلام) در مورد مشاهدات خودمى فرمایند: «هنگامى که وحى بر پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد، در آن هنگام من نور وحى و رسالت را مى دیدم و بوى نبوت را (از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)) استشمام مى کردم. در آن هنگام صداى ناله شیطان را شنیدم که از پرستش خود ناامید شده بود.»

زیباترین پیشنهاد در مورد تعیین مبدأ تاریخ اسلام

خلیفه دوم پس از فتح مداین، تصمیم به ثبت تاریخ گرفت. نظر خودش این بود که مبعث پیامبر، به عنوان آغاز تاریخ اسلام باشد. بعضى نیز زمان فوت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را پیشنهاد مى کردند. لیکن حضرت على(علیه السلام) اظهار داشتند که تاریخ اسلام را از زمانى که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از سرزمین شرک خارج شد یعنى از زمان هجرت ـ آغاز و ثبت کنند این پیشنهاد زیبا، مورد استقبال تمام مسلمانان قرار گرفت و مبدأ تاریخ اسلام شد.

زیباترین زندگى

حضرت على(علیه السلام) زندگى بسیار ساده و بدون تجملى داشتند و تمام امکانات مادى و معنوى خود را در راه گسترش اسلام خرج مى کر دند. زندگى على(علیه السلام) الگویى براى تمام اقشار جامعه است. این زندگى ساده و معنوى به ثروتمندان نشان مى دهد که چگونه مى توانند یتیم نوازى کنند و به داد محرومین و مستمندان برسند و چگونه مى توان در پرتو صدقه و انفاق، به ثروت خود رنگ خدایى زده و آنرا در راه دین خرج کرد.

زیباترین جملات در رابطه با یک زندگى ساده

«اگر بخواهیم غذاى خویش را از عسل مصفا و مغز گندم و لباسم را از ابریشم و حریر قرار دهم، قدرت مالى دارم ولى هیهات که نفس بر من پیروز شود.»

«خداوند بر پیشوایان حق واجب نموده است که زندگى خویش را مطابق با زندگى ضعیف‏ ترین افراد زیر پرچم خود قرار دهند، تا فقر و پریشانى بر آنان فشار نیاورده و نگران نسازد…»

«چگونه من از امکانات خویش، رفاه زندگى فراهم سازم، در حالى که شاید در حجاز و یمامه، کسى باشد که با شکم گرسنه و جگر داغ و تشنه بخوابد و آرزوى سیر شدن را در سر مى پروراند؟ آیا سزاوار است که به من «امیر المؤمنین» بگویند ولى شریک غم‏ها و غصه‏ هاى مردم نگردم؟

«خداوند مرا امام و پیشواى خلقش قرار داده و بر من واجب ساخته که در طعام و نوشیدنى و لباسم مثل ضعفاى مردم باشم تا فقرا در زندگى فقیرانه خود به من تبعیت نمایند.»

زیباترین درس امانت دارى

شبى حضرت على(علیه السلام) براى حسابرسى بیت المال، مشغول محاسبه بودند و چراغى نیز روشن بود و حضرت در پرتو نور آن کار مى کردند. در این هنگام «عمرو بن عاص» وارد شد و در کنار ایشان نشست. هنگامى که محاسبه تمام شده حضرت چراغ را خاموش کردند و از «عمرو» خواستند که در بیرون در زیر نور مهتاب با هم گفتگو نمایند. این کار ایشان زیباترین درسى است که مى توان در زمینه امانتدارى و توجه به اموال عمومى به آن استناد کرد. به راستى که از زندگى حضرت على(علیه السلام) زیباترین درسها را مى توان فرا گرفت.

زیباترین منزلت در پیشگاه خداوند

حضرت على(علیه السلام) در نزد خداوند متعال از منزلت و قرب ویژه‏اى برخوردار بودند. ابن ابى الحدید مى گوید: روزى حضرت على(علیه السلام) از رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) خواستند که در حق ایشان دعایى بنمایید. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: خداوندا! به حق على در نزد خودت، على را بیامرز. على(علیه السلام) که از این دعا تعجب کرده بودند، فرمودند: اى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این چه دعایى است؟ و ایشان فرمودند: مگر نزد خداوند، کسى گرامى تر از تو هست که او را شفیع درگاه خدا سازم؟

زیباترین سخن و نفوذ آن

سخنان حضرت على(علیه السلام) داراى تأثیر و نفوذ بسیار فراوانى بود. دوست و دشمن به این تأثیرات عجیب اعتراف مى کنند. ابن عباس که خود خطیبى زبردست بود، اشتیاق خود را به شنیدن سخنان آن حضرت و لذت بردن خویش را از کلام نغز ایشان کتمان نمى کرد و مى گفت: بعد از سخن پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از هیچ سخنى به اندازه این سخن سود نبردم. تأثیر کلام حضرت در همام به شریح نیز به قدرى بود که او دیگر طاقت نیاورد و مانند مرغ محبوس که از زندان تن به تنگ آمده است و آرزوى پرواز دارد، به سوى آسمان‏ها پرواز کرد. آرى هر کس که پاى منبر ایشان مى نشست، سخت تحت تأثیر قرار مى گرفت مواعظ وى دل‏ها را مى لرزاند و اشک‏ها را جارى مى ساخت.

زیباترین اعتکاف

روزى در ایام اعتکاف، حضرت على(علیه السلام) در مسجد کوفه معتکف شده بودند. هنگام افطار عربى نزد ایشان آمد و حضرت مقدارى از افطار خود را که از نان جو بود، به ایشان دادند. آن مرد آنرا نخورده و به طرف منزل امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) حرکت کرد و بعد از آن که با آنها هم غذا شد، عرض کرد: مردى غریبى را در مسجد کوفه دیدم که جز نان جو چیزى براى خوردن نداشت، خیلى دلم برایش سوخت. اگر اجازه بدهید کمى از این غذا را براى او ببرم. حسنین(علیه السلام) با شنیدن این جملات به گریه افتادند.

منبع: مجله گلبرگ ، مهر ۱۳۷۹، شماره ۷