علل گرایش ایرانیان به تشیع و گسترش آن

پیدایش نخستین دولت‌های ایرانی بر مبنای عدالت خواهی بود؛ چنان‌که انتخاب دیااکو بنیانگذار دولت ماد بر چنین اساسی بوده است و محبوبیتی که انوشیروان در تاریخ ایران باستان یافت به سبب شهرتش در عدالت گستری بود.

پس از ظهور دین مبین اسلام، دلایل متنوعی ایرانیانِ حق جو را به اسلام و خاصه به مذهب تشیع سوق داد، که عدالت محوری حکومت مولای متقیان امام علی(ع) و فرزندان او دلیل این انتخاب بود. در طول تاریخ اسلام نیز ایرانیان به حمایت از دولت‌های شیعی چون علویان طبرستان، آل بویه، سربداران، مشعشعیان و صفویان برخاستند که عَلَمِ عدالت و مبارزه با ستم را برداشته بودند و این میراث در حکومت‌های بعدی شیعی همچنان حفظ شد. اما پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی تحت حکومت نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبری‌های امام خمینی(ره) و در روزگار پرشکوه امامت، نائب ولی عصر(عج) مقام معظم رهبری به فرازی عالی از درخشندگی رسیده و در راهی قرار گرفته تا به اهدافی نائل شود که ائمه معصوم(ع) مقرر فرموده بودند.

تاریخ تشیع درایران نشان می‌دهد که ایرانیان از قرن اول تا حدود قرن هفتم به تدریج و مرحله به مرحله به تشیع گرویده‌اند و این گرایش در هر مرحله، بسیار عمیق و گسترده بوده است. از سوی دیگر تشیع ایرانیان غالباً اعتقادی و دوازده امامی بود که در ذیل عوامل تأثیر گذار بر گرایش ایرانیان به تشیع و روند گسترش آن آمده است.

مرحله اسلام گرایی ایرانیان در نیمه نخست قرن اول

ظلم، ستم و هرج و مرج در حکوت ساسانی و آئین تحریف شده زرتشتی زمینه را برای پذیرش اسلام از سوی ایرانیان فراهم کرده بود؛ از سوی دیگر رفتار و اخلاق مسلمان نیز تأثیر بسیاری بر آنان داشت و پس از این مرحله به تدرج بذر تشیع که اسلام ناب بود، با توجه به اینکه در دوره خلفا نسبت به آنان تبعیض روا می شد و آنها را شهروند درجه دو حساب می کردند، با مشاهده شیوه حکومت علی(ع) و شیعیان آن حضرت در دل ایرانیان قرار داده شد.

امامت علی(ع) در کوفه

شرایط پیش آمده در زمان خلفا به ویژه خلیفه سوم سبب گردیده که مردم از خلیفه سوم به علی(ع) پناه ببرند؛ با این وجود آن، حضرت حکومت را با اکراه پذیرفت و پس از جنگ جمل مرکز حکومت را از مکه به کوفه انتقال داد.(۱)

با توجه به اینکه ایرانیان بسیاری در کوفه زندگی می کردند و شهرهای اطراف مانند مدائن، ساباط و… نیز به کوفه نزدیک بودند و رفت و آمد زیادی به کوفه داشتند، طبعاً ملاقات و برخورد آنها با علی(ع) بیشتر بود که با توجه به سخنرانی های آن حضرت در مسجد کوفه، سبب می شده ایرانیان راه را از بیراهه تشخیص دهند.

مرحوم علامه «سید محین امین» می نویسد هنگامی که علی(ع) در عراق سکونت کرد، بسیاری از مردم کوفه و شهرهای اطراف به تشیع گرویدند و هنگامی که کارگزاران آن حضرت به شهرها می رفتند بسیاری بر اثر راهنمایی آن حضرت شیعه می شدند و به این ترتیب تشیع در مکه، یمن، مصر، عراق و ایران روز به روز گسترش پیدا کرد.(۲)

همچنین علی(ع) با برخورد درست و اسلامی با ایرانیان موجبات جذب آنها را فراهم می کرد؛ طوری که اعراب نسبت به این تعامل با موالیان اعتراض می کردند.

روزی اشعث بن قیس به عنوان اعتراض به علی(ع) گفت این افراد حمراء(ایرانیان) بر ما چیره شده اند و تو جلوی آنها را نمی گیری! امام از این سخن خشمگین شد و به عنوان دفاع از ایرانیان به اشعث فرمود: این عرب های شکم پاره، در بسترهای نرم می آرمند، ولی آنها در روزهای سوزان در تلاش و فعالیت اند؛ آن گاه همین رفاه طلبان شکم پاره به من می گویند آنها(ایرانیان) را طرد کنم… سوگند به خدا، از رسول خدا شنیدم که فرمود: آنها(ایرانیان) شما را به خاطر روی برگرداندن از سوی اسلام می زنند، همان گونه که شما در آغاز برای گرایش به اسلام آنان را می زدید.(۳)

بی تردید حضور علی(ع) در کوفه مرحله جدیدی برای گرایش ایرانیان به تشیع بوده و در این مدت تشیع رسماً به عنوان اسلام ناب در برابر آئین عثمانی و غیره قرار گرفت؛ امام(ع) نقش مهمی در گرویدن ایرانیان به تشیع داشت همان گونه که خاورشناسان زیادی به این نکته تاکید دارند از جمله فان فلوتن می نویسد: یکی از علل گرایش ایرانیان به تشیع این بوده که آنها شیوه ای انسانی را جز در خط فکری امام علی(ع) نیافتند.(۴)

در مجموع می توان نتیجه گرفت با مشاهده فضایل انسانی و ارزش های عالی که در زندگی امام علی(ع) دیده می شد، موجب محبوبیت عمیق حضرت نزد ایرانیان شد و این علاقه و عشق اگر چه در آغاز جنبه اجتماعی و سیاسی داشت و آنان را به سوی تشیع سوق می داد؛ اما در نهایت به تشیع اعتقادی آنان انجامید و ایرانیان بر این عقیده که امامت امام علی(ع) از مبانی وحی سرچشمه می گیرد، اعتقاد کامل پیدا کردند.

نهضت عاشورا و پیامد آن در تشیع ایرانیان

نهضت عظیم امام حسین(ع) برخاسته از متن اسلام ناب بر ضد ستمگران اموی به سرکردگی یزید بود. این نهضت توانست مسلمانان مظلوم، ازجمله موالیان را به سوی خاندان رسالت سوق دهد، خون پاک و جوشان شهدای کربلا قیام هایی به وجود آورد که ایرانیان در اکثر این قیام ها از جمله قیام مختار، شرکت فعال داشتند.

علامه سید محسن امین دراین مورد می نویسد: هنگامی که حسین(ع) شهید شد اکثر مسلمانان این حادثه را بسیار بزر گ شمردند، حتی بعضی از اموی ها تکان خوردند و برتری خاندان پیامبر را دریافتند و از ظلمی که بر آنها شده متأثر شدند و احساس کردند که از حمایت آل محمد(ص) تقصیر و کوتاهی کرده اند. این حادثه سبب شده بسیاری از بنی امیه از دستگاه اموی جدا شوند و به بنی هاشم و علویان گرایش پیدا کنند. روگردانی خاندان نبوت زیاد شدند به علاوه حادثه حرهّ و قیام توابین و… موجب روگردانی سایر مردم از بنی امیه شد. این افزایش و گرایش به(تشیع) همچنان تا آخر حکومت بنی امیه در شهرهای ایران به ویژه در قم ادامه داشت و اکثر شیعیان در کوفه و خراسان بودند.(۵)

تنفر از بنی امیه به جایی رسید که معاویه بن یزید وقتی پس از یزید به خلافت رسید حدود چهل روز حکومت کرد. بالای منبر رفت، کردار زشت پدران خود را به باد انتقاد گرفت، جدش را لعنت کرد، از اعمال آنها اظهار بیزاری نمود وگریه شدیدی برای امام حسین کرد و در حضور مردم از خلافت استعفا داد. او پس از ۲۵ یا چهل روز از دنیا رفت و به نقلی او را مسموم کردند.

عجیب این که بنی امیه معلم او بنام عمر بن مقصوص را دستگیر کردند و به او گفتند: تو بودی که عشق علی(ع) و بغض بنی امیه را به معاویه بن یزید آموزش داده ای او گفت: چنین نیست، بلکه او فطرتاً به علی(ع) تمایل داشت این سخن از عمر بن مقصوص پذیرفته نشد و او را زنده به گور کردند.(۶)

محبوبیت اهل بیت(ع)

محبوبیت علویان و اهل بیت میان مسلمانان و ایرانیان از دلایل گسترش تشیع در مناطق مختلف جهان به ویژه ایران است. اهل بیتی که در ادوار تاریخ با عنوان «علویان» و لقب «شریف» شناخته شده اند.(۷)

این محبوبیت در درجه نخست برگرفته از اعتنای قرآن به «ذوی القربی» و «آیه تطهیر» و علاوه بر قرآن روایات فراوانی نیز در فضایل اهل بیت به خصوص علی(ع) توسط صحابه و تابعین در نقاط مختلف جهان اسلام نقل می شد و زمینه را برای دوستی بیشتر آنان نسبت به اهل بیت فراهم می کرد.(۸)

بخش دیگر از نظر علویان نیز سجایای علمی به اخلاق و سیاسی خود آنان بود که با عشق و علاقه طبیعی مردم به خاندان پیامبر(ص) ترکیب می شد. نکته اخیر در تمام در تمام قرون عامل نفوذ تشعیع در بلاد مختلف بوده است.

این علاقه به حدی بود که اگر در مناطق سنی نشین یک علوی پرهیزگار در می گذشت یا به شهادت می رسید، برای وی بقعه ای ساخته و قبرش تبدیل به مزاری و به این ترتیب بذر تشیع و حب اهل بیت در این نقاط کاشته می شد.

اعتنای اهل سنت به مقام علویان در گذر تاریخ، کاملا ً قابل درک است. نمونه های جانبی را شبلنجی نقل کرده و گفته: شریف که لقبی برای علویان بوده، عمدتاً در قرن چهارم به بعد در همه دنیای اسلام مورد استفاده و اهل سنت برای شرفاء احترام فوق العاده ای قائل بوده اند.(۹)

زهد شیعیان، نیز یکی از علل نفوذ و عامل ایجاد محبوبیت علویان و گرایش به تشیع بوده است.

مردم فرق بین اسلام علوی با اسلام اخموی و عباسی را کاملا ًتشخیص می دادند و تعادل شیعه و تقوی علمی و عملی آنها سبب جذب مردم می شد؛ در رأس شیعیان علویان و در رأس آنان امامان شیعه بودند که این ویژگی ها را دارا بوده تا آنجا که سفیان ثوری گفت: «هل ادرکت خیر الناس الا الشیعه(۱۰)» آیا بهترین مردم را جز شیعه دیده ای؟

ابن زیاد وقتی که می خواست محل اختفای مسلم را در کوفه بیابد غلامش را فرستاد و به او گفت: چون شیعیان زیاد نماز به پای می دارند، به مسجد برو و هر کس را با این ویژگی یافتی، به وسیله وی محل اختفای مسلم را پیدا خواهی کرد و غلام وقتی وارد مسجد شد مسلم بن عوسجه را در این حال دید و از طریق او موفق شد مخفیگاه مسلم را پیدا کند.(۱۱)

همچنین اهل بیت و علویان در فشارها و ستم هایی که در حق آنان اعمال می شد، مظهر مظلومیت بوده اند؛ این مطلب در میان خود اهل بیت سابقه داشت. علی بن الحسین(ع) سال ها در عزای پدرش و دیگر افراد اهل بیت که در کربلا به شهادت رسیدند، اشک ریخت. این مظلومیت در جریان سرنگونی امویان، پشتوانه مهم روحی جامعۀ اسلامی بود که عباسیان از آن بهره بردند و حکومت خود را بر پایه اشکی که بر شهادت مظلومانه امام حسین(ع)، زین بن علی و فرزندانش یحیی بن زید ریخته شد به پا کردند، این مظلومیت به بهترین شکل در اشعاری که شعرای شیعه سروده اند جلوه گر شد و ادبیات شیعه را به سمت خون و گریه کشاند. این اشعار به گونه ای است که هر مسلمانی بلکه هر انسانی را تحت تأثیر قرارداده و به گریه وا می دارد.(۱۲)

نگرش عدالت خواهانه و ضد ستم در شیعه جهت گیری مثبت و اسلامی نهضت از شیعه و نیز وجود جنبه ای اعتدالی در آن، توانست عاملی برای جذب توده اسلام به ویژه موالیان باشد. شیعه نیز در فقه و هم در عمل، موضع ضد ظلم بر علیه خلفای ظالم داشت.

این موضعی بوده که شدت و ضعف در تمامی مدّت حکومت امویان و عباسیان ادامه داشت و همیشه فضای مبارزه را بر ضد ستم، مشروعیت می بخشید. از آنجا که پشتوانه فکری شیعه، مبارزات امام علی(ع) بر ضد طغیان و شورش های داخلی بین شیعه نیز در مبارزات خود، جنگ قاسطین را در شکل های مختلف آن مورد توجه داشت.

این ستیزه جویی با ظلم و جور برای موالی ایرانی که خود تحت فشار بودند و به خصوص از جنبه نژادی، ظلم مضاعفی را تحمل می کردند. بسیار جالب بود که همین موضع ضد ظلم، گروه های مختلف در قیام زید حضور داشتند و ایرانیان زیادی در قیام مختار وی را همراهی کردند.

ادبیات قوی شیعه نیز در نشر تشیع تأثیر گذار بوده، این اشعار به طور عمده به بیان فضایل اهل بیت و مصائب آنان اختصاص یافته و عمیقاً در روحیه مردم تأثیر داشته است.(۱۳) سید حمیری گفته است اگر کسی یک فضیلت از امام علی(ع) نقل کند که من شعری دربارۀ آن نگفته باشم هزار دینار به او می دهم.(۱۴)

هجرت قبایل عرب شیعی به ایران(قم)

کشتار وحشیانه شیعیان توسط مصعب بن زبیر و جنایات و مظالم آل امیه و حجاج بن یوسف، برخی از شیعیان کوفه را ناگزیر به مهاجرت کرد تا بتواند بدون دغدغه در سرزمینی زندگی کنند. به همین سبب اشعریان در قرن اول هجری به قم مهاجرت کردند، آنان که دوستدار اهل بیت بودند، توسط موسی بن عبدالله بن سعد اشعری در این شهر مذهب شیعه را اظهار کردند و از آن پس اهل قم به پیروی وی مذهب شیعه را اختیار نمودند.(۱۵)

همراه با اشعریان گروه های دیگری از قبایل مذحج(۱۶) به قم مهاجرت کردند؛ به این ترتیب، مذهب تشیع پس از مهاجرت اشعریان به قم، به این شهر راه یافته و قم به شکل نخستین کانون و پایگاه تشیع ایران درآمد و شعاع تشیع از این شهر به شهرهای اطراف قم مانند کاشان، ری، تفرش و سپس شمال ایران راه یافت.(۱۷)

امام صادق(ع) فرمود: قم ملجاء و پناهگاه شیعه است.(۱۸) و طبق روایت دیگری از ائمه(ع): اگر اهل قم نبودند، دین از بین می رفت.(۱۹) امام موسی کاظم(ع) نیز فرمودند: در قم خانۀ دودمان محمد(ص) و پناهگاه شیعیان خاندان رسالت بنا شده است.(۲۰)

نهضت فرهنگی امام صادق(ع) و نقش آن در تشیع ایرانیان

مرحله دیگری از گسترش تشیع در ایران، توسط شاگردان امام صادق(ع) در قم و اصفهان و سایر شهرها انجام شد. در این مرحله، شیعه اعتقادی و دوازده امامی به طور چشمگیر گسترش پیدا کرد .

در دوران افول بنی امیه و ظهور بنی عباس امام باقر(ع) و امام صادق(ع) فرصت یافتند تا به گسترش و تبلیغ دین و مذهب تشیع و تربیت شاگردان همت بگمارند. به خصوص دوره امام صادق(ع) زمینه مناسب تر بود. شاگردان و دانشمندان که امام صادق(ع) تربیت کرد، تعداد آن را حدود چهار هزار نفر می دانند.(۲۱)

این شاگردان که از سرزمین های مختلف جهان اسلام در مدینه به گرد امام صادق(ع) آمده بودند، هر کدام مبلغی متقی و دانشمندی شدند که فرهنگ تشیع را به سرزمین های خود انتقال می دادند و کم کم مذهب تشیع به نام مذهب جعفری در همه جا شنیده می شد.(۲۲)

هجرت امام رضا(ع) به خراسان

مأمون فرزند هارون الرشید حاکم خراسان از طرف پدرش بود. بعد از مرگ پدرش و اختلاف او با برادرش امین در نهایت در جنگ با برادر او را مغلوب و شکست داد و خود خلیفه شد. به دلایل مختلفی مأمون امام رضا(ع) را به مرو احضار کرد. حضور امام رضا(ع) باعث برکات فراوانی در ایران بود، از جمله ترویج و گسترش تشیع .

ورود امام به ایران، تحول عظیمی ایجاد کرد و حضور کوتاه مدتش در شهرهای مختلف زمینه بازگشت مسلیمن و دوستداران اهل بیت به آن حضرت را فراهم آورد. استقبال با شکوه مردم نیشابور از آن حضرت و بیان حدیث سلسهالذهب از آن جمله است. امام در آن اجتماع با شکوه فرمود :

«پدرم موسی بن جعفر برای من حدیثی کرد که از پدرش امام صادق(ع) و او از پدرش امام باقر(ع) و او از پدرش امام علی بن الحسین(ع) و او از پدرش حسین بن علی(ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب(ع) که فرمود: حبیب و نور چشمم رسول خدا(ص) به من خبر داد که جبرئیل گفت: شنیدم که خداوند فرمود: کلمه لااله اله الله دژ من است، کسی که به آن اقرار کند، داخل دژ من خواهد شد و کسی که داخل دژ من شود، از عذاب من ایمن یابد.»(۲۳)

وقتی حاضران و کاتبان، حدیث «سلسله الذهب» امام رضا(ع) را نوشتند، طبق برخی روایات، امام با اندکی تأمل ادامه داد: «مضمون این حدیث شروطی دارد که من از شروط آن هستم.»(۲۴)

حضرت با نقل این حدیث اجداد خود را معرفی نمود و محبت به اهل بیت پیامبر را به تشیع اعتقادی تبدیل کرد. رجا بن ضحاک می گوید: در هیچ شهری فرود نمی آمدیم، مگر آنکه مردم به سراغ(امام رضا(ع)) می آمدند و در مورد مسائل دین خود سوال می کردند؛ امام نیز احادیث زیادی از طریق آباء و اجدادش تا امیر مؤمنان و پیامبر برای آنها نقل می کرد.(۲۵)

مهاجرت علویان امام زادگان به ایران

یکی دیگر از علل گسترش تشیع در ایران، مهاجرت علویان است و به دلایلی از جمله امنیت ایران و محبوبیت خاندان اهل بیت نزد ایرانیان و حضور امام رضا(ع) در ایران، هجرت می کردند. پس از استقرار امام رضا در خراسان و پذیرش ولایتعهدی به وسیله آن حضرت، ایشان نامه ای به بستگان خود در مدینه و مجاز نوشته و آنها را به ایران دعوت کرد. این نامه باعث شد که در مجموع دوازده هزار و ششصد و هفتاد و سه تن از سادات علوی و بستگان امام رضا(ع) در چند مرحله به صورت کاروانی به ایران بیایند.(۲۶)

یکی از کاروان ها مربوط به حضرت معصومه(س) خواهر امام رضا(ع) و همراه وی چهارصد نفر وارد ایران شدند و در قم سکنا گزیدند. یکی دیگر از این کاروان ها احمد بن موسی(شاه چراغ) است که همراه هفتصد نفر از سادات به ایران آمدند که از منطقه فارس، عمال حکومت با آنان جنگیدند که تعدادی از یارانش شهید و مابقی به طبرستان گریختند.(۲۷)

سادات علوی پس از ورود به ایران، اقدام به تجدید قوا می کردند و قیام هایی هم انجام دادند و به مرور دیلمان را تحت حاکمیت خود قرارد دادند و باعث گسترش تشیع شدند.(۲۸)

نقش علما و مراکز علمی برای گسترش تشیع در ایران

علمای شیعه در طول تاریخ قرن های مختلف، در طول تاریخ نقش بسیار مهمی در گسترش تشیع داشته اند؛ همین مراکز علمی شیعه نیز بسیار مؤثر بودند.

از جمله مراکز علمی شیعه حوزه قم می باشد. از آغاز غیبت صغری عالمان و محدثان بسیاری در قم حضور داشته اند و وجود خاندان های برجسته علمی، حکایت از وجود مراکز علمی در این شهر دارد. وجود این عالمان در قم و ایجاد محافل درس جهت حدیث شناسی، موجب شد این شهر به یکی از مراجع حل و فصل مسائل علمی تبدیل شود؛ به گونه ای که حتی گفته می شود حسن بن روح نوبختی، کتابی را جهت بررسی نزد علمای قم فرستاده است.(۲۹) خاندان های نوبختی نیز عالمان زیادی داشته و خدمات مهمی در گسترش تشیع داشته اند. علمای بزرگی مانند کلینی در حفظ و صیانت تشیع خدمات ارزنده ای دارد.(۳۰)

از دیگر علما که نقش بسیاری در این امر داشته، شیخ صدوق است که معاصر دولت آل بویه است .محدث قمی درباره اقدامات ایشان در گسترش تشیع می نویسد: وی به التماس و اصرار شیعیان ری به آنجا رفت و در آنجا اقامت فرمود. از خراسان و بصره و کوفه و مصر و مدائن و… به او رجوع داشتند. او قریب به سیصد کتاب تصنیف فرموده که غالب احادیث به ما رسیده، از برکات قلم اوست.(۳۱)

از جمله علما و بزرگان، صاحب بن عباد است. او اهل اصفهان و متولد ۳۲۶ ه است.(۳۲) این عالم ایرانی نقش به سزایی در تقویت و گسترش تشیع در ایران، به ویژه اصفهان دارد. محدث قمی درباره خدمات وی می نویسد :صاحب ابن عباد مدتی در اصفهان بود. در آنجا در ترویج مذهب تشیع تلاش فراوان نموده طوری که اهل اصفهان تشیع را به اونسبت می دادند. مثلاً در نزاعی که بین سنی و شیعه می شد، فرد سنی به شیعه می گفت: تو مذهب ابن عباد را اختیار کرده ای.»(۳۳)

از دیگر عالمان بزرگ، شیخ مفید می باشد که آثار ارزنده و مناظرات جالبی دارد. از جمله می توان به مناظره با اشاعره، معتزله، اصحاب حدیث، متصوفه و مرجئه اشاره کرد.(۳۴) شیخ مفید در راستای نشر و ترویج فرهنگ شیعه، حوزه علمیه شیعی بغداد را تأسیس و شاگردان بسیاری را تربیت کرد. ابن کثیر درباره وی می نویسد :«محمد بن لقمان(شیخ مفید) رئیس و بزرگ شیعیان و مصنف و مدافع آنها بود. او کسی بود که سلاطین اطراف به او اعتقاد داشتند، زیرا در آن زمان گرایش به تشیع بسیار شده بود. بسیاری از علمای مذاهب مختلف در مجلس دانش او حاضر می شدند.»(۳۵)

از دیگر بزرگان و مشایخ، خواجه نصرالدین طوسی وزیر هلاکو خان است که نزد هلاکو منزلتی والا داشت و هلاکو از او تبعیت بسیار داشت و کارهای مهمی انجام داده و در گسترش تشیع نقش بسیار مهمی داشته است.(۳۶)

یکی دیگر از بزرگان، علامه حلی است که علاوه بر آثار، تألیفات و مناظرات علمی، الجالیتو(سلطان محمد خدابنده) حاکم مغول عصر علامه با راهنمایی او شیعه شده است.(۳۷) همچنین محقق کرکی که نقش کلیدی و مهمی در حکومت صفویه داشته است. علی دوانی می نویسد: در آن زمان مردم از مسایل مذهب جعفری و قوانین آن اطلاعی نداشند و شیعیان از دستورات دین خود بی خبر بودند، زیرا از کتب فقه امامیه چیزی در دست نبود و فقط جلد اول قواعد علامه حلّی بوده که از روی آن تعلیم و تربیت علّم دینی صورت می گرفت.(۳۸)

نویسنده احسن التوارخ می نویسید: در آن زمان «اشهد ان علینا ولی الله وحی علی خیر العمل» که از آمدن سلطان طغرل بیگ سلجوقی در سال ۴۵۰ هـ ق این تاریخ ۹۰۶ ه چهار صد و پنجاه و شش سال بود که برطرف شده بود، در سایه اقتدار صفویان و درایت محقق به اذان ضمیمه شده و برمأذنه ها گفته شد.(۳۹) محقق کرکی برای گسترش فرهنگ شیعی به مناصب حکومتی نیز رسید و از سوی شاه طهماسب به عنوان شیخ الاسلام رسمی کشور انتخاب شد.(۴۰)

نقش حکومت ها و دولت های شیعی

دولت شیعی طبرستان: فشار عباسیان به سادات علوی باعث هجرت سادات علوی به ایران شد و در ایران نیز مناطق شمالی بهترین مکان برای استقرار آنان بوده و مردم نیز خصوصاً مردم آن دیار، به سادات گرایش و علاقه بسیاری داشتند.

در کتاب تاریخ طبرستان آمده است :محمد بن زید اقدام به تشکیل نکرد و بلکه وی زمانی که گروهی از بزرگان دیلم نزد او رفتند، از پذیرش حکومت خودداری کرد و حسن بن زید را معرفی کرد و نمایندگان مردم نزد حسن بن زید در ری رفتند و حسن بن زید دعوت آنان را قبول کرد. در سال ۲۵۰ ه.ق عازم طبرستان شد و مردم به استقبال او رفتند و بر اساس کتاب خدا و سنت رسول الله و امر به معروف و نهی از منکر با او بیعت کردند.(۴۱)

دولت آل بویه(دیالمه)

در آستانه قرن چهارم ه.ق، به دلایل چندی حکومت عباسی رو به ضعف گذاشت و در این زمان پسران آل بویۀ ماهیگیر در مناطق مختلف ایران حاکمیت پیدا کردند. آنان پس از استقرار در شهر ری، اصفهان و شیراز به سوی بغداد و مرکز حکومت عباسی حرکت کردند و خلافت و شخص خلیفه را در دست گرفتند.

حکومت این سلسله ۱۲۶ سال طول کشید. آنها در این مدت نقش بسیار سازنده، عمیق و گسترده ای در تحکیم مبانی تشیع و گسترش آن، تحت رهنمودهای بزرگان شیعه در آن عصر در ایران و نقاط دیگری داشتند. علمای بزرگ تشیع، مانند شیخ صدوق(متوفی۳۸۱) شیخ مفید(متوفی۴۱۳)، سید مرتضی(متوفی ۴۳۶) و شیخ طوسی(متوفی۴۶۰) در این عصر با تمام توان و امکانات با بیان و قلم، به ترویج مذهب تشیع پرداختند .

در زمان آل بویه روز عاشورا تعطیل رسمی اعلام شد و مراسم عید غدیر و روز عاشورا را حتی در بغداد با شکوه فراوان برپا می شد.(۴۲)

ایلخانان مغول

ایلخانان مغول پس از حمله مغول جانشینان مغول در قرن ۷و۸ ه.ق بودند. سلطان محمود خدابنده از پادشاهان معروف ایلخانیان است که نقش مهمی در گسترش تشیع داشته است. او پس از برادرش غازان خان به تبریز رفت و بر تخت نشست و خود را «اَلجایتُو» یعنی سلطان آمرزیده لقب داد و از آن پس به این لقب معروف شد.(۴۳)

وی درسال ۷۰۹ با راهنمایی علامه حلی رسماً به مذهب تشیع گروید و نام سه خلیفه اول را از خطبه و سکه انداخت و مذهب شیعه را رسمیت بخشید.(۴۴)

امرای سربدار

در قسمتی از خراسان و حوالی شهر سبزوار سلسله ای در سال ۷۳۸ هـ.ق تشکیل شده و از شرق تا نیشابور و از غرب تا دامغان و گرگان ادامه داشت. امرای سربدار سیاست مذهبی خود را طرفداری از مذهب تشیع اعلام کردند و سبزوار را مرکز حکومت خود قرار دادند. آنان با برخی علمای شیعه در خارج از ایران بخصوص جبل عامل ارتباط برقرار کردند و آنها را به خراسان دعوت کردند.

بر اثر همین دعوت ها بود که فقیه اهل بیت شیخ شمس الدین محمد قلی معروف به «شهید اول» شماره ۷۸۶ه.ق کتاب مشهور خود المعه الدمشقیه را به نام خواجه علی مؤید سربدار تالیف کرد و به خراسان فرستاد تا شیعیان بر طبق فتاوای او عمل کنند.

حکومت صفویه در قرن ۱۱و۱۲

تشکیل حکومت صفوی در اوایل قرن دهم از حوادث مهم تاریخ شیعه در ایران می باشد. پیدایش این دولت سرآغاز عصر تازه ای در میان سیاسی و مذهبی است که موجب استقلال ایران بر اساس مذهب رسمی تشیًع و سازمان ادرای نسبتاً متمرکز شد. سلسله صفویه حدود ۲۴۰ سال قمری(۲۳۷ سال شمسی) زمام حکومت ایران را به دست گرفتند.

شاه اسماعیل نخستین پادشاه صفوی به مذهب تشیع را که از همان آغاز ورود اسلام به کشور ایران ریشه دوانده اند بود، رسیمت داد و مذهب را یکی از عوامل ایجاد یک پارچگی و اتحاد مردم اکثر نقاط کشور می دانست و در نتیجۀ تلاش مردم و شاه اسماعیل، مرزهای شرق و غرب ایران از حمله های ازبکان و عثمانی که در امان ماند و ایران در این زمان از پراکندگی و هرج و مرج رهایی یافت. سپس شاهان صفوی روی کار آمدند و همواره مروج مذهب تشیع بودند.(۴۵)

درباره خدمات صفویه به جهان تشیع سخن بسیار است؛ ولی باید توجه داشت که علمای بزرگی در این عصر از امکانات دولت استفاده کرده و کوشش بسیار در ترویج و انتشار مذهب شیعه به عمل آوردند، مانند: شیخ بهایی که به مقام شیخ السلامی و مرجعیت شیعه رسید.

مقدس اردبیلی(وفات ۹۹۳)

میرداماد متوفی(۱۰۴۱)

ملامحمد تقی مجلسی پدر علا مه محمد باقر مجلسی(متوفی ۱۰۷۰)

ملا محسن فیض(متوفی ۱۰۹۱)

شیخ حُرّ عاملی صاحب وسایل الشیعه(متوفی ۱۱۰۳)

علامه محمد باقر مجلسی(صاحب بحار الانوار متوفی ۱۱۱۰)

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای مدظله در این باره می فرماید: «پس از محقق اردبیلی، علمای برجستۀ فقه شیعه عموماً ایرانی هستند. در این ارتباط بیشترین شرف متعلق به صفویه است. به نظر این جانب بر خلاف کسانی که صفویه را در چشم ها ضد ارزش کردند، تاکید می کنم که صفویه بزرگترین علمای شیعه را در این سطح پرورش دادند.»(۴۶)

علی بحرانی پور

/۹۴۶۲/۷۰۳/ر

منابع:

۱- نوبختی، فرق شیعه، ص۳۵

۲- رسول جعفریان، تاریخ تشیع درایران ص ۱۳

۳- مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایرانیان ص ۱۲۶

۴- فان فلوتن، اسلام وایرانیان ص ۲۶۷

۵- ابن ابی ابحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۹ وع ۱۲

۶- علی و الفرس فی المواجهه التحدی، ص ۱۶۴

۷- اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۲۵

۸- تقیه المنتهی، ص ۴۸و۴۹

۹- رسول جعفریان، تاریخ تشیع ص ۸۹

۱۰- قاتل الطالبین، ص ۱۴۶

۱۱- قاتل الطالبین، ص ۱۹۵

۱۲- جعفریان، تاریخ تشیع ص ۹۴

۱۳- جعفریان، تاریخ تشیع، ص۱۰۰

۱۴- بلاذری، انساب الاشراف ج۵، ص ۲۱۹

۱۵- حسن بن محمد بن حسن قمی، تاریخ قم، ص ۲۶۰

۱۶- یعقوبی، البلدان، ص ۴۸

۱۷- تاریخ قم، ص ۲۲۰

۱۸- تاریخ قم، ص ۲۷۸

۱۹- علامه مجلسی، بحار النوار ج ۶، ص ۲۱۷

۲۰- علامه مجلسی، بحار النوار ج ۶، ص ۲۱۴

۲۱- شیخ طوسی، رجال، ص۱۴۲ الی ۳۴۲

۲۲- قاموس الرجال ج ۹ص ۳۲۹

۲۳- عیون اخبار الرضا ج ۲، ص ۲۹۷

۲۴- عیون اخبار الرضا ج ۲، ص ۲۹۹

۲۵- عیون اخبار الرضا ج ۲، ص ۱۱۳

۲۶- محمد علی ر وضاتی .جامع النساب ص ۱۷

۲۷- فان فلوتن، اسلام و ایرانیان، ص ۲۴۷

۲۸- علی شیر خانی، تشیع و گسترش آن در ایران، ص ۳۷

۲۹- محمد بن حسن طوسی، الغیبه ص ۱۳۷

۳۰- مفاخر اسلام ج ۳ ص ۲۶-۹۰

۳۱- شیخ صدوق، امالی، ص ۱۷

۳۲- ابن عماد، شذرات النبی ، ج ۳ ص۱۵

۳۳- شیخ عباسی قمی،سفینه البحار ج ۲ص ۱۳

۳۴- گلشن ابرار ج ۱ص ۵۸

۳۵- ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۱۲ ص ۱۵

۳۶- رسول جعفریان، تاریخ تشیع، ج ۲ص ۶۲۰

۳۷- اعیان الشیعه، ج۵،ص۱۰۰۶

۳۸- مفاخر الاسلام، ج ۴ص ۴۲۰

۳۹- حسن بیک روملو، احسن التواریخ، ص ۸۵

۴۰- محمد باقر خوانساری، روضات الجنان، ج ۴ص ۶۴۶

۴۱- ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ص ۹۵

۴۲- ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب ج ۳ ص۴۹

۴۳- اعیان الشیعه ج ۵، ص ۲۹

۴۴- فرهنگ دانش هنر ص۷۲۶

۴۵- فرهنگ معین، ج ۵ ص ۱۰۰۶

۴۶- روزنامه جمهوری اسلامی ۳۱ خرداد ۱۳۷۵