علت نامگذاری امام حسین به قتیل العبرات

پرسش:

چرا به امام حسین ـ علیه السلام ـ قتیل العبرات می گویند؟

پاسخ:

امام حسین ـ علیه السلام ـ با قیام و شهادت تاریخی و جاودان خود آتش عشقی را در دل های عاشقان فروزان نمودکه هرگز آن شعله آتش به سردی و خاموشی نمی گراید. این معنا در روایتی از پیامبر اعظم (ص) وارد شده است:«إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَهً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً. برای شهادت حسین علیه السلام حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود».(۱)
در حقیقت معنی قتیل العبرات همان فرمایشات امام حسین ـ علیه السلام ـ در حق خویش است که فرمود: «أنَا قتیلُ العَبَرَهِ قُتِلتُ مکروباً و حقیقٌ علیَّ أن لا یاتِیَنی مکروبٌ قطُّ….. (۲)من کشته اشکهایم، با سختی و اندوه کشته می شوم و بر خدا شایسته است که هیچ اندوهگینی نزد من نیاید مگر آن که اندوهش را بزداید و او را شادمان به اهل خود برگرداند.»

و نیز آن حضرت در فرازی دیگر فرمود:

أنا قتیلُ العَبره لا یذکرونی مؤمن الا استعبر.(۳) من کشته اشک هایم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر آن که از سوز دل اشک می ریزد، این بیانات بدین معنی است که شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ در صحرای کربلا، آن قدر مظلومانه و جانسوز بود که اگر هر شخص با ایمانی وقتی به یاد نحوه شهادت، مظلومیت، تنهایی، تشنگی و… آن حضرت بیفتد، بی اختیار از سوز دل، اشک هایش جاری خواهد شد. بدان معنی که گفته شد. کلام امام علی ـ علیه السلام ـ نیز دلالت دارد که، امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ به امام حسین ـ علیه السلام ـ نگاه کرد و فرمود: ای اشک (بی صدای برخاسته، از سوز دلِ) هر با ایمان! امام حسین ـ علیه السلام ـ عرض کرد: پدر جان! مرا می گویی؟ فرمود: آری، فرزندم!(۴)

پی نوشت ها:

مقرّم عبد الرزاق، مقتل الحسین، بیروت، مؤسسه الخرسان للمطبوعات، ۱۴۲۶ق، ص۱۲۳٫
۲٫ ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه، کامل الزیارات، النجف، مکتبه المرتضویه، ۱۳۵۶هـ.ق، ص ۱۰۹٫ و شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تهران، کتاب فروشی الصدوق، ۱۳۶۱هـ.ش، ص ۲۱۹، حدیث ۵۲٫ علامه مجلسی، بحار الانوار، تهران، مکتبه الاسلامیه، ۱۳۶۳ش، ج۴۴، ص ۲۷۹، حدیث۶٫
۳٫ شیخ صدوق، الامالی، بیروت، مؤسسه الاعلمی، ۱۴۰۰هـ.ق، ص ۱۱۸٫ و ابن شهر آشوب، المناقب، قم، انتشارات علامه، ج۴، ص ۸۷٫
۴٫ ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه، پیشین، ص ۱۰۸٫ وعلامه مجلسی، پیشین، ج۴۴، ص ۲۸۰٫