فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

علامه فخر الدین طُرَیحى (ره)

اشاره:

محله «آل طُرَیح» نجف اشرف، که امروزه به «محله براق» معروف است؛ در سحرگاه روز جمعه اواخر شوال ۹۷۹ق. شاهد ظهور ستاره اى از ستارگان عالم تشیع بود. مادر وى از شهر مشهد مقدس رضوى و پدرش اهل نجف بود. فخر الدین طریحى نشو و نماى خود را در خانه اى روحانی، آکنده از عطر معنویت و صفا آغاز کرد و در دامان پاک مادرى مهربان و پدرى دلسوز و صاحب کمال پرورش یافت.[۱]

وى بیشتر تحصیلات خود را از محضر پدرش شیخ محمد على طریحى و دایى گرامى اش شیخ محمد حسین فرا گرفت و با سعى و کوشش فراوان به فراگیرى علوم مختلف پرداخت و در زمان کوتاهى به مراتب بلندى از علم و فضل رسید. آثار و تألیفات وى نشان از جایگاه و منزلت بالاى علمى وى دارد. آفاق اطلاعات فخر الدین طریحى محدود نیست؛ بلکه موضوعات گسترده اى را فرا گرفته است.

اگر کسى به کتاب «غریب القرآن» نظر کند، او را مفسرى مسلط به علوم قرآن مى یابد؛ اگر «غریب الحدیث» را بگشاید، او را محدثى والا مى بیند؛ اگر «الفخریه» را مطالعه کند، او را فقیهى وارسته مى شناسد؛ اگر «ایضاح الاحباب» را مرور کند، ریاضى دانى قوى را در برابر خود احساس مى کند؛ اگر «جامع المقال» را ملاحظه کند، رجالى بزرگ و آشنا به تراجم و احوال راویان را خواهد دید و اگر به کتاب گران سنگ «مجمع البحرین و مطلع النیرین»نظاره کند، در تعجب خواهد ماند که چگونه یک نفر این میزان اطلاع وسیع از فنون و علوم متداول زمان خود را به دست آورده است![۲] این فرزانه نامدار و گرانمایه، کلام نورانى امیرالمومنین على ـ علیه السلام ـ را همیشه پیش چشم خود قرار داده بود که فرمود: «الفرصه تمر مر السحاب»؛ لذا لحظه اى از عمر خود را بیهوده به هدر نداد. از لحظه لحظه زمان در رسیدن به هدف عالى خود، بهره گرفت. سفرهاى علمى وى دلیل روشنى بر تلاش فراوانش در راه کسب دانش و نشر علم است.

اساتید علامه

طریحى همانند دیگر دانشوران در محضر استوانه هاى علمى زمان خود زانوى ادب زد و با فراگیرى علوم در رشته هاى مختلف، اندیشه و قلب خود را بارور ساخت. در این جا به نام چند تن از آن ها اشاره مى کنیم:

۱٫ شیخ محمدعلى طریحی؛

۲٫ شیخ محمدحسین طریحی؛

۳٫ شیخ محمودبن حسام مشرفى جزائری؛

۴٫ سیدامین الدین على بن حجه الله شولستانی؛

۵٫ شیخ محمدبن جابر نجفی؛

تدریس

ستاره نجف در کنار تحصیل بى وقفه، بر کرسى تدریس نشست. شاگردان بسیارى از ملت هاى مختلف به دور خود جمع نموده و از خود نامداران عالى مقدارى را به یادگار گذارد. درس وى در حوزه علمیه نجف یکى از درس هاى پرجمعیت بود.

درس و بحث او فقط در شهر نجف محدود نبود، بلکه از شهر هاى نجف و کربلا فراتر رفته، در شهرهایى هم چون مشهد مقدس، اصفهان، شیراز، رماحیه
نیز ادامه داشت و در آن شهرها به تدریس مى پرداخت و به عده اى که شایسته بودند، اجازه تدریس و نقل حدیث مى داد.

زهد و تقوا

«وى عابد ترین و با تقواترین اهل زمان خود بود. و در تقواى وى همین بس که لباسى را که با نخ ابریشم دوخته شده بود، به تن نمى کرد بلکه لباس هاى او را با نخ پنبه اى مى دوختند.»[۳]

زیارت و سیاحت

طریحى براى زیارت خانه خدا و دیدار با دانشمندان و فرزانگان، دوبار عازم مکه مکرمه شد، که یک بار آن در سال ۱۰۶۲ ق. بود. او در این سفر علاوه بر انجام مراسم حج، مدت زیادى را نیز براى تحقیقات علمى در کنار خانه خدا اقامت کرد و سه بار نیز به شهر مقدس مشهد مسافرت کرد و به زیارت حرم مطهر امام هشتم ـ علیه السلام ـ و تدریس پرداخت. او کتاب نفیس و جامع خود، یعنى «مجمع البحرین» را در کنار بارگاه ملکوتى آن امام همام نوشته و به برکت روح مطهر آن امام بزرگوار، از کتاب هاى بى نظیر در زمینه لغات قرآن و حدیث بهره مند شد. فرزانه عالى قدر ما از شهر هاى شیراز و اصفهان نیز دیدار، و با دانشمندان و عالمان آن دیار بحث علمى داشت و به اجازه و استجازه پرداخت. او کتاب «ایضاح الاحباب» را در سال ۱۰۷۱ ق. در اصفهان نوشت.[۴]

میراث جاویدان

شیخ فخر الدین، اولین کسى است که در علم رجال، در باب«تمییز مشترکات رجالی» کار کرده و هم چنین در مورد واژه هاى حدیثى کتابى با عظمت نوشته است. تلاش خستگى ناپذیر وى آثارى جاویدان در موضوعات اصول، فقه و رجال را پدید آورده است که برخى از آن ها عبارتند از:

۱٫ الاحتجاج فى مسائل الاحتیاج.

۲٫ الادله الداله على مشروعیه العمل بالظن المستفاد من الکتاب و السنه.

دو نسخه خطى از این کتاب در کتابخانه آیه الله مرعشى نجفى ـ رحمه الله ـ به شماره ۳۰۲۸ و کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به شماره ۱/۳۸۳
موجود است.

۳٫ الاربعون حدیثاً، چهل حدیث.

یک نسخهخطى از این کتاب در کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران به شمار۳/۲۱۱۵ موجود است.

۴٫ ایضاح الاحباب فى شرح خلاصه الحساب، در علم حساب.

۵٫ ترتیب خلاصه الاقوال علامه حلى ـ رحمه الله علیه ـ.

۶٫ ترتیب مشیخه من لا یحضره الفقیه للشیخ الصدوق ـ رحمه الله علیه ـ.

۷٫ تحفه الوارد و عقال الشارد، در علم لغت.

۸٫ تحفه الاخوان فى تقویه الایمان.

این کتاب خطى منسوب به وى در کتابخانه مجلس شوراى اسلامى به شماره ۵۵۷ موجود است.

۹٫ تقلید المیت.

رساله اى در مسائل تقلید از مجتهد مرده.

۱۰٫ التکمله و الذیل و الصله للصحاح جوهری، در لغت.

۱۱٫ جامع المقال فیما یتعلق باحوال الدرایه و الرجال (تمییز مشترکات من الرجال).

این کتاب در موضوع خود، اولین نوشته مى باشد که در سال ۱۰۵۳ ق. تألیف. و در سال ۱۳۵۵ ش در تهران توسط انتشارات جعفرى منتشر شده است.

۱۲٫ جامع الفوائد رد بر اخبارى گرى و اندیشه هاى میرزا محمد امین استرآبادى. دو نسخه خطى از این کتاب در کتابخانه آیه الله مرعشى (ره) به شماره ۳۰۲۸ و کتابخانه دانشکده ادبیات تهران به شماره ۳/۳۸۳ موجود است.

۱۳٫ جواهر المطالبفى فضائل الامام على بن ابى طالب ـ علیه السلام ـ به احتمال قوى این کتاب همان «الاربعون حدیثا» است.

۱۴٫ المستطرفات فى شرح نهج الهداه، در شرح «نهج البلاغه».

۱۵٫ مشارق النور، معروف به «مشارق الطریحیه» تفسیر مختصر در قرآن.

۱۶٫ مجمع البحرین و مطلع النیرین؛ توضیح بیشترى درباره این کتاب خواهد آمد.

۱۷٫ المقتل یا المنتخب فى جمع المراثى و الخطب»؛

مجمع البحرین

در این کتاب ابتدا آیات قرآنى و احادیث و بعد از آن ها مطالب مورد نیاز ـ که اشاره کردن به آن لازم بوده ـ مورد پژوهش قرار گرفته است، مانند اشاره به نام هاى انبیا، محدثان، پادشاهان و شخصیت هاى معروف تاریخى و موارد غیر لغوى دیگرى هم چون تفسیر، عقائد و شرح حدیث. در حقیقت مى توان این کتاب بى نظیر را راهى به اقیانوس بیکران علوم قرآنى و حدیثى دانست.شاگردان علامه طریحى در طول زندگى پربار خود علاوه بر خدمات بسیار ارزنده فرهنگى و اجتماعى به جهان اسلام، دانشمندان و محققان  بسیارى را تربیت کرد، که هر کدام در جایگاه خود از افتخارات عالم تشیع مى باشند و نامشان در دفتر شاگردان مکتب جعفرى نور افشانى مى کند. ما در این جا به نام عده اى از شاگردان و یا کسانى که از وى روایت کرده اند،
اشاره مى کنیم:

۱٫ علامه مجلسى

۲٫ سید هاشم بن سلیمان بحرانى

۳٫ شیخ صفى الدین.

۴٫ شیخ حسام الدین بن جمال الدین طریحى

۵٫ شیخ محمد بن حسن حر عاملى

۶٫ شیخ محمدامین بن محمد على کاظمى  

۷٫ مولى محمدطاهر بن محمد حسن نجفى

۸٫ شیخ محمدبن عبدالرحمن بن حلى

۹٫ شیخ عنایت الله بن محمد حسین مشهدى

۱۰٫ سید نعمه الله بن عبدالله شوشترى جزائرى

۱۱٫ سید محمد بن اسماعیل نجفى

۱۲٫ سید محمود بن فتح الله نجفى کاظمى

۱۳٫ شیخ عبدالواحد بن محمد بورانى نجفى

۱۴٫ جمال الدین بن محمد على طریحى

۱۵٫ شیخ شمس الدین بن فخر الدین طریحى

۱۶٫ شیخ محمد بحرانى.[۵]

خزانه فخریه

علما در جمع آورى و حفظ کتاب هاى خطى و نفیس، زحمات طاقت فرسایى را متحمل شده اند تا بتوانند از سرایه هاى معنوى امت اسلام حراست کنند و آن ها را نسل به نسل به فرزندان آینده اسلامى برسانند. اى بسا در این راه کتک خورده و یا شبانه روز براى به دست آوردن یک کتاب کارگرى کرده اند؛ به عنوان نمونه مى توان به زندگى نامه آیت الله مرعشى نجفى مراجعه کرد.[۶]

علامه طریحى از جمله کسانى است که بعد از خود کتاب خانه اى به یادگار گذارد که به «خزانه فخریه» معروف گشت. این گنجینه کتب از قدیمى ترین مخزن هاى کتاب بعد از خزانه غرویه در نجف و داراى آثار نفیس و گران بهایى بود که اکثر آن ها را علامه در زمان خود وقف طلاب علوم دینى نموده تا شیفتگان علوم آل البیت ـ علیه السلام ـ از آن ها بهره مند شده و براى نشر آرمان هاى مقدس اسلامى دریغ ننمایند. اما جاى بسى تأسف است که بسیارى از کتاب هاى گران بهاى بزرگان ما از دست ما خارج و در موزه هاى کشور هاى مختلف نگهدارى مى شوند و یا در اثر بى توجهى از بین رفته اند؛ کتابخانه شیخ فخر الدین طریحى از این جمله است چرا که بعد از وفات وى کتابهایش به ورثه اش منتقل شد؛ اما در اثر بى توجهی، بسیارى از آن ها از بین رفته و تباه شده است.![۷]

در شهر رُماحیه

علامه طریحى مدتى در شهر رماحیه به سر برده و به اقامه جماعت و رسیدگى به امور مردم مى پرداخته است. مدت سکونت وى و تاریخ آن در منابع نیامده است. اما جاى بسى افتخار است که بزرگان ما در هر زمان و مکان و در هر سن و سال که در منطقه اى به وجود آن ها نیاز شده با آغوش باز به آن دیار هجرت کرده و به خدمات علمی، فرهنگی، اجتماعى و دینى پرداخته اند. از جمله آنان این فقیه نامدار است که در اواخر عمر شریف خود در رماحیه
رحل اقامت افکند، و مرجع تقلید و عالم آن شهر به حساب مى آمد. خانه وى همانند بیوت دیگر بزرگان دین، پناهگاه بیچارگان و محل مراجعه جویندگان علم و ادب بود که از اطراف به آن منزل سرازیر مى شدند و با دستى پر به وطن و منزل خود باز مى گشتند.[۸]

وفات

علامه طریحى پس از یک قرن و اندى که از سال خوردگان علما به شمارمى آمد، در سال ۱۰۸۷ ق.[۹] در شهر رُماحیه به نداى «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضیه مرضیه»لبیک گفته جان را به جان آفرین تسلیم کرد و دوستداران علم و  فضیلت را در فقدان خود به مصیبت بزرگ نشاند. در نجف و رماحیه غوغا شد؛ دوستداران مکتب تشیع اجتماعات عظیمى بر پا کرده، به سر و سینه خود مى زدند؛ عاشقان ولایت و امامت تشییع جنازه اى بى سابقه و تاریخى را از شهر رماحیه تا شهر علوى نجف برگزار کردند. شهر نجف سابقه هم چون جمعیتى را درتشییع و نماز بر پیکر کسى کمتر دیده بود!
گریه موافق و مخالف به حدى بود که قلم از تحریر آن عاجز است. پس از طواف در حرم مطهر امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ و اقامه نماز، در پشت حرم مطهر علوى در «محله بَراق» در نزدیکى مسجدش که معروف و داراى قبه اى است ،به خاک سپرده شد. هم اکنون نیز مقبره وى در جوار مولا زیارتگاه دوستداران علم و ادب است. تاریخ وفات وى را در آیه کریمه «یطوف علیهم ولدان مخلدون» یافته اند.[۱۰]

پى نوشت:

 [۱]. مطلعه البدرین، ص د؛ ماضى النجف و حاضرها، ج۲، ص ۴۵۴؛ طبقات اعلام الشیعه (الروضه النضره) آقا بزرگ تهرانی، ص ۴۳۴؛ مراقد المعارف، حرز
الدین، چاپ قم، ج۱، ص ۴۱۷٫

[۲]. مقدمه مجمع البحرین، ص۸٫

[۳]. ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج۴، ص ۳۳؛ اعیان الشیعه، ج۸، ص ۳۹۵٫

[۴]. مقدمه جامع المقال، فخر الدین طریحی، تهران، با تحقیق محمد کاظم طریحی، ص یب؛ مقدمه مجمع البحرین، ص۱۱؛ مطلع البدرین، ص و؛ المرجعیه الدینیه و المراجع الامامیه، نورالدین شاهرودی، ص ۸۲ و ۸۳٫

[۵]. مطلع البدرین، ص د؛ ماضى النجف وحاضرها، ج۲، ص ۴۵۵؛ مقدمه مجمع البحرین، ص۱۰؛ مقدمه جامع المقال، ص یج؛ ریحانه الادب، ج۴، ص ۵۵ـ۵۳٫

[۶]. شهاب شریعت، على رفیعى (علامرودشتى)، قم ۱۴۱۵ ق، ص ۲۳۸ و ۱۳۹٫

[۷]. مقدمه تفسیر غریب القرآن؛ ماضى النجف و حاضرها، ج۱، ص ۸۵۳٫

[۸]. مقدمه مجمع البرحین، ص۱۲، مقدمه تفسیر غریب القرآن، ص: کر.

[۹]. ریحانه الادب، ج۴، ص ۵۵، وفات وى را ۱۰۸۵ ق. ذکر کرده.

[۱۰]. ماضى النجف و حاضرها، ج۲، ص ۴۵۷؛ مراقد المعارف، ج۱، ص ۴۱۸؛ ریحانه الادب، ج۴، ص ۵۵؛ نجوم السماء، محمد على کشمیری، قم، ص ۱۰۷؛ اعیان الشیعه، ج۸، ص ۳۹۵؛ دائره المعارف الشیعه، اعلمی، ج۱۱، ص ۳۹۴؛ مقدمه مجمع البحرین، ص ۱۴٫ نورالدین على لو – تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج ۴، ص۱۶۰