شیعه شناسی » اعتقادات » امام شناسی »

عقیده شیعیان در مورد عصمت امامان

اشاره:

شیعیان معتقدند که امام، مانند پیامبر(صلى الله علیه وآله)، باید معصوم از تمام بدیها و گناهان ـ چه ظاهرى و چه باطنى ـ از آغاز کودکى تا روز وفات، عمداً و سهواً، باشد و هم چنین باید معصوم از هر خطا، اشتباه، سهو و فراموشى باشد؛ زیرا امامان، حافظان و نگهبانان شریعت اند و برپا دارندگان احکام، و موضع آنان موضع پیامبر(صلى الله علیه وآله)است، و همان دلیل که ما را ناچار مى سازد به عصمت پیامبر(صلى الله علیه وآله)معتقد شویم، خود کافى است که ما را به عصمت امامان برساند، بدون هیچ فرقى در این زمینه. که کتاب خدا و سنت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) و هم چنین عقل نیز این را تأئید مى کند.

خداوند مى فرماید: (إنّما یُریدُ اللّه لِیُذْهِبَ عَنْکُم الرِّجسَ أهلَ الْبَیت و یُطَهِّرَکُم تَطْهیراً)«خدا خواست که رجس و پلیدى را از شما اهل بیت دور سازد و شما را پاک نماید».(۱)

بنابراین، اگر دور ساختن رجس که شامل تمام پلیدى ها و خبائث مى شود و پاک شدن از همه گناهان، مفید عصمت نیست، پس عصمت دیگر چه معنى دارد؟!

خداى متعال در جاى دیگر مى فرماید:

(إنَّ الّذِنَ اتَّقُوا إذا مسّهم طائفٌ من الشَّیطان تَذَکّرُوا فَإذاهُم مُبصَرون) «چون اهل تقوا را از شیطان، وسوسه اى فرا رسد، فوراً خدا را بیاد مى آورند و ناگهان بصیرت و بینائى خود را باز مى یابند».(۲)

در این آیه آمده است اگر شیطان بخواهد یک مؤمن با تقوا را فریب دهد، خداوند او را نگه مى دارد و او فوراً متذکر مى شود و حق را مى بیند و از آن پیروى مى نماید، چگونه کسانى که خداى سبحان آنان را برگزید و رجس و پلیدى را از آنان دور ساخت و پاک و طاهرشان گردانید ممکن است فریب شیطان را بخورند؟!

خداى متعال مى فرماید:

(ثُمَّ اُورَثنا الْکِتاب الَّذِینَ اصطَفَینا مِن عِنادِنا) «سپس علم را به کسانى از بندگانمان دادیم، که آنان را گلچین کرده و برگزیدیم».(۳)

و بى گمان کسى را که خداوند برگزیده و انتخابش کرده است، معصوم از خطا است.

آیات دیگرى نیز در این باره وجود دارد که ما به ذکر همین موارد اکتفا مى کنیم.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود: (یا أیها الناس إنّى تارکٌ فیکم ما ان أتخذتم به لن تضلّوا، کتاب اللّه و عترتى أهل بیتى)(۴)

«اى مردم! من در میان شما چیزى را وا مى گذارم که اگر به آن تمسک جوئید، هرگز گمراه نمى شودى، کتاب خدا و عترت اهل بیتم».

این روایت صراحت دارد در این که ائمه اهل بیت(علیهم السلام) معصوم اند زیرا:

اولاً: کتاب خدا معصوم و نگهدارنده شده از هر خطا است و اصلاً باطل به هیچ وجه در آن راه نیابد و آن کلام خدا است و هر که در آن شک کند، کافر شده است.

ثانیاً: کسى که به این دو (کتاب و عترت) چنگ بزند، از گمراهى در امان شده، پس این دلالت دارد بر اینکه هرگز خطا و اشتباه در کتاب و عترت روا نیست.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله)در حدیث دیگرى مى فرماید: (إنّما مثل اهل بیتى کمثل سفینه نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق)(۵) «مَثل اهل بیت من، مِثل کشتى نوح است، هر که در آن سوار شد، رستگار و هر که از ان دورى جست، غرق شد».

این روایت نیز صراحت دارد در اینکه امامان اهل بیت(علیه السلام) از هر اشتباهى مصون هستند و لذا هر که کشتى نجاتشان را سوار شود، نجات یافته و در امان خواهد بود و هر که در آن کشتى سوار نشود، در گرداب گمراهى، غرق خواهد شد.

در حدیث دیگرى حضرت چنین مى فرماید:

(من أحب أن یحیى حیاتى و یموت میتى و یدخل الجنه و عدنى ربّى و هى جنّه الخلد، فلیتولّ علیاً و ذریته من بعده، فانّهم لن یخرجوکم باب هدى و لن یدخلوکم باب ضلاله)(۶) «هر که خواست مانند من زندگى کند و مانند من بمیرد و در بهشتى که خدایم وعده ام کرده که آن بهشت جاویدان است، داخل گردد، پس ولایت على(علیه السلام) و فرزندانش را بپذیرد، چرا که اینها هرگز شما را از در هدایت خارج نمى سازند و به سوى گمراهى وارد نمى کنند».

و این روایت نیز صراحت دارد بر اینکه ائمه اهل بیت(علیه السلام) که عبارت از على(علیه السلام)و ذریه اش(علیه السلام) مى باشند، از هر اشتباهى مصون و معصوم هستند، زیرا هرگز مردم را در گمراهى نمى برند. و طبیعى است کسى که خطا و اشتباه مى کند، نمى تواند مردم را هدایت کند.

هم چنین رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: (أنا المنذر و علّى الهادى، و بک یا علّى یهتدى المهتدون من بعدى)(۷) «من هشدار دهنده و اعلام خطر کننده ام و على هدایت کننده است، و پس من به توسط تو اى على، هدایت خواهان هدایت مى شوند».

این نیز صراحت دارد در عصمت امام، چنانکه بر هیچ خردمندى پوشیده نیست.

بنابراین، این بیانها از قرآن و سنت شریف نبوى همگى دلالت دارد بر اینکه امامان باید معصوم باشند. آیا عقل، عصمت کسى را که خداوند او را براى هدایت مردم برگزیده انکار مى کند؟ حتماً چنین نیست، بلکه بعکس، عقل آن عصمت را واجب و لازم مى داند؛ زیرا کسى که مسؤلیت رهبرى و هدایت بشر به او واگذار شده، نمى شود یک انسان معمولى باشد که اشتباه و فراموشى به او دست دهد و بارگناهان بر دوشش سنگینى کند.(۸)

پی نوشت:

۱.احزاب، آیه ۳۳٫

۲.اعراف، آیه ۲۰۱٫

۳.فاطر، آیه ۳۰٫

۴.صحیح ترمذى، ج ۵، ص ۶۲۱٫

۵.مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۳۴۳، کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۹۵، صواعق المحرقه ابن حجر، ص ۱۸۶٫

۶.کنزالعمال، ج ۱۱، ص ۶۱۱، تاریخ ابن عساکر، ج ۲، ص ۹۹، مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۲۸٫

۷.تفسیر طبرى، ج ۱۳، ص ۱۰۸، تفسیر رازى، ج ۵، ص ۲۷۱، ینابیع الموده، ص ۱۳۰،مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۲۹٫

۸.همراه با راستگویان، ص ۳۰۱٫