خانواده شیعی » زن و حجاب »

عفاف جامعه در پرتو حجاب

اجتماعی شدن، فرآیندی است که در آن کودکان از طریق آن، معیارها، ارزشها و رفتارهای مورد نظر فرهنگ و جامعه خود را می‌آموزند. والدین در سالهای اولیه زندگی فرزندانشان، عوامل اصلی اجتماعی شدن آنها به حساب می‌آیند. والدین با ابراز محبت، ایجاد محدودیت و آزادی برای کودک و سرکوبی رفتار غیر قابل قبول او، سرمشق کودک قرار می‌گیرند و بدین ترتیب فرآیند اجتماعی شدن صورت می‌پذیرد.

حال در این میان، برخی از والدین فرزندان خود را بیش از حد آزاد می‌گذارند و به تعبیر عامیانه، شرایط لوس شدن کودک را مهیا می‌کنند که متاسفانه هر چند این کودکان در محیط خانه بسیار مورد توجه و عنایت قرار دارند اما در محیطهای اجتماعی و در جمع‌های همسالان و … جزء کودکان منفور بوده و همواره دردسرساز هستند و به مرور موجبات ناراحتی و خجالت والدین را هم ایجاد می‌کنند.

البته انواعی روشهای تربیتی و انضباطی برای رفتار با یک کودک بی‌ادب قابل استفاده هستند. چه بخواهید به فرزند خودتان تربیت صحیح بیاموزید؛ چه بخواهید به عنوان مربی یک مهد کودک یا معلم مدرسه کودکان را تربیت کنید، باید بدانید که مواجه با یک کودک بی‌ادب و لوس، کاری چالش‌برانگیز است. وقتی که آن کودک، فرزند خودتان باشد، طبق رای و نظر خودتان، روشهای گوناگونی برای تادیب او به کار می‌برید. اما وقتی کودکی که فرزند خودتان نیست بی‌ادبی می‌کند و شما تنها یک نفر از افرادی هستید که می‌توانید رفتار ناشایست او را متوقف کنید(مثل مربی مهد یا پرستار کودک).

تکنیک‌هایی وجود دارد که می‌تواند به شما کمک کند تا رفتار بی‌ادبانه کودک را محدود و کنترل کنید و شرایطی مساعدتر برای خودتان و کودک ایجاد کنید:

الف. اگر کودک بی‌ادب، فرزند شما نیست

** اگر دسترسی به اولیای او دارید، با آنها تماس بگیرید. همیشه بهترین راه این است که بگذارید والدین کودک، کار تربیت و تادیب کودک را انجام دهند زیرا این امر می‌تواند با شرایط خانوادگی آنها، هم‌راستا باشد.

** در هر زمانی از تنبیه بدنی و برخورد فیزیکی با چنین کودکی بپرهیزید. پشت دستی زدن یا ضربه آرام به کفل کودکان، ممکن است تنبیه متداولی در روند تربیتی یک کودک در منزلشان نباشد و هم از نظر احساس به آنها لطمه وارد کند. به علاوه آسیب زدن به کودک، راههایی قانونی برای پدر و مادر کودک مذکور برای مقابله با شما ایجاد می‌کند که می‌توان منجر به از دست دادن کار شما گردد.

** زمانی که کودک مشغول انجام کار غلط خود است، برای او توضیح دهید که این رفتار او پذیرفتنی نیست. ممکن است به همین سادگی کودک نداند که در یک مکانی خاص یا زمانی خاص چه چیزی قابل انجام هست یا نیست و تنها یک تذکر شفاهی برای تغییر رفتار کودک کافی باشد. برای او شرح دهید که چه انتظاری از او دارید تا کودک بداند که چطور رفتار کند. به عنوان مثال، اگر کودکی به طور مرتب گفتگوهای موقع شام را قطع می‌کند به او بگویید که قطع کردن کلام دیگران بی‌ادبی است ضمنا به او بگویید که او باید صبر کند تا صحبت آن فرد تمام شود بعد حرفش را بزند. همیشه بهترین راه این است که بگذارید والدین کودک کار تربیت و تادیب کودک را انجام دهند زیرا این امر می‌تواند با شرایط خانوادگی آنها هم راستا باشد.

** تنبیهی را مقرر کنید که نتیجه تداوم رفتار بد آنها باشد. مثلا از بین رفتن یک رفتار خاص شما نسبت به او، یا گرفتن و محروم شدن از یک اسباب‌بازی و یا از دست دادن حق یا امتیازی خاص. مثلا اگر شما برای فرزندتان جشن تولد گرفته‌اید و یک کودک رفتار خارج از نزاکت دارد می‌توانید به او اخطار دهید که بقیه شرکت کنندگان ممکن است برای یک ربع او را از جمع خود اخراج کنند و او مجبور به ترک جشن شود. برای این که این ابزار را موثر کنید، لازم است عینا جملات خود را پیگیری کنید تا کودک بفهمد که قضیه کاملا جدی است.

** در تمام لحظات، آرام بمانید و با یک لحن صدای طبیعی حرف بزنید. کودکان، موجوداتی بسیار احساسی هستند و ممکن است در مواقعی که آنچه را می‌خواهند نتوانند به دست آورند، عصبانی یا ناراحت شوند و یا شروع به جیغ و نعره کنند. لذا مواقعی که کودک را تادیب و تربیت می‌کنید، ممکن است بدتر از قبل با داد و فریاد بی‌ادبانه واکنش نشان دهد. خونسرد و آرام باشید تا نشان دهید که شما کنترل شرایط را به دست دارید.

** مواقعی که کودک، کار بدی انجام می‌دهد او را از جمع کودکان دیگر خارج کنید و بگذارید مدتی آرام باشد. از او بپرسید چرا این طور رفتار می‌کند، گاهی اوقات پشت رفتار یک کودک، دلیلی هست که والدین آن را نمی‌بینند. کودکی که در یک جشن تولد شرکت کرده ممکن است برای کیک، احساس نگرانی و دلواپسی داشته باشد لذا کیک بقیه بچه‌ها را بر‌می‌دارد یا ناخنک می‌زند و باعث ایجاد ناراحتی در کودکان دیگر می‌شود. بهترین راه کمک کردن به این کودک دادن مقداری دیگر کیک به اوست تا به آرامش برسد.

** برای پرت کردن حواس این دست بچه‌ها، یک بازی یا فعالیت شاد را شروع کنید و آنها را مشغول کنید. گاهی رفتار بد بچه‌ها، به دلیل خستگی و کسالت آمیخته با کنجکاوی است. مشغول کردن ذهن و دست‌های یک کودک با یک بازی، می‌تواند او را از وضعیت ایجاد دردسر خارج کند.

ب. اگر کودک بی‌ادب، فرزند خودتان است:

** از سنین اولیه، قوانین اساسی و انتظارات خود را از کودک پی‌ریزی و مقرر کنید. اگر برای رفتارهای بد کودک اجرای پیامدها بلافاصله بعد از ارتکاب عمل نادرست رخ ندهد و کودک این فرصت را داشته باشد که چندین بار عمل بدش را تکرار کرده باشد، احتمال کمی وجود دارد که کودک قوانین شما را اجرا کند.

** وقتی که برای کودکتان تنبیهی در نظر می‌گیرید، نسبت به آن محکم و استوار باشید. اطمینان کسب کنید که نوع مجازات و تنبیه شما، سازگاری و تناظر لازم با نوع رفتار بی‌ادبانه کودک را دارد و بعد از آن که چند بار به او اخطار داده‌اید به فکر اجرای تنبیه افتاده‌اید.

** درست زمانی که رفتار بد از کودک سر می‌زند، با آن برخورد کنید. اجازه دادن به کودک به انجام کار بی‌ادبانه و تنبیه او پس از ساعت‌ها و یا روزها چاره‌اندیشی، باعث می‌شود که آنها نتوانند وابستگی بین تنبیه و کار بدشان را به درستی تشخیص دهند.

**کودک را به خاطر رفتارهایی که بی‌ادبانه و یا لوس‌بازی نیست تشویق کنید. اگر او مرتبا فقط به خاطر کارهای بدش تنبیه شود، ممکن است شما را به عنوان کسی که همیشه عمل او را تصدیق نمی‌کند به ذهن بسپارد. به طور شفاهی و یا با خرید یک هدیه از کارهای خوب او قدردانی کنید تا به او نشان دهید که چه رفتاری ستودنی و مقبول است.

 زن، مظهر جمال و زیبایى و عفاف است و مرد، مظهر شیفتگى و مجذوب شدن؛ از آن جهت، فرهنگ غنى و ارزشمند اسلام، پوشش و حجاب را براى بانوان لازم دانسته است و حجاب را حافظ ارزش‌هاى والاى معنوى زنان در برابر مردان قرار داده و در طول تاریخ او را از فساد و تباهى و افتادن در دام شهوت پرستان خودپرست نگهدارى نموده است.

نگاه شهوت‌آمیز مردان به زنان و بالعکس، از جمله امور نکوهیده‌اى است که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را به شدت منع می‌کرد و آن را حرام می‌دانست؛ همان طورى که فرمود: «النظر سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من الله اعطاه الله ایمانا یجد حلاوته فى قلبه».(۱) نگاه شهوت‌آمیز [همراه با لذت جنسى] تیر زهراگینى است که از سوى شیطان به سوى طعمه خویش رها می‌گردد، پس هر کس به خاطر ترس از خدا، نگاه با شهوت را ترک کند، خداوند ایمانى به او خواهد بخشید که شیرینى و اثرش را در دلش خواهد دید.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در حجه الوداع هنگامى که آن زن جوان خثعمى به حضورش آمد تا چند پرسش داشته باشد، در آن هنگام فضل بن عباس همراه بود، زن وقتى سؤال‌هایش را مطرح نمود، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگام پاسخ دادن متوجه شد بین آن زن و فضل، نگاهى رد و بدل گردید و زن عوض این که مطالب آن حضرت را گوش کند، به فضل که جوان زیبا و نورسى بود متوجه شده! در آن وقت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دست خود را به طرف فضل بن عباس دراز کرد و صورت او را به طرف دیگر برگرداند و فرمود: فخشیت ان یدخل بینهما الشیطان…(۲)؛ در نگاه زن جوان و مرد جوان، می‌ترسم شیطان قدم نهد و سبب انحراف آنان گردد.

دانشمندان و علماى بزرگ براى لزوم حجاب، به قرآن و احادیث و اجماع و عقل استدلال کرده‌اند و حدود پوشش را براى مردان و زنان به صورت روشن بیان داشته‌اند، ما در این نوشتار کوتاه از آن جهت که زن را عنصر اولیه صلاح و رستگارى جامعه می‌دانیم و بر آن اعتقادیم که اگر رستگارى و فلاح در این قشر عظیم حاکم شود، رستگارى و عاقبت بخیرى مردان را به دنبال دارد و به عکس، خداى ناکرده چنانچه زنان جامعه فاسد و تباه شدند مجالى براى اصلاح مردان باقى نخواهد ماند. حال به بخشى کوتاه درباره حجاب و پوشش زن می‌پردازیم.

قرآن و مساله حجاب

قرآن درباره حجاب می‌فرماید: «قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن على جیوبهن الا لبعولتهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنى اخوانهن او بنى اخواتهن او نسائهن … و توبوا الى الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون»(۳)؛ به زنان با ایمان بگو چشم‌هاى خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند و اطراف روسری‌هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان و با پدرشوهرانشان و یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان هم‌کیششان و …. همگى به سوى خداوند باز گردید‌ اى مؤمنان تا رستگار شوید.

و در جاى دیگر آمده است: «یا ایها النبى قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنى ان یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفورا رحیما»(۴)؛‌ اى پیامبر! به همسران و دختران خویش و دیگر زنان مؤمنان بگو که جلباب‌ها (روسری‌ها)ى خویش را بر خود فرو افکنند این کار براى این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند به [احتیاط] نزدیکتر و خداوند آمرزنده و مهربان است.

فقهاء اسلام گفته‌اند: دو آیه فوق، بر وجوب پوشش و حجاب براى زنان دلالت دارد. آنان نیز به آیات (۶۰ تا ۶۱) سوره نور تمسک کرده‌اند و آن آیات را دلیل پوشش براى زنان دانسته‌اند همان طورى که روایاتى را مستند خویش قرار داده‌اند، در این‌جا به یک حدیث اکتفا می‌کنیم:

پوشش فاطمه(سلام الله علیها) در محوطه منزل در برابر بیگانه

جابر بن عبدالله انصارى می‌گوید: به همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بودم آن حضرت اراده کرد به خانه دخترش فاطمه(سلام الله علیها) برود چون به درب خانه فاطمه(سلام الله علیها) رسید با دست مبارکش درب را فشار داد و فریاد برآورد: «السلام علیکم». دختر گرامى پیامبر جواب داد: علیک السلام یا رسول الله!

آنگاه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه ورود به منزل گرفت و فرمود: ادخل انا و من معى (آیا من و کسى که همراه من است داخل منزل شویم؟). در آن وقت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: پدر جان! چیزى بر سر ندارم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: یا فاطمه! خذى فضل ملحفتک فقنعنى بها راسک؛ فاطمه جان! با قسمت‌هاى اضافى روپوش خودت، سرت را بپوشان. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دوباره اجازه گرفت، فاطمه(سلام الله علیها) پرسید: چه کسى با شماست؟ پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جابر، آنگاه من به همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) داخل خانه زهرا(سلام الله علیها) شدم.

جابر می‌گوید: چهره زهرا(سلام الله علیها) همانند شکم ملخ زرد شده بود، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: دخترم! چرا چنین هستى؟! جواب داد: از گرسنگى است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دعا فرمود: اللهم مشبع الجوعه و دافع الضیعه، اشبع فاطمه بنت محمد؛‌ اى خدایى که سیرکننده گرسنه و به‌وجودآورنده محصولات هستى، فاطمه دختر محمد(صلى الله علیها) را سیر گردان.

جابر ادامه می‌دهد: سوگند به خدا، دعاى پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مستجاب گردید. پس از دعاى آن حضرت، چهره زهرا(سلام الله علیها) گلگون گردید مثل این که خون را در حال حرکت در زیر پوست صورت می‌دیدم و زهرا(سلام الله علیها) از آن پس گرسنه نماند.(۵)

پس، از عموم آیه شریفه (۳۱ نور) و دیگر آیات استفاده می‌شود که پوشش براى زنان، امرى مسلم است و کسى نمی‌تواند آن را انکار کند، از سوى دیگر سیره فاطمه اطهر(سلام الله علیها) در برخورد با جابر بن عبدالله انصارى(ره)، بالاترین شیوه تبیین حکم الهى است که حضرت بدان عمل می‌کند و وظیفه دیگر زنان را در برابر مردان غیر محرم و بیگانه نشان می‌دهد. برخورد فاطمه(سلام الله علیها) با جابر که شخص مؤمن و مورد اعتماد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) است در محیط خانه خویش چنین است. مسلم است زنان متعهد در حفظ خود، در داشتن پوشش صحیح در جامعه (کوچه و بازار و ادارات و …)، وظیفه‌اى سنگین‌تر دارند.

پوشش زنان در برابر خویشاوندان

احمد بن ابی نصر بزنطى، از یاران عالیقدر امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) است، می‌گوید: از آن حضرت پرسیدم: آیا براى مرد جایز است که به موهاى خواهرزنش نگاه کند؟ حضرت فرمود: نه! مگر این که سالخورده و پیر و از کار افتاده باشد. عرض کردم: پس خواهرزن، با بیگانه چه فرق می‌کند؟! یعنى هر دوى اینها یکى هستند؟! حضرت فرمود: بلى! یکى هستند. پرسیدم: [در مورد سالخورده] چقدر براى من جایز است نگاه کنم؟ فرمود: به موى او و ذراع (از انگشت تا آرنج) او می‌توانى نگاه کنى. (۶)

قسمت آخر روایت، مربوط به سالخورده و پیرزن از کار افتاده است همان طورى که صاحب وسائل مرحوم شیخ حر عاملى بر آن تصریح نموده است.

نقش «حجاب» در سلامت عمومى

در جامعه‌اى که زن و مرد، هر کدام کار متعلق به خویش را انجام دهد و اختلاط و معاشرت بی‌مرز در آن وجود نداشته باشد، زنان غیر متعهد خودنمایى ننمایند و مردان شهوتران هم با چشمان صیاد خویش به دنبال طعمه نگردند، در آن جامعه، آرامش روحى و روانى بر زن و مرد حاکم خواهد شد، و ثبات و استحکام ویژه‌اى بر خانواده آن سایه خواهد افکند، و روز به روز بر تعداد پیوند ازدواج‌ها و زناشویی‌هاى مشروع و قانونى افزوده خواهد گردید که نتیجه آرامش اجتماعات کوچک، آرامش و سعادت جوامع بزرگ انسانى خواهد شد. پس پوشش صحیح، بالاترین نعمت الهى است که خداوند بر زنان ارزانى داشته و بر آنان لازم شمرده است.

رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) روزى در جمع یاران خویش که در مسجد نشسته بودند، پرسید: بهترین چیز براى زنان چیست؟ کسى نتوانست پاسخ آن حضرت را بدهد. على(علیه السلام) به خانه آمد پرسش پیامبر و ناتوانى یارانش را در پاسخ به آن حضرت بازگو کرد. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمود: خیر لهن ان لا یرین الرجال و لایرونهن، فاخبره بذلک فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) له: من علمک هذا؟ قال(علیه السلام): فاطمه. قال(صلی الله علیه و آله و سلم): انها بضعه منی؛(۷) بهترین چیز براى زنان این است که به مردان نگاه نیندازند و مردان نیز به آنها نظر نکنند. امیرمؤمنان(علیه السلام) به مسجد برگشت و آن را براى پیامبر و مردم بازگو کرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: از کجا آموختی؟ على(علیه السلام) گفت: این، پاسخ فاطمه است. در آن هنگام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: فاطمه، پاره تن من است.

حدود پوشش بانوان از دیدگاه فقهاء اسلام

بسیارى از فقهاء شیعه و اهل سنت بعد از اعتماد بر ظهور آیات گذشته و تصریح روایات در مورد وجوب پوشش ادعاى اجماع و اتفاق نموده‌اند و ذیل تفسیر آیات سوره نور و احزاب حدود و مقدار پوشش را براى زنان مشخص نموده‌اند. در اینجا به بیان برخى از نظریات فقهاء می‌پردازیم:

ابن رشد فقیه و فیلسوف معروف اندلسى می‌نویسد: عقیده اکثر علماء بر این است که بدن زن جز چهره و دو دست تا مچ عورت (×) است، ابوحنیفه معتقد است: قدمین نیز عورت شمرده نمی‌شود لکن ابوبکر بن عبدالرحمان بن هشام بر این باور است که تمام بدن زن بلا استثناء عورت است. (۸) در الفقه على مذاهب الخمسه آمده است: علماء اسلام اتفاق نظر دارند که بر هر یک از زن و مرد لازم است آنچه را در خارج نماز باید بپوشد در حال نماز هم باید بپوشد سپس می‌گوید: به عقیده علماء شیعه امامیه بر زن در حال نماز همان قدر از بدن را واجب است بپوشاند که در غیر نماز باید از نامحرم بپوشد. (۹)

فقهاء اسلامى در دو موضع از کتاب‌هاى فقهى خود وجوب حجاب و حدود پوشش را براى بانوان مطرح نموده‌اند.

الف – در بحث پوشش در حالت نماز (بحث ساتر)

ب – در بحث نگاه کردن مرد به زن نامحرم و یا عکس آن

علامه حلى(ره) می‌فرماید: جمیع بدن زن، عورت است جز چهره او به اجماع همه علماء، در همه شهرها جز ابوبکر بن عبدالرحمان بن هشام که تمام بدن زن را عورت دانسته است. سخن او به اجماع فقهاء مردود است. زیرا از نظر علماء ما (شیعه) دو دست تا مچ نیز مانند چهره است و عورت نخواهد بود. مالک بن انس و شافعى و اوزاعى و سفیان ثورى در این جهت با علماء شیعه هم عقیده‌اند، ابن عباس در تفسیر کلام خدا:

«و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» وجه و کفین را با هم استثناء نموده است. (۱۰)

در پایان باید گفت: فقهاء اسلامى در دو موضع از کتاب‌هاى فقهى خود وجوب حجاب و حدود پوشش را براى بانوان مطرح نموده‌اند.

الف – در بحث پوشش در حالت نماز (بحث ساتر)

ب – در بحث نگاه کردن مرد به زن نامحرم و یا عکس آن؛ امام خمینى(ره) در این دو باب فرموده اند:

۱ – عورت زن در نماز همه بدن اوست که شامل سر و موی‌ها می‌گردد و فقط صورت (به مقدارى که باید در وضو باید شسته شود) و دست‌ها تا مچ و پاها تا ابتداء ساق مستثنى شده سپس فرموده اند: از آن مقدارى که استثناء شده واجب است مقدار بیشترى را پوشاند تا یقین به پوشش مقدار واجب پیدا شود. (۱۱)

۲ – نگاه کردن مرد به زن نامحرم، چه با قصد لذت و چه بدون آن، حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها اگر با قصد لذت باشد، حرام است و اگر بدون قصد لذت باشد، مانعى ندارد. (۱۲)

پی‌نوشت‌ها

۱- بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۳۸، ح ۳۴، ب ۳۳؛
۲- فتح البارى، ج ۴، ص ۴۳۹ تا ۴۴۲؛ حدیث ایام حج صادر گردیده و احکام دیگرى در مورد محرم استفاده می‌شود و لکن قدر مسلم حرمت نگاه با شهوت از سوى مرد به زن و بعکس می‌باشد، و جواز نگاه به صورت زن بدون ریبه همان طورى که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نگاه کرد و عمل پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به فضل بن عباس نشانگر حرمت نظر به زن با لذت می‌باشد؛ باید توجه داشت این روایت را کتب اهل سنت نقل کرده‌اند و اصل حدیث هم مرفوعه می‌باشد.
۳- نور: ۳۱؛
۴- احزاب:۵۹؛
۵- فروع کافى، ج ۵، ص ۵۲۸، ح ۵؛ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ب ۱۲۰، ص ۲۱۶، ح ۲۵۴۶۳؛ (چاپ آل البیت)؛ مسالک الافهام، فاضل جواد کاظمى، ج ۳، ص ۲۷۵؛
۶- وسائل الشیعه، ج ۲۰، باب ۱۰۷، ص ۱۹۹، ح ۲۵۴۲۰ (چاپ آل البیت)؛ سالته عن الرجل یحل له ان ینظر الى شعر اخت امراته؟ فقال(علیه السلام) لا الا ان تکون من القواعد…
۷- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۶۷، ح ۲۵۰۵۴ (چاپ آل البیت)؛ بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۴، ح ۴۸؛ احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۲۵۷؛
× – منظور از واژه عورت «آسیب پذیر» و یک اصطلاح در فقه است.
۸- بدایه المجتهد، ابن رشد، ج ۱، ص ۱۱۱؛
۹- الفقه على مذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، ص ۱۱۳؛
۱۰- تذکره الفقهاء، ج ۲، ص ۴۴۶، م ۱۰۸؛
۱۱- تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۱۲۹، م ۳؛
۱۲- رساله توضیح المسائل، احکام نگاه کردن، م ۲۴۳۳؛