پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام عسکری(ع) »

عسکری(علیه السلام) و استفاده وسیع از علم غیبی.

 

 

اشاره:

آنچه پیش رو دارید (به مناسبت شهادت حضرت عسکری(علیه السلام) نگاهی است به استفاده وسیع حضرت از علم غیبی و آگاهی خدادادی که ما با ذکر اسباب و علل این عمل نمونه هایی از پیشگوییهای غیبی آن حضرت ارائه می دهیم به امید آن که باعث آگاهی بیشتر و محبّت افزونتر به مقام و منزلت آن امام همام شود.

قرآن و علم غیبی معصومان(علیه السلام)

در قرآن کریم آیاتی داریم که علم غیب را مخصوص خداوند متعال می دانند مانند: «و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الّا هو؛(۳) در نزد او کلیدهای غیب است جز او کسی کلیدهای غیب را نمی داند.» و امثال آن(۴) ولی استثنایی که در این آیه آمده «عالم الغیب فلایظهر علی غیبه احداً الّا من ارتضی من رسول؛(۵) دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی سازد مگر رسولانی که آنان را برگزیده…»

نشان می دهد که اختصاص علم غیب به خدای متعال به این معنی است که غیب را مستقلاً و از پیش خود (و بالذّات) کسی جز خدای متعال نمی داند، ولی ممکن است پیغمبران پسندیده و مرضیّ حق به تعلیم الهی و خدایی از غیب آگاه شوند و امکان دارد پسندیدگان دیگر همچون امامان معصوم(علیه السلام) نیز به تعلیم خاص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امامان قبلی از علوم غیبی و پنهانی برخوردار شوند،(۶) چنان که آیات دیگر و روایات فراوان و دلیل عقلی این مسئله را تأیید می کند.

از قرآن کریم به دو آیه بسنده می کنیم:

۱. «…لیکون الرّسول شهیداً علیکم و تکونوا شهداء علی النّاس؛(۷) در کتابهای پیشین و در این کتاب آسمانی شما را مسلمان نامید، تا پیامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم.»یقیناً مراد از تکونو همه مردم نیست چون اولاً اتحاد شاهد و مشهور علیه لازم می آید.ثانیاً همه مردم از اعمال یکدیگر اطلاع ندارند تا در قیامت گواهی دهند، معلوم می شود شهداء افراد خاصی هستند که در آیه مشخص شده اند.

امام باقر(علیه السلام) در توضیح این آیه فرمود: «فرسول اللّه(صلی الله علیه و آله) الشّهید علینا بما بلغنا عن اللّه تبارک و تعالی نحن الشّهداء علی النّاس یوم القیامه…؛(۸) پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گواه است بر ما نسبت به آنچه به ما رسیده است از خدای بلند مرتبه و ما گواه بر مردم هستیم در روز قیامت.»

و از خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «عنی بذلک ثلاثه عشر رجلاً خاصّهً دون هذه الامّه ثمّ قال أنا و اخی و احد عشر من ولدی؛(۹) مقصود از این آیه فقط سیزده مرد است، نه تمام امّت (اسلامی) سپس فرمود: «آن سیزده نفر) من و برادرم(علی(علیه السلام) و یازده نفر از فرزندانم (از نسل علی و حسین(علیه السلام)».

در روایت دیگر می خوانیم که پیامبر(صلی الله علیه و آله) گواه بر آل محمد(صلی الله علیه و آله) و آل محمد(صلی الله علیه و آله) گواه بر مردم است.(۱۰)

توجه داریم که گواهی بر اعمال مردم در روز قیامت لازمه ضروری و حتمی آن این است که بر تمامی اعمال مردم، از ریز و درشت، از ظاهر و پنهان آگاهی و نظارت دقیق داشته باشند لازمه قطعی این آیه علم غیب داشتن امامان معصوم(علیه السلام) است.

۲. «و قل اعملوا فسیری اللّه عملکم و رسوله و المؤمنون…؛(۱۱) بگو: عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می بیند، و بزودی به سوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می شوید، و شما را به آنچه کردید خبر می دهد.»

از امام صادق(علیه السلام) از این آیه پرسش شد، فرمود: «والمؤمنون هم الائمّه؛(۱۲) (مراد) از مؤمنان امامان(معصوم) هستند.» و امام باقر فرمود: «ما من مؤمنٍ یموت او کافرٍ یوضع فی قبره حتی یعرض عمله علی رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) و علی امیرالمؤمنین علیه السلام و هلمّ جرّاً الی آخر من فرض اللّه طاعته علی العباد فذلک قوله «قل اعملوا…؛(۱۳) هیچ مؤمنی از دنیا نمی رود، و هیچ کافری در قبر نهاده نمی شود مگر این که اعمالش بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان(علیه السلام) عرضه می شود و همین طور ادامه می یابد تا آخرین کسی که خداوند طاعت و پیروی او را واجب نموده است.»

روایات فراوانی داریم که می رساند امامان از امور غیبی اطلاعات دارند که در ضمن برخی از آنها بیان شد، در این قسمت فقط به بخشی از یک روایت بسنده می کنیم.

امام هشتم فرمود: «فان محمّداً کان امین اللّه فی خلقه فلمّا قبض کنّا اهل البیت ورثته، فنحن امناء اللّه فی ارضه، عندنا علم البلایا و المنایا…؛(۱۴) محمد(صلی الله علیه و آله) امین خدا در میان خلقش بود، هنگامی که قبض روح شد ما اهل بیت وارث او شدیم. پس ما (نیز) امینان خدا در زمینش هستیم، در نزد ما علوم بلایا و اخبار مردم است (و ما از اوضاع مردم آگاهی داریم)».

و از نظر عقلی نیز امام بحسب مقام نورانی خود، کاملترین انسان زمان خود و مظهر تمام اسماء و صفات خدایی هستند و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصی آشنا می باشند و بحسب وجود عنصری و خاکی خود هرگاه بخواهند به چیزی توجه کنند حقایق غیبی برای او روشن و آشکار می گردد.(۱۵)

استفاده وسیع از علم غیبی

از شخص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) گرفته تا امامان معصومان(علیه السلام) درموارد متعددی از علم غیبی و پیشگویی های غیبی و پنهانی در موارد لازم و ضروری استفاده نموده اند، در مواردی که اساس حقانیت اسلام با مصالح عالی امت (همچون مشروعیت امامت آنان) در معرض خطر قرار می گرفت از این آگاهی به صورت ابزار هدایت استفاده می کردند تا آنجا که می توان گفت پیشگوییها و گزارشهای غیبی امامان، بخش مهمّی از زندگینامه آنان را تشکیل می دهد، ولی با یک نگاه گذرا به زندگانی امام حسن عسکری(علیه السلام) در می یابیم که آن حضرت بیش از امامان دیگر آگاهی غیبی خود را آشکار نموده و از آن بهره برده است.(۱۶)

شاهد مدّعا

شاهد مدّعا تحقیق یکی از نویسندگان معاصر در این زمینه است، وی در گزارشی از کرامات و خبرهای غیبی و اقدامات خارق العاده امام عسکری(علیه السلام) می نویسد: قطب راوندی در خرائج جمعاً چهل مورد، و سید بحرانی در مدینه المعاجز صد و سی و چهار مورد را یادآور شده است.

راز استفاده وسیع از علم غیبی

در این قسمت، این موضوع را مورد بررسی قرار می دهیم که چرا حضرت عسکری(علیه السلام) به صورت گسترده از علم غیبی استفاده و بهره برده است.

۱. شرائط نامساعد

اوّلین عاملی که می توان به آن اشاره نمود شرائط نامساعد و جوّ اختناقی است که برای حضرت عسکری و پدر بزرگوارش پیش آمد. از زمانی که امام هادی(علیه السلام) به صورت اجباری به سامرا منتقل گردید، به شدّت تحت کنترل بود، از این جهت امکان معرّفی فرزندش حسن به عنوان جانشین و امام بعدی برای شیعیان وجود نداشت، و کوچکترین گامی در این مسیر می توانست جان فرزندش را به شدّت به خطر اندازد. به همین دلیل کار معرّفی امامت، حضرت عسکری(علیه السلام) به شیعیان و گواه گرفتن در این باب در ماههای پایانی عمر امام هادی(علیه السلام) صورت گرفت.(۱۷) به گونه ای که هنگام رحلت حضرت هادی هنوز بسیاری از شیعیان از امامت امام حسن عسکری آگاهی و اطلاع نداشتند. به این جهت مجبور بود حضرت جهت معرّفی خویش از علوم غیبی و پیشگوییهای پنهانی استفاده کند، این نکته را در داستان اول (مرد همدانی و علوی) داستان پنجم(ناصبی) داستان ششم (نوه ابوذر غفاری) و داستان ابوالادیان به خوبی می توان مشاهده کرد.

۲. مطرح شدن امامت محمد!

عامل دیگر در این زمینه اعتقاد گروهی از شیعیان به امامت محمد بن علی برادر حضرت عسکری(علیه السلام) در زمان حیات حضرت هادی بود، هر چند حضرت با آن مبارزه می کرد ولی با این حال عدّه ای تلاش داشتند مسئله را تبلیغ و تثبیت نمایند. پس از شهادت امام هادی(علیه السلام) گروهی از نادانان و خیانت کاران همچون ابن ماهویه این پندار را دستاویز قرار داده به انحراف و گمراه ساختن افکار شیعیان از امامت حضرت عسکری(علیه السلام) پرداختند.(۱۸)

۳. اختناق شدیدتر

هر چند امام جواد(علیه السلام) و حضرت هادی(علیه السلام) در اختناق به سر می بردند، ولی اختناق دوران عسکری(علیه السلام) به شدّت بیشتر از آن دو بزرگوار بود، اوّلاً حضرت را در محلّه عسکر و پادگان نظامی سکونت اجباری دادند، ثانیاً حضرت را ناگزیر کرده بودند که هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود و ثالثاً حضرت را زندانی نمودند و در زندان نیز توسط برخی جاسوسان تحت کنترل و نظر بود.(۱۹) لذا به هیچ وجه نمی توانست حضرت آنچنان که باید خود را معرّفی کند.

مجموع این عوامل باعث شده بود که گروهی نسبت به امامت آن حضرت تشکیک روا دارند، و حضرت را مورد امتحان و آزمایش قرار دهند.(۲۰) و یا در این زمینه مکاتبه نمایند.(۲۱) که از داستان های آتی بخوبی این مسئله را می توان متوجّه شد. تا آن جا حضرت مورد شک و تردید قرار گرفته بود که در پاسخ گروهی از شیعیان در این زمینه دردمندانه فرمود: «ما مُنِیَ احدٌ من آبائی بمثل مامُنیتُ به من شکّ هذه العصابه فیّ فان کان هذا الامر امراً اعتقد تموه و دِنتُم به الی وقتٍ ثمّ ینقطع فللشّک موضعٌ و ان کان متّصلاً ما اتّصلت امور اللّه فی معنی هذا الشکّ؟؛(۲۲) هیچ یک از پدرانم، آن گونه که من گرفتار تردید (گروهی از) شیعیان شدم مورد تردید واقع نشدند، اگر این موضوع (امامت) که شما به آن معتقد و پای بندید موقت و منقطع بود، جای شک و تردید داشت و اگر امامت امری است پیوسته و مستمر که (چنین است) تا امور الهی جریان دارد پابرجاست، دیگر این شک و تردید چه معنا دارد؟»

حضرت عسکری برای زدودن زنگار این شک و تردیدها و برای حفظ یاران و دلگرمی آنها، و یا هدایت گمراهان ناگزیر بود از علوم غیبی استفاده کند، و این راه بهترین راه برای هدایت و جلب مخالفان و تقویت ایمان و زدودن شک و تردید، از دل شیعیان بود.

شیخ حرّ عاملی در اثبات الهداه صد و سی و شش مورد، و علّامه مجلسی در بحارالانوار هشتاد و یک مورد را ثبت کرده اند و این آمار به خوبی نشان از آن دارد که گزارشهای غیبی از ناحیه آن حضرت و استفاده از این علم خدادادی وسیع بوده است.

نمونه هایی از خبرهای غیبی حضرت

۱. خبر از تصمیم دو نفر

ابوالقاسم کاتب راشد نقل می کند: که مردی از سادات علوی برای کار و کوشش، و تحصیل روزی از خانه خود در سامراء خارج شد و در خارج شهر به مردی از اهل همدان برخورد نمود که آمده بود و می خواست امام حسن عسکری(علیه السلام) را زیارت کند. مرد همدانی پرسید: ای مرد! از کجا می آیی و اهل کدام شهری؟ مرد علوی جواب داد اهل سامرّا و در پی تحصیل روزی از خانه ام خارج شده ام، او گفت: آیا حاضری مرا به خانه امام حسن عسکری(علیه السلام) راهنمایی کنی و در عوض پنجاه دینار از من بگیری؟ مرد علوی جواب داد مانعی ندارد و هر دو به سمت خانه حضرت عسکری آمدند… وقتی رسیدند اذن ورود خواستند، حضرت عسکری به آن دو اجازه ورود داد در حالی که در صحن منزل نشسته بود، وقتی نگاهش به مرد همدانی(جبلّی) افتاد فرمود: تو فلانی فرزند فلانی هستی؟ عرض کرد:بله، فرمود: بله پدرت درباره ما به تو وصیت کرده است آمده ای آن وصیّت را ادا کنی، «و معک اربعه الف دینارٍ هاتها» و با تو چهار هزار دینار است که آن را تحویل بده، «فقال الرّجل نعم» آن مرد گفت: بله (همین طور است) و آن را به حضرت تقدیم کرد. آنگاه به علوی نگاه کرد و فرمود: «خرجت الی الجبل تطلب الفضل فاعطاک هذا الرّجل خمسین دیناراً فرجعت معه؛ تو برای تحصیل فضل (الهی و روزی) به سوی جبل خارج شدی، این مرد (همدانی) به تو پنجاه دینار داد، و تو هم با او برگشتی و الآن هم، پنجاه دینار به تو عطا می کنیم.»(۲۳)

در این روایت چند خبر غیبی از حضرت نقل شده است: ۱. اسم و رسم مرد همدانی(جبلی) ر اگفتن بدون آشنایی قبلی. ۲. خبر از وصیّت پدر آن مرد. ۳. خبر از مبلغ دقیق مالی که وصیّت شده بود که به امام پرداخت شود. ۴. خبر از قرار داد علوی با مرد همدانی.

۲. تو دویست دینار داری

اسماعیل بن محمّد که از فرزندان عبداللّه بن عباس است می گوید: مبلغ دویست دینار پول داشتم که آنها را در زمین دفن کرده بودم، و بر سر راه امام عسکری(علیه السلام) قرار گرفته و به او عرض کردم: یابن رسول اللّه من درآمدی ندارم تا برای شب و روزم نانی تهیه کنم و در وضع اسفناکی بسر می برم، تا جایی که حتی یک دینار پول ندارم، و جای تعجب این بود که اسماعیل در حضور امام به دروغ سوگند یاد کرد. حضرت از شنیدن سخنان اسماعیل ناراحت شد و فرمود: چرا به دروغ قسم یاد می کنی، و من می دانم که تو دویست دینار دفن کرده ای ولی «…انّک تحرم الدّنانیر التی کنت دفنتها…» این را بدان که روزی شدیداً به آن پول محتاج می شوی و لکن از آن استفاده نمی بری؟ و امام اضافه کرد که من این سخنان را برای این نمی گویم که تو را از احسان خود محروم سازم، آنگاه به غلام خویش دستور داد که هرچه داری به او بپرداز، و غلام موجودی حضرتش را که صددینار بود، به وی داد: از این جریان مدّتی گذشت تا زمانی که اسماعیل شدیداً به آن دویست دینار دفن شده نیاز پیدا کرد با این که جای دفن دینارها را تغییر داده بود وقتی سراغ آن رفت متوجّه شد که پسرش دینارها را خرج کرده و حتی یک درهم باقی نگذاشته است.(۲۴)

در این روایت نیز حضرت چند خبر غیبی داد: ۱. ناحق قسم یاد کردن اسماعیل ۲. مبلغ دقیق دینارهای دفن شده را گفتن ۳. از همه جالب تر این که خبر داد از آن دینارها بهره نمی بری.

۳. خبر از دل پرسشگر

مردی از امام پرسید: چرا سهم الارث مرد دو برابر سهم الارث زن است؟ مگر زن بی چاره چه گناهی دارد؟ حضرت در جواب فرمودند: برای این که: نفقه مرد از زن بیشتر است. مرد در جهاد و جبهه شرکت می کند، و هزینه زندگی خانواده اش را تأمین می کند، در دیه عاقله . که بر اثر قتل خطائی پیش می آید . که بر مردان فامیل واجب است شرکت دارد. ولی زن در تمامی آنچه گفته شد معاف است.

پرسشگر چون جواب حضرت را شنید، در دل با خود گفت: این سؤال را ابن ابی العوجاء از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرده بود، آن حضرت به همین صورت جواب داده بود.

حضرت عسکری(علیه السلام) (درجا) از قلب او خبر داد و فرمود: ای ابا محمد(کنیه پرسشگر) صحیح است. این سؤال، سؤال ابن ابی العوجاء است، اگر معنی پرسش شما یکی باشد، جواب ما اهل بیت نیز یکی است. ما اوّل و آخرمان با هم تفاوتی ندارند، و همه در علم یکسان هستیم، و همگی نور واحد، و از شجر واحدی می باشیم، (منتهی) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان(علیه السلام) فضیلت بیشتری دارند.(۲۵)

۴. خبر از دل خادم

ابی حمزه نصیر خادم می گوید: از امام عسکری(علیه السلام) بارها شنیدم که با غلامانش که ترک زبان، رومی و..بودند با زبان آنها صحبت می کرد، من از این مسئله تعجب کردم، و در دل با خودم گفتم: آخر این (امام) در مدینه به دنیا آمده (چگونه ترکی و رومی و… صحبت می کند)…این را با خود گفتم، پس حضرت عسکری رو کرد به من فرمود: «ان اللّه جلّ اسمه ابان حجّته من سائر خلقه و اعطاه معرفه کلّ شی ءٍ و هو یعرف اللّغات و الاسباب و الحوادث، و لولا ذلک لم یکن بین الحجّه و المحجوج فرقاً؛(۲۶) براستی خداوندی که نامش بلند است، حجّتش را از دیگر مخلوقاتش ممتاز نموده(به این صورت که) به او شناخت همه چیز را عطا فرموده، و او (حجّت خدا) به زبانهای مختلف اسباب و علل کارها و حوادث(گوناگون که پیش می آید) آگاهی و شناخت دارد، اگر این نبود، بین حجّت (و امام) و مردم فرقی نبود.(۲۷)

۵ . جواب ناصبی

محمد بن عیاش می گوید: چند نفر بودیم که در مورد کرامات امام عسکری(علیه السلام) گفتگو می کردیم، فردی ناصبی(دشمن اهل بیت) گفت: من نوشته ای بدون مرکب برای او می نویسم، اگر آن را پاسخ داد می پذیرم که او بر حق است.

ما مسائل خود را نوشتیم، ناصبی نیز بدون مرکّب روی برگه ای مطلب خود را نوشت و آن را با نامه ها به خدمت امام فرستادیم، حضرت پاسخ سؤالهای ما را مرقوم فرمود و روی برگه مربوط به ناصبی(که گویا از امام خواسته بود، اسم او و پدرش را بگوید) اسم او اسم پدرش را نوشت!

ناصبی چون آن (نامه) را دید از هوش رفت، و چون به هوش آمد، حقانیت حضرت را تصدیق کرد و در زمره شیعیان قرار گرفت.(۲۸) در این روایت نیز حضرت با علم غیبی خط بی مرکب را خواند و باعث هدایت ناصبی شد.

۶. تو غفاری هستی؟

شخصی به نام (حلبی) می گوید: در سامراء گرد آمده بودیم و منتظر خروج(امام عسکری(علیه السلام) از خانه بودیم تا او را از نزدیک ببینم. در این هنگام نامه ای از حضرت

دریافت کردیم که در آن نوشته بود: «هشدار که هیچ کس بر من سلام نکند و کسی با دست به سوی من اشاره نکند، در غیر این صورت جانتان به خطر خواهد افتاد!» در کنار من جوانی ایستاده بود، به او گفتم: از کجایی؟ گفت: از مدینه. گفتم: اینجا چه می کنی؟ گفت: درباره امامت ابومحمد اختلافی پیش آمده است، آمده ام تا او را ببینم و سخنی از او بشنوم یا نشانه ای ببینم تا دلم آرام گیرد، من از نوادگان «ابوذر غفاری»(۲۹) هستم، در این هنگام امام حسن (علیه السلام) همراه خادمش بیرون آمد. وقتی که روبروی ما رسید، به جوانی که در کنار من بود، نگریست و فرمود: آیا تو غفاری هستی؟ جوان پاسخ داد: آری. امام فرمود: مادرت حمدویه چه می کند؟ جوان: خوب است. حضرت از کنار ما گذشت. رو به جوان کردم و گفتم: آیا او را قبلاً دیده بودی؟ پاسخ داد: خیر، گفتم: آیا همین تو را کافی است؟ گفت: کمتر از این نیز کافی بود.(۳۰)

۷. سه نشانه

ابوالادیان می گوید: من از خدمتگزاران امام عسکری علیه السلام بودم و نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم. در بیماری که امام با آن از دنیا رفت، به خدمتش رسیدم. حضرت نامه هایی نوشت و فرمود: اینها را به مدائن می بری. پانزده روز در سامراء نخواهی بود، روز پانزدهم که داخل شهر شدی، خواهی دید که از خانه من ناله و شیون بلند است و جسد مرا در محل غسل گذاشته اند. گفتم: سرور من! اگر چنین شود، امام بعد از شما کیست؟ فرمود: هر کس بر جنازه من نماز گزارد، قائم بعد از من او است. گفتم: نشانه دیگری بفرمایید فرمود: هر کس

از آنچه در میان همیان (کمربند) است خبر دهد، او امام بعد از من است. هیبت و عظمت امام مانع شد که بپرسم: مقصود از آنچه در همیان است چیست؟ من نامه های آن حضرت را به مدائن بردم و جواب آنهارا گرفته و روز پانزدهم وارد سامراء شدم. دیدم همانطور که امام فرموده بود، از خانه امام صدای ناله بلند است. نیز دیدم برادرش جعفر (کذّاب) در کنار خانه آن حضرت نشسته و گروهی از شیعیان، اطراف او را گرفته به وی تسلیت، و به امامتش تبریک می گویند!! من از این جریان یکّه خوردم و با خود گفتم: اگر جعفر امام شده باشد، پس وضع امامت عوض شده است، زیرا من با چشم خود دیده بودم که جعفر شراب می خورد و قمار بازی می کند و اهل تار و طنبور بود. من هم جلو رفته و رحلت برادرش را تسلیت و امامتش را تبریک گفتم ولی از من چیزی نپرسید! در این هنگام عقید خادم خانه امام، بیرون آمد و به جعفر گفت: جنازه برادرت را کفن کردند، بیایید نماز بخوانید، جعفر وارد خانه شد. شیعیان در اطراف او بودند سمّان(۳۱) و حسن بن علی معروف به سلمه پیشاپیش آنها قرار داشتند. وقتی که به حیاط خانه وارد شدیم، جنازه امام عسکری علیه السلام را کفن کرده و در تابوت گذاشته بودند، جعفر پیش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد. وقتی که خواست تکبیر نماز را بگوید، ناگاه کودکی گندمگون و سیاه موی که دندانهای پیشینش قدری با هم فاصله داشت، بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشید و گفت: عمو کنار

برو، من باید بر جنازه پدرم نماز بخوانم. جعفر در حالی که قیافه اش دگرگون شده بود، کنار رفت. آن کودک بر جنازه امام نماز خواند و حضرت را در خانه خود کنار قبر پدرش امام هادی(علیه السلام) دفن کردند. بعد همان کودک روبه من کرد و گفت: ای مرد بصری! جواب نامه ها را که همراه توست بده! جواب نامه ها را به وی دادم و با خود گفتم: این دو نشانه(نماز بر جنازه، خواستن جواب نامه ها) حالا فقط همیان مانده، آنگاه پیش جعفر آمدم و دیدم سر و صدایش بلند است. «حاجز و شاء» که حاضر بود به جعفر گفت: آن کودک که بود؟! او می خواست با این سؤال جعفر را (که بی خود ادعای امامت کرده بود) محکوم کند. جعفر گفت: واللّه تا به حال او را ندیده ام و نمی شناسم! در آنجا نشسته بودیم که گروهی از اهل قم قم آمدند و از امام حسن علیه السلام پرسیدند؟ و چون دانستند امام رحلت فرموده اند، گفتند: جانشین امام کیست؟ حاضران جعفر را نشان دادند. آنها به جعفر سلام کرده تسلیت و تهنیت گفتند و اظهار داشتند: نامه ها و پولهایی آورده ایم. بفرمایید:نامه ها را چه کسانی نوشته اند و پولها چقدر است؟ جعفر از این سؤال برآشفت و برخاست و در حالی که گرد جامه های خود را پاک می کرد، گفت: اینها از ما انتظار دارند علم غیب بدانیم!! در این میان خادمی از میان خانه بیرون آمد و گفت: نامه ها از فلان کس و فلان کس است و در همیان هزار دینار است که ده تا از آنها را آب طلا داده اند. نمایندگان مردم قم نامه ها و همیان را تحویل او داده و به خادم گفتند: هر کس تو را برای گرفتن همیان فرستاده، او امام است.(۳۲)

در نتیجه باید گفت که امامان معصوم(علیه السلام) طبق آیات قرآنی و روایات وارده برخوردار از علم غیبی هستند و در موارد لازم و ضروری جهت هدایت انسانها از آن استفاده می کنند امّا حضرت عسکری(علیه السلام) بخاطر شک و تردیدهایی که درباره امامت آن حضرت به وجود آمده بود مجبور شد، به صورت وسیع و گسترده، برای شک زدایی، تقویت ایمان شیعیان، و هدایت گمراهان و اقناع مخالفان از علوم غیبی استفاده نمایند.

پی نوشت:

  1. شیخ عباس قمی، الانوار البهیّه، مشهد، کتابفروشی جعفری، ص ۱۵۱ ؛ مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان مؤسسه امام صادق(علیه السلام)، ص ۶۱۵٫
  2. الارشاد، شیخ مفید، مکتبه بصیرتی، ص ۲۴۵ و سیره پیشوایان، همان، ص ۶۱۶٫
  3. سوره انعام، آیه ۵۹٫
  4. سوره یونس، آیه ۲۰؛ سوره هود، آیه ۱۲۳، نحل، آیه ۷۷٫
  5. سوره جن، آیه ۲۶٫
  6. ر.ک معنویت تشیّع، علّامه سید محمد حسین طباطبایی، انتشارات تشیّع بی تا، ص ۲۱۴٫
  7. سوره حج، آیه ۷۸٫
  8. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج ۳، ص ۳۹۲٫
  9. همان.
  10. همان.
  11. سوره توبه، آیه ۱۰۵٫
  12. تفسیر الصّافی، ج ۲، ص ۳۷۴٫
  13. همان.
  14. بصائر الدرجات، ص ۱۱۹، ح ۳٫
  15. ر. ک معنویت تشیّع، ص ۲۱۴٫
  16. ر. ک سیره پیشوایان، ص ۶۴۴٫
  17. حیاه الامام العسکری، محمد جواد طبسی، دفتر تبلیغات اسلامی قم، ص ۱۲۱، سیره پیشوایان، ص ۶۴۴٫
  18. اثبات الوصیه، مسعودی، نجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۷۴، ص ۲۳۴، سیره پیشوایان همان، ص ۶۴۵٫
  19. ر.ک: بحارالانوار، ج ۵، ص ۲۵۱، ۳۱۱، ۳۱۳؛ فصول المهمه ابن صبّاغ،، ص ۳۰۴٫
  20. اثبات الوصیه، ص ۲۴۶٫
  21. همان، ص ۲۳۸٫
  22. تحف العقول، علی بن شعبه حرّانی، ترجمه حسن زاده، انتشارات آل علی(علیه السلام) ۱۳۸۲، ص ۸۸۸، ح ۷٫
  23. محسن فیض کاشانی، المحجه البیضاء، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج ۴، ص ۳۳۰٫
  24. اصول کافی، ج ۱، ص ۵۰۹، ح ۱۴ ؛ کشف الغمّه، ج ۲، ص ۴۱۳ ؛ فصول المهمّه، ص ۲۶۸، مناقب شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۳۷؛ تجلیات ولایت، ص ۴۹۴؛ محجه البیضاء، ج ۴، ص ۳۲۶٫
  25. مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۴۳۷ ؛ حر عاملی اثبات الهداه، ج ۴، ص ۴۰۷ شماره ۳۲ تجلیات ولایت، علی اکبر بابازاده، ص ۴۹۶٫
  26. ارشاد شیخ مفید، ص ۳۲۲، کشف الغمّه، ص ۳۰۵؛ به نقل از محجه البیضاء، ج ۴، ص ۳۲۶٫
  27. همان.
  28. مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، قم، کتابفروشی مصطفوی، ج ۴، ص ۴۴۰، به نقل از سیره پیشوایان، ص ۶۲۸٫
  29. غفار نام قبیله اباذر بود.
  30. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج ۵۰، ص ۲۶۹؛ سیره پیشوایان، ص ۶۴۹٫
  31. روغن فروش، مقصود عثمان بن سعید عمری از یاران نزدیک امام عسکری(علیه السلام) است.
  32. کمال الدین، صدوق قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ ه..ق، ص ۴۷۵ به نقل از سیره پیشوایان، ص ۶۶۰ . ۶۵۹٫