پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » اصحاب »

عثمان بن مظعون

چکیده:

عثمان بن مظعون(درگذشت ۲ق)، از صحابه و برادر رضاعی پیامبر(صلی الله علیه و آله). او از نخستین مسلمانان بود و به همراه برادرش عبدالله و فرزندش سائب در هجرت به حبشه و هجرت به مدینه و نیز در جنگ بدر حضور داشت. عثمان فردی عابد و مورد توجه پیامبر و حضرت علی(ع) بود. امام علی(ع) یکی از فرزندانش را به یاد او «عثمان» نام‌گذاری کرد. او نخستین مهاجری بود که در بقیع دفن شد. پیامبر محل دفن وی را با سنگی مشخص کرد و آن را زیارت می‌کرد و فرزندانش ابراهیم، رقیه و زینب را در کنار او دفن نمود.

نسب

پدر او مظعون بن حبیب بن وهب جُمَحی و مادرش، سخیله دختر عنبس بن اهبان بن حذافه بن جمح بود.[۱] کنیه او ابوسائب بوده است. همسرش، ام حکیم، خوله بنت حکیم انصاری بود.[۲] خوله، پس از درگذشت حضرت خدیجه، پیشنهاد ازدواج با عایشه و سوده را به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) داد.[۳] او بعدها خودش را به پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بخشید.[۴] عبدالرحمان[۵] و سائب[۶] فرزندان او هستند.

خواهرش، زینب همسر عمر بن خطاب بود، از اینرو عبدالله بن عمر، حفصه، و عبدالرحمان بن عمر خواهرزادگان او بودند.[۷]

اسلام

عثمان بن مظعون در جاهلیت شراب را بر خود حرام کرده بود.[۸] او به همراه ابوعبیده و ارقم بن ابی‌ارقم نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) اسلام آورد.[۹] ابن اسحاق اسلام او را پس از سیزده نفر دانسته است.[۱۰]

هجرت

عثمان از مهاجران به حبشه و مدینه است. پس از هجرت به مدینه پیامبر(صلی الله علیه و آله) بین ابن تیهان و عثمان بن مظعون پیمان برادری برقرار کرد.[۱۱] همچنین پیامبر میان او و عباس بن عباده از شهدای احد، نیز عقد اخوت خواند.[۱۲]

اهل سنت عثمان مظعون را در کنار افرادی چون حمزه بن عبدالمطلب، جعفر بن ابی‌طالب، علی(ع) از دوازده حواری پیامبر(صلی الله علیه و آله) به شمار آورده‌اند.[۱۳]

عثمان همراه فرزندش سائب[۱۴] و بردارش عبدالله[۱۵] به حبشه و مدینه هجرت کرد و در جنگ بدر حضور یافت،[۱۶] سائب در سی و چند سالگی در جنگ یمامه شهید شد.[۱۷] عثمان درباره هجرت به حبشه اشعاری نیز سروده است.[۱۸] در مراجعت از حبشه، در پناه ولید بن مغیره وارد مکه شد اما وقتی دید دیگر مسلمانان تحت فشار و شکنجه هستند از پناه‌دهنده خود خواست امان خود را از وی بردارد تا مانند دیگر مسلمانان شکنجه شود، وی پس از شکنجه شدن اظهار خوشحالی می‌کرد.[۱۹][۲۰]

جایگاه

عثمان بن مظعون از بزرگان صحابه و فردی عابد بود، روزها را روزه می‌گفت و شب‌ها به عبادت می‌پرداخت.[۲۱] پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) پس از دفن فرزندانش ابراهیم، زینب و رقیه در کنار مرقد عثمان بن مظعون فرمود: به سلف صالح، عثمان بن مظعون ملحق شدند.[۲۲][۲۳][۲۴]

عثمان مورد توجه خاص امیرالمؤمنین(ع) نیز بود؛ حضرت علی او را برادر خود می‌خواند، از اینرو یکی از فرزندانش را به یاد او «عثمان» نام‌گذاری کرد؛[۲۵] در زیارت ناحیه مقدسه آمده است:

        «اَلسَّلَامُ عَلَی عُثْمَانَ بْنِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ سَمِیِّ عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُونٍ».[۲۶]

        سلام بر عثمان پسر امیرمومنان، هم‌نام عثمان بن مظعون

درگذشت

عثمان بن مظعون نخستین مهاجری بود که در سال دوم هجرت(۲۲ ماه پس از ورود پیامبر به مدینه) در مدینه درگذشت و در بقیع مدفون گردید[۲۷] به گفته ابن عبدالبر، برخی درگذشت او را پس از جنگ بدر و پس از ۳۰ ماه از ورود پیامبر به مدینه دانسته‌اند.[۲۸] بین مهاجران و انصار در نخستین صحابه مدفون در بقیع اختلاف بوده است؛ انصار نخستین مدفون در بقیع را اسعد بن زراره، از اصحاب دو بیعت عقبه و متوفای پیش از غزوه بدر می‌دانستند[۲۹] و مهاجرین، عثمان بن مظعون را نخستین صحابه مدفون در بقیع می‌دانستند.[۳۰]

پس از درگذشت او پیامبر اکرم پیشانی او را بوسید و فرمود، «چه خوب پیشگامی است سلف ما عثمان بن مظعون».[۳۱]

بقعه

عثمان بن مظعون در بخش میانی بقیع دفن شد. به گفته ابن اثیر، پیامبر محل دفن وی را با سنگی مشخص کرد و آن را زیارت می‌کرد.[۳۲] این سنگ مدتها بر سر قبر وی بود تا این که در حکومت معاویه به دستور وی این سنگ برداشته شده[۳۳] و بر سر قبر عثمان بن عفان که بعدها جزو بقیع شده بود گذارده شد.[۳۴]

بزرگان دیگری نیز در کنار قبر عثمان بن مظعون به خاک سپرده شدند. منابع متأخر از وجود گنبد و ضریحی بر این قبور خبر داده‌اند ولی زمان و بانی ساخت این بارگاه مورد اشاره قرار نگرفته است. برخی از محققان با توجه به شباهت ضریح ساخته شده برای قبور امامان شیعه و عباس عموی پیامبر با ضریح موجود بر این قبور، ساخت این بنا را نیز به مجدالملک براوستانی (درگذشته ۴۹۲/۴۹۳ق.) وزیر ایرانی سلطان برکیارق سلجوقی (حکومت: ۴۸۶-۴۹۸ق.) نسبت می‌دهند.[۳۵]

ابن جبیر در وصف این ضریح، آن را از جنس چوب دانسته که با نقش‌های بدیع تزیین شده بود و میخکوبی‌هایی به شکل بسیار زیبا بر آن دیده می‌شد. این ضریح به صورت پنجره‌ای چوبی بود که رو به قبله باز می‌شد.[۳۶] مطری نیز همراه اشاره به مرقد ابراهیم، از ضریح مشبک سمت قبله مرقد یاد کرده است.[۳۷]

گنبد ساخته شده بر این بقعه به رنگ سفید بود.[۳۸] از گزارش‌ها درباره این گنبد که واپسین آن‌ها به رفعت پاشا به سال ۱۳۲۵ق[۳۹] بازمی‌گردد برمی‌آید که این بنا تا هنگام ویرانی اول بقعه‌های بقیع در سال ۱۲۲۰ق -در دولت اول سعودی- باقی بوده است.[۴۰]

پی نوشتها

  1. الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۵۳؛ اسدالغابه، ج۳، ص۴۹۴
  2. اسدالغابه، ج۶، ص۹۳، ج۶، ص۳۲۲
  3. طبری، ج۳، ص۱۶۲
  4. اسدالغابه، ج۶، ص۹۴
  5. اسدالغابه، ج۳، ص۳۶۹
  6. اسدالغابه، ج۳، ص۴۹۴؛ الاصابه، ج۳، ص۲۱
  7. اسدالغابه، ج۳، ص۳۷۳؛ ج۶، ص۱۳۴
  8. الاستیعاب، ج۲، ص۸۱۹؛ ابن هشم، ج۱، ص۲۵۳
  9. ابن هشام، السیره النبوه، ج۱، ص۲۵۲ـ۲۵۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۹۳؛ الاصابه، ج۳، ص۴۷۵
  10. سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۵۳؛ اسدالغابه، ج۳، ص۴۹۴؛ الاصابه، ج۴، ص۳۸۱
  11. ابن حبیب، ص۷۴؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۲۷۱؛ ذهبی، ج۱، ص۱۹۰
  12. اسدالغابه، ج۳، ص۶۰
  13. الاستیعاب، ج۲، ص۵۱۳؛ بغدادی، المنمق، ص۴۲۳؛ بسوی، المعرفه و التاریخ، ج۲، ص۵۳۵ و ۵۳۶
  14. اسدالغابه، ج۲، ص۱۶۶، ج۳، ص۴۹۴
  15. اسدالغابه، ج۳، ص۲۹۰
  16. الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۵۳
  17. اسدالغابه، ج۲، ص۱۶۶
  18. سیره ابن هشام، ج۱، ص۳۳۳
  19. دلائل النبوه/ترجمه،ج‌۲، ص:۴۹
  20. سیره ابن هشام، ج۱، ص۳۳۳
  21. اسدالغابه، ج۳، ص۴۹۵
  22. الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۵۴
  23. کافی، ج۳، ص۲۴۱
  24. اسدالغابه، ج۳، ص۴۹۶؛ الاصابه، ج۴، ص۳۸۲
  25. الاصفهانی، أبو الفرج، مقاتل الطالبیین، ج۱، ص۲۳
  26. اقبال، ص۵۷۴؛ بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۶۹، ج۴۵، ص۶۵
  27. الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۵۳؛ اسدالغابه، ج۳، ص۴۹۵؛ الاصابه، ج۴، ص۳۸۲
  28. الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۵۳
  29. الاستیعاب، ج۱، ص۸۱
  30. الاستیعاب، ج۱، ص۸۱؛ الاصابه، ج۱، ص۲۰۹
  31. الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۵۳؛ اسدالغابه، ج۳، ص۴۹۶
  32. اسدالغابه، ج۳، ص۴۹۶؛ نهروانی، ج۱، ص۱۰۲؛ ابن ماجه، ج۱، ص۴۹۸
  33. نهروانی، ج۱، ص۱۰۲؛ سمهودی، ج۳، ص۸۴؛ ابن نجار، ص۱۶۸
  34. سمهودی، ج۳، ص۸۴
  35. .محسن امین،اعیان الشیعه، ج۳، ص۲۹۹؛ نجمی، ص۱۹۳
  36. ابن جبیر، ص۱۷۴
  37. مطری، ص۱۱۹-۱۲۰
  38. ابن جبیر، ص۱۷۳-۱۷۴؛ ابن بطوطه، ص۱۱۹
  39. رفعت پاشا، ج۱، ص۴۲۶
  40. عثمان بن عبدالله بن بشر، ص۱۰۴؛الماجری، ص۸۴

  منبع: ویکی شیعه