شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » شیعه در گذر تاریخ »

ظهور شیعه در عصر پیامبر (صلّی الله علیه و آله)

اشاره:

مذهب شیعه که همان مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) است تبلور اسلام ناب است. به این معنا که مسلمانان پس از رسول گرامی اسلام(صلی‌الله علیه و آله)به فرقه های مختلف و متعددی تقسیم شدند و شخص پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله علیه و آله) افتراق مسلمانان را به گروهای مختلف پیش‌بینی کرده بود و از این‌رو باید آن فرقه ای که بر اسلام منطبق است از سوی خود آن حضرت معرفی می گردید. در این مقاله بیان شده که شیعه توسط شخص رسول گرامی اسلام(صلی‌الله علیه و آله) تأسیس گردیده است.

گروهی از صحابه در زمان پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) با شنیدن آیات و روایات در امر امامت و ولایت و خلافت امام علی (علیه‌السلام) بعد از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) به او اعتقاد پیدا کرده زعامت و امامت او را پپذیرفتند و از ارادتمندان آن حضرت قرار گرفتند. این گروه از همان زمان به « شیعه علی (علیه‌السلام) » معروف شدند:

۱. ابوحاتم رازی می گوید: « اولین لقب و کلمه ای که در عهد رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) ظهور کرد کلمه « شیعه » بود. این کلمه، لقب چهار نفر از صحابه بوده است که عبارت اند از: ابوذر، سلمان، مقداد و عمّار.»[۱]

۲. ابن خلدون می نویسد: « جماعتی از صحابه، شیعه علی بودند و او را سزاوارتر از دیگران به خلافت می دانستند.»[۲]

۳. استاد محمد کرد علی می گوید: « گروهی از بزرگانِ صحابه، معروف به موالیان علی (علیه‌السلام) در عصر رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بودند از آن جمله سلمان فارسی است که می گفت: ما با رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بیعت کردیم بر خیر خواهی مسلمانان و اقتدا به علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) و موالیان او. و ابی سعید خدری است که گفت: مردم به پنج کار امر شدند؛ چهار تا را انجام دادند و یکی را ترک نمودند. از او سؤال شد آنچه را که ترک نمودند چه بود؟ او در جواب گفت: ولایت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) از او سؤال شد آیا ولایت با چهار عمل دیگر واجب است؟ پاسخ داد: آری. و ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، حذیفه بن یمان، ذی الشهادتین خزیمه بن ثابت، ابی ایوب انصاری، خالد بن سعید بن عاص و قیس بن سعد بن عباد.»[۳]

۴. دکتر صبحی صالح می نویسد: « در میان صحابه حتی در عصر پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) برای علی (علیه‌السلام) پیروان شیعیانی بوده است؛ از آن جمله می توان ابوذر غفاری، مقداد بن اسود، جابر بن عبدالله، ابی بن کعب، ابوالطفیل عامر بن واثله، عباس بن عبد المطلب و تمام فرزندان او، عمار یاسر و ابوایوب انصاری را نام برد.»[۴]

۵. استاد محمد عبد الله عنّان می گوید: « این اشتباه است که بگوییم شیعه برای اولین بار هم هنگام جدایی خوارج ظهور پیدا کرده است بلکه ظهور شیعه در عصر رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بوده است.»[۵]

برنامه شیعه در زمان رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) شیعیان در زمان رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بعد از آن که از ولایت و جانشینی امام علی (علیه‌السلام) اطلاع یافتند در صدد تثبیت این مقام و ولایت از راه های مختلف بر آمدند که از ان جمله است:

۱. بیعت با امیر المؤمنین (علیه‌السلام) در روز غدیر خم

پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در روز غدیر خم خطبه ای ایراد کرد و در آن، مقام و منصب علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) را برای خلافت ابلاغ نمود، آنگاه فرمود: « آگاه باشید! بعد از پایان خطبه ام شما را دعوت می کنم که با علی (علیه‌السلام) دست داده و بر امامت او بیعت نمایید.»[۶]

۲. سرودن شعر در دفاع از ولایت

حسان بن ثابت بعد از واقعه غدیر از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) اجازه خواست تا نصب امام علی (علیه‌السلام) به ولایت را به شعر در آورد. پامبر (صلی‌الله علیه و آله) اجازه داد، آن گاه واقعه غدیر را چنین سرود:

ینادیهم یوم الغدیر نبیّهم بـخمّ و أسمع بـالرسول منادیاً

فقال له قم یا علیّ فـانّنی جعلتک من بعدی اماماً وهادیاً

تا آخر شعر.[۷]

۳. کار عملی در تثبیت ولایت

از جمله کارهایی که پیروان امام علی (علیه‌السلام) در جهت تثبیت امامت و ولایت آن حضرت انجام دادند این بود که شهادت به ولایت او را بعد از شهادت به رسالت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در اذانشان به عنوان تبرک، نه به قصد جزئیت، می گفتند تا از این راه، هم اعتقادشان را به ولایت محکم کنند و هم به دیگران گوشزد نمایند.

شیخ عبد الله مراغی مصری نقل می کند: « در زمان پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) سلمان فارسی در اذان اقامه نمازش شهادت به ولایت را بعد از شهادت به رسالت می گفت. شخصی بر رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) وارد شد و عرض کرد: ای رسول خدا! چیزی شنیدم که تا کنون نشنیده بودم. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) فرمود آن چیست؟ عرض کرد سلمان در اذانش بعد از شهادت به رسالت ، شهادت به ولایت می گوید. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: نیکی و خیر شنیده ای.»[۸] و نیز نقل می کند که شخصی بر رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) وارد شد و عرض کرد: ای رسول خدا! اباذر در اذان، بعد از شهادت به رسالت، شهادت به ولایت علیّ (علیه‌السلام) یعنی : «أشهد أنّ علیاً ولیّ الله » می گوید. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: همین طور است . آیا فراموش کردید گفتار مرا در روز غدیر خم «من کنت مولاه فعلیّ مولاه » پس هر کس پیمان شکی کند بر ضرر خود چنین کرده است.»[۹] شیعه هنگام وفات پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) شیعیان هنگام وفات پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) با توجه به دستورهای آن حضرت در صدد تثبیت و تنفیذ دستورات بر آمدند، از آن جمله:

۱. با تأکید و اصرار پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) به آوردن دوات و قلم برای نوشتن وصیت، در آن دسته و جماعتی بودند که اصرار به آوردن دوات و قلم داشتند تا پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) وصیت خود را مکتوب دارد، ولی از آنجا که طرف مقابل قوی بود نتوانستند این دستور را عملی سازند.

۲. بعد از آن که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) به جهت عمل نکردن به دستورش جمعیت را از خود دور کرد، افرادی از شیعیانِ امام علی (علیه‌السلام) امثال مقداد و ابوذر را نزد خود نگاه داشت، آنگاه وصیت خود را نسبت به امامان بعد از خود نزد آنان مطرح نمود.[۱۰]

۳. بنابر نقل مظفر در « السقیفه » پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) گروهی از شیعیان و ارادتمندان امام علی (علیه‌السلام) را هنگام فرستادن لشکر اسامه به جنگ و مقابله با لشکر روم نزد خود نگاه داشت، تا چنانچه مرگ او فرا رسید این چند نفر با بیعت با امام علی (علیه‌السلام) خلافت و حکومت را برای آن حضرت تمام کنند، ولی متأسفانه عمر، ابوبکر و برخی دیگر با تخلّف از لشکر اسامه بن زید این نقشه و تدبیر عالی پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) را بر هم زدند تا مبادا خلافت از دست آنان گرفته شود.

۴. هنگامی که برخی، به جهت رسیدن به ملک و سلطنت بعد از فوت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) به سقیفه بنی ساعده رفته و مشغول تقسیم قدرت یا تصاحب آن برای خود بودند، در حالی که جنازه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) هنوز دفن نشده بود، شیعیان به پیروی امامشان علی (علیه‌السلام) مشغول دفن رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) و عزاداری برای آن حضرت بودند.

پی نوشت:

[۱] . ابی حاتم رازی، حاضر العالم اسلامی، ج۱، ص ۱۸۸.

[۲] . تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص ۳۶۴.

[۳] . خطط الشام، ج۵، ص ۲۵۱.

[۴] . النظم الاسلامیه، ص ۹۶.

[۵] . روح التشیع، ص ۲۰.

[۶] . احتجاج، ج۱، ص ۱۵۵.

[۷] . الغدیر، ج۲، ص ۳۴ .

[۸] . السلافه فی امر الخلافه، شیخ مراغی.

[۹] . همان.

[۱۰] . کتاب سلیم بن قیس هلالی، ج۲، ص ۶۵۸.

منبع: شیعه شناسی و پاسخ به شبهات

 نویسنده:علی اصغر رضوانی