نقد و بررسی ادیان و فرق » مسیحیت »

شیوه های تبلیغ مسیحیت

اشاره:

شیوه ها و انواع تبلیغ مسیحیت اساس روان شناختی دارد و استدلال منطقی و عقلی در تبلیغ مسیحیت و تثبیت اموزه های آن کمترین جایگاهی ندارد چه اینکه بسیاری از تعالیم و عقاید مسیحت عقل ستیز می باشند و نیز چون‌که از هویت آسمانی و و حیانی خود فاصله گرفته، پیروان آن نمی توانند آن را بر اساس مبانی ادیان آسمانی تبلیغ کنند. و لذا از راه هایی برای تبلیغ مسیحیت وارد می شوند که یک نوع جذابیت ظاهری داشته باشد. ما در زیر به برخی از این روشها با توجه به عوامل جذابیت آنها اشاره می کنیم:

  1. مبلغین مسیحیت برای تبلیغ و ترویج آیین مسیحیت نفی شریعت و تکلیف را از نظر روان شناختی موثر ترین عامل در روحیات برخی از جوانان و پیروان ادیان دیگر به خصوص پیروان دین اسلام تشخیص داده اند. آنان با این آموزه بار تکلیف را از عهده پیروان خود برداشته و کسانی را که تکلیف گریز هستند به راحتی می توانند به سوی این دین سوق دهند. این همان روش پولس رسول در ابتدای ترویج مسیحیت می باشد که با برداشتن شریعت و دستورات تکلیف آور توانست بسیاری از مردم یونان و روم و اطراف دریای مدیترانه را وارد دین مسیحیتی کند که امروز در دنیا رایج است. دین مسیحیت که توسط عیسی مسیح(علیه‌السلام) بر مبنای شریعت حضرت موسی(علیه‌السلام) نازل شده است به وسیله پولس یهودی مورد تحریف قرار گرفت و شریعت را از این دین برداشت و پیروان آن را از قید تکلیف و شریعت رها نموده است. پولس از ریشه، شریعت را انکار نمود و این اعتقاد را ترویج کرد که ایمان به مسیح بدون عمل کافی در نجات است. او در نامه‎هایی که منسوب به اوست اصرار بر انکار شریعت دارد و شریعت را دروازه‎ای به سوی گناه می‎پندارد و این مطالب را به عبارات مختلفی در فصول و موارد متعددی بیان کرده است. مثلاً در فصل هفتم نامه او به رومیان چنین می‎گوید: ما نسبت به شریعت که موجب بردگی ما بود مرده‎ایم، ازین پس باید خدا را به وسیله روح‎القدس خدمت کرد نه مانند گذشته که از قوانین نوشته شده اطاعت می‎کردیم.[۱]
  2. مسیحیان فدا شدن حضرت عیسی مسیح(علیه‌السلام) برای گناهان تمام بشریت را نیز از عوامل موثر در تبلیغ مسیحیت دانسته اند. این عقیده نیز توسط پولس در مسیحیت داخل شده و با تعبیرات مختلف گفته است که بشر با آمدن عیسی ـ علیه‎ السلام ـ از هرگونه گناهی نجات پیدا کرده و تبرئه گردیده دیگر در عالم گناهی وجود ندارد چون شریعت وجود ندارد. او می‎گوید: با آمدن عیسی ـ علیه‎ السلام ـ انسان‎های که با گناه آدم (علیه‎ السلام) محکوم شناخته شده بودند همگی تبرئه گردیدند.[۲] در جای دیگر می‏‎گوید همانطوری که بسیاری در نتیجه سرپیچی یک نفر گناهکار گشتند به همان طریق بسیاری هم در نتیجه فرمانبری یک نفر کاملاً نیک محسوب خواهند شد.[۳] در قسمت دیگری از نامه‎های خود می‎گوید: پس دیگر برای کسانی که در اتحاد با مسیح بسر می‎برند هیچ محکومیتی وجود ندارد.[۴]
  3. روش دیگری که مسیحیان در تبلیغ خود از آن استفاده می کنند آموزه عشق و محبت و صلح جویی می باشد. مبلغین مسیحی پیوسته بر این امر اصرار دارند و آن را در برابر ادیان دیگر به خصوص دین اسلام حربه ای بسیار مفید دریافته و عده ای را با این روش به دام خود می اندازند. در حالی که اگر به کتب مقدس آنان رجوع شود غیر از ده فرمان تورات که مورد عنایت مسیحیان قرار گرفته است چیزی دیگری در راستای صلح و محبت و بشر دوستی و امثال اینها نه در عهد جدید مشاهده می شود و نه در عهد قدیم و این مقدار از مطالب اخلاقی در تمام کتاب مقدس به یک هزارم آنچه که در اسلام مطرح است نمی رسد. و نیز خشونت های عملی مسیحیان در سراسر جهان جایگاهی را به خود اختصاص داده که در چندین مجلد کتاب قابل انعکاس نمی باشد.
  4. شیوه دیگری که مبلغین مسیحی برای ترویج مسیحیت انجام می دهند انجام کار های خیریه و کمک هایی مالی و اقتصادی به قشر کم در آمد ملت های مختلف در قالب های انجو های تبلیغی می باشد. این شیوه آنان در میان این طبقه تا حدودی موثر بوده است، زیرا برخی مردم بی اطلاع از آموزه های مسیحیت و عمل کرد تاریخی آنان در بعد استعمار و استثمار و تجاوزات نظامی، گول این عمل خیر خواهانه آنان را می خورند و این کار آنان را دلیل بر خوب بودن مسیحیت پنداشته و به این دین گرایش پیدا می کنند.
  5. عده‎ای که نه اعتقاد به اسلام دارند و نه به مسیحیّت، بلکه برای رسیدن به مقاصد مادی خویش اجیر می‎شوند و مبالغی از کلیساها و جاهای دیگر می‎گیرند تا دین مسیح را در میان مسلمین تبلیغ کنند، مسحیان از این فاکتور نیز برای ترویج مسیحیت استفاده می کنند.

مسیحیان این نوع تبلیغات را در قالب موسسات خیریه و کلیساهای خانگی تحت عنوان مسیحیت تبشیری انجام می دهند و البته تا حدودی در میان غرب گرایان و جوانان نا آگاه که یا از حقایق موجود در آیین مسیحیت بی اطلاع هستند و یا از تکلیف و شریعت که در ادیان دیگر وجود دارند گریزان می باشند و یا به اباحی گری و بی بند و باری تمایل دارند و یا شدیدا غرق در مسائل عشق و عرفان و امثال اینها شده و آموزه های مسیحیت را موافق با این اندیشه تلقی می­کنند، تأثیر گذار می باشد.

 به هر حال این آموزه های مسیحیت در کسی که از عقل و اندیشه خود به درستی کمک بگیرد نه تنها هیچ اثری در جذب آنان به سوی مسیحیت ندارد بلکه بطلان آن برای آنان به راحتی به اثبات می رسد و لذا تا به حال هیچگاه مسلمانی دیده نشده که نسبت به دین اسلام، قرآن و معارف آن معلومات دقیق وکافی داشته سپس نسبت به مسیحیّت و انجیل تحقیق و تفحص نموده و آنگاه دین مسیحی را بر اسلام ترجیح داده باشد، اما بالعکس مسیحیانی که مسلمان شده‎اند از کسانی هستند که دارای معلومات کافی از دین مسیح بوده و سپس راجع به اسلام تحقیق نموده، آنگاه با بصیرت کامل و آگاهانه به دین مقدس اسلام مشرف شده‎اند.

پی نوشت:

[۱] . نامه پولس به رومیان، فصل هفتم، آیات ۵ـ۶، و فصل چهارم آیه ۱۲.

[۲] . نامه‎های پولس به رومیان، فصل ۵، آیه ۱۶.

[۳] . همان، آیه ۱۹.

[۴] . همان، فصل هشتم، آیه ۱.

نویسنده: حمیدالله رفیعی.