پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام هادی(ع) »

شیوه برخورد امام هادی(علیه‌السلام) با معضلات فرهنگی اعتقادی

اشاره:

در عصر امام هادی(علیه‌السلام) بسیاری از شک ها و اوهام درباره اصول عقاید اسلامی رایج گشته بود که آغاز پیدایش آنها به حکومت بنی امیه باز می گشت، اما امام هادی(علیه‌السلام) با آنان به مبارزه علمی و فرهنگی برخاستند و نادرستی باورهای آنان را آشکار ساختند. در نوشته پیش رو به برخی از فعلیتهای فرهنگی و علمی علیه مکاتب و فرقه های منحرف مطرح شده است.

 

 اعتقادات به مفهوم «هر آنچه دل و ضمیر انسان به آن بسته می شود و در نهاد فرد تصدیق و تثبیت می گردد»[۳] نقشی اساسی در حیات معنوی انسان دارند. از طرفی اصول دین که در مجموعه اعتقادات مورد بحث قرار می گیرند و پایه دینداری فرد را تشکیل می دهند، باید با دلیل حاصل شوند و تقلید در مورد آنها جایز نیست.[۴] دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی و مطابق عقل و فطرت به اهمیت اعتقادات صحیح توجهی ویژه نموده، ارزش هر فرد را به میزان شناخت (معرفت) او دانسته[۵] و انسان ها را به جستجوی علم – هر چند با تحمل سختی ها و مشکلات- ترغیب می کند.[۶] مطابق منابع مکتوب و ارزشمندی که در دست داریم، بزرگان دین اولین و اساسی ترین علمی را که نزد انسان هاست، شناخت پروردگار معرفی کرده[۷] و پس از آن به تبیین جایگاه و تعریف عدل الهی پرداخته اند.[۸] عدل الهی در ارتباط با اعمال و رفتار انسان ها موجب بحث ها و سؤالات بسیار در طول تاریخ شده است.

از آن جا که پرسیدن به عنوان کلید رسیدن به دانش مطرح است[۹]، مسلمانان در موقعیت های مختلف سؤال هایی از معصومین(علیه‌السلام) می پرسیدند و ایشان نیز در سطح عقل و فهم سؤال کننده، پاسخ می دادند.[۱۰]اهمیت بهره جویی از روش های مناسب در روشنگری مبانی اعتقادی، پاسخگویی به پرسش های مخاطبین و ردّ علمی عقاید و مسلک های معارض دین بر کسی پوشیده نیست. معصومین(علیهم‌السلام) که معادن علم و قله های رفیع دانش خدادادی اند، در تلاش های بی نظیر خود در این زمینه، یادگارهایی بس گرانقدر از خود برجای نهاده اند. یکی از آن ها، نوشتاری است که از ساحت علم الهی امام هادی(علیه‌السلام) صادر گردیده و در آن، به پرسش های اهل اهواز پاسخ داده شده است. شناخت روش ها و راهبردهای آن امام همام در روشن ساختن موضوعی که قرن ها مورد اختلاف مسلمانان بوده و هست- یعنی عدل الهی و موضوع جبر و اختیار- می تواند راهگشای پژوهشگران و علاقمندان به پاسخگویی پرسش های دینی و اعتقادی باشد؛ به ویژه در عصر حاضر که شبهات فراوان در این زمینه دامن گیر نسل حاضر بوده و با وسایل ارتباطی موجود به سرعت منتشر می شوند و پاسخ مناسب و روشمند به آن ها به عنوان ضرورت برای تلاشگران عرصه دین و فرهنگ اسلامی به طور جدی و اساسی مطرح است.

بخش اول: کلیات و مفاهیم

الف) ویژگی های فرهنگی- اعتقادی زمان امام هادی(علیه‌السلام)

در عصر امام هادی(علیه‌السلام) بسیاری از شکوک و اوهام پیرامون اصول عقاید اسلامی رایج گشته بود که آغاز پیدایش آنها از روزگاران حکومت بنی امیه بوده است. حکومت اموی میدان را برای نشر افکار گمراه کننده گشود و مردم را بر این کار وا داشت. در ایام حکومت بنی عباس قضیه بالا گرفت و دانشمندان اسلامی و در رأس آنها ائمه اهل بیت(علیه‌السلام)، عهده دار رد نظرات ضددینی به وسیله دلایل کوبنده علمی شدند. در کتاب های «احتجاج» که دانشمندان برای استدلال بر فداکاری ائمه شان در یاری عقاید اسلامی و مبارزه با کفر و الحاد نگاشته اند، این مباحثات ثبت شده است. (قرشی، ص ۱۳۴) اختلاف آراء موجود در میان گروه های شیعه، کار هدایت آنها را برای امامان(علیه‌السلام) دشوار می ساخت. پراکندکی شیعه در بلاد مختلف و اثرپذیری آنها از آرای دیگران، مزید بر علت شده بود.

در این میان، اصحاب گروه های غیر شیعی و متعصبان ضد شیعه نیز بر دامنه این اختلافات افزوده و آن را بسیار عمیق تر نشان می دادند. امامان شیعه(علیه‌السلام) گاهی در برابر پرسش هایی قرار می گرفتند که سرچشمه برخی از آنها، همین اختلافات داخلی میان دانشوران شیعی بود که گاه جنبه صوری داشت و در مواردی عمیق تر بود و ائمه(علیه‌السلام) در آن مداخله می کردند. (برای نمونه مباحث تشبیه، تجسیم، جبر و تفویض و غلو. ر.ک. جعفریان، ص ۵۱۷-۵۲۸۸) در دوران امامت امام علی النقی(علیه‌السلام)، مکتب های عقیدتی گوناگونی چون «معتزله» و «اشاعره» گسترش یافته و پراکندگی آرای فکری و تضادهای عقیدتی را در سطح فرهنگی جامعه پدید آوردند.

مباحث کلان جبر و تفویض، افکار عمومی جامعه را دستخوش تاخت و تازهای فکری کرده بود. از جمله عوامل این تحولات فکری، رویکرد دولت عباسی به مسائل علمی و فرهنگی و نیز هجوم فلسفه و کلام دیگر ملل به سوی جامعه مسلمانان بود. دستگاه حکومتی، کتاب های علمی دانشمندان ملل دیگر را به عربی ترجمه می کرد و در اختیار مسلمانان می گذاشت. این روند از زمان مأمون آغاز شد و به تدریج ادامه یافت و به اوج خود رسید. او توجه فراوانی در ترجمه کتاب های دیگر ملل، به ویژه یونان داشت و اموال بسیاری را در این راه هزینه کرد.[۱۱] از میان سایر فرقه ها و روش های منحرفی که امام هادی(علیه‌السلام) با آنان به مبارزه علمی و فرهنگی برخاستند و نادرستی باورهای آنان را آشکار ساختند، می توان به این موارد اشاره کرد: غلات، صوفیه، واقفیه و مجسِّمه. انحراف هر کدام از اینان در جدایی میان مسلمانان مؤثر بود. نقش هدایتگری امام(علیه‌السلام) در این موارد و همچنین مناظرات حضرت(علیه‌السلام) با یحیی ابن اکثم، عالم نمای دستگاه خلافت عباسی و مباحثات و مکاتبات علمی ایشان با دانشمندان دیگر فرق در تاریخ ثبت شده است.[۱۲]

ب) انحرافات عقیدتی در میان مسلمانان در موضوع عدل الهی

موضوع عدل خداوند به لحاظ ارتباطش با انسان و اختیار وی در انجام کارها و تکالیف و استحقاق پاداش و عقوبت اعمال، در طول تاریخ به نحوی مطرح بوده است. جبر و اختیار که از مباحث قدیمی کلامی است، مبحث محوری در موضوع عدل الاهی بوده و با توجه به برداشت های مختلفی که نسبت به «اختیار انسان» وجود داشته، فرق و مذاهب گوناگونی پیدا شده است. گروهی با تمسّک یک طرفه به آیات قضا و قدر و قدرت الهی و نیز استنباط شخصی و توجیه سایر آیات، به سمت جبر گراییدند و مروّج عقیده جبری گری شدند. اعتقاد این گروه آن است که خدا مردم را جبراً به اعمال و رفتاری وا می دارد که قدرت بر نفی آن ندارند. بنی امیَه در تاریخ اسلام از مروَجان جبری گری بودند و همچنین افراطی ترین شکل اعتقاد به جبر را اشعریان بنا نهادند. در مقابل این طرز تفکر، اعتقاد مفوِّضه است که معتزله سردمدار این طرز تفکرند.

با رشد دو مکتب اعتزال و اشعریّه در بین مسلمانان، اهل بیت(علیه‌السلام) با این دو طرز تفکّر به مقابله و مبارزه فکری برخاستند. این مقابله به صورت مناظرات، نامه ها و بیانات ائمّه(علیه‌السلام) در مجالس و محافل گوناگون صورت می پذیرفت. ایشان با تفسیر صحیح آیات قرآن، عنوان امربین الامرین را در مقابل دو طرز تفکّر نادرست اشعریّه و معتزله، مطرح ساختند و بدین ترتیب، نگرش سوّمی را در برابر آن دو مکتب ارائه دادند. (ر.ک. طالعی، عبدالحسین، دادگری خداوند، قم، رادنگار، ۱۳۸۵) نامه ا ی که امام هادی(علیه‌السلام) در پاسخ به پرسش های اهل اهواز نوشتند به خوبی بیانگر این باور سلیم می باشد.

ج) مفاهیم

 جبر در اصطلاح در برابر قدر، تفویض و اختیار قرار دارد. مراد از آن مجبور بودن انسان در کارهای ارادی خویش است. طرفداران نظریه جبر، توانایی انسان را در انجام دادن کردارهای اختیاری وی نفی می کنند و کردارهای اختیاری وی را نیز به خدا نسبت می دهند. آنان تصریح می کنند که کردارهای ارادی انسان، همانند هستی او آفریده خداست و آدمی نمی تواند از آنچه خدای جهان می خواهد و اراده می کند سر باز زند. (صدر حاج سیدجوادی، ج ۵، ص۲۹۴) مطابق این دیدگاه، همان سان که آب روان در نهر جاری است و خواسته یا ناخواسته باید در بستر رودخانه خروشان آفرینش جریان یابد و به دریا بریزد، انسان نیز در زندگی، مقهور اراده ای فرا طبیعی است و هر آنچه از او سر می زند، در حقیقت کار خداست نه انسان. (کرمی فریدنی، ص ۲۶۰) حضرت هادی(علیه‌السلام) در نامه روشنگرش پس از طرح عقیده به جبر، با ترسیم آموزه های قرآن و امامان معصوم به ویژه امام صادق(علیه‌السلام)، این دیدگاه را نادرست اعلام می دارد، چرا که اجبار انسان به عمل و آن گاه نکوهش و کیفر او به خاطر آن، با خرد و وجدان و فطرت و کتاب ناسازگار است و ستمی آشکار به شمار می آید که خدا از آن به دور است.

معانی مختلفی برای تفویض بیان شده ولی آنچه در بحث جبر و اختیار مورد نظر است، عبارت است از: واگذاری تکوینی افعال از سوی خدا به انسان ها، به گونه ای که قدرت انجام برخی از کارها به انسان واگذار شده و خداوند خود را از این قدرت کنار کشیده و بر افعال انسان ها قدرت ندارد. بر اساس این نظریه، هر چند آدمیان در محدوده افعال تفویض شده، اصل توانایی انجام امور را از خدا دریافت کرده اند، امّا پس از این دریافت، خود در افعال خویش استقلال دارند و تحقّق این افعال منوط به اذن و اجازه تکوینی خدا نیست، بلکه خداوند نسبت به این افعال قدرت ندارد.[۱۳] در این نوع اعتقاد، خدا پس از آفرینش انسان، کار او را به خودش وانهاده است و هیچ مرز و هشداری وجود ندارد. (جعفریان، ص ۵۱۷۷) ») در این باور که بیان آن، شاهکار علمی معصومین(علیه‌السلام) محسوب می شود، نه جبر و نه تفویض بلکه اعتقادی غیر از آن دو بوده که به خوبی در آموزه های ایشان توضیح داده شده است. از جمله امام هادی(علیه‌السلام) که در نامه خود به نادرستی و تباه آفرینی هر دو دیدگاه جبر و تفویض اشاره فرموده و سپس دیدگاه خویش را به وضوح بیان فرموده اند.

در تبیین دیدگاه مورد نظر ثقلین در این خصوص، بخشی از ترجمه نامه مذکور را می آوریم که – پس از ردّ دو عقیده نادرست- اشاره شده است: “…ولی ما می گوییم: به راستی، خدای عزّ و جلّ آفریدگان را به قدرت خویش بیافرید و توان پرستش خود به آنان تملیک نمود، و به آن چه اراده فرمود امر و نهیشان کرد و پیروی فرمانش را از ایشان پذیرفت و از ایشان به همان راضی شد. و از نافرمانی بازشان داشت و هر کس را که از او نافرمانی کند نکوهش کرد (و فرمود) کیفرشان می دهد، و خداوند در امر و نهی مختار است، هر چه را خواهد اختیار کند و بدان فرمان دهد و هر چه را نپسندد، نهی کند و بر آن کیفر دهد؛ به سبب توانی که به بندگانش برای فرمانبرداری از خود و اجتناب از نافرمانیهایش داده است، چه او را عدل و انصاف و حکمت، رسا و آشکار، و حجّتش با بخشایش و بیم دادن، کامل و تمام است.”[۱۴] نیز در نامه در این مورد آمده است: «رَجُلٍ یَزْعُمُ أَنَّ اللَّهَ کَلَّفَ الْعِبَادَ مَا یُطِیقُونَ وَ لَمْ یُکَلِّفْهُمْ مَا لَایُطِیقُونَ فَإِذَا أَحْسَنَ حَمِدَ اللَّهَ وَ إِذَا أَسَاءَ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ فَهَذَا مُسْلِمٌ بَالِغٌ.»[۱۵] و[۱۶]

بخش دوم: بحث سندی و مصدری نامه

با عنایت به جایگاه عظیم پیامبر(ص) و اهل بیت(علیه‌السلام) به عنوان گنجینه های علم خدادادی، انتساب یک حدیث به معصوم(علیه‌السلام) نیازمند دلیل متقن علمی است که در بررسی مصدری و سندی مورد توجه قرار می گیرد و در روش شناسی علم کلام نیز اهمیت دارد. (برنجکار، روش شناسی علم کلام، صص ۲۶-۲۷)

الف) نگاه کلّی به نامه و مصادر آن

نامه یادشده یکی از نامه های متعدّدی است که از امام هادی(علیه‌السلام) باقی مانده است[۱۷]. این نامه در منابع روایی از دو منبع نقل شده است:

۱. کتاب «تحف العقول عن آل الرسول(ص)» از ابو محمد، حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی حلبیره، از شخصیت های برجسته فقهای شیعه در قرن چهارم هجری.

۲. کتاب «الإحتجاج علی أهل اللجاج» از ابو منصور، احمد بن علی بن ابی طالب طَبرِسیره، از علمای قرن ششم هجری. در این بخش ابتدا مصادر اولیه نامه (دو کتاب تحف العقول و احتجاج) مورد بررسی قرار می گیرند و سپس به بررسی سندی حدیث توجه می کنیم.

ب) بررسی مصدری تحف العقول:

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه کتاب «تحف العقول فیما جاء من الحکم و المواعظ عن آل الرسول» را تألیف ابو محمد حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرّانی حلبی، از علمای قرن چهارم و از مشایخ شیخ مفید و معاصر شیخ صدوق دانسته و از قول شیخ علی بن الحسین بحرانی آورده است: «براستی که او از قدماء اصحاب ما بوده تا جایی که شیخ ما مفید از او نقل فرموده و کتابش [تحف العقول] از کتبی است که زمانه مانند آن را به خود ندیده است.»[۱۸] ایشان به وجود نامه مذکور در مبحث جبر و اختیار اشاره نموده و با ذکر اهمیت موضوع، آن را اولین نوشته ای دانسته که در این مورد به عنوان رساله ا ی جداگانه مکتوب شده و در کتاب تحف العقول آمده است.[۱۹]در مورد انتساب تحف العقول به او، در میان امامیّه تردیدی وجود ندارد.[۲۰] دانشمند پرتلاش، محدث قمّی در کتاب سفینه البحار، بر اساس روایت نمودن ابن شعبه حرّانی از ابوعلی محمد ابن همام (متوفی قرن چهارم هجری)، این دو عالِم را هم طبقه دانسته است.[۲۱] همچنین عالم متبحّر، سیدمحمدباقر خوانساری در کتاب «روضات الجنات» از ابن شعبه تمجید کرده و گفته: «او فقیهی اندیشمند، متبحری شریف و شخصیتی سرشناس است، و کتابش «تحف العقول» گسترده و پر فائده می باشد و مورد وثوق اصحاب است.»[۲۲] و[۲۳]

مرحوم استاد علی اکبر غفاری در مقدمه تحقیق کتاب تحف العقول می نویسد: « هر کس که به شرح حال این مولف پرداخته او را ستوده و از او به عظمت و بزرگی یاد کرده و همگی آن ها بر برتری و دانایی و جلالت قدر و بلندی شأن و مورد وثوق بودن او اتّفاق داشته و کتابش را مورد اعتماد دانسته اند.»[۲۴]احتجاج: «الاحتجاج»، تألیف ابو منصور، احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی، از علمای قرن ششم هجری است. طبرسی، در مقدمه الاحتجاج می گوید: «آنچه باعث شد من چنین کتابی تألیف کنم، این بود که عده ای از شیعیان دست از استدلال و بحث با مخالفان برداشته اند و می گویند پیامبر و ائمه: هیچ وقت جدال نکرده اند و به شیعه نیز چنین اجازه ای نداده اند؛ لذا تصمیم گرفتم در یک کتاب، بحث های بزرگان را با مخالفان در اصول و فروع دین جمع کنم.» (طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ص ۱۳) شیخ حر عاملی، این کتاب را “حسنٌ کثیرالفوائد” دانسته است. (حرعاملی، ج ۲، ص ۱۷)

ج) بررسی سندی نامه

 گفته شد که نامه امام هادی(علیه‌السلام) از دو کتاب تحف العقول (ابن شعبه حرّانی، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، صص ۴۵۸-۴۷۶) و احتجاج (طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، جلد ۲، ص ۴۵۰) نقل شده است. نیز مرحوم علامه مجلسی در دو جایگاه از کتاب بحارالانوار، نامه را از هر دو منبع به طور کامل آورده است. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۵ و ج ۵، ص ۶۸) آنچه در کتاب تحف العقول بخش مربوط به امام هادی(علیه‌السلام) نقل شده مفصل تر و کامل تر از نقل کتاب احتجاج است.[۲۵]  مؤلف تحف العقول در کتابش سند احادیث را نیاورده و نوشته است: «و أسقطت الأسانید تخفیفا و إیجازا و إن کان أکثره لی سماعا و لأن أکثره آداب و حکم تشهد لأنفسها و لم أجمع ذلک للمنکر المخالف بل ألفته للمسلم للأئمه العارف بحقهم الراضی بقولهم الراد إلیهم.»[۲۶] (ابن شعبه حرّانی، ص ۳۳) در کتاب احتجاج، نیز سند روایت نقل نشده چنانکه در مقدمه می نویسد: «و لا نأتی فی أکثر ما نورده من الأخبار بإسناده إمّا لوجود الإجماع علیه أو موافقته لِما دلَّت العقول إلیه أو لاشتهاره فی السیَر و الکُتب بین المخالف و المؤالف إلا ما أوردته عن أبی محمد الحسن العسکری(علیه‌السلام).» (طبرسی، ج ۱، ص: ۱۴)

پی نوشت:

۱.اعتقاد از ریشه عقد بمعنی بستن و گره زدن (قرشی بنابی، ج ۵، ص: ۲۴). و اعتَقَدَ الشیء: صلب. و اعتَقَدَ الإخاء و الموده بینهما: أی ثبت (فراهیدی، ج ۱، ص: ۱۴۰). و اعتَقَدَ الشیْءُ: صَلُبَ و اشْتَدَّ، و منه: اعتَقَدَ بینَهما الإِخاءُ [إِذا] صَدَقَ و ثَبَتَ. (حسینی زبیدی، ج ۵، ص: ۱۱۶)

۲.ر.ک. رساله ای عملیه مراجع تقلید. به عنوان نمونه: “عقیده مسلمان به اصول دین باید از روی دلیل باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید.” (صافی گلپایگانی)

۳.قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(علیه‌السلام): «یَا بُنَیَّ. .. إِنِّی نَظَرْتُ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَوَجَدْتُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ قِیمَه کُلِّ امْرِئٍ وَ قَدْرَهُ مَعْرِفَتُه…”» (ابن بابویه، معانی الأخبار، ص ۲)

۴.«اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِخَوْضِ اللُّجَجِ وَ شَقِّ الْمُهَج.» (مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵ ص ۲۷۷)

  1. َجَدْتُ عُلُومَ النَّاسِ کُلِّهِمْ فِی أَرْبَعَه أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ وَ الثَّانِی أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِکَ وَ الثَّالِثُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ وَ الرَّابِعَه أَنْ تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُکَ مِنْ دَیْنِکَ. (البرقی، ج۱, ص۲۳۳)

۶.وَ سُئِلَ(علیه‌السلام) عَنِ التَّوْحِیدِ وَ الْعَدْلِ فَقَالَ: إِنَّ التَّوْحِیدَ أَنْ لَا تَتَوَهَّمَهُ وَ الْعَدْلَ أَنْ لَا تَتَّهِمَه. (شریف الرضی)

۷.قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «الْعِلْمُ خَزَائِنُ وَ مَفَاتِیحُهُ السُّؤَالُ فَاسْأَلُوا یَرْحَمُکُمُ اللَّهُ فَإِنَّهُ یُؤْجَرُ فِیهِ أَرْبَعَه السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُجِیبُ لَهُ». (ابن بابویه، عیون اخبار الرضا(علیه‌السلام)، ج ۲، ص ۲۸)

۸.قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ نُکَلِّمُ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِمْ.» (البرقی، ج ۱، ص ۱۹۵)

۹.هادی منش، شماره ۲۷۸.

۱۰.ر.ک.: قرشی، ج ۳، ص ۷۹ به بعد (الباب الثامن فی الاحتجاجات والمکاتیب).

۱۱.برنجکار، معرفت توحید و عدل، ص۱۵۶. در واقع لازمه ی پذیرش این دیدگاه چنین خواهد بود: ۱. خشنودی خدا در هر کاری است که انسان انجام دهد، زیبا و سازنده و عادلانه باشد، یا زشت و ظالمانه و ویرانگر؛ ۲. انسان در انجام زشتی و بیداد، نه تنها در خور نکوهش و هشدار و کیفر نیست که پاداش هم شامل او می گردد. (کرمی فریدنی، ص۲۶۱)

۱۲.تحف العقول، ص: ۴۶۵. در ترجمه ی نامه، از ترجمه ی روان آقای پرویز اتابکی در کتاب «رهاورد خرد» بسیار بهره برده ایم.

۱۳.مبنای این مقاله در نقل متن نامه، این منبع است: ابن شعبه حرّانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، (مصحح:علی اکبر غفاری)، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۳.

۱۴.روایت گویای دیگر در این مورد: «دخل یزید بن معاویه الشامی علی الرضا(علیه‌السلام) بمرو …(تا آنجا که راوی گوید): قالِ فَمَا أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْن؟ فقال(علیه‌السلام) وُجُود السَّبِیلِ إِلَی إِتْیَان مَا نُهُوا عَنْهُ قال فهَل لله إراده و مشیه فی ذلک فقال أمَّا الطاعات فإراده الله و مشیَّتُهُ فیها الأَمر بها و الرِّضا بها و المُعاونه علیها و إِرَادَتُه و مشیته فی المعاصی النّهی عنها و السخط لها و العقوبه علیها و الخِذلان بها قال فلله فیه القضاء قال نعم ما مِن فعل فَعَله العباد من خیر و شر إلا و لله فیه القضاء قال فما معنی هذا القضاء قال: الْحُکْمُ عَلَیْهِمْ بِمَا یَسْتَحِقُّونَهُ عَلَی أَفْعَالِهِمْ مِنَ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه.» (ابن شهر آشوب مازندرانی، ج ۱، ص۱۹۳)

۱۵.به عنوان نمونه ر.ک. الحسینی القزوینی، سیّد محمد، صص ۸۹ تا ۲۸۵: جمعاً ۱۲۹ نامه از آن حضرت نقل شده که طرف خطاب در ۱۱۶ نامه، افراد معیّن و در سیزده نامه، افراد غیرمعین بوده اند. و نامه ی مورد بررسی نامه ی هفتم از گروه دوم و به نقل از کتاب تحف العقول می باشد.

۱۶.آقا بزرگ طهرانی، ج ۳، ص ۴۰۰.

۱۷.همان، ج ۵، ص ۸۰:” ان من أمهات المسائل الکلامیه، والمعرکه للآراء بین فرق المسلمین من الامامیهوالمعتزله والأشاعره، هی مسأله الجبر والاختیار، ویعبر عنها بالجبر والاستطاعهأو الجبر والتفویض، وبما أن موضوع البحث فی هذه المسأله أفعال العباد. فیقال لها مسأله خلق الأعمال أو خلق الافعال أیضا ولأجل أهمیتها قد استقلت بالتدوین قدیما، فأول من سئل عن هذه المسأله فکتب فی الجواب رساله مستقله سیدنا وامامنا أبو الحسن الهادی علی بن محمد العسکریعلیه السلام، وقد أدرجها الشیخ الحسن بن علی بن شعبه فی ” تحف العقول ” به عنوان (رسالته علیه السلام فی الرد علی أهل الجبر والتفویض)، ثم تبعه جمع من علمائنا وألفوا فی تحقیقه کتبا ورسائل سمیت جمله منها بعناوین خاصه مثل “ابطال الجبر والتفویض” و “الامر بین الامرین…. “

۱۸.باقری، حمید، «پژوهشی در انتساب چند اثر جدید الانتشار به ابومحمد حسن بن علی بن شعبه حرانی، محدّث شناخته شده ی شیعی»، علوم حدیث، شماره چهارم، سال نوزدهم.

۱۹.قمّی، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، جلد ۴- ص ۴۴۲.

۲۰.خوانساری، جلد ۲ ص ۲۸۹: «فاضلٌ فقیهٌ، و متبحرٌ نبیه، و مترفّعٌ وجیه، له تاب تحف العقول عن آل الرّسول، مبسوطٌ کثیرالفوائد، معتمدٌ علیه عندالاصحاب.»

۲۱.نیز ر.ک. به نظر علامه مجلسی درباره ی این کتاب (مجلسی، بحارالانوار، ج: ۱، ص ۲۹): «وکتابُ تُحَف العقول عثرنا منه علی کتابٍ عَتیق، ونظمه یَدُلُّ علی رفعه شأن مؤلفه، وأکثره فی المواعظ والأصول المعلومه التی لا نحتاج فیها إلی سند»؛و نیز شیخ حرّ عاملی رحمه الله در مورد مؤلف: «فاضل محدّث» و در باره ی کتاب تحف العقول: «حسنٌ کثیر الفوائد مشهور» (حر عاملی، ج ۲، ص ۱۷). نیز منابع زیر: قمی، ج ۱، ص ۳۲۹؛ امین، ج ۱، ص ۱۵۷ و ج ۵، ص ۱۸۵؛ سبحانی، ج ۴، ص ۱۴۹؛ جلالی، ج ۱، ص ۳۸۰.

۲۲.غفاری، مقدمه تحف العقول، ص ۹: «قد أثنی علیه کلّ من تعرّض له و أطراه بالعظمه و النباله و التبجیل و أطبقت کافّتهم علی فضله و فقهه و تبحّره و جلاله قدره و رفعه شأنه و وثاقته و الاعتماد علی کتابه.»

۲۳.ذکر عبارت «ممّا» در عنوان نامه ی مذکور در کتاب احتجاج با عبارت “وَ مِمَّا أَجَابَ بِهِ أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیُّ(علیه‌السلام) فِی رِسَالَتِهِ إِلَی أَهْلِ الْأَهْوَازِ”، کوتاه تر بودن نامه و نیز بیان مکرر عباراتی چون: “ثمّ قال علیه السلام” یا ” ثم قال العالم علیه السلام بعد کلام طویل ” در متن نامه، نشان می دهد که هدف مرحوم طبرسیره آوردن بخشی از نامه (و نه تمام آن) بوده است.

۲۴.ترجمه: «برای سبکباری و مختصر و موجز نویسی، سندهای احادیث را حذف کردم هر چند اکثر این احادیث را با سندهایشان از اساتیدم شنیده ام ولی نیاز به آن نبود؛ چون بیشتر این کلمات آداب و حکمت هایی است که خودشان گواه صحت خودشان هستند و علاوه بر آن من این کتاب را برای غیر شیعه فراهم نیاورده ام بلکه برای شیعیان و مسلمانانی تألیف کرده ام که تسلیم ائمه اطهار: هستند و به حقّ آنان معرفت یافته اند. به سخنانشان اعتقادی رضایت آمیز دارند و در کارهایشان به آنان مراجعه می کنند.» (ابن شعبه حرّانی، ص ۷۷)

۲۵.ر.ک. بخش “گفتاری در وجه استناد به ادلّه نقلی در مباحث معرفتی و اعتقادی” در همین نوشتار.

  1. برای نمونه ر.ک. مجلسی، بحارالانوار، ج ۵ ص ۲، (ابواب العدل، باب نفی الظلم و الجور عنه تعالی و إبطال الجبر و التفویض و إثبات الأمر بین الأمرین و إثبات الاختیار و الاستطاعه).

منابع:

قرآن کریم

کتب فارسی

۱.ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، (مصحح: علی اکبر غفاری)، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۳.

۲.—–، ترجمه (فارسی) محمد باقر کمره ای و علی اکبر غفاری، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶.

۳.—–، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، ترجمه (فارسی) حسن زاده، قم، آل علی(علیه‌السلام)، ۱۳۸۲ش.

۴.—-، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، ترجمه (فارسی) اتابکی، پرویز(رهاورد خرد)، تهران، فرزان روز، ۱۳۷۶ ق.

۵.برنجکار، رضا، روش شناسی علم کلام (اصول استنباط و دفاع در عقاید)، چاپ اول، تهران، نشر سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)،۱۳۹۳.

۶.—-، معرفت توحید و عدل، تهران، نبأ، ۱۳۹۳.

۷.بنی هاشمی، محمد، گوهر قدسی معرفت، چاپ دوم، تهران، انتشارات منیر، ۱۳۸۶.

۸.جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، تهران، ناشر: علم، ۱۳۹۰.

۹.حسینی ارموی (محدث)، میر جلال الدین، تعلیقات نقض، انتشارات انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸.

۱۰.دهقان، مرتضی، میثاق آسمانی، چاپ سوم، نشر مکیال، ۱۳۸۹.

۱۱.رضی (سید)، محمدبن حسین، ترجمه و شرح نهج البلاغه، علی نقی فیض الاسلام اصفهانی، تهران، مؤسسه چاپ ونشر تألیفات فیض الاسلام، بی تا.

۱۲.صافی گلپایگانی، لطف الله، رساله عملیه، قم، دار القرآن الکریم، ۱۴۱۴ق.

۱۳.—–، فروع ولایت در دعای ندبه، تهران، نشر بنیاد بعثت، ۱۳۶۰.

۱۴.صدر حاج سیدجوادی، احمد (و همکاران)، دایره المعارف تشیع، بنیاد اسلامی طاهر،۱۳۶۶.

۱۵.طالعی، عبدالحسین، دادگری خداوند، قم، رادنگار، ۱۳۸۵.

۱۶.طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان (ترجمه فارسی)، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ ش.

۱۷.قرشی، باقر شریف، تحلیلی از زندگانی امام هادی(علیه‌السلام)، مشهد، کنگره جهانی حضرت رضا(علیه‌السلام)، ۱۳۷۱.

۱۸.قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قران، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۱۲ق

۱۹.عصیری، سید مجتبی، آداب مناظره با وهابیت، قم، مؤسسه بوستان کتاب، پاییز ۱۳۹۳.

۲۰.عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، چاپ سوم، تهران، موسسه امیرکبیر، ۱۳۶۹.

۲۱.کرمی فریدنی، علی، نگاهی نو به زندگی امام هادی (علیه‌السلام)، چاپ اول، ناشر: نسیم انتظار، ۱۳۹۰.

۲۲.هندی، میرحامد، خلاصه عبقات الانوار (مجلد حدیث الثقلین)، سید حسن افتخار زاده، تهران، نبأ، ۱۳۸۷.

کتب عربی

۱.آقا بزرگ طهرانی، محمد محسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۳ق.

۲.ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.

۳.ابن بابویه، محمدبن علی، عیون اخبار الرضا(علیه‌السلام)، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق.

۴.—-، توحید صدوق، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق.

۵.—-، معانی الأخبار، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ ق.

۶.—-، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ ق.

۷.ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ ق.

۸.ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، چاپ: اول، قم، نشر دار بیدار، ۱۳۶۹ق.

۹.امینی، عبدالحسین، الغدیر، چاپ چهارم، بیروت لبنان، دارالکتاب العربی، ۱۳۹۷ق.

۱۰.امین، سید محسن، اعیان الشیعه، چاپ بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۹ق.

۱۱.البرقی، احمدبن محمد، المحاسن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۳۰.

۱۲.جلالی، سیدمحمدحسین، فهرس التراث، قم، دلیل ما، ۱۳۸۰.

۱۳.حرعاملی، محمد بن حسن، أمل الآمل، بغداد، مکتبه الاندلس، بی تا.

۱۴.حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالفکر للطباعه والنشروالتوزیع، ۱۴۱۴۴ق.

۱۵.الحسینی القزوینی، سیّد محمد، موسوعه الإمام الهادی(علیه‌السلام)، چاپ اول، قم، ناشر: مؤسسه ولی العصر(عج)، ۱۴۲۱ ق.

۱۶.حنبل، احمد، مسند احمد حنبل، بیروت، دارصادر، بی تا.

۱۷.خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، قم، دهاقانی(اسماعیلیان)، ۱۳۹۰ق.

۱۸.ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، بیروت، دار المعرفه، بی تا.

۱۹.سبحانی، جعفر، موسوعه طبقات فقهاء، چاپ قم، موسسه امام صادق(علیه‌السلام)، ۱۴۱۸ق.

۲۰.شرف الدین موسوی، سیدعبدالحسین، المراجعات، قم، المجمع العالمی لأهل البیت:، ۱۴۲۶ق.

۲۱.شریف الرضی، محمد بن حسین، خصائص الأئمه: (خصائص أمیر المؤمنین(علیه‌السلام))، چاپ: اول، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۶ ق.

۲۲.طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ ق.

۲۳.—–، الإحتجاج علی أهل اللجاج، قم، دارالاسوه، ۱۴۴۲ق.

۲۴.طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق.

۲۵.—–، الخلاف، قم، موسسه انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.

۲۶.فراهیدی، خلیل ابن احمد، کتاب العین، قم، نشرهجرت، ۱۴۰۹ ق.

۲۷.فیض کاشانی، محمدمحسن، الوافی، أصفهان، مکتبه الامام أمیر المؤمنین علی(علیه‌السلام)، ۱۳۷۴.

۲۸.قمّی، عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، قم، نشر اسوه، ۱۳۷۳.

۲۹.-، الکنی و الالقاب، محمدصادق الکتبی، نجف، ۱۳۷۶ق.

۳۰.عطاردی قوچانی، عزیزالله، مسند الامام الهادی ابی الحسن علی بن محمد۸، مشهد، الموتمر العالمی للامام الرضا(علیه‌السلام)، ۱۳۶۸.

۳۱.کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، قم، دارالذخائر، ۱۴۱۰ ق.

۳۲.کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ ق.

۳۳.مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار(علیه‌السلام)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.

۳۴.—–، مرآه العقول، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳.

۳۵.نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، فرزند مؤلف، ۱۴۰۴ق.

مقالات

۱.باقری، حمید، «پژوهشی در انتساب چند اثر جدید الانتشار به ابومحمد حسن بن علی بن شعبه حرانی، محدّث شناخته شده شیعی»، علوم حدیث، شماره چهارم، سال نوزدهم.

۲.برنجکار، رضا، «روش شناسی علم کلام؛ استنباط از متون دینی»، نقد و نظر، شماره ۹، زمستان ۱۳۷۵.

۳.برنجکار، رضا؛ نصرتیان اهور، مهدی، «روش شناسی تبیین در علم کلام»، سفینه، شماره ۳۳، سال نهم، زمستان ۱۳۹۰.

۴.جعفریان، رسول، «اسوه های بشریت: امام هادی(علیه‌السلام)»، نور علم، شماره ۴۶، مرداد و شهریور۱۳۷۱.

۵.نیازی پور، راضیه، «روش شناسی مناظرات هشام بن حکم در موضوع امامت»، مقالۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه قرآن و حدیث، اسفند ۹۳.

۶.هادی منش، ابوالفضل، «تلاش ها و مبارزات فرهنگی امام هادی(علیه‌السلام)»، پاسدار اسلام، بهمن ۱۳۸۳، شماره ۲۷۸.

منبع: خبرگزاری شبستان