شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » شیعه در گذر تاریخ »

شیعه در عصر امام حسین (علیه السّلام)

اشاره:

در زمان امام حسین (علیه‌السلام) پس از اینکه یزید بن معاویه به قدرت رسید سخت ترین شرایط بر شیعیان مستولی گردید و به خصوص  شیعیان کوفه در معرض اذیت و آزار دولت یزید قرار داده شدند و همین مسئله باعث شد کوفیان از امام حسین (علیه‌السلام) دعوت کنند که آنان را از ظلم حکومت یزید نجات دهد. در این نوشته به صورت بسیار اجمالی از متون تاریخی وضعیت شیعیان در این عصر منعکس گردیده است.

 

ابن ابی الحدید می گوید: « وضع تا وقتی که حسن بن علی، از دار دنیا رحلت نمود: این چنین بود. در این هنگام مصیبت و فتنه بر شیعیان بیشتر شد، کار به جائی رسید که شیعیان در بین مردم از جان خویش ترس داشتند و یا از شهر خود فرار کرده و به طور پنهانی زندگی می کردند.[۱] امام محمد باقر (علیه‌السلام) می فرماید: « بیشتر مصیبت برای ما و شیعیان، بعد از رحلت امام حسن (علیه‌السلام) بود که در آن زمان در هر شهر ، شیعیان ما را می کشتند و دستها و پاهای آنها را به این گمان که شیعه هستند از بدن جدا می کردند. هر کسی که متّهم به دوستی و ارتباط با ما می شد، او را زندانی نموده و یا اموالش را غارت می کردند یا خانه اش را خراب می نمودند و این مصیبت و بلا هم چنان شدت یافت تا زمان عبید الله ابن زیاد»[۲] سال شصت هجری قمری، معاویه هلاک شد و پسرش یزید، طبق بیعتی که پدرش از مردم برای وی گرفته بود، زمام حکومت اسلامی را در دست گرفت . به شهادت تاریخ، یزید، هیچ گونه شخصیت دینی نداشت . حتی در زمان حیات پدرش، جوانی بود که به اصول و قوانین اسلام، اعتنا نمی کرد و جز عیّاشی و بی بند و باری و شهوترانی، کاری نمی دانست. در سه سال حکومت خود فجایعی را به راه انداخت که در تاریخ ظهور اسلام، با آن همه فتنه ها که انجام گرفته ، بی سابقه بود. سال او، حضرت حسین بن علی (علیه‌السلام) را که سبط پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بود، با فرزندان و خویشان و یاران و شیعیانش، با فجیع ترین وضع، به شهادت رساند و زنان و کودکان و اهل بیت پیامبر را به همراه سرهای بریده شهداء، در شهر ها گرداند.[۳] سال دوم مدینه را قتل عام کرد و جان و مال و آبروی مردم آن دیار را تا سه روز برای لشکریانش مباح نمود.[۴] و در سال سوم کعبه مقدسه را خراب کرد و آن را به آتش کشید.[۵]

پی نوشت:

[۱] . شرح ابن ابی الحدید، ج۱۱، ص ۴۴.

[۲] . شرح ابن ابی الحدید ، ج۱۱، ص ۴۴.

[۳] . تاریخ یعقوبی، ج۲، ص ۲۱۶ و تاریخ ابی الفداء، ج۱، ص ۱۹۰ و مروج الذهب، ج۳، ص ۶۴.

[۴] . تاریخ ابی الفداء، ج۱، ص ۱۹۲.

[۵] . همان.

منبع: شیعه شناسی و پاسخ به شبهات

 نویسنده:علی اصغر رضوانی