فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

شیخ مرتضى بروجردى(ره)

( ۱۳۴۸ – ۱۴۱۸ هـ. ق)

ولادت

ایشان در بین الطلوعین هفدهم جمادى الاول سال ۱۳۴۸ هـ. ق در یک خانواده مذهبى به دنیا آمد و وجه تسمیه ایشان به مرتضى به دو جهت مى باشد اول این که ساعاتى قبل از تولد، والده ایشان که بسیار عابده و زاهده بوده در خواب پیامبر اسلام (صل الله علیه وآله) و امیر المؤمنین (علیه السلام) را مى بیند که از والد ایشان مرحوم حاج شیخ على محمد سئوالاتى مى نمایند و حاج شیخ پاسخ مى گوید و پس از اتمام سؤالها و بحث از زیر عباى مبارکشان طفل قنداق شده اى را به مرحوم حاج شیخ هدیه مىنمایند و مىفرمایند نامش مرتضى مىباشد. و جهت دوم این که ایشان در جوار مرقد مطهر امام على مرتضى (علیه السلام) متولد شده است . پدر بزرگوارش شیخ على محمد بروجردى یکى از مراجع تقلید شیعه و از برترین تلامذه آیات عظام، میرزاى نائینى، سید ابوالحسن اصفهانى، آقا ضیاء الدین عراقى، محقق اصفهانى، سید على قاضى به شمار مىرفت، کتاب هاى توضیح المسائل، مناسک حج، انیس المقلدین، حاشیه عروه، کتاب الخمس از آثار وى مى باشد.
تحصیلات

ایشان از سن شش سالگى به کسب علم و دانش پرداخت مقدمات و سطوح را تحت نظر والد بزرگوار خود به پایان رساند و از محضر درس اساتید حوزه علمیه نجف اشرف هم بهره هاى فراوانى برد و به مقام شامخ مرجعیت رسید.
اساتید

اساتیدى که ایشان در محضر آنها تلمذ نموده است. ۱ – شیخ على محمد بروجردى والد شان . ۲ – شیخ حسین حلى . ۳ – سید محسن حکیم . ۴ – سید ابوالقاسم خوئى .
تألیفات

ایشان موفق به تألیف تقریرات درس مرحوم سید ابوالقاسم خوئى در زمینه فقه و اصول در حدود چهل جلد شدند که شانزده جلد آن به نام مستند العروه الوثقى چاپ گردیده و فضلاء حوزه علمیه از آن استفاده مى نمایند.
خصوصیات اخلاقى

وارستگى و بى اعتنائى به زخارف دنیا، و احتیاط در صرف وجوه شرعیه یکى دیگر از خصوصیات ایشان بود و خود معظم له از هدایا و نذوراتى که براى شان مىآوردند با اقتصار تام مصرف و مقدارى را نیز جهت فقراء و نیازمندان نجف اشرف اختصاص داده بودند، در سرپرستى و یارى رساندن به خانواده زندانیان عراق نقش بسیار مهمى داشت و به طور ناشناس و مرتب ما یحتاج زندگى آنان را تأمین مىنمود. در انجام وظایف دینى خستگى نمى شناخت غالب اوقات شبانه روز چیزى در حدود ۱۸ ساعت به مطالعه و تدریس و کمک به مستمندان و سایر خدمات دینى انجام مى داد. فقراء گاهى اوقات نامناسب دق الباب مى نمودند که همه خواب بودند، آقا خودشان برخواسته و با دست خود و با ترحیب به آنان کمک مى نمودند و تا حد امکان نمى گذاشتند فقیرى دست خالى از در منزلشان رد شود. تهجد و تضرع هاى نیمه شب و راز و نیاز ایشان به در گاه احدیت چنان از سوز دل بر مىخواست که دیگران را تحت تأثیر شدید قرار مى داد، بیش از پنجاه سال بود که نماز شب شان ترک نشده بود و غالب اوقات تهجد در شب را در اتاقى کاملا تاریک به حدى که اگر روزنه نورى از پنجره داخل مى آمد آن را پوشانده که اتاق ایشان در ظلمات و تاریکى محض قرار گیرد، علت را که سؤال مى کردند مى فرمودند : مى خواهم به یاد تاریکى قبرم بیافتم، و در آنجا معبودش را خطاب و به درگاه احدیت نیایش مى نمود، در سجده به مدت‌هاى طولانى متضرعانه و ناله کنان با چشمان اشک بار معبود و معشوق اش را مخاطب قرار مى داد.
مسافرت

در تابستان سال ۱۳۹۸ هـ. ق به منظور زیارت مرقد مطهر ثامن الحجج (علیه السلام) و هم زیارت مرقد پدر و به منظور چاپ کتاب هاى خود به ایران مسافرت و مورد استقبال کم نظیر اهالى بروجرد قرار گرفتند، اهالى قدردان و گوهرشناس بروجرد تا ملایر از معظم له استقبال و مقدمش را گرامى داشتند، در شهرستان هاى قم، مشهد، تهران و بروجرد از طرف حوزه علمیه و طبقات مختلف تقاضاى زیادى براى توقف شان نمودند. لکن ایشان به منظور جلوگیرى از تضعیف حوزه علمیه نجف اشرف به آن دیار مقدس مراجعت کردند و همواره جهت حفظ آن حوزه علمیه على رغم مشکلات عدیده احساس وظیفه مى نمودند، اقامت در نجف اشرف و ادامه درس و بحث و تربیت طلاب در آن حوزه علمیه مقدسه را بر خویش واجب مى دانستند.
( شهادت)
سر انجام در سحر گاه بیست و چهارم ذى الحجه سال ۱۴۱۸ هـ. ق که مصادف با شب خاتم بخشى مولى الموحدین امیرالمومنین على (علیه السلام) و شب مباهله، به هنگام باز گشت از حرم مطهر از سوى مرد مسلحى مورد حمله قرار گرفته شد که آقا با فریاد ( الله اکبر) در مقابل درب مسجد ( قتله گاه ) بر زمین افتاده و همان جا به لقاء الله و دیدار معبود و معشوق اش شتافت پیکر پاک او را ( بنا به وصیت ایشان که فرموده بود : قبرم را در وادى السلام نزد دو قبر مطهر حضرت هود و صالح (علیهما السلام) تعیین نمایید ) به خاک سپرده شد.