شهادت امام محمد تقى(ع) 30 ذيقعده

 سال 220 هجرى قمرى
امام محمد بن على(علیه السلام)، معروف به “تقى و “جوادالائمه” و مكنى به ابى جعفر ثانى، در نوزدهم ماه مبارك رمضان و به قولى در دهم رجب سال 195 قمرى، در مدينه منوره ديده به جهان گشود.

پدرش امام رضا(علیه السلام)، امام هشتم شيعيان و مادرش خيزران (سبيكه) از بانوان پاكيزه سرشت و پارساى عصر خود و از خاندان ماريه قبطيه (همسر رسول خدا-صلی الله علیه وآله-) بود.(1)

امام محمد تقى(علیه السلام)، پس از شهادت پدر گرامى اش امام رضا(علیه السلام) در سال 203 قمرى در طوس خراسان به دست مأمون عباسى، امامت شيعيان را بر عهده گرفت.

با اين كه وى، در آن أيام خردسال بود و بيش از هشت سال از عمر شريفش نگذشته بود، سكان كشتى امت را بر عهده گرفت و آن را به نيكى، امامت و هدايت نمود.

نويسنده كتاب گرانسنگ “كشف الغمه” به نقل از كمال الدين محمد بن طلحه (از بزرگان شافعى مذهب اهل سنت) درباه امام جواد(علیه السلام) گفت: فهو و ان كان صغير السّن، فهو كبير القدر و رفيع الذّكر.(2)

يعنى: او (امام جواد(علیه السلام)) گرچه كم سن و سال بود، وليكن داراى شخصيت والا و بلند آوازه بود.

امام محمد تقى(علیه السلام)، بنا به درخواست مأمون عباسى در محرم سال 215 قمرى وارد بغداد شد و مأمون از نزديك با دانش، معرفت و شخصيت بى همتاى وى آشنا گرديد و بنا به قولى كه به پدرش امام رضا(علیه السلام) در خراسان داده بود، دختر خود “ام الفضل” را به عقد ازدواج امام محمد تقى(علیه السلام) در آورد و منزلت وى را در نزد تمامى نزديكان و اقرباى خويش، اعم از عباسيان و علويان، گرامى شمرد و براى وى احترام ويژه اى قائل گرديد.(3)

هنگامى كه مأمون در برابر خرده گيرى هاى عباسيان كينه توز، نسبت به ازدواج امام محمد تقى(علیه السلام) با دختر خويش روبرو گرديد، در پاسخشان گفت: و أما ابوجعفر محمد بن على(علیه السلام)، قد اخترته لتبريزه على كافه أهل الفضل فى العلم و الفضل مع صغر سنه، و الأعجوبه فيه بذلك.(4)

يعنى: اما از اين كه ابوجعفر محمد بن على(علیه السلام) را به همسرى دخترم برگزيدم، بدين جهت است كه وى با كمى سن و سالش، سرآمد تمامى صاحبان فضل در دانش و دانايى است. او نابغه و شگفتى دوران است.

به هر روى، امام محمد تقى(علیه السلام) پس از ازدواج با ام الفضل، مدتى در بغداد زندگى كرد ولى چون آن حضرت، تمايلى به معاشرت و هم نشينى با عباسيان غاصب را نداشت و روحيات او با تجملات و زندگى اشرافى سازگار نبود، به بهانه زيارت خانه خدا، از بغداد حركت كرد و عازم مكه شد و پس از زيارت خانه خدا، به مدينه منوره رفت و در همان جا، مجدداً ساكن گرديد.(5)

اما بار ديگر، امام محمد تقى(علیه السلام) در عصر معتصم عباسى (هشتمين خليفه عباسيان) به بغداد دعوت شد و با اكراه و اجبار خويش و اصرار همسرش ام الفضل، عازم عراق گرديد و در محرم سال 220 قمرى وارد بغداد شد و مورد استقبال معتصم و ساير درباريان و عباسيان قرار گرفت.

وليكن، معتصم و ساير بزرگان عباسى كه با ازدواج آن حضرت با دختر مأمون از قبل ناراحت بودند و وجود وى را در جمع خويش نمى توانستند تحمل كنند، نقشه قتل وى را پى ريزى كردند.(6)

آنان، به واسطه جعفر بن مأمون، خواهرش ام الفضل را به قتل همسرش امام محمد تقى(علیه السلام) تحريك و تشويق نمودند و آن نادان و بى خرد، فريب اغوائات و وسوسه هاى شيطانى آن ها را خورد و آن حضرت را در آخرين روزهاى ذى قعده سال 220 قمرى مسموم نمود و بر اثر شدت زهر، آن حضرت در 25 سالگى، در آخرين روز ذى قعده همان سال، غريبانه و مظلومانه در بغداد به شهادت رسيد.(7)

بدن مطهر امام جواد(علیه السلام) در مقابر قريش بغداد، در كنار قبر مطهر جدش امام موسى كاظم(علیه السلام)، كه هم اكنون معروف به كاظمين است، به خاك سپرده شد.(8)

1- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 614؛ كشف الغمه (على بن عيسى اربلى)، ج3، ص 186؛ منتهى الآمال (شيخ عباس قمى)، ج2، ص 324
2- كشف الغمه، ج3، ص 186
3- الارشاد، ص 619
4- همان، ص 621
5- همان، ص 628
6- همان، ص 629؛ منتهى الآمال، ج2، ص 347
7- منتهى الآمال، ج2، ص 347
8- همان، ص 350 و بحارالانوار (علامه مجلسى)، ج5، ص 1 و ص 7