شفاعت در قرآن

شبهه

وهابی­ها منکر شفاعت است آیا در قرآن به این مسأله پرداخته است.

پاسخ

در قرآن در باره مسأله شفاعت در حدود ۳۰ مورد بحث شده است، که به چهار دسته تقسیم مى‏ شود:

الف: دسته اول آیاتى است که بطور مطلق شفاعت را نفى مى ‏کند مانند:« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ»[۱] و مانند «وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَهٌ »[۲] در این آیات راه هاى متصور براى نجات مجرمان غیر از ایمان و عمل صالح چه از طریق پرداختن عوض مادى، یا پیوند و سابقه دوستى، و یا مساله شفاعت نفى شده است. در مورد بعضى از مجرمان مى‏ خوانیم:« فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَهُ الشَّافِعِینَ،[۳] شفاعت شفاعت کنندگان به حال آنها سودى ندارد.

ب: دسته دوم آیاتى است که شفیع را منحصرا خدا معرفى مى‏ کند مانند: «ما لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفِیعٍ؛[۴] غیر از خدا ولى و شفیعى نداریم. «و قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَهُ جَمِیعاً؛[۵]  همه شفاعت ها مخصوص خدا است.

ج: دسته سوم  آیاتى است که شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا مى ‏کند مانند:« مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ؛[۶]  چه کسى مى ‏تواند جز به اذن خدا شفاعت نماید؟ و «وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ؛[۷] شفاعت جز براى کسانى که خدا اجازه دهد سودى ندارد.

ه: دسته چهارم آیاتى است که شرائطى براى شفاعت شونده بیان کرده است گاهى این شرط را رضایت و خشنودى خدا معرفى مى‏ کند مانند:« وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى»[۸]‏؛ طبق این آیه شفاعت شفیعان منحصرا شامل حال کسانى است که به مقام ارتضاء یعنى پذیرفته شدن در پیشگاه خداوند، رسیده‏اند. و گاه شرط آن را گرفتن عهد و پیمان نزد خدا معرفى مى‏ کند مانند « لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً؛ منظور از این عهد و پیمان ایمان به خدا و پیامبران الهى است.

همان­گون که ملاحظه می ­شود برخی از آیات شفاعت را به طور مطلق نفی می ‏کند و برخی دیگر شفاعت را ثابت می ‏کنند، جمع بین این آیاتی که شفاعت را نفی می­کند و آیاتی که شفاعت را اثبات می­کند این است که این تعارض ابتدایی و به صورت اطلاق و تقیید است. مستفاد از مجموع آیات این است که در قیامت فی‏ الجمله شفاعتی هست، گرچه به حال مشرکان سودمند نیست.

بهترین راه حلّ تعارض متوهم بین ادلّه نفی و اثبات شفاعت، از میان وجوهی هم چون لحاظ ایمان و کفر، اذن و عدم اذن، تحول و عدم تحول در ذات شفاعت شونده، موقف‏ های متعدد معاد، همانا لحاظ استقلال و اذن است و آن این که ادلّه اثبات ناظر به شفاعت مأذون و ادلّه نفی راجع به شفاعت مستقل و بدون اذن اوست.[۹]

در نتیجه حق شفاعت داشتن و نیز قدرت بر آن از کمال ‏های وجودی است که ثبوت و تحقق آن برای خدای سبحان بالذات وبالاصاله و برای موجودات دیگر مانند انبیاء و اولیاء و ائمه (ع) و مؤمنین بالعرض و بالتبع است، لیکن تنزل عینی آن محتاج تمامیت نصاب استعداد شفاعت پذیری است.

پی نوشت ها:

[۱] . بقره، آیه ۲۵۴٫

[۲] . بقره، آیه  ۴۸٫

[۳] . مدثر، آیه  ۴۸٫

[۴] . سجده؛ آیه ۴٫

[۵] . زمر، آیه ۴۴٫

[۶] . بقره، آیه ۲۵۵٫

[۷] . سبأ، آیه ۲۳٫

[۸] . انبیاء، آیه ۲۸٫

[۹] . عبد الله جوادی آملی، تفسیر تسنیم‏، اسراء، قم، ۱۳۷۹،  ج ۴،   ص ۱۹۷٫

منبع: ضیائی