ویژه نامه » اربعین حسینی »

شرح فرازهایی از زیارت اربعین(۲)

اشاره:

دیشب عرض کردیم که در این هیاهوی تحلیلها، پیرامون اعتقادات ( به طور عام) و امامان ( به طور خاص) و امام حسین علیه السلام و عاشورا ( به طور اخص) چیزی گم می شود که همان اصل است . و آن چیست؟! قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا* الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا [۱] لابد این آیه ها مال ماها نیست! مال اجنه است! یا مال دیگران است! بین خود و خدای خود حساب کنیم که کداممان مصداق این آیه ایم؟! مردم عادی که این طور نیستند. این مال مردمانی است که برای مثلا دین زحمت می کشند ، هزینه می کنند، انرژی مصرف می کنند.
آیا این آیه را در عمرمان نخوانده ایم؟ در «ختم قرآن » ها حتما خوانده ایم. اما کاری نداشته ایم که با ما چه می گوید؟ فقط خوانده ایم! درست و قشنگ خوانده ایم! این آیه در همه امور ما صدق می کند . اگر قرار باشد شیطان به ما خسارتی وارد کند (که قرار است!) پس بیشترین خسارت ، یعنی اخسر را وارد می کند. و کاری می کند که ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًادرباره دیگران قضاوت صفر و یک می کنیم. خود را خوب مطلق و دیگران را صفر تلقی می کنیم و جایمان را هم در بهشت از الان مشخص کرده ایم! (شنیدم از یک سخنران که خطاب به امام زمان روحی فداه می گفت: «شما غیر ازما کسی را ندارید!!» [۲])
گفتم که این زیارت اربعین ، بُعد معرفتی دارد، و زیارت عاشورا بُعد احساسی و عاطفی. این دعوا (دعوای مربوط به سندیت و …بحثهای علمی که در جایگاه علمی خود محترم است و شب گذشته به آن اشاره شد) ، دعوای بین عالمان ماست. مردم عادی از این حرفها ندارند. پر است جلسات عالمانه ما از این بحثها و تمامی هم ندارد.اما در این بحثها ، بی ایمانی پر است! بحث و جدل ، فراوان؛ اما از ایمان خبری نیست. آنچه نیاز انسان است ، «ایمان» است . خلاصه منت نگذار سر خدا بخاطر ایمانت! بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ [۳] آن امنیت حاصل از ایمان ، و داخل شدن در امن ، به تو می رسد. (باب افعال یک معنایش دخول در چیزی را دارد مثل اصبح یعنی داخل در صبح شد. آمن یعنی داخل در امن شد) چند دقیقه پیش خود فکر کنیم که آیا واقعا «ایمان» داریم؟ پس چرااین قدر آشفته ایم؟
در این قسمت زیارت می فرماید: اشهد انی بکم مومن. کتاب، مقاله، تحلیل، بحثهای علمی، و … زیاد نوشته شده اما آن چیزی که در آن لغزش ایجادشد، «ایمان » ماست. وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَکِن لاَّ یَعْلَمُونَ [۴] نمی فرماید آمنوا بما آمن الناس ! دقت کنید! می گوید آمنوا کما امن الناس! یعنی لازم نیست به آنچه مردم ایمان آورده اند ایمان بیاوری؛ اما مثل مردم باید ایمان بیاوری ، یعنی اگر آنها چیزی را باور کردند پایش ایستادند. بهشت و جهنم را وقتی برایشان وصف می کنی ، می بینند! ادعا نکن که آنها سفهاءند و ما دانشمندیم. آنها وقتی می شنوند إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ [۵] (این وعده را ) حس می کنند. به کَذَلِکَ حَقًّا عَلَیْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِین [۶] ایمان دارند. هر شب که نماز غفیله می خوانند به وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِین [۷]که می رسند آن را باور دارند. چند تایمان ایمان داریم ؟خودم را می گویم. با شما درد دل می کنم.
حالا می رسیم به این قسمت زیارت اربعین که باید در دل ما شوک واردکند. می گوئیم« اشهد» ، یعنی شهادت می دهم به چی؟ «انّی » شهادت می دهم به خودم ! یعنی (درون) خودم را دیدم و مشاهده کردم که به شما ایمان دارم!
اصلا نمی خواهم اینجا بحث کنم که از میان فرق اسلامی و فرق شیعه کدام حق است و کدام فرقه نجات یافته و اهل رستگاری است و … از این حرفها. بالاخره شما یک چیزی را انتخاب می کنید. آیا به آن «ایمان» هم دارید؟! تو به چه چیز «ایمان» داری؟! چرا ایمان های ما در این جدلها و بحثها گم شده است؟ حواسمان پرت نشود. همه مان همینطوریم. شیطان با همین ایمان کار دارد. نه با آن اقوال عالمانه!باید مثل هشام ایمان داشت که وقتی آن ملحد آمد خدمت امام صادق علیه السلام و عرض کرد که من با شما بحث می کنم و اگر برنده شدم شما به تابعیت دین من درآئید و اگر شما هم برنده شدید ما به دین شما در می آئیم! امام صادق علیه السلام گفت برو با هشام بحث کن!( ببین چقدر به او اطمینان داشته! آیا امام زمان تو هم به تو همین اطمینان رادارد؟!) می روند و چند دقیقه بعد بر می گردد. می گوید : شما درست می گوئید؟ چرا؟ چون هشام گفته اگر توبردی من به دین تودر نمی آیم. زیرا به دین خودم ایمان دارم ! حتی اگر از پس چند گفتار تو بر نیایم! آن ملحد هم نگفت که چقدر شما بی منطق و متعصبید! متوجه شده بود که دنبال همین اطمینان می گردد! وقتی کسی با چشمان خودش می بیند که دارند آتشی را با چوب و هیزم بر می افروزند، دیگر هر چقدر هم که علما در اتاق بنشینند و استدلال کنند که از آثار و علائم این آتش مسلم است که از نفت است، او باورش را عوض نمی کند! در این جای بحث من کاری ندارم که به چه ایمان داری (آن هم مهم است ولی ) چه طوری ایمان داری؟ محکم؟ مثل مردم عادی؟ یا نه!
چند چند است حکمت یونانیان     حکمت ایمانیان را هم بخوان
لوح دل از فضله شیطان بشوی      ای مدرس؛ درس عشقی هم بگوی!
آن حرفها مال عقل است، قلب برنمی تابد این حرفها را! قلب نیاز به ایمان دارد و ما قلبمان را محروم می کنیم از ایمان و هر چه می گویند گوش می کنیم . قرآن می گوید اگر خوض می کنند برخیز ! ننشین پای حرفهایشان![۸]
قرآن می گوید : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ [۹]خدا وکیلی کداممان این طوری هستیم؟! اگر تو این طوری؛ خوشا به حالت! با خواندن آیات قرآن ایمانت افزایش می یابد.
فکر و بحث و جدل …کار عقل است. ایمان مال دل است. جای عقل و قلب را عوض نکن! بله ؛ در دریا گوهرهای بسیاری هست. اما مواظب باش که غرق هم نشوی! چند تا از ما با شنیدن آیه  أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ [۱۰] ایمانمان افزوده می شود ؟
ما باید وقتی به خودمان نگاه می کنیم، شهادت به ایمانمان بدهیم. لااقل به اندا زه قد و قواره خودمان ایمان داشته باشیم. آیا به حسین ایمان داریم؟ شخصی آمد خدمت امام صادق علیه السلام گفت مریضم . امام فرمود برو کمی از تربت سیدالشهدا را به نیت شفا بردار و بخورو باید که ایمان به شفا داشته باشی ( اینجا بگویم که تربت را فقط باید به نیت شفا خورد نه نیت تبرک یا چیز دیگر و زیاد هم نباید خورد خیلی خیلی کم. گفته شده که اگر کسی زیاد بخورد یا به غیر نیت شفا بخورد فقد اکل لحومنا!)
سائل آمد . دید پول کافی ندارد. بلافاصله صدقه داد . چون خدا وعده کرده که  آن را دو برابر جبران می کند. ما آن قدر که به آسپیرین ایمان داریم و مطمئن هستیم که در درمان سردردمان اثر دارد، به آیه قران ایمان نداریم که می فرماید پاداش قرض الحسنه را چندین برابر می دهم ![۱۱]
در زیارت اربعین ، بازگشت است. امام حسین در گرماگرم آن روز فرمود:« ارجعوا الی انفسکم! » به خویشتن برگردید! ما به خود برگشتیم . دیدیم اشهد انی بکم مومن و بایابکم موقن. به بازگشت شما هم ایمان دارم .به رجعت ایمان دارم.
گاه درباره شفاعت بحث می کنند که این امر باعث شده تا شیعیان کمی نسبت به عاقبت خود مطمئن شده و به عمل خود کم توجه شوند. اما چیزی در کنار شفاعت داریم به نام رجعت .در رجعت ، خُلّص مومنین و ائمه کفر بر می گردند. اگر امید به دیدن سیدالشهدا داری ، بااین کارها نمی شودها! مومنی ؟ بله، بهشت و شفاعت گوارایت! اما از رجعت خبری نیست ها! آیا نمی ارزد که یک عمر رعایت کنی و روزی امام زمان روحی فداه یا  عوامل ایشان بر سر قبر تو بگذرند و بگویند : مولایت ظهور کرد! دوست داری بیا؛ و دوست داری در نعیم خود باقی بمان! الان دیگر این آدم ، آدم دیگری می شود. اگر می خواهد بیاید، دیگر دروغ ..! غیبت..! مال مردم …! بی توجهی به نماز! فحش ..! و …امثال این چیزها نباید باشد. زیارت اربعین می کنی که بفهمی پرونده بسته نشده است. ایاب اهل بیت علیهم السلام در راه است .

پی نوشت:

[۱] سوره کهف آیات ۱۰۳ و ۱۰۴ بگو آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم ؟ * [آنان] کسانی ‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود می پندارند که کار خوب انجام می ‏دهند.
[۲] –  یعنی نوعی منت گذاشتن که ضمنا باید هوای ما را داشته باشید!
[۳] – سوره حجرات آیه ۱۷  از اینکه اسلام آورده‏ اند بر تو منت می ‏نهند بگو بر من از اسلام‏ آوردنتان منت مگذارید بلکه [این] خداست که با هدایت‏ کردن شما به ایمان بر شما منت مى‏ گذارد اگر راستگو باشید
[۴] – سوره بقره آیه ۱۳ چون به آنان گفته شود همان گونه که مردم ایمان آوردند شما هم ایمان بیاورید مى‏ گویند آیا همان گونه که کم خردان ایمان آورده‏ اند ایمان بیاوریم ؟ هشدار! که آنان همان کم‏ خردانند ولى نمى‏ دانند
[۵] – سوره فصلت آیه ۳۰ در حقیقت کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ایستادگى کردند فرشتگان بر آنان فرود می‏آیند [و می‏گویند] هان بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید
[۶] – سوره  یونس آیه  ۱۰۳ – سپس فرستادگان خود و کسانى را که گرویدند می ‏رهانیم زیرا بر ما فریضه است که مؤمنان را نجات دهیم
[۷] – سوره انبیاء آیه ۸۸ – پس [دعاى] او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را [نیز] چنین نجات مى‏ دهیم
[۸] – اشاره به آیات متعددی از قرآن کریم است در نهی خوض . منجمله سوره انعام آیه ۶۸ و سوره  نساء آیه ۱۴۰
[۹] – سوره انفال آیه ۲ مؤمنان همان کسانی‏اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل مى ‏کنند
[۱۰] – سوره عنکبوت آیه ۲ آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها مى ‏شوند و مورد آزمایش قرار نمی ‏گیرند؟
[۱۱] – سوره بقره آیه ۲۴۵ – کیست آن کس که به [بندگان] خدا وام نیکویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست که [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید می آورد و به سوى او بازگردانده می ‏شوید