شرح دعاي كميل (4)

7 ـ «يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ»1

خدا شما را در شكم هاي مادرانتان مي آفريند، آفرينشي بعد از آفرينش ديگر در سه تاريكي.

به تدريج سه پرده جنين را در بر مي گيرد، اين پرده ها عبارتند از: 1ـ پرده آم نيوس 2ـ پرده كوريون 3ـ پرده آل لان توئيد.

آم نيوس پرده اي است كه از نمو سطح خارجي جنين حاصل مي شود و از اطراف توسعه پيدا مي كند تا فضائي به نام حفره آم نيوس در پشت جنين به وجود مي آورد و آنگاه در حفره آم نيوس مايع زلالي پديد مي آيد.

پرده كوريون خارج از پرده آم نيوس قرار دارد، و به كمك آن، جنين محفوظ مي ماند.

پرده آل لان توئيد در ناحيه شكمي جنين است و مربوط به لوله هاضمه آن بوده به جذب غذا كمك مي كند، اين پرده ها نمي گذارند از ناحيه هوا، نور، آب، باد، و ضربات وارده زياني به جنين وارد آيد و در فاصله ميان پرده آم نيوس و جنين مايعي وجود دارد كه هرگاه ضربه اي به شكم وارد شود، اين ضربه به مايع منتقل مي گردد و در آن خنثي و مستهلك مي شود.

اين است رحمت واسعه حق كه همه چيز را فراگرفته، و گوشه اي از آثارش در اوضاع و احوال جنين لمس مي شود.

8 ـ «ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ»2

پس از پايان صورت بندي جنين كه خود

دنياي شگفت انگيزي از قدرت خداست، و هنوز بسياري از حقايق آن به صورت اسرارآميز مانده، و تاكنون ابزارهاي علمي، و افكار قويم به كشف آن دسترسي پيدا نكرده اند، مرحله دميدن روح مي رسد كه خود از عجايب بسيار پيچيده است.

حضرت حق به رحمت و اراده اش تحوّل شگفت انگيزتري در جنين پديد مي آورد، يعني جان در او مي دمد و جنين مرده را زنده مي كند!!

از اين پس جنين تعليم مي گيرد كه انگشت خود را در دهان بگذارد، و به همين خاطر است كه نوزاد بلافاصله پس از تولد مي تواند پستان مادر را بمكد!

9 ـ «وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ»3

خدا شما را از شكم هاي مادرانتان بيرون آورد.

داستان تولد نوزاد يكي از شگفت انگيزترين حوادثي است كه در دستگاه آفرينش اتفاق مي افتد، جنين كه 9 ماه تمام در سكوت و تاريكي، و گرماي مطبوع رحم زندگي كرده، اينك به اراده خدا، و در سايه رحمت حق وارد محيطي جديد كه قابل مقايسه با محيط قبل نيست مي شود و براي اينكه بتواند خود را با محيط جديد وفق دهد و هماهنگ كند رحمت الهيّه همه نوع استعداد و نيروي لازم را به او بخشيده. او از رحم مادر كه داراي حرارتي به ميزان 37 درجه است وارد محيطي كه حرارتش كمتر يا بيشتر است مي شود ولي خود را با محيط جديد هماهنگ مي كند، چگونگي اين هماهنگي از معماهاي علم طب است، از تاريكي قدم به روشنايي مي گذارد، و نور خيره كننده دنياي جديد را با چشمان كوچك و لطيفش تحمل مي كند، از محيطي مرطوب و لزج به محيطي خشك مي آيد و خود را با خشكي محيط بلافاصله وفق مي دهد، تا پيش از ولادت از راه ناف تغذيه مي كرد. اينك با

دهان غذا مي خورد و بدون واسطه از هوا تنفس مي كند!4

اينهاست جلوه هاي رحمت واسعه حق كه همه چيز را فرا گرفته، و در اين مقام است كه انسان بايد با تمام وجود به شكر نعمت هاي بي شمار حضرت دوست برخيزد، و با تضرّع و زاري و ذلّت و مسكنت و زبان حال و قال براي تكميل سفره مادي و معنويش بگويد:

اللهم اني اسئلك برحمتك التي وسعت كل شي ء

لازم است به گوشه اي ديگر، و پرده اي عجيب تر از رحمت واسعه الهيه نسبت به انسان نظر اندازيم، شايد حجاب غفلت را از آئينه دل ما بردارد، و جان ما را به نورانيّتش نوراني كند، و سبب شوق بيشتر در باطن ما به سوي عبادتي خالص گردد، و نفرت ما را از گناه و معصيت تا جائي كه به ما مصونيّت بخشد افزون كند.

ماشين مغز انسان از نظر علم حيرت انگيزترين ماشين هاست، و وظائفي را انجام مي دهد كه پرقدرت ترين ماشين هاي ساخته بشري از انجام آن ناتوان است.

يكي از وظائف مغز، ثبت و ضبط وقايع گوناگون است كه نيروي حافظه را تشكيل مي دهد، حافظه انساني فقط به قسمت كوچكي از مغز ارتباط دارد، براي نشان دادن قدرت حافظه مثالي آورده اند: فرض كنيم مردي پنجاه سال از عمرش گذشته باشد، بخواهد خاطرات خود را بدون كم و زياد بنويسد، براي درج اين خاطرات معادل 160 ميليون نسخه روزنامه به قطع بزرگ كه در بيست صفحه، و سراسر با حروف ريز چاپ شده باشد نياز خواهد بود، مكانيسم به يادآوردن خاطرات گذشته از بسياري از جهات مانند نوارهاي ضبط صوت است فرقي كه دارد اين است كه نيروي برق نوارهاي مغز از اعصاب بدن تأمين مي شود و هيچ گونه احتياجي به چرخيدن ندارد.

مطابق حساب دقيق، اگر بخواهند ماشيني بسازند كه كم و بيش كار يك مغز انساني را انجام دهد، بايستي دستگاهي دوبرابر بزرگترين ساختمان هاي جهان تهيه كنند، و براي تهيه نيروي برق آن تمام برق حاصله از بزرگترين آبشار جهاني را به آن اختصاص دهند، و چون ناگزير لامپ هاي الكتروني و سيم هاي اين ماشين گرم مي شود،بايد تمام آب آن آبشار براي خنك كردن آن گراگرد ماشين بگردد! و با اين همه كار ماشين اختراعي نخواهد توانست تمام وظائف مغز يك انسان معمولي را از نظر تفكر و انديشه انجام دهد.

فرمان مكيدن شير از پستان مادر، از مغز كودك به دو لب صادر مي شود، و كودك با خاطري آرام و بدون اشتباه از شير مادر تغذيه مي كند.

در پيكر مادر يك كارخانه شيميائي اتوماتيك وجود دارد، كه خون را به صورت يك غذاي بسيار لطيف و سودمند و گوارا تبديل مي كند، كه براي تغذيه نوزاد و دستگاه گوارش وي مناسب است.

فرآورده پرارزش اين كارخانه در مخزني به نام پستان جمع مي شود، و از نوك پستان به وسيله مكيدن نوزاد بيرون مي آيد و جزء بدن وي درمي آيد.

اندازه حجم نوك پستان با اندازه دهان بچه تناسب دارد، نوك پستان داراي سوراخ هاي بسيار ريزي است كه به وسيله مكيدن كودك باز شده و به طور معمول خودبخود بسته مي شود، تا شير به هدر نرود.

پس از آن كه جنين در رحم مادر قدم مي گذارد كارخانه شيرسازي سر از خواب برمي دارد و كم كم شروع به كار مي كند، هر چه جنين رشد كند فعاليت اين كارخانه رو به افزايش مي رود، تا در وقت ولادت شيري كه با مزاج نوزاد سازگار باشد آماده شود.

پس از ولادت، هر چه كودك بزرگتر شود و دستگاه گوارش وي نيرومندتر گردد اين كارخانه در محصول خود تغييراتي مي دهد!

اين حقايق شگفت انگيز و واقعيات حيرت آور، و فعل و انفعالات و تغيير و تحوّلات كه همه و همه در راه بهره وري انسان انجام مي گيرد، جز جلوه رحمت خدا، و مهر بي پايان او، و رأفت و لطف فراگيرش چيز ديگري است؟

اين انسان است كه با دقت و تأمّل، و تفكّر و انديشه در اين امور بهت آور، بايد در راه سپاسگزاري از حضرت محبوب قدم بگذارد و هر لحظه براي جلب فيوضات بيشتر و بخصوص فيوضات معنوي دست گدائي به پيشگاه او بردارد و با همه وجود بگويد:

اللهمّ انّي اسئلك برحمتك التي وسعت كلّ شي ء

ريه ها كه دستگاه تنفسي انسان است در يك دوره زندگي معتدل در حدود 500 ميليون بار عمليات قبض و بسط را انجام مي دهند.

در جهاز تنفس صدها هزار غدّه وجود دارد كه از آن مايعي چسبنده ترشح مي شود، كه ذرّات زيان داري كه در گرد و خاك وجود دارد، و همراه نفس داخل بدن مي شوند جذب مي كند.

اگر اين مايع نبود، ذرّات مزبور در ظرف چند لحظه لوله هاي تنفس را مي بستند و منجر به مرگ مي شد.

در لوله هاي تنفس موهاي بسيار باريكي وجود دارد كه آنجا را پيوسته تميز و پاكيزه مي كنند.

اين موها در ظرف يك ثانيه 12 بار تمام لوله ها را جاروب مي كنند و ذرّات زيان بخش را به جهاز هاضمه مي رسانند، در آنجا تأثير خود را از دست مي دهند.

لوله هاي تنفس 750 ميليون كيسه هاي ريوي را به هواي تصفيه شده مي رسانند كه در كربن و اكسيد خون به اكسيژن حيات بخش تبديل مي شود.

دستگاه تنفس با اين حجم كوچك و كار عظيم، و فعل و انفعال حيرت آور يكي از اجزاء

كل شي ء است كه رحمت الهيّه آن را فراگرفته و به آن احاطه كامل دارد.

پوست بدن داراي سوراخ هاي بسيار ريز و ذرّه بيني است كه مقداري از تنفس انسان به وسيله آن ها انجام مي شود.

اگر اين سوراخها بسته شود انسان زنده نمي ماند، پوست داراي غدّه هائي است كه ايجاد عرق مي كنند، و آن را از بدن بيرون مي دهند تا حرارت بدن هميشه منظم باشد و بالا نرود.

پوست داراي غدّه هاي روغني است، تا پيوسته موها را و خود پوست را تازه و نرم نگاهدارند. پوست در برابر حمله ميكروب هاي خارجي خط دفاعي كشور بدن است.

پوست سم هايي كه در بدن پيدا مي شود به وسيله عرق دفع مي كند، و در اين كار به كليه ها كمك مي دهد.

پوست از بيرون آمدن مايع هاي سودمند بدن جلوگيري مي كند، پوست مركز حسّ لامسه است همان حسّي كه سردي، گرمي، زبري، صافي، شلي، سفتي، كلفتي و نازكي اجسام را به ما گزارش مي دهد.

پوست جسمي است كه رحمت خدا او را فراگرفته، و اگر اتصال به رحمت خدا نداشت اين همه فعل و انفعال سودمند در جهت حيات انسان در آن انجام نمي گرفت.

اي كه درد مرا تويي درمان اي كه راه مرا تويي پايان

كمر خدمتت به دل بستم هر چه گويي به جان برم فرمان

داده ام تن به خدمت تو به دل داده ام دل به طاعت تو به جان

هر چه خواهي بيار بر سر من يك دمم از درت وليك مران

به خيال تو زنده است اين سر به هواي تو زنده است اين جان

گرنه در سر خيال تست مقيم ورنه در جان هواي تست روان

نيستم من به جز تن بي سر نيستم غير قالب بي جان

نه جهان خواهم و نه جان جانا هم جهان فيض را تويي هم جان

خداي تعالي هنگامي كه پيكر انسان را آفريد، از باب محبّت و لطف و رأفت و رحمتش، در برابر دشمنان مهاجم يعني ميكروبها و بيماري ها پنج خط دفاعي براي وي قرار داد.

1ـ پوست: كه سرتاسر بدن را مانند قلعه اي فراگرفته.

2ـ بافت هاي لنفاوي: و آنها عبارتند از بافت هاي پنبه مانندي كه زير پوست بدن قرار دارند و كِرِم رنگ مي باشند و گاهي تغيير رنگ مي دهند.

اين بافت ها در بعضي نقاط بدن ضخيم و در بعضي نقاط ديگر نازك مي باشند، اگر دشمن از پوست گذشت با مقاومت نسج هاي لنفاوي روبرو مي شود.

3ـ پرده هاي مخاط: پرده مخاط عبارت از پرده اي است كه پاره اي از اعضاء را احاطه كرده است، و رنگ آن متناسب با خود عضو مي باشد.

بعضي از اعضا مانند قلب داراي دو پرده مخاط مي باشند: يكي پرده اي كه بيرون قلب را احاطه كرده است، و آن را مخاط خارجي نامند، ديگر آن كه در درون قلب است و آن را مخاط داخلي گويند، پرده مخاط وظيفه اش دفاع از عضو است.

4ـ ترشي معده: اگر دشمن از خطوط مقدم دفاعي بدن گذشت و به درون معده راه يافت، ترشي معده او را نابود مي كند.

5ـ گويچه هاي سپيد: آنها موجودات كروي شكلي هستند كه با ميكروب هاي خبيثي كه از خطوط دفاعي بدن گذشته اند و داخل خون شده اند به جنگ برمي خيزند تا همگي را به ديار نيستي رهسپار كنند، نكته قابل توجه اينكه اين گويچه هاي سپيد با ميكروبهاي پاك و طيّبي كه وارد كشور بدن مي شوند همه گونه مساعدت مي كنند.5

مگر نه اين است كه رحمت الهيّه و رأفت رحمانيّه همه اينها را فراگرفته، كه اينگونه بشر را از حوادث و آفات دهر حفظ مي كنند، و او را در مسير حيات با فعل و انفعالات خود ياري مي دهند، به راستي انسان چه اندازه مورد رحمت خداست، رحمتي كه ظاهر و باطن و ذرّه ذرّه وجود او را فراگرفته و يك لحظه او را تنها نمي گذارد؟!

اللهمّ انّي اسئلك برحمتك التي وسعت كلّ شي ء

گياهان و منافع شگفت انگيز آنها

شماره گياهان، و عدد نباتات، و فعل و انفعالات آنها، و ويتامين هايي كه در خود دارند، و نقشي كه در بقاء حيات و در زندگي انسانها به عهده دارند، كسي جز خدا كه به وجودآورنده آنهاست نمي داند، از آنجا كه نباتات و گياهان جزيي از كل شي ء است و رحمت الهيّه ظاهر و باطن همه آنها را فراگرفته به گوشه اي از وجود آنها و نقشي كه در خيمه حيات براي بقاء حيات به عهده دارند اشاره مي شود.

در هوا مقداري محدود گاز اكسيژن موجود است، اكسيژن مادّه اي است حياتي كه حرارت غريزي بدن انسانها و حيوانات و همه جانداران به آن بستگي دارد، و زندگي انسان و حيوان بدون آن ممكن نخواهد بود.

هنگام نفس كشيدن مقداري اكسيژن وارد ريه ها مي شود، و با خون تركيب مي گردد، دستگاه پخش خون آن را به تمام قسمت هاي بدن مي رساند.

اكسيژن، غذا را در سلول هاي گوناگون بدن با حرارتي ضعيف آهسته و آرام مي سوزاند و حرارت غريزي را به وجود مي آورد، در اثر احتراق غذا گازهاي زهرآگين به نام كربونيك

ايجاد مي شود، اين گاز در بازگشت مجدد خون به ريه ها با خون داخل آنها شده و از راه تنفّس بيرون رفته جزء هوا مي شود.

كار همه جانداران همين است كه اكسيژن هوا را مي گيرند و گاز كربونيك تحويل مي دهند.

در اينجا پرسشي پيش مي آيد كه چرا اكسيژن هوا تمام نمي شود، چون اندازه اش محدود و مقدارش معيّن بوده، و آن مقدار در اثر تنفس ميلياردها انسان و ميلياردها جاندار ديگر در هزاران سال بايد تمام شده باشد.

هر فردي از انسان در 24 ساعت در ضمن تنفس به طور معمول 250 گرم كربن خالص از ريه بيرون مي دهد، اگر مجموع افراد بشر را فرضا سه ميليارد بدانيم در ظرف يك سال، دويست و هفتاد وسه ميليون و هفتصد و پنجاه هزار تن كربونيك كه گازي سمّي است توليد مي كنند، تقريبا برابر همين مقدار را جانوران در ضمن تنفّس ايجاد مي كنند.

آيا اين گاز سمّي كه دم بدم به طور تصاعد افزوده مي شود به كجا مي رود؟

اگر در هوا موجود است بايستي تعادلش با اكسيژن به هم بخورد زيرا اكسيژن پيوسته در حال كم شدن و كربن در حال افزايش است.

پس چرا انسان ها و جانداران همگي زنده مانده اند، و به كام مرگ نيفتاده اند؟!

پاسخ اين است كه رحمت الهيّه اين مشكل را به آساني حل كرده، و با آسانترين راه انسانها و جانداران را از خطر مرگبار اين گاز نجات داده.

او سلسله اي بر موجودات زنده اين جهان افزوده كه شماره اش براي كسي معلوم نيست.

او تنفّس كننده هاي زنده ديگري را ايجاد كرده كه تنفس آنها درست بر خلاف نفس كشيدن جانداران است.

آنها وقتي نفس مي كشند كربن را از هوا مي گيرند و اكسيژن تحويل مي دهند، در نتيجه تعادل را ميان اين دو گاز هوا برقرار مي كنند.

اين موجودات زنده خدمتگزار، سلسله گياهان هستند، گياه كربن را در تنه خود نگاه مي دارد، و اكسيژن را در هوا ارسال مي كند، بخش مهم وجود گياهان از همين كربن است، گياه عمل كربن گيري را از هوا به وسيله برگهاي خود انجام مي دهد!

براساس آيات قرآن، و كلام ملكوتي امام عاشقان اميرمؤمنان در دعاي كميل رحمت الهيّه هر برگي را فراگرفته كه اين گونه بساط حيات را از خطر نابودي حفظ مي كند، و آثار رحمت فراگير حضرت حق در سبزينه، تنه، شاخ و برگ، و شكوفه ها و گل هاي گياهان با چشم سر قابل مشاهده است، آن كه نمي بيند بيمار است، و آن كه مشاهده نمي كند دچار سرطان جهل و غفلت است. انسان با عقل و شعور خدا داده از انواع سبزيجات و حبوبات و ميوه جات براي سلامت بدن، و رفع گرسنگي و لذّت بردن، و ادامه حيات استفاده مي كند، و اين مجموعه در كارگاه عظيم بدن او به آنچه كه مورد نياز بدن است از قبيل: رنگ، استخوان، پوست، عصب، پي، رگ، خون، مو، ناخن، انرژي، حرارت و… به سبب رحمت الهي تبديل مي شود.

چشم دل باز كن كه جان بيني

آنچه ناديدني است آن بيني

گر به اقليم عشق رو آري

همه آفاق گلستان بيني

آنچه بيني دلت همان خواهد

آنچه خواهد دلت همان بيني

بي سر و پا گداي آنجا را

سر به ملك جهان گران بيني

هم در آن پا برهنه جمعي را

پاي بر فرق فرقدان بيني

هم در آن سر برهنه قومي را

بر سر از عرش سايبان بيني

دل هر ذرّه اي كه بشكافي

آفتابيش در ميان بيني

هرچه داري اگر به عشق دهي

كافرم گر جُوي زيان بيني

جان گدازي اگر به آتش عشق

عشق را كيمياي جان بيني

از مضيق جهات درگذري

وسعت ملك لامكان بيني

آنچه نشنيده گوش آن شنوي

آنچه ناديده چشم آن بيني

تا بجايي رساندت كه يكي

از جهان و جهانيان بيني

با يكي عشق ورز از دل و جان

تا به عين اليقين عيان بيني

كه يكي هست و نيست هيچ

جز او وحده لا اله الاّ هو

حشرات و حيوانات و نقش آنها در حيات و هستي

از شماره حشرات، و حيوانات، و جانوران خشكي و دريا و پرندگان و خزندگان و منافع عظيم وجود آنها در عالم هستي كسي جز خالق آنها كه رحمتش ظاهر و باطن هر يك از آنها را فراگرفته آگاهي ندارد.

رحمت فراگير او نسبت به همه آنها سبب شده، كه آثار بسيار عظيمي از وجودشان آشكار شود، و در اين عرصه سودگيري انسان از آنها جايگاه خاصي دارد.

درخت ميوه هم نر است و هم ماده، هم گرده دارد كه مانند نطفه مرد است و هم تخمك كه نشانه مادگي اوست. اگر گرده اين درخت ميوه، به تخمك آن درخت هم جنس خود نرسد، و اگر گرده آن به تخمك اين نرسد هيچ كدام بار نمي دهند.

درختان كه راه نمي روند تا با يكديگر هم آغوش شوند، باد هم در همه جا نيست، حضرت رحمن پرندگاني بسيار ريز به وجود آورده كه موسوم به حشراتند. آنان اين وظيفه را با بهترين طرز انجام مي دهند.

گرده اين را به تخمك آن و گرده آن را به تخمك اين مي رسانند.

شگفتي اينجاست كه اين مأمورين زبردست اشتباه نمي كنند، گرده سيب را به تخمك هلو، و گرده زردآلو را به تخمك خربزه نمي رسانند، بلكه سيب را به سيب، و هلو را به هلو تلقيح مي كنند، عجيب تر اين كه درختان هم به اين حشرات پاداش مي دهند. و آن قندي است كه در نهاد اين درختان براي آن مأموران قرار داده شده، آنها قند شيرين را مي خورند و داماد را به عروس مي رسانند تا فرزندانشان را به بشر، آري به بشر تحويل دهند، ولي بشر از اين همه مهر و از اين لطف و رحمت قدرداني نمي كند!

شير در پستان مادر، در گروه پستانداران براي غذاي نوزاد آماده شده.

دانشوران علوم طبيعي كه مي گويند: هر چيزي در طبيعت به اندازه احتياج موجود مي باشد سخني است درست.

آري در حيوانات پستاندار، شير در پستان مادران به اندازه نياز نوزادان نهاده شده، حتي شماره پستان هاي مادر با شماره نوزادهاي آنها تناسب مستقيم دارد.

«ولي رحمت فراگير الهي كه همه چيز را فراگرفته» از اين قانون كلّي كه در همه پستانداران جاري است گاو و گوسفند را مستثني كرده.

ماده گاوها بيشتر از مقدار نياز نوزادشان شير دارند، ميش ها و بزها نيز شيرشان بيشتر از نياز برّه ها و بزغاله هاست چرا؟ چون شير گاو و گوسفند نه تنها غذاي نوزادان و شيرخواران آنهاست، بلكه غذاي بشر هم مي باشد.

شير گاو براي نوزادان بشر، غذاست، براي شيرخواران بشر، غذاست، براي كودكان بشر، غذاست، براي بشرهاي تكامل يافته، غذاست، براي بشرهاي در حال رشد، غذاست، براي بيماران بشر، غذاست.

فراورده هاي شيري يكي از بزرگ ترين احتياجات غذايي بشر را تأمين مي كند، ماده گاوها يكي از كارخانجات سازنده محصولات غذايي براي بشر مي باشند.6

گياه شناسان مي گويند: بيشتر گلها در سر تا سر روز شيره ندارند، بلكه در وقت معيّني از روز شيره مي دهند، و زمان شيره دهي آنها از سه ساعت تجاوز نمي كند، گلها شيره خود را همگي در يك وقت عرضه نمي كنند، پاره اي در صبحگاه، برخي هنگام ظهر، و دسته اي بعد از ظهر شيره خود را در معرض قرار مي دهند.

زنبور عسل گياه شناس است و وقت شناس، گلها را مي شناسد و ساعت شيردهي هر گلي را مي داند، در همان وقت به سراغ آن گل مي رود تا شيره اش را بمكد نه زودتر از آن وقت به سراغ گل مي رود نه ديرتر.7

سپس شيره گل را در كارگاه وجود خود تبديل به ماده اي شيرين، مصفّي، خوشمزه، انرژي بخش و خوشرنگ مي كند كه در تمام مواد غذايي جهان بي نظير و از فاسد شدن مصون است، و علاوه بر همه اينها به فرموده قرآن براي انسانها جنبه درمان از بيماريها دارد «فيه شفاء للناس».

در رابطه با زنبور و زندگي اين موجود شگفت انگيز صدها كتاب نوشته شده، كه هر ورقش نشانگر رحمت فراگير حق نسبت به همه شئون اين موجود به ظاهر كوچك ولي بسيار بزرگ است. از آغاز پيدايش جهان تاكنون حيواني را سراغ نداريد كه وجودش صد در صد به سود بشر، و هيچ گونه زياني از ناحيه آن به بشر نرسيده باشد.

بشر از پشم، شاخ، پوست، گوشت، استخوان، خون، روده، كبد، شش، كليه و كود گوسفند بهره مي برد.

گوسفند بشر را نمي گزد، دندان نمي گيرد، پاره نمي كند، لگد نمي زند، سر تا پاي وجودش خدمتگزاري به انسان است و بس. گوسفندان سه گروهند: پشمي، گوشتي، شيري.

سودمندترين ارمغان گوسفندهاي پشمي براي بشر پشم آنهاست.

ارزشمندترين هديه گوسفندهاي گوشتي براي بشر گوشت آنهاست كه شكم بشر را سير مي كند و از گزند گرسنگي محفوظش مي دارد.

ارجمندترين سوغات گوسفندهاي شيري براي بشر شير آنهاست، شير گوسفند براي بشر غذاست، دواست، آب است، شير سودمندترين نوشيدني است كه تاكنون در دسترس بشر قرار گرفته است.

خوراك طبيعي اين سه گروه يكي است، ولي در گروهي تبديل به پشمي چون حرير، و در گروه دوم تبديل به گوشت، و در گروه سوم تبديل به شير مي شود.

انسان با پشم پشمي انواع نخ ها و لباس ها را به وجود مي آورد، و از گوشت گوشتي خوراك هاي گوناگون مي سازد، و از شير شيردهنده اش انواع مواد بسيار مفيد لبني را فراهم مي كند.

گوسفند يك جزء ناچيز از «كل شي ء» است، رحمت الهي او را فراگرفته، جلوه آثار رحمت حق در اين موجود به اندازه اي است كه توضيح وتفسيرش كتاب ها نياز دارد!!

اللهم اني اسئلك برحمتك التي وسعت كل شي ء
پاورقيها:
1- زمر، آيه6.
2- مؤمنون، آيه15.
3- نحل، آيه78.
4 ـ گذشته و آينده جهان، با تلخيص و تصرف ص 70 ـ51.
5- نشانه هايي از او، 133 ـ 88.
6- نشانه هايي از او، ج1، ص174.
7- نشانه هايي از او، ج2، ص92.
منبع :حسين انصاريان؛نشريه  پاسدار اسلام ،شماره242