شیعه شناسی » فروع دین » تولی و تبری »

شرائط تحقق تولّی و تبرّی

اشاره

تحقق تولّی و تبرّی به معرفت اهل بیت پیامبر و ائمه معصومین (علیهم‌السلام) و شناخت صفات و احوال آنان و شناخت کافی نسبت به دشمنان و صفات رذیله و عقاید باطل و اعمال ناپسند آن ها بستگی دارد؛ از این رو بر مسلمان لازم است با شناخت فضائل و کمالات امامان (علیهم‌السلام) و جایگاه آنان در نظام هستی و زندگی اجتماعی انسان، نسبت به آنان تولّی پیدا کنند و با تحقق تولّی در آن ها به فلاح و رستگاری نائل شوند و همچنین برای تحقّق تبرّی لازم است دشمنان اهل بیت را بشناسند و از ویژگی ها و رذایل آن ها آگاهی پیدا کنند که نتیجه آن انزجار و تنفر و بیزاری جستن از آن ها است.

در روایات معرفت ائمه و اولیاء الهی و محبّت به آن حسنه و نشناختن آن ها سیئه معرفی شده است. حضرت صادق (علیه‌السلام) در باره آیه: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ … ، فرمود: حسنه حب ما و معرفت حق ما است و سیئه بغض و ادا نکردن حق ما است.‏[۱] امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: ابوعبداللّه جدلی به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) وارد شده امام خطاب به او فرمود: حسنه، معرفت ولایت و حبّ اهل بیت و سیئه انکار ولایت و بغض اهل البیت است،[۲]سپس این آیه را خواند: هر که در روز قیامت عمل نیک بیاورد بهتر از آن پاداش دارد و هر که عمل بد آورد اهل گناهان فقط به آنچه مى‏کرده‏اند مجازات مى‏شوند.[۳]

تلازم تولّی و تبرّی

بدون تردید ولایت ائمه با دو شرط سبب نجات است یکی عقیده مندی به امامت ائمه و این که آن ها جانشینان پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) و واجب الاطاعه هستند و دوم مشروط است به تبرّی و بیزاری از دشمنان و ستمگران به اهل بیت (علیه‌السلام)؛ بنابراین تولّی و تبرّی ملازم هم هستند؛ یعنی تولّی و تبرّی باید با هم باشند و به همین دلیل تولّی و پذیرش و ولایت امام شرط دست یافتن به یقین در امر دین خواهد بود. چنان چه امام باقر(علیه‌السلام) تولی ائمه و تبرّی از دشمنان آنان را از ارکان معرفت خدا که به عبادت حقیقی او منتهی می شود، دانسته است.

ابى حمزه می­گوید: امام باقر (علیه‌السلام) به من فرمود: کسى خدا را مى‏پرستد که خدا را بشناسد ولى کسى که خدا را نمى شناسد او را همین طور که ملاحظه مى‏کنى به گمراهى مى‏پرستد، عرض کردم: قربانت، معرفت خدا چیست؟ فرمود: تصدیق خداى عز و جل و تصدیق رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) و دوست­داران على (علیه‌السلام) و پیروى از او و از امامان بر حق و بیزارى جستن از دشمن آنها به خدا.[۴]

در روایت دیگری ابوحمزه ثمالی از امام باقر(علیه‌السلام) نقل می کند که به او فرمود: ای ابوحمزه عبادت خدا را کسی می کند که خدا را بشناسد و اما کسی که خدا را نشناخت مثل آن است که او را در حال گمراهی عبادت می کند، عرض کردم: معرفت خدا چیست؟ فرمود: خدا و رسول اللّه را تصدیق کند، به حضرت امیر(علیه‌السلام) و ائمه هدی (علیه‌السلام) بعد از آن حضرت اقتدا کند و از دشمنان آن ها بیزاری جوید. این است معرفت خدا، عرض کردم، اصلحک اللّه چه چیزی است که اگر آن را بدانم حقیقت ایمان را کامل کرده ام؟ فرمودند: دوست داشتن اولیای خدا، دشمنی با دشمنان خدا و هم­چنان که خدا به تو امر کرده با صادقان باشی ، عرض کردم اولیاء و دوستان خدا و دشمنان خدا کیانند؟ فرمود: دوستان خدا محمّد رسول اللّه(صلی‌الله علیه و آله) و علی و حسن و حسین(علیه‌السلام) و علی بن الحسین(علیه‌السلام) هستند سپس امر به ما رسیده سپس پسرم جعفر و اشاره فرمودند به حضرت جعفر(علیه‌السلام) در حالی که آن حضرت نشسته بودند سپس فرمودند: کسی که با آن ها دوستی کند پس به تحقیق با اولیاء اللّه دوستی کرده و چنین شخصی با صادقان باشد آن سان که خدای تعالی به وی امر کرده است. بنابراین باید تولّی و تبرّی با هم در انسان تحقق پیدا کند تا نتیجه بخش باشد.[۵]

اقتداء عملی به اولیاء الهی و انزجار عملی از دشمنان

در صورتی تولّی و تبرّی در کمال ایمان و معرفت الهی مؤثر است که آدمی، اولیاء الهی و ائمه اهل بیت (علیه‌السلام) را الگو و اسوه خود قرار داده و به آن ها اقتدا کند و فضائل و کمالات آن ها را در خود ایجاد نماید و رذایل دشمنان آن ها را بشناسد و از آن ها دوری جوید؛ از این رو علامت محبّت به اهل بیت عمل کردن بر اساس عمل آنان دانسته شده است. امیر المؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: هر کس ما را دوست مى‏دارد باید مانند ما کار کند، و ورع داشته باشد، که او بهترین یاور براى امور دنیا و آخرت مى‏باشد.[۶]

امام صادق (علیه‌السلام) خطاب به شیعیانی که بین قبر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و منبر آن حضرت بودند، فرمود: به خدا قسم من شما و ارواحتان را دوست دارم و شما با ورع و تلاش مرا بر این محبت کمک کنید و بدانید که ولایت ما به کسی می رسد که ما را با ورع و تلاش کمک کند و کسی که به بنده ای اقتدا کند باید به عمل او اقتدا نماید علاوه بر عمل و تلاش باید به دوستان آن ها محبت ورزید و از دشمنان آن ها تبرّی جست.[۷]

موانع تولی و تبری

اصولا این که مؤمن نمی تواند بدون عشق و محبت اهل بیت (علیه‌السلام) زندگی کند و در مقابل، انسان های منحرف و گمراه و منافق هم نمی توانند آل الله (علیه‌السلام) را از ته دل دوست داشته باشند، یک حقیقت تردیدناپذیر است و کلام زیبای علی (علیه‌السلام) در ذیل روایت اصبغ نباته، این حقیقت را واضح تر می نماید. او می گوید: در مسجد کوفه و در محضر امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) بودم که غلام سیاهی را به اتهام سرقت به محضر آن حضرت آوردند. بعد از سه بار اقرار وی به دزدی و اثبات آن در نزد علی (علیه‌السلام)، امام دستور داد تا دست راست او را قطع کنند. آن غلام با دست چپ، دست بریده خویش را در حالی که خون از آن می ریخت، برداشته و از محضر امام بیرون رفت. در این موقع یکی از خوارج و دشمنان حضرت به نام «ابن کوا» خواست از فرصت استفاده کند و آن غلام را که از دوست­داران اهل بیت (علیه‌السلام) بود به بدگویی بر علیه امام علی (علیه‌السلام) تحریک نماید؛ لذا به او گفت: «ای غلام دست تو را چه کسی قطع کرد؟!  او در جواب ابن کوا چنین گفت:  قطع یمینی امام التقی، و ابن عم المصطفی شقیق النبی المجتبی، لیث الثری، غیث الوری، حتف العدی و مفتاح الندی و مصباح الدجی. قطع یمینی امام بدری احدی مکی مدنی ابطحی هاشمی قرشی، دست راستم را کسی برید که پیشوای متقیان و پسر عمو، برادر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله)، شیر روی زمین، باران بیابان ها، کوبنده دشمنان و چراغ فروزان در تاریکی ها است. دست راستم را پیشوایی قطع کرد که قهرمان نبردهای بدر و احد بود. او سرور مکه و مدینه و ابطح است و از دودمان هاشم و قریش است.

بعد از این مدح و ثنای زیبا، بلیغ و طولانی، راه خودش را گرفت و رفت. ابن کوا با شگفتی تمام خود را به محضر علی (علیه‌السلام) رسانده و گفت: یا اباالحسنین! تو دست آن غلام سیاه را قطع کردی و او در کوچه و بازار با زیباترین عبارات و بهترین کلمات تو را مدح و ثنا می گوید. امام دستور داد غلام را حاضر کنند. سپس از او پرسید: «ای غلام! من دست تو را بریدم و تو مرا مدح و ثنا می گویی؟!» او پاسخ داد: «یا امیرالمؤمنین! تو دست مرا به حکم خداوند و رسول او بریدی و به حق بریده ای و به واجب خدا و رسول عمل کرده ای! چگونه تو را نستایم؟

سپس امام فرمود: ای ابن کوا! ما دوستانی داریم که اگر ایشان را قطعه قطعه کنیم جز بر دوستی و محبت آنان نسبت به ما نیفزاید و دشمنانی داریم که اگر عسل خالص در گلوی آن ها بریزیم جز بر دشمنی نسبت به ما نخواهد افزود.[۸]

دوستی برای خدا

فضیل بن یسار یکی از یاران امام صادق (علیه‌السلام) نقل می کند: از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم: آیا دوستی و دشمنی از ایمان است؟ فرمود: آیا ایمان جز دوستی و دشمنی است؟ در روایت دیگری، امام صادق(علیه‌السلام) می فرماید: آن کس که برای خدا دوستی بورزد، برای خدا دشمنی کند و برای خدا ببخشد، از کسانی است که ایمان او کامل شده است.[۹]

هیچ قومى نخواهى یافت که ایمان به خدا و روز جزاء داشته باشد و در عین حال با کسانى که با خدا و رسولش دشمنى مى‏کنند دوستى کند هر چند دشمن خدا و رسول پدران و یا فرزندان و یا برادرانشان و یا قوم و قبیله‏شان باشد، براى این­که خداوند در دل­هایشان ایمان را نوشته و به روحى از خودش تأییدشان کرده و در جناتى که نهرها در زیر درختانش جارى است داخلشان مى‏کند تا جاودانه در آن باشند خدا از ایشان راضى شد و ایشان از خدا راضى شدند اینان حزب خدا هستند، آگاه باشید! که تنها حزب خدا رستگارند.[۱۰]

پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نخست، افکار مخاطبان را در این مسئله سرنوشت ساز به جنب و جوش در آورد – و این کاری بود که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) گاه قبل از القاء مسایل مهم انجام می داد – گروهی اظهار بی اطلاعی کردند، و گروهی با شمردن یکی از ارکان مهم اسلام پاسخ گفتند: ولی پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) درعین تأکید براهمیت آن برنامه های مهم اسلامی، سخنان آنها را نفی کرد، سپس افزود: مطمئن ترین دستگیره ایمان، حب فی الله و بعض فی الله است!

تعبیر به «دستگیره » در این­جا گویا اشاره به این است که مردم برای وصول به مقام قرب الی الله، باید به وسیله ای چنگ بزنند و بالا بروند، که از همه مهمتر و مطمئن تر، دستگیره حب فی الله و بغض فی الله است.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: از محکم­ترین حلقه‏هاى ایمان این است که: دوست بدارى براى خدا و دشمن بدارى براى خدا و عطا کنى در راه خدا و دریغ کنی در راه خدا.

از امام باقر (علیه‌السلام) روایتی نقل شده است که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: دوست داشتن مؤمن را در راه خدا از بزرگترین شعبه‏هاى ایمان است،  هر که دوست بدارد در راه خدا و دشمن بدارد در راه خدا و عطا کند در راه خدا و دریغ کند در راه خدا او از برگزیده‏هاى خدا است.[۱۱]

ابن فضیل می­گوید: از امام (علیه‌السلام) پرسیدم بهترین وسیله تقرب بندگان به خداى عزوجل چیست؟ فرمود بهترین وسیله تقرب بندگان به سوى خداى عزوجل اطاعت خدا و اطاعت رسول و اطاعت والیان امر است، امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: دوستى ما ایمان و دشمنى ما کفر است.[۱۲]

رابطه تولی و کفر

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: هر که کافرى را دوست دارد خدا را دشمن داشته و هر که کافرى را دشمن دارد خدا را دوست داشته، سپس فرمود: دوست دشمن خدا دشمن خدا است.‏[۱۳]

ابو زبیر مکى می گوید:  جابر بن عبد اللَّه انصارى را دیدم در حالى که عصائى در دست داشت و به خانه‏ها و مجالس و مجامع انصار می رفت و می گفت: على (علیه‌السلام) (از حیث علم و عدالت و اخلاق و بررسى به حال فقراء و نوع دوستى) بهترین مردم است… .[۱۴]

پی نوشت

[۱] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۲۴، ص۴۵، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۲] . کلینی الکافی، ج ۱، ص ۱۸۵،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۳] . قصص، ۸۴

[۴] . کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۱۸۰،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۵] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۵۷، نشر اسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۶] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏۶۷، ص ۳۰۷، نشر، اسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر.

[۷] . کلینی الکافی، ج‏۸، ص ۲۱۲،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏. ‏جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۸] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج‏۳۴، ص ۲۶۷، نشراسلامیه، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مکرر، ؛ جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۹] . کلینی الکافی، ج ۲، ص ۱۲۵،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۱۰] . طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، محمد باقر، ج‏۱۹، ص۳۳۱، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش.

[۱۱] . کلینی، الکافی، ترجمه کمره‏اى، ج‏۴، ص ۳۷۷،‏ ناشر، اسلامیه‏، تهران، ‏چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش‏.‏

[۱۲] . همان.

[۱۳] . صدوق، الامالی، ص ۶۰۵، انتشارات کتابخانه اسلامیه، سال ۱۳۶۳ ش.

[۱۴] . همان، ص ۷۶.