شبهه شدّ رحال به سوی زیارت

شبهه

وهابی‌ها با استنتاد به حدیث «لا تشدالرحال» سفر برای زیارت قبور انبیاء، صالحین  و اولیاء را بدعت و موجب شرک می داند ابن تیمیه که تمام عقاید وهابیت از او سرچشمه گرفته است، سفر به سوی غیر آن چه را که در این حدیث ذکر شده ممنوع دانسته و می ­گوید اگر کسی چنین کاری انجام داد مخالف با صریح نهی بوده و مخالفت با نهی معصیت است و منجر به کفر یا غیر آن می­ شود که بستگی به منهی عنه دارد؛ بنابراین هیچ کسی برای قبر هیچ یکی از انبیاء و مشایخ و غیر آنها نباید سفر کند.[۱]. آنان کسانی را که به سوی قبور انبیاء و صالحین و مشاهد آنان سفر می کنند و اموال خود را در این راه به مصرف می‌رسانند و قصدی جز زیارت قبور و تبرک به آنها ندارند غرق در شرک می­ دانند.[۲]

پاسخ شبهه

حدیث «لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ» در صحیح بخاری و صحیح مسلم و  دیگر متون حدیثی اهل سنت این گونه نقل شده است: «عن أبی هُرَیْرَه رضی الله عنه عن النبی- صلی الله علیه و آله و سلم- قال لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إلاّ إلى ثَلَاثَه مَسَاجِدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَسْجِدِ الرَّسُولِ – صلی الله علیه و آله و سلم- وَمَسْجِدِ الْأَقْصَى[۳]؛ [ یَبْلُغُ بِهِ النبی – صلی الله علیه و آله و سلم- مَسْجِدِی هذا وَ مَسْجِدِ الْحَرَامِ و َمَسْجِدِ الْأَقْصَى[۴] از ابو هریره نقل شده که پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود [یا از پیامبر به او رسیده است] که بار سفر بسته نمی‌شود مگر به سوی سه مسجد، مسجد من(مسجد النبی)، و مسجد الحرام و مسجد الاقصی».

این حدیث هیچ دلالتی بر حرمت و بدعت سفر به سوی زیارت ندارد. علمای معروف مذاهب چهارگانه اهل سنت در شرح های صحیح بخاری و مسلم و کتاب­های دیگر به این حدیث پرداخته و همگی بالاتفاق بیان کرده‌اند که این حدیث فقط بر فضیلت مساجد سه‌گانه دلالت دارد و بیشتر از آن چیزی از این حدیث به دست نمی­ آید. در زیر به نظر علمای معروف اهل سنت در این باره اشاره می‌شود:

  1. نووی در شرح صحیح مسلم گفته است که این حدیث فضیلت این مساجد سه گانه را بیان می­کند و معنای آن در نزد جمهور علماء اینست که شد رحال به سوی غیر این مساجد فضیلتی ندارد و اینکه برخی می‌گویند شد رحال به سوی غیر این مساجد سه گانه حرام است یک سخن غلط و باطل است.[۵]
  2. عسقلانی از علمای شافعی شارح صحیح بخاری می ­گوید این حدیث بیانگر فضیلت این سه مسجد است و مزیت و برتری آنها را بر مساجد دیگر بیان می ­کند هر چند برخی‌ها مانند ابو محمد جوینی با استناد به ظاهر این حدیث، حرمت سفر به سوی غیر مساجد سه گانه و قبور انبیاء را نتیجه گرفته‌اند ولی آنچه که از نظر شافعیه صحیح است این است که سفر به سوی مساجد دیگر و نیز قبور انبیاء حرام نیست و از این حدیث جوابهایی داده‌اند.

الف) یکی از جوابها این است که سفر به سوی این سه مسجد دارای فضیلت تام است که مساجد دیگر از آن برخوردار نیستند، از این‌رو به سوی آنها سفر جایز است. و روایاتی که با لفظ «لا ینبغی للمطی أن تعمل…» در مورد سفر به سوی غیر مساجد سه‌گانه نقل شده اند ظاهرش غیر تحریم است.

ب) جواب دیگر شافعیه این است که نهی در این روایات مخصوص به کسی است که سفر به سوی غیر این سه مسجد را برای نماز گزاردن در آن نذر کند و وفای به این نذر واجب نیست؛ بلکه تنها وفا به نذر نسبت به این سه مسجد واجب است.

ج) پاسخ دیگر از این حدیث این است که این حدیث تنها حکم مساجد را بیان می­کند اما سفر برای غیر مساجد مانند سفر برای زیارت قبر صالحی یا طلب علم و امثال اینها را شامل نمی‌شود.[۶]

بنابر عقیده این عالم شافعی‌مذهب، اگر حدیث «لاتشدالرحال» به صورت مطلق گرفته شود و بر حرمت سفر به سوی غیر این مساجد سه‌گانه حمل گردد، تمام سفرها مثل سفر برای تجارت و صله رحم و طلب علم و امثال آنها حرام می ­شوند؛ بنابراین معنای درست این حدیث این خواهد بود که برای عبادت و نماز به سوی این مساجد سه گانه بار سفر بسته نشود و به سوی مساجد دیگر فضیلتی برای این کار نیست. پس سخن کسی که گفته است سفر برای زیارت قبر شریف(قبر نبی) و قبرهای صالحین حرام است باطل می‌شود.[۷]

  1. بنا به گفتۀ ملا علی قاری حنفی دلالت این حدیث به بیشتر از اینکه سفر به سوی غیر مساجد سه‌گانه دارای فضیلت نیست، تجاوز نمی­ کند و علت آن این است که غیر از این سه مسجد سایر مساجد از حیث رتبه و فضیلت با هم مساویند و سفر به سوی آنها برای نماز کار لغو و عبث خواهد بود. و استدلال برخی با این حدیث بر منع زیارت مشاهد و قبور علماء و صالحین با روایاتی مانند «کنت نهیتکم عن زیاره القبور ألا فزوروها» که در آن­ها به زیارت قبور امر شده، منافات دارد و اگر در این حدیث از سفر به سوی غیر مساجد سه‌گانه نهی شده‌است به علت تماثل و تساوی آنها است و در تمام شهر­ها مساجدی وجود دارد و نیازی به سفر به مسجد شهرهای دیگر احساس نمی­ شود. اما مشاهد و قبور با هم مساوی نیستند؛ بلکه برکت زیارت هر کدام در نزد خداوند به اندازۀ درجه آنها است. و لذا کسی نمی‌تواند از سفر به زیارت قبور انبیاء مثل ابراهیم و موسی و یحیی جلوگیری کند و منع کردن از آن سخنی است در نهایت محال گویی و زیارت انبیاء و اولیاء از اغراض سفر به شمار می ­آید هم چنانکه زیارت علماء در زمان زندگی آنان از مقاصد است.[۸]
  2. ابن عابدین محمد امین بن عمر دمشقی، عالم و فقیه حنفی نیز دلالت این حدیث را بر فضیلت مساجد سه گانه گرفته و نتیجه می‌گیرد که سفر برای تعلّم علم و صله رحم و زیارت مشاهد مثل قبر نبی و قبر خلیل- علیه السلام- و سائر ائمه هیچ مشکل و مانعی ندارد.[۹]
  3. جصاص یکی از مفسرین اهل سنت به جانش قسم می ­خورد و می ­گوید«حدیث لا تشد الرحال» بر بیشتر از تخصیص و فضیلت این سه مسجد بر چیزی دیگری دلالت ندارد.[۱۰]
  4. زرقانی فقیه مالکی می­گوید با توجه به اینکه در این حدیث استثناء مفرغ است، معنایش این می­ شود که سفر برای موضع نماز به غیر از مساجد سه گانه انجام نمی ­شود؛ بنابراین حدیث دلالت بر این ندارد که به غیر از سفر به سوی این مساجد هیچ سفری دیگری انجام نشود. او از ابن عبدالبر نقل می ­کند که سفر به مواضعی که با دیدن آنها تبرک حاصل می‌شود و سفر های مباح و یا سفر برای دیدن برادر در راه خدا داخل در این نهی نیست.[۱۱]
  5. ابن قدامه حنبلی در شرح این حدیث می­گوید که سفر به سوی غیر مساجد سه‌گانه و برای زیارت قبور و مشاهد هیچ مانعی ندارد و نماز در این گونه سفرها قصر می­ شود و دلیل بر آن سفر پیامبر خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- به صورت پیاده و سواره به مسجد قباء است و آن حضرت همیشه قبور را زیارت می­کردند و می فرمود قبر ها را زیارت کنید تا آخرت را به یاد آورید و حدیث« لاتشد الرحال» دلالت بر تفضیل مساجد سه‌گانه دارد نه بر تحریم سفر و فضیلت داشتن شرط اباحه سفر و قصر نماز نمی ­باشد.[۱۲]
  6. بهوتی عالم دیگر حنبلی با قاطعیت می­ گوید که حدیث لا تشد الرحال از سفرهایی به سوی غیر این سه مسجد نهی نمی­ کند به دلیل اینکه رسول الله- صلی الله علیه و آله و سلم- پیاده و سواره به مسجد قباء سفر می ­کردند.[۱۳]
  7. سیوطی بعد از ذکر این­که ابو محمد جوینی بر طبق ظاهر این حدیث سفر به سوی غیر این سه مسجد از قبیل قبور صالحین و جاهای با فضیلت را حرام دانسته، عقیده خود را این گونه ابراز می‌کند که از نظر اصحاب ما سفر به سوی قبور صالحین و جاهای دیگر نه حرام است و نه مکروه و این حدیث بر فضیلت تام این مساجد سه گانه دلالت دارد نه بیش از آن.[۱۴]
  8. نورالدین ابوالحسن سندی در شرح سنن نسائی می­ گوید معنای حدیث لا تشد الرحال این است که سفر به سوی غیر مساجد سه‌گانه برای کسی سزاوار نیست اما سفر برای علم و زیارت علماء و صلحاء و سفر برای تجارت و امثال این امور در برابر این نهی قرار نمی‌گیرد.[۱۵]
  9. عینی از شارحان صحیح بخاری عقیدۀ خود را این گونه ابراز می­کند: اگر به ظاهر حدیث «لا تشد الرحال» تمسک شود لازمه اش این می­شود که سفر به هیچ مکانی از مکانها به غیر از همین سه مسجد جایز نباشد. او در رفع این اشکال می ­گوید که این استثناء مفرغ است و در استثنای مفرغ مستثنی منه متناسب با مستثنی در تقدیر است. مثلا در «مارأیت الا زیدا» معنایش این نیست که من هیچ چیزی مثل حیوان و سنگ و امثال اینها را ندیدم و تنها زید را دیدم تا مستثنی منه عام باشد، بلکه تقدیرش این است که «ما رأیت رجلا الا زیدا» و تقدیر حدیث مورد بحث هم اینگونه است که «لا تشد الرحال الی مسجد الا الی ثلاثۀ مساجد».[۱۶] یعنی در این حدیث نهایت چیزی که می­ توان گفت این است که به سوی مساجد دیگر غیر از این سه مسجد برای بجا آوردن نماز نباید مسافرت کرد چون­که مساجد دیگر که در کشورها و شهرهای مختلف به صورت‌های کوچک و بزرگ و کهنه و نو و جود دارند از حیث فضیلت و درجه ثواب عبادت در آنها باهم مساوی هستند و نیازی نیست که برای این هدف سفری به سوی آنها انجام گیرد اما نماز در این سه مسجد دارای فضیلت و ثواب خاصی است و برای این غرض مسافرت به سوی آنها معنا پیدا می‌کند.
  10. این حدیث را برخی از فقهای شیعه نیز از طریق اهل سنت نقل کرده و دربارۀ آن گفته‌اند که به غیر از طائفۀ اندکی بقیۀ علماء اجماع کرده‌اند بر اینکه نفی در این حدیث به معنای این است که سفر برای نماز خواندن به غیر از این مساجد سه‌گانه به صلاح نیست؛ زیرا بقیه مساجد از نظر فضل با هم مساویند. پس سفر برای نماز خواندن به مسجد شهر دیگر نسبت به مسجد شهرخودش اولویت ندارد.[۱۷] شبیه این حدیث از امام علی(ع) نقل شده که فرمود: «لا تشدالرحال الاّ الی ثلاثۀ مساجد المسجدالحرام و مسجد الرسول و مسجد الکوفه» که این حدیث نیز در فضلیت این مساجد برای نماز خواندن بیان شده است و بیشتر از آن دلالت ندارد.[۱۸]

از مطالبی که در رابطه با این حدیث بیان شد این نتیجه به دست می ­آید که خواندن نماز در این سه مسجد از فضیلتی به سزایی برخوردار است و لذا سفر کردن برای اداء نماز در این مساجد ارزش شرعی و دینی دارد اما سفر برای این هدف به مساجد دیگر لغو خواهد بود. ولی سفر با اغراض و اهداف دیگر مانند سیاحت و دیدن آثار تاریخی مساجدی که در کشورهای مختلف دنیا وجود دارند هیچ منعی نه از نظر عقل و نه از نظر شرع وجود ندارد و این گونه سفرها به سوی مساجد دیگر  تخصصا از حدیث خارج است و نیز این حدیث کمترین ربطی به سفر برای زیارت قبور انبیاء و او لیاء ندارد به همان اندازه که هیچ ربطی به سفرهای تجاری و کاری و امثال این ها ندارد.

پی نوشت ها:

 [۱]  . ابن تیمیه، کتب ورسائل وفتاوى ابن تیمیۀ، ج۲۷ص۱۹۶٫ مکتبه ابن تیمیه، دوم. بی‌تا، بی‌جا،تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی.

[۲] . سلیمان بن عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب، شرح کتاب التوحید، ص۳۱۲،  الریاض، مکتبه الریاض الحدیثه، بی‌تا.

[۳] . بخاری ، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری،ج۱ص۳۹۸، بیروت، دار ابن کثیر , الیمامه ، دوم، ۱۴۰۷ق – ۱۹۸۷م. تحقیق: د. مصطفى دیب البغا؛

[۴]. مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، صحیح مسلم،ج۲ص۱۰۱۴،  بیروت، دار إحیاء التراث العربی تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی.

[۵] . صحیح مسلم(مع شرح الامام محی الدین نووی)، ج۴ص۳۲۶٫

[۶] . عسقلانی أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی، فتح الباری شرح صحیح البخاری،ج۳ص۶۵، دارالمعرفه ، بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب.

[۷] . فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۳ص۶۶ .

[۸]  . علی بن سلطان محمد قاری، مرقات المفاتیح شرح مشکاه المصابیح،ج۲ص۳۷۱، دار الکتب العلمیه ، لبنان، بیروت ، اول،  ۱۴۲۲ق.۲۰۰۱م، تحقیق: جمال عیتانی.

[۹] . ابن عابدین ، محمد امین بن عمر، حاشیه رد المختار على الدر المختار شرح تنویر الأبصار (فقه أبو حنیفه)،ج۲ص۶۲۷، دار الفکر للطباعه والنشر،  بیروت، ۱۴۲۱ ق – ۲۰۰۰م.

[۱۰] . احکام القرآن للجصاص، ج۱ص۳۰۲٫ جصاص، أبو بکر أحمد بن علی الرازی ، احکام القرآن للجصاص، دار إحیاء التراث العربی،  بیروت،  ۱۴۰۵ق ، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی.

[۱۱] . زرقانی، محمد بن عبد الباقی بن یوسف ، شرح الزرقانی على موطأ الإمام مالک، ج۱ص۳۲۰، دار الکتب العلمیه ، بیروت، اول، ۱۴۱۱ق.

 [۱۲] . ابن قدامه، عبد الله بن أحمد المقدسی أبو محمد، المغنی فی فقه الإمام أحمد بن حنبل الشیبانی،ج۲ص۵۲ دار الفکر ، بیروت، اول، ۱۴۰۵ق.

 [۱۳] . بهوتی، منصور بن یونس بن إدریس ، کشاف القناع عن متن الإقناع،ج۱ص۵۰۵، دار الفکر ، بیروت، ۱۴۰۲ق. تحقیق: هلال مصیلحی مصطفى هلال.

[۱۴] . الدیباج علی المسلم،  ج۳ص ۳۸۷٫ سیوطی ، ابوالفضل عبد الرحمن بن ابی بکر ، الدیباج علی المسلم،  الدیباج، ج۳ص۳۸۷، دار ابن عفان،  الخبر-السعودیه ، ۱۴۱۶ق. – ۱۹۹۶م. تحقیق: أبو إسحاق الحوینی الأثری.

[۱۵] . حاشیۀ السندی علی سنن النسائی، ج۲ص۳۷٫ سندی، نور الدین بن عبدالهادی أبو الحسن ، حاشیه السندی علی سنن النسائی،ج۲ص۳۷، مکتب المطبوعات الإسلامیه ، حلب، دوم، ۱۴۰۶ق. – ۱۹۸۶م. تحقیق: عبدالفتاح أبو غده.

[۱۶]. عینی، بدر الدین محمود بن أحمد ، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج۷ص۲۵۳، دار إحیاء التراث العربی، بیروت.

[۱۷]. شهید اول، محمد بن جمال الدین مکی العاملی، ذکرى الشیعه فی أحکام الشریعه ، ج۳، ص۱۱۰-۱۱۱، قم، مؤسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث،  اول، ۱۴۱۹ق.

[۱۸] . علامه حلی، حسن بن یوسف بن علی بن المطهر، منتهی المطلب، ج۶ص۳۱۳، مشهد، مؤسسه الطبع والنشر فی الآستانه الرضویه المقدسه، اول، ۱۴۱۲ق.

نویسنده: حمیدالله رفیعی