شبهه ساختن بناء بر قبور

شبهه

وهابی‌ها می گویند ساختن گنبد و بناء ساختمان بر روی قبور حرام است و موجب شرک به خدا می شود.

محمد بن عبدالوهاب در نامه ای به علمای اسلام مشاهد و قبوری را که داری گنبد و ساختمان است فتنۀ بزرگ قلمداد کرده و گفته است که  تعظیم مشاهد و ساختن بناء بر قبور و عبادت آنها و اتخاذ آنها به عنوان مسجد از مصادیق عبادت غیر خدا است.[۱] بر همین اساس تکفیری ها بناء ساختمان بر قبور را مانند نماز و دعا در کنار آنها وسیله شرک می‌دانند.[۲]

اعضای استفتای دایمی وهابیان نیز می نویسند:

ساختن بناء بر قبور بدعت و منکری است که در آن غلوّ در تعظیم صاحب قبر و راهی به سوی شرک است. پس بر ولی امر مسلمانان یا نایب اوست که بناهایی را که روی قبور ساخته شده ویران و آن ها را با زمین یکسان سازد. به طور عملی با این بدعت مقابله و راه شرک بسته شود.[۳]

دلیل تکفیری ها بر بدعت، حرمت و شرک بناء بر قبور یک سلسله روایاتی است که از پیامبر اسلام(ص) نقل می‌کنند.

محمد بن عبدالوهاب حدیثی را که امام علی(ع) نقل کرده و گفته است: «أن رسول الله صلى الله علیه وسلم بعثه بهدم القبور المشرفۀ وأنه هدمها» دلیل بر حرمت ساختن بناء بر قبور گرفته است.[۴]

دلیلی دیگری تکفیری‌ها حدیثی است که از پیامبر(ص) در باره یهود و نصاری نقل شده که فرموده است: «لَعْنَۀ اللَّهِ على الْیهُودِ وَالنَّصَارَى اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِیائِهِمْ مَسَاجِدَ… »[۵] یعنی لعنت خدا بر یهود و نصاری که قبور انبیای شان را مسجد گرفته اند. یا فرموده است: «قَاتَلَ الله الْیهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِیائِهِمْ مَسَاجِدَ».[۶] محمد بن عبدالوهاب در توضیح این احادیث می گوید هرجا که انسان نماز بخواند آنجا مسجد است. چنانکه پیامبر اسلام(ص) فرموده «جعلت لی الأرض مسجدًا وطهورًا». بر اساس این حدیث کسی که در کنار قبر و یا به سوی آن نماز بگذارد، در واقع قبر را به عنوان مسجد اتخاذ کرده است. تکفیری ها می گویند که پیامبر(ص) فرموده بدترین مردم کسانی هستند که قبر را مسجد اتخاذ می‌کنند.[۷]

از این‌روی ابن تیمیه گفته است که علمای عامه با پیروی از احادیث تصریح کرده اند که هیچ تردیدی در حرمت ساختن بناء بر قبور وجود ندارد؛ بنابراین مساجد و سازه هایی که بر قبور انبیاء و صالحین و یا پادشاهان هستند باید از بین برده شوند.[۸]

 پاسخ شبهه

در پاسخ این ادعا و دلایل تکفیری‌ها باید گفت که اگر مراد تکفیری‌ها از این احادیث و امثال آن خواندن نماز در کنار قبور و قبرستان است؛ در فقه شیعه هم خواندن نماز در قبرستان مکروه شمرده شده است.[۹] بنابراین ربط دادن خواندن نماز بر قبر یا کنار به ساختن گنبد و سقف بر قبر بی مورد است.

هم چنین اتخاذ قبر به عنوان مسجد و سجده گاه مسلم است که در دین اسلام تشریع نشده و منافات با توحید در عبادت دارد و نیز قبله قرار دادن قبر نیز سر از شرک در می آورد. و هیچ مسلمانی با قبور انبیا و صلحا و هیچ قبری دیگری چنین معامله ای نمی‌کند.  به فرض اگر کسی چنین عملی انجام دهد باید در معرض ارشاد و هدایت قرار بگیرد و قطعا این عمل از نادانی و جهل او نسبت به آموزه های اسلام ناشی شده است نه اینکه صاحب قبر را خدا و معبود دانسته و به سوی آن نماز می‌گذارد.

اما اینکه اتخاذ قبر به عنوان مسجدی که دارای دیوار و سقف است و مردم در آن نماز می خوانند عملا امکان پذیر نیست، مگر اینکه بر قبر سجده شود و یا به عنوان قبله به سوی آن نماز خوانده شود. بنابراین، این احادیث می گوید که قبر به عنوان مسجود و قبله اتخاذ نشود و اینکه در این احادیث عایشه گفته است از ترس اینکه مسلمانان با قبر پیامبر مرتکب چیزی نشوند که یهود و نصاری نسبت به قبور انبیا انجام می دادند، دیوارهای آن را بر می داشتم، دلیل روشن بر این است که دیوارهای حایط بر قبر مانع از این می شود که قبر پیامبر به عنوان قبله یا معبود مورد پرستش قرار بگیرد نه اینکه در کنار آن کسی نماز نخواند. و این خود دلیل واضح بر این است که این احادیث مسلمانان را از اینکه قبر را مسجود و یا قبله قرار بدهند نهی می‌کنند. حدیث«اللّهمّ لا تجعل قبری وثناً، لعن اللّه قوماً اتخذوا قبور أنبیائهم مساجد»[۱۰] این مطلب را تأیید می کند. یعنی قبر نباید مانند بت مورد پرستش قرار بگیرد و نباید قبله قرار داده شود. اما اینکه در کنار آن عبادت خدا انجام نگیر دلیلی بر آن نداریم چه اینکه خداوند می فرماید: «وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّى»[۱۱] و نماز در کنار قبور هیچ تفاوتی با نماز خواند بر مقام ابراهیم ندارد. پس نماز خواندن به سوی قبله در کنار قبر از باب تبرک نه موجب این نمی شود که قبر معبود یا قبله قرار داده شده است.[۱۲] بنابراین خواندن نماز در کنار قبر و در فضای سر پوشیده ای که قبر در آنجا قرار دارد دلیل بر حرمت ساختن مسجد و گنبد بر قبر  نمی تواند باشد.

اما اگر خود ساختن بنا بر قبور انبیاء و ائمه و صلحا با قطع نظر از اینکه در آنجا نماز خوانده شود یا نشود حرام و بدعت باشد، هیچ دلیل و حدیثی صحیحی بر آن دلالت ندارد بلکه این حکم منافات با قرآن و سیرۀ مستمر مسلمانان دارد.

قرآن کریم در جریان اصحاب کهف می فرمایند: دو گروه از مردم برای ساختن بنا در کنار غار اصحاب کهف اختلاف کردند، گروهی که «مشرک بودند» گفتند بنائی و حصاری گرد آن بسازیم». و گروهی که افراد مؤمن بودند گفتند برای شان مسجدی بنا می کنیم که در آن نماز و عبادت خدا را انجام دهیم.[۱۳] در عرف قرآن مسجد به محلی گفته می شود که در آن ذکر خدا و سجده برای خدا بنماید طبری مفسر بزرگ اهل سنت در این زمینه می نویسد: میان دو گروه از مردمان در رابطه با بنای مسجد جنب غار کهف اختلاف شد. گروهی که مشرک بودند گفتند: بنائی بر آنها می سازیم چون آنها فرزندان پدران ما بودند. گروهی که مؤمن بودند گفتند: ما سزاوارتریم به آنها چون آنها مثل ما اهل ایمان بودند. برایشان مسجدی بنا می کنیم و در آن نماز می خوانیم و خدا را عبادت می کنیم.[۱۴] با توجه به خود آیه و تفسیری که طبری و دیگر مفسران از آیه ارائه داده اند مشاهده می شود که خداوند ساختن مسجد در کنار غار کهف، که محل خواب ابدی جوانان با ایمان بود را مورد تخطئه و نهی قرار نداده بلکه آن را تأیید می کند. از این آیه شریفه جواز ساختن بنا بلکه مسجد بر قبر به دست می آسد و هیچ بار حرمت و شرک آمیزی در آن وجود ندارد. ممکن است که تکفیری ها بگویند در شریعت آن زمان ساختن مسجد بر قبر جایز بوده است اما در شریعت اسلام چنین چیزی جایز نیست بلکه موجب شرک است. در پاسخ گفته می‌شود اولا این مطلب در قؤان کریم از طرف خداوند بیان شده و آن را مردود نشمرده است. بنابراین در شریعت قرآن نیز ساختن مسجد بر قبر جواز شرعی دارد. ثانیا اگر پدیده‌ای موجب شرک می شود این پدیده در هر زمان و مکانی شرک آمیز خواهد بود و زمان و مکان آن را از دیره شرک خارج نمی کند. پس با توجه به اینکه در زمان اصحاب کهف ساختن مسجد بر قبر موجب شرک نبوده است در هیچ زمان دیگری این کار شرک آور نخواهد بود.

خداوند در سوره حج می فرماید: مساجدی که در آنها ذکر خدا می شود…».[۱۵] که در این آیه خداوند مساجد را مخصوص ذکر خود و عبادت خود معرفی می کند و در آیه دیگری می فرماید: «در خانه هایی که خداوند رخصت و اذن داده که آنجا رفعت یابد و در آن ذکر خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.[۱۶] (مانند معابد و مساجد).

طبق روایاتی که از ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ از طریق اهل سنت و شیعه نقل شده منظور از بیوت در این آیه که خداوند اجازه داده مقام و مرتبت آنها بلند شود چه در ظاهر (مثل ساختن و تعمیر بنای آن و چه در باطن (معنوی، تکریم و احترام نمودن به آنها، بیوت انبیاء و ائمه ـ علیهم السلام ـ می باشند. امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند: منظور بیت انبیاء است و بیت علی ـ علیه السلام ـ نیز از آنهاست. و در روایت دیگر آمده است که بیوت ائمه و صلحا و حکماء نیز جزء این نوع بیوت محسوب می شوند.[۱۷] پس اگر منظور  تکفیری‌ها  از ساختن مساجد، ساختن بنا روی قبور پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه ـ علیه السلام ـ باشد که این را خود خداوند اجازه داده است که در این بنا یاد خدا و تسبیح او شود. اما اگر منظور شان نماز خواندن در کنار قبر انبیاء می باشد نباید در کنار کعبه در حجر اسماعیل که مدفن حضرت اسماعیل و هاجر است و نیز  در اطراف کعبه حدود هزار پیامبر مدفون هستند، نماز خوانده شود به ویژه که در مواقعی قبر انبیا بین کعبه و نماز گزار قرار می گیرد. بلکه تمام نمازگزاران که از هرجای دنیا رو به قبله می کنند، این قبور هم در قبله آنان قرار می‌گیرند. بنابر تفکر وهابی ها همۀ مسلمانان به دلیل اینکه رو  به سوی قبور انبیای مدفون در اطراف کعبه نماز می گزارند باید مشرک  باشند و خود آنان هم باید تسلیم این حکم شوند.

 وقتی خداوند اذن و اجازه می دهد خانه پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و اولیایش که مدفن ایشان نیز می باشند، بلند مرتبه باشد و ذکر و تسبیح خداوند در آنها گفته شود چرا عده ای با استناد به احادیثی که در مقابل قرآن است عقاید مسلمین را می کوبند. بلی یهود و نصاری مساجد را رها کرده و به قبر پیامبران خودشان، که خود بیشتر آنها را کشته بودند عبادت می کردند لذا خداوند هم آنها را مورد لعن خود قرار می دهد. اما وقتی که این اجازه از طرف خداوند است. و خود رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن را تأیید می کنند دیگر چه بحثی باقی می ماند، حتی خود علمای اهل سنت این اخبار را نقل می کنند. از ابی هریره نقل شده است که وقتی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ «فی بیوت اذن الله…» را قرائت نمودند فرمودند: این خانه ( اشاره به خانه پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ) منظور است. گفته شد یا رسول الله آیا بیت علی و فاطمه هم از آنها هست فرمود: آری، بلکه افضل آن بیوت و خانه هاست.[۱۸]

سیوطی می نویسد: آنکه سئوال کرد ابوبکر بود و پرسید آیا خانه علی و فاطمه هم جزء بیوت انبیاء است، حضرت فرمودند: بلی بلکه از افضل آنهاست.[۱۹]

بنابراین با توجه به مطالب ذکر شده، اولا ساختن بنا بر روی قبور انبیاء و ائمه و صلحا نه تنها منعی ندارد بلکه هم قرآن و هم سیره مستمره مسلمین که بر گرفته از اخبار و روایات ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ است؛ بر آن صحه می گذارند چنانکه  تا قبل از ظهور فرقه وهابیت  و تکفیری‌ها همه مسلمین در تعظیم شعائر الهی که قبور انبیاء و ائمه نیز جزئی از آن می باشد، اهتمام کامل داشتند.

وقتی که مسجدی در جوار قبری بنا شود و قبله اش به طرف کعبه باشد نه قبر موجود، هیچ دلیلی بر حرمت آن نداریم چنانچه اکثر تفاسیر و شروح حدیث به این نکته اذعان دارند که منهی عنه (یعنی چیزی که از آن نهی شد و خداوند هم به خاطر آن یهود و نصاری را لعن کرده) قبله قرار دادن قبر است برای تبرک نه اینکه ساختن مسجد باشد.[۲۰]

پس بنابراین همان طور که در کنار کعبه موقع نماز خواندن حتی اگر قبر اسماعیل و هاجر بین نمازگزاران هم واقع می شود ولی قصد نماز گزاران قبله قرار دادن کعبه است. در سایر جاها هم اگر قبر را قبله قرار ندهند ساخت مسجد مانعی ندارد. و اینکه یهود و نصاری مورد لعن قرار گرفتند به این خاطر بوده که قبور را قبله قرار می دادند و سجده بر قبر می گردند، هر چند احادیثی که تکفیری ها به آن تمسک جسته اند بر حرمت ساخت مسجد بر قبر دلالت ندارند.

پی نوشت ها:

[۱] . محمد بن عبد الوهاب،  الرسائل الشخصیۀ (مطبوع ضمن مؤلفات الشیخ محمد بن عبد الوهاب، الجزء السادس، ص۱۷۶، عربستان، ریاض،  جامعۀ الإمام محمد بن سعود، محقق: صالح بن فوزان بن عبدالله.

[۲] . صالح بن فوزان به عبدالله، الإرشاد إلى صحیح الاعتقاد والرد على أهل الشرک والإلحاد، ص۳۲۳، دار ابن الجوزی، چ۴، ۱۴۲۰ق/۱۹۹۹م.

[۳] . اللجنۀ الدائمه للبحوث العلمیه و الافتاء، رقم افتوی ۷۲۱۰.

[۴] . الرسائل الشخصیۀ (مطبوع ضمن مؤلفات الشیخ محمد بن عبد الوهاب، الجزء السادس)، ص۴۱،

بن سلیمان التمیمی النجدی (المتوفى: ۱۲۰۶هـ)

[۵] . محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج۱ص۱۶۸، بیروتّ دار ابن کثیر , الیمامۀ ، چ۳، ۱۴۰۷ ق/ ۱۹۸۷م. د. مصطفى دیب البغا.

[۶] . محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج۱ص۱۶۸، بیروتّ دار ابن کثیر , الیمامۀ ، چ۳، ۱۴۰۷ ق/ ۱۹۸۷م. د. مصطفى دیب البغا.

[۷] . سلیمان بن عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب، تیسیر العزیز الحمید فی شرح کتاب التوحید الذى هو حق الله على العبید، ص۲۷۶-۲۷۷، بیروت- دمشق،  المکتب الاسلامی، چ۱، ۱۴۲۳ق/۲۰۰۲م.محقق: زهیر الشاویش.

[۸] . تیسیر العزیز الحمید فی شرح کتاب التوحید الذى هو حق الله على العبید، ص۲۷۸٫

[۹]. علامه حلی، منتهی المطلب، تبریز، حاج احمد، ۱۳۳۳ش، ج۱، ص۲۴۵٫

[۱۰] . احمد بن علی تمیمی، مسند أبی یعلى، دمشق، دار المأمون للتراث، چ۱، ۱۴۰۴ق/ ۱۹۸۴م، تحقیق: حسین سلیم أسد.

[۱۱] . بقره، ۱۲۵٫

[۱۲] . جعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج‏۴، ص: ۳۵۹، قم،‏ مؤسسۀ النشر الإسلامی- مؤسسۀ الإمام الصادق (ع‏).

[۱۳]. کهف، ۲۱٫

[۱۴]. طبری، محمد بن جریر، تفسیر جامع البیان، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۳۸۱٫

[۱۵]. حج / ۴۰٫

[۱۶]. نور / ۳۶٫

[۱۷]. شیخ حویزی، تفسیر نور الثقلین، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۶۰۷ ـ ۶۰۸٫

[۱۸]. حسکانی، عبیدالله بن احمد الحاکم، شواهد التنزیل، تهران، مجمع احیاء الثقافه الاسلامی، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۵۳۲٫

[۱۹]. سیوطی، جلال الدین، در المنثور، جده، دارالمعرفه، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۵۰٫

[۲۰]. دمیاطی، سید البکری، اعانۀ الطالبین، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۲۷٫

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه.