پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » فضائل و مناقب » امام حسن(ع) »

شاخصه‌های کرامت در سیرۀ امام حسن مجتبی(علیه السلام).

اشاره:

حسن بن علی بن ابی طالب(علیه السلام) مشهور به امام حسن مجتبی(۳-۵۰ق) دومین امام شیعیان که ۱۰ سال (۴۰-۵۰ق.) امام و حدود ۷ ماه خلیفه مسلمانان بود. اهل سنت او را آخرین خلیفه از خلفای راشدین دانسته‌اند. حسن بن علی نخستین فرزند امام علی(علیه السلام) و فاطمه زهرا(س) و نخستین نوه پیامبر(ص) است. بنابر گزارش‌های تاریخی، نام «حسن» را پیامبر(ص) برای او برگزید و او را بسیار دوست داشت. او هفت سال از عمر خود را با پیامبر(ص) همراه بود و در بیعت رضوان و ماجرای مباهله با مسیحیان نجران حضور داشت.

انفاق فی سبیل الله از بزرگ ترین عبادات است، کسانی که نه خود از نعمت هایی که خداوند در اختیارش گذاشته استفاده می کند و نه آن را در راه خدا انفاق می کند، محروم و افراد بخیلی هستند که عملاً خدا را روزی رسان نمی دانند[۱]. از این رو کسانی که بخیل هستند و حاضر نیستند از نعمت هایی که خدا به آنها داده به مستمندان کمک کنند، اول به خود ستم کرده که از فیض بزرگ انفاق محروم مانده اند، و پس از آن به فقیران و مستمندانی که از این نعمت ها بهره مند نمی شوند، ستم کرده اند. بنابراین معنای انفاق، جود و کرم را باید از اهل بیت (علیه السلام) آموخت؛ اظهار ارادت به ائمه اطهار (علیه السلام) خوب است، اما کافی نیست، بلکه باید از اعمال آنان سرمشق بگیریم[۲]. با تأمّل در این فراز از سخنان معظم له و با تعمّق در شاخصه های انفاق در سیرۀ امام حسن مجتبی(علیه السلام) می توان به اهتمام بی وقفۀ آن حضرت به دستگیری و حمایت از نیازمندان و فقرا اذعان نمود، همانطور که در بیان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی آمده: «امام‏ حسن‏ مجتبى علیه السلام به قدرى به نیازمندان رسیدگى مى ‏کرد، که خانه آن حضرت پناهگاه فقرا و مستمندان شده بود. به طورى که هر غریب و نیازمند و درمانده‏اى وارد کوفه مى‏ شد، سراغ خانه سبط اکبر پیامبر را مى ‏گرفت»[۳].

مفهوم انفاق در قرآن

آیۀ شریفه‏ «وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ» دومین وظیفه پیامبر را بیان مى‏ کند. این وظیفه رسیدگى به فقرا و نیازمندان و برخورد صحیح و منطقى با آنان است. گویا خدا مى ‏فرماید: اى پیامبر ما! فقرا و مستمندان را از خود مران، و با صداى بلند با آنها سخن مگو، و بر سر آنها فریاد مکش، و به خشونت با آنان رفتار مکن.[۴] همان‏گونه که نحوه برخورد صحیح با نیازمندان در آیه ۲۶۳ سوره بقره چنین آمده است: « «قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَهٌ خَیْرٌ مِّنْ صَدَقَهٍ یَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِىٌّ حَلِیمٌ»؛ گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونتهاى آنها)، از بخششى که آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است و خداوند، بى‏نیاز و بردبار است. بنابراین، اگر انسان قادر بر کمک نیست، یا به هرعلّتى تمایل بر انفاق ندارد، باید با زبان خوش نیازمند را جواب کند. زیرا اگر قادر بر رفع نیاز مادّى او نیستیم، حق نداریم آبرو و شخصیّت وى را جریحه‏دار نماییم.

نمونه ای از انفاق در سیرۀ امام حسن مجتبی (علیه السلام)

رعایت این امور اخلاقى در سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام به روشنى آمده است. از جمله مى ‏توان به داستان معروف امام‏ حسن‏ مجتبى علیه السلام و فرد فقیر اشاره کرد. آن شخصى که درِ خانه امام حسن مجتبى علیه السلام را کوبید، و خطاب به حضرتش عرض کرد: لَمْ یَبْقَ لى‏ شَىْ‏ءٌ یُباعُ بِدِرْهَمٍ‏ یَکْفیکَ مَنْظَرُ حالَتى‏ عَنْ مُخْبِرى‏ الّا بَقایا ماءُ وَجْهى‏ صُنْتُهُ‏ الّا یُباعَ وَقَدْ وَجَدْتُکَ مُشْتَرى‏ اى فرزند رسول خدا! هیچ چیزى برایم باقى نمانده که آن را به درهمى بفروشم. چهره و وضع ظاهرى‏ام سخنانم را تصدیق نموده، و شهادت بر صدق کلامم مى ‏دهد. البتّه اندکى آبرو دارم، که آن را حفظ نموده‏ام (تا مشترى مناسبى بیابم) و اکنون که تو را مشترى مناسبى یافتم، آن را به تو عرضه کرده‏ام!

امام حسن علیه السلام صندوق دار خویش را طلبید، و پرسید: چه مقدار پول نزد توست؟ عرض کرد: دوازده هزار درهم. فرمود: آن را به این مرد فقیر بده! سپس آن مرد را طلبید، و عذرخواهى کرد و فرمود: ما حقّ تو را ادا نکردیم! ولى آنچه داشتیم به تو دادیم؛ سپس این شعر را در جواب اشعار او، فرمود: خُذِ الْقَلیلَ وَ کُنْ کَأَنَّکَ لَمْ تَبِعْ‏ ما صُنْتَهُ وَ کَأَنَّنا لَمْ نَشْتَرِ[۵] این مال اندک را بگیر و گویا تو چیزى را نفروخته‏اى، و ما نیز چیزى نخریده‏ایم (یعنى من به چهره‏ات نگاه نمى‏ کنم تا آبرویت محفوظ بماند). این روش، اوج رعایت آداب انفاق، و بهترین شکل کمک به نیازمندان است. بنابراین، انسان یا به فقیر کمک نمى‏ کند و با کلام نرم و سخن خوش از وى عذرخواهى مى ‏کند. و یا اگر کمک کرد و اجر انفاق را برد، در حفظ این حسنه تلاش مى ‏کند و آن را با منّت و اذیّت خراب نمى‏ کند «لَاتُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى».[۶]،[۷]

شاخصه های کرامت در سیرۀ امام مجتبی (علیه السلام)

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در تشریح چیستی اصل کرامت در رفتار اجتماعی امام مجتبی (علیه السلام) می­فرماید: امام‏ حسن‏ مجتبى علیه السلام که به کریم اهل‏بیت علیهم السلام معروف است، در پاسخ سؤال کسى که از معناى کریم پرسیده بود، فرمودند: ۱- «الْابْتِداءُ بِالْعَطِیَّهِ قَبْلَ الْمَسْأَلَهِ؛ کسى که قبل از تقاضا کمک مى‏ کند».[۸] کریم هنگامى که آثار و نشانه‏هاى نیاز را در شخصى مشاهده مى‏ کند، فرصت سؤال و تقاضاى کمک نمى‏ دهد، و قبل از آنکه نیازمند تقاضاى کمک کند، نیاز او را برطرف مى‏ سازد. واین کار مهم است، هر چند کمک کردن به فقیر پس از تقاضا نیز کار با ارزشى است. حال که خداوند، فرشتگان و پیامبران کریمند، شایسته است ما هم کریم باشیم، تا مشمول لطف و کرم خداوند کریم قرار گیریم.

۲- «وَ اطْعامُ الطَّعامِ فِى الْمَحَلِ‏؛ کسى که در محلّش اطعام طعام کند».[۹] جمله فوق دو معنا دارد: اول: در جایى که لازم است و محلّ واقعى اطعام است، این ‏کار انجام دهد. نه اینکه فقط ثروتمندان و اغنیا را به سفره‏اش دعوت کند؛ کارى که موجب اعتراض پیشواى مسلمین حضرت على علیه السلام به استاندارش عثمان بن حنیف شد. طبق این احتمال غذا دادن به نیازمندان و سیر کردن شکم گرسنگان از ویژگی­هاى شخص کریم است[۱۰]. دوم: برخلاف آنچه امروز مرسوم شده، که مردم براى پرهیز از زحمت ریخت و پاش و شستشو، مهمانى‏هاى خود را به خارج از منزل منتقل کرده و در رستورانها برگزار مى‏ کنند، امام مى‏ فرماید: کریم کسى است که در منزل خودش سفره غذا را پهن کند که این کار باعث برکت و دور کردن بلاها و حوادث ناگوار و بیماریها از منزل صاحب اطعام مى‏ گردد[۱۱]. البتّه آنچه در روایت امام حسن مجتبى علیه السلام آمده، دو مصداق از مصادیق فراوان کریم است و روشن است که منحصر به آن دو مورد نیست. زیرا مصادیق فراوان دیگرى براى تحقّق صفت زیباى کرم در روایات به چشم مى‏ خورد.[۱۲]

کمترین خدمت؛ بزرگترین نعمت در حالات پیشوایان بزرگ دین فراوان دیده شده که کمترین خدمت را با بزرگ‏ترین نعمت پاسخ مى‏ گفتند که نمونه هایى از آن را ذکر مى‏ کنیم: در یکى از سفرها امام‏ حسن‏ و امام حسین علیهما السلام و عبداللَّه بن جعفر از قافله عقب ماندند و در بیابان تشنه شدند، از دور خیمه چادرنشینى را دیدند وقتى به آنجا رسیدند، پیرزن تک و تنهایى را در آن دیدند که آنها را سیراب کرد، و گوسفندى را براى آنها آماده کرد و آنها به پیرزن فرمودند اگر به مدینه آمدى به سراغ ما بیا شاید بتوانیم مقدارى از محبّت تو را جبران کنیم، از قضا خشکسالى شدیدى در بیابان‏هاى اطراف مدینه به وجود آمد که چادرنشینان به شهر هجوم آوردند و از مردم درخواست کمک مى‏ کردند، روزى چشم امام‏ حسن‏ علیه السلام به همان پیرزن افتاد که در کوچه‏هاى مدینه تقاضاى کمک مى‏ کند، حضرت پرسید آیا یادت مى‏ آید که من و برادر و پسرعمویم در بیابان نزد تو آمدیم و تو بهترین کمک را به ما کردى، پیرزن چیزى به خاطر نداشت، ولى امام فرمود: اگر تو به خاطر ندارى، من به خاطر دارم. سپس پول و گوسفندان فراوانى به او بخشید و او را نزد برادرش امام حسین علیه السلام فرستاد، آن حضرت هم بخشش بیشترى به او کرد و سپس او را نزد عبداللَّه بن جعفر فرستاد، او هم نعمت زیادى به آن زن داد که آن زن از ثروتمندترین افراد شد.[۱۳]،[۱۴]

سخن آخر:

اظهار ادب به محضر بزرگان دین، و توسّل به ذیل عنایات حضرات معصومین علیهم السلام کار خوبى است، امّا کافى نیست. باید از اعمال و رفتارشان سرمشق بگیریم و به نیازمندان از اقوام و فامیل و دوستان و آشنایان و همسایه‏ ها کمک کنیم. کسانى که توانایى دارند دست زندانیان بى‏ گناه، تصادفى ‏هاى غیر عمدى، ورشکستگان، بیماران، محصلان و دانشجویان نیازمند، دختران دم بخت معطل جهیزیه و مانند آن را بگیرند، تا إن‏شاءاللَّه خداوند متعال نیز در روزى که هیچ چیز جز اعمال صالح به درد انسان نمى‏ خورد دست ما را بگیرد.[۱۵]

فهرست منابع:

[۱] بحث تفسیر قرآن کریم حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ پانزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال۱۳۸۹٫

[۲] بحث تفسیر قرآن کریم حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛ پانزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال۱۳۸۹٫

[۳] والاترین بندگان ؛ ص۱۲۲٫

[۴] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص۴۱۷٫

[۵]منتهى الآمال، ج ۱، ص ۱۶۲٫

[۶] بقره، آیه ۲۶۴٫

[۷] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص۴۱۷٫

[۸] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص۳۷۳٫

[۹] میزان الحکمه، ج ۹، حرف الکاف، باب ۳۴۷۰، ح ۱۷۴۹۴٫

[۱۰] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص۳۷۳٫

[۱۱] سوگندهاى پر بار قرآن، ص: ۳۷۴٫

[۱۲] میزان الحکمه، ج ۹، حرف الکاف، باب ۳۴۷۰، ح ۱۷۴۹۴٫

[۱۳] اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۹۴٫

[۱۴] گفتار معصومین(علیه السلام) ؛ ج‏۲ ؛ ص۲۰۲٫

[۱۵] داستان یاران: مجموعه بحث هاى تفسیرى حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى (مدظله)، ص: ۱۰۷ و ۱۰۸٫