فضایل ایمانی و اخلاقی حضرت فاطمه(س)

از یک سو به جهت انتساب ایشان به عنوان دختر خاتم پیامبران(صلی الله علیه و آله)، همسر امامت و مادر ولایت و از سوی دیگر برجستگی های شخصیتی که در وجود ایشان دیده می شود و ایشان را به عنوان یک الگو مطرح می سازد، حائز اهمیت است. بنا به فرموده حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که مادرشان، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را به عنوان الگویی برای خود معرفی می نمایند؛[1]

علاوه بر آن که جنبه هایی از شخصیت ایشان که به شؤون انسانیت بازمی گردد، الگویی برای تمامی انسان ها اعم از زن و مرد است، به عنوان نمونه ای کامل برای زنان نیز (در شناخت ابعاد مختلف وجودی شخصیت زن، پی بردن به ارزش استعدادهای موجود در زن بدون تحت تأثیر القائاتی که در تحقیر جنس زن وجود دارد و در نهایت ظهور استعدادها در ابعاد مختلف به دور از هر گونه افراط و تفریط و در نهایت رسیدن به کمال و قرب الهی) مطرح است. سیره حضرت در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی هر چند به صورت اندک در تاریخ آمده است، اما توجه به هر کدام از وقایع نقل شده، از زاویه های مختلف اعتقادی، اخلاقی و عملی، ابعاد مختلفی از زندگی این شخصیت را برای ما آشکار می سازد که در این پژوهش به عنوان نمونه تنها به برخی از این شاخصه های سه گانه که در زندگانی ایشان نمود یافته است، اشاره می گردد.

ایمان و اخلاص

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به عنوان برترین زنان جهان «سیدة نساء العالمین» از خلقت آدم تا پایان جهان[2] که بیانگر درجه ایمان ایشان است، مطرح هستند، تا جایی که در قرآن کریم به مقام عصمت ایشان که بدان دست یافته اند، اشاره شده است.[3] آمدن روزانه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در طلوع فجر به درب خانه ایشان، سلام به اهل خانه با عنوان «اهل البیت» و خواندن آیه «انما یریدالله لیذهب عنکم»[4] از ویژگی های حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و خانواده ایشان است.[5] اخلاص در اعمال که به نیت افراد برمی گردد نیز از موارد بسیار مهمی است که خداوند در سوره انسان، خود نسبت بدان اذعان داشته است.[6] در مقابل از جمله مقاماتی که خداوند به ایشان بخشیده است شفاعت از دوستداران و پیروان خویش در روز قیامت است.[7] ضمن اینکه ایشان شیعیان خود را چنین توصیف می نمایند: «اگر به آنچه به شما امر می کنیم عمل می کنی و از آنچه شما را برحذر می داریم دوری می کنی از شیعیان ما می باشی، والا هرگز»[8]

ساده زیستی و زهد

   اکتفا به ضروریات زندگی و ساده زیستی، ویژگی برجسته فردی است که در مدینه به عنوان فرزند رهبر جامعه نبوی محسوب می شد. توجه خاص مسلمانان اعم از فقیر و متمکن به زندگی رهبر جامعه و اعضای خانواده وی مسأله ای است که ضرورت این امر را دوچندان می ساخت. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) چه در دوران تنگدستی و چه در زمان گشایش مادی مسلمانان، اصل ساده زیستی را همواره با توجه به شرایط زمانه اجرا می نمودند. تهیه ضروریات زندگی به عنوان جهیزیه که با فروش زره حضرت علی(علیه السلام) تهیه گردید، وسائل ساده زندگی[9] و عدم استفاده از برخی امکانات هم چون عدم استفاده از پرده ای که برای منزل تهیه شده بود به توصیه پیامبر(صلی الله علیه و آله) که در آن برهه زمانی جزء تزئینات به شمار می رفت، نمونه هایی از آن است.[10]

زاویه دیگر ساده زیستی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) که حقیقت امر را بیشتر آشکار می سازد عدم وابستگی به امور مادی در زندگی که همان زهد است، می باشد که جلوه ای از آن را در بخشیدن نوترین لباس خویش در شب عروسی خود به یک نیازمند است.[11]

ایثار

 گذشت از حق خویش در جهت نفع رساندن به دیگران و ایثار مورد دیگری است که در زندگی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نمونه های فراوان دارد. نمونه بارز آن ادای نذر سه روز روزه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) برای سلامتی بیماری حسنین(علیه السلام) است که ایشان، حضرت علی(علیه السلام)، حسنین(علیه السلام) و فضه خادمه، در هر سه روز غذای خویش را به یتیم، اسیر و مسکین داده و خود با آب افطار نمودند که نتیجه آن نزول سوره انسان[12] در تمجید از اقدام خالصانه این خانواده بود.[13] این گونه ایثارها در امور معنوی نیز دیده می شود که نمونه معروف آن فرمایش «اول همسایه، سپس خانه ی»حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به امام حسن(علیه السلام) در استدلال بر اینکه چرا در دعا دیگران را نسبت به اهل خانه ترجیح می دهد، است.[14]

دختر، مادر، همسری نمونه

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در زندگی پیامبر(صلی الله علیه و آله) دارای جایگاه خاصی بودند و از محبوت ترین افراد نزد ایشان به شمار می آمدند[15] و همین بس که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایشان را «ام أبیها» خواندند.[16] و در مواردی نیز از عبارت «فداها ابوها» استفاده می نمودند.[17] هم چنین پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایشان را بسیار می بوسید و می فرمودند که از ایشان بوی بهشت استشمام می شود[18] و نیز به احترام ایشان از جای برمی خاستند.[19] از معروف ترین احادیث پیامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) جمله «فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بیازارد مرا آزار داده، و هر که مرا آزار دهد خدا را آزار داده است؛ و هر کس او را خوشحال کند مرا خشنود ساخته، و هر کس مرا خشنود سازد خدا را خشنود ساخته است»[20] می باشد.

گرامی داشتن حضرت فاطمه(سلام الله علیها) توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقش مهمی در زدودن فرهنگ جاهلی آن زمان که داشتن دختر را مایه ننگ می دانستند و «چون یکی از آن ها را به فرزند دختری مژده آید از شدت غم و حسرت رخسارش سیاه شده و سخت دلتنگ می شود و از این عار روی از قوم خود پنهان می دارد و به فکر افتد که آیا آن دختر را با ذلت و خواری نگهدارد یا زنده به خاک گور کند» بود.[21]

فرزندان حضرت فاطمه(سلام الله علیها) هر چند مادر خویش را در کودکی از دست دادند، اما در همین زمان اندک نیز ایشان اهتمام ویژه ای به تربیت فرزندان خویش داشتند. در تاریخ آمده است زمانی که حسنین(علیه السلام) به بازی با یکدیگر مشغول بودند ایشان و پیامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را در هرچه بهتر انجام دادن بازی که نقش عمده ای در تربیت دارد، تشویق می نمودند. [22]

شیوه همسرداری ایشان علاوه بر نمود آن در مظاهر زندگی از سخنان پایانی این دو شخصیت بزرگوار در لحظات پایانی زندگانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) که حضرت علی(علیه السلام) خطاب به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) رضایت خویش از ایشان و اینکه هیچ گاه در زندگی رفتاری از ایشان ندیده اند که خاطر ایشان به عنوان همسر را آزرده باشد، دیده می شود.[23] در حدیثی از ایشان آمده است: «بهترین شما کسانی هستند که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان ترند و با همسران شان مهربان و بخشنده اند.»[24]

عدالت

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) هرچند نزد خداوند در بالاترین درجات ایمان قرار داشته و فرزند بزرگترین شخصیت روزگار خویش بودند؛ اما به لحاظ مادی خود را همچون سایر مردم می دانستند. به عنوان نمونه زمانی که انجام امور خانه و فرزندداری بر ایشان طاقت فرسا شده بود و از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) تقاضای خدمتکار نمودند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به جهت تنگدستی اغلب مسلمانان، تسبیحات اربعه را جهت تسهیل در امور به ایشان آموخت که بسیار برای ایشان کارگشا بود.[25] در روزگار گشایش مادی مسلمانان نیز که فضه به عنوان خدمتکار نزد ایشان بود، با توافق یکدیگر به تقسیم کار پرداخته بودند. هر دو به صورت یک روز در میان روزی را به امور منزل و روزی را به عبادت می گذراندند و بدین ترتیب هیچ تفاوتی بین خود و خدمتکار خویش قائل نبودند.[26] همچنین بنا به پیشنهاد پیامبر(صلی الله علیه و آله) امور داخل منزل به عهده حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و انجام امور خارج منزل به عهده حضرت علی(علیه السلام) گذارده شده بود.[27]

حجاب و عفاف و حضور اجتماعی، سیاسی

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به پوشش خویش و در معرض افراد نامحرم قرار نگرفتن بسیار اهمیت می دادند و در واپسین روزهای حیات خویش نیز از اینکه پس از وفات حجم بدن ایشان را نامحرم نبیند نگران بودند.[28] در عین حال بدون هر گونه افراط و تفریط در مواقع ضروری در امور اجتماعی به تناسب جایگاه اجتماعی خویش به عنوان یک زن مشارکت داشتند. در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله) پس از غزوات همچون مکه یار و غم خوار پدر و همسر بوده، نقش امدادگر را در درمان جراحات آنان ایفا می نمودند.[29]

ارتباط صمیمانه با خویشاوندان و همدردی با آنان همچون درست کردن غذا به مدت سه روز برای خانواده حمزه عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله) پس از شهادت وی به توصیه پیامبر(صلی الله علیه و آله)،[30] تهیه نان برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) به هنگام حفر خندق در نقش پشتیبانی،[31] حضور هفتگی بر مزار شهدا از جمله حمزه در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله) و پس از رحلت ایشان، حضوری از نوع دیگر در اجتماع توسط ایشان است.[32] نقش ایشان در ماجرای مباهله مسیحیان نجران به همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله)، حضرت علی(علیه السلام) و حسنین(علیه السلام) که در قرآن نیز بدان اشاره شده است[33] حضور مهم سیاسی ایشان در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.[34] اقدامات اجتماعی، سیاسی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در حمایت از جریان حامی امامت نیز نمونه هایی دیگر از این حضور است.

جایگاه علمی و آثار

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به شهادت معصومین(علیه السلام) دارای علم ما کان و ما یکون تا روز قیامت بوده[35] و در مسائل علمی پاسخگوی مردم و محل رجوع بانوان بود. نمونه بارزی از تربیت یافتگان مکتب علمی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فضه خادمه است که بیست سال پایان عمر خویش را قادر بود تنها با استفاده از آیات قرآنی به سؤالات پاسخ گوید.[36]

آثاری که از حضرت به یادگار مانده است را در قالب دو دسته می توان بررسی نمود. بخش اول؛ شامل سخنان، خطبه ها و ادعیه هایی است که به مناسبت ها و زمینه های مختلف ایراد فرموده و با استفاده از منابع می توان بدان دست یافت.[37] هم چنین افراد زیادی هم چون امام علی(علیه السلام)، حسنین(علیه السلام)، ام کلثوم، زینت کبری، ابن عباس، ابن مسعود، أسماء بنت عمیس، عایشه، ام سلمه، سلمی، ام رافع، أنس و… از ایشان روایت نموده اند.[38]

بخش دوم آثاری چون مصحف فاطمه(سلام الله علیها) منسوب به حضرت است که پس از ایشان در دست ائمه(علیه السلام) قرار داشت و هم اکنون نیز بنابر روایات نزد حضرت ولیعصر(عج) می باشد. پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) جهت کاستن از اندوه حضرت زهرا(سلام الله علیها)، مطالب این صحیفه توسط یکی از فرشتگان الهی بر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) ایراد شده و حضرت علی(علیه السلام) نیز آن را املاء می نمودند.

نفی درج آیات قرآنی و احکام شرعی در مصحف فاطمه(سلام الله علیها) و وجود مطالبی پیرامون مقام و منزلت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، آینده فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها)، پیشگویی رخدادها، نام های انبیا و اوصیا، پادشاهان و پدرانشان، وصایای حضرت فاطمه(سلام الله علیها) عناوین کلی محتوای مصحف است که در روایات بدان اشاره شده است. بنابراین گمان برخی که شیعه اثنی عشری را متهم به داشتن قرآنی دیگر به نام مصحف فاطمه کرده اند، رد می نماید. سند و روایات مصحف فاطمه(سلام الله علیها) نیز معتبر بوده، صحت انتساب را تأیید می کند.[39]

حکمت دستورات الهی از دیدگاه حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

«پس خداوند ایمان را برای طهارت شما از شرک قرار داد و نماز را دوری از کبر و زکات را صفای روح و زیادی در روزی و روزه را تحکیم اخلاص و حج را بلندی و رفعت دین و احیای سنت ها و اعلان شریعت و عدالت را نظام قلب ها و قبولی دین و اطاعت ما اهل بیت را موجب نظام داشتن ملت و امامت ما را امان از تفرقه و جدایی و جهاد را عزت اسلام و صبر را کمکی بر استحقاق اجر و امر به معروف را باعث مصلحت عمومی و نهی از منکر را برای تنزیه دین و نیکی به والدین را حفظ از نارضایتی و صله ارحام را مایه طولانی شدن عمر و کثرت افراد یکدل و قصاص را حفظ خون ها و وفای به نذر را روزنه ای برای بخشش گناهان و کامل نمودن کیل و وزن را برای حفظ اموال از نقص و ضرر و نهی از نوشیدن شراب را دوری از پلیدی و پرهیز از نسبت ناروا به بانوان عفیفه را مانع از لعنت و دوری از دزدی را سبب جلوگیری از اعمال زشت و نخوردن مال یتیم و برنداشتن آن را پناهی از ظلم و نهی از زنا را حفظ از غضب الهی و عدالت در احکام را مایه دلگرمی مردم و ظلم ننمودن در حکم را برای ترس از حق قرار داده و برای اخلاص در ربوبیت خود، شرک را حرام نموده است.

پس تقوای الهی را در بالاترین درجه پیشه خود نمایید و در حالی از این دنیا بروید که مسلمان باشید و از فرامین خدا روی برنگردانید و آن چه امر فرموده اطاعت کنید و از آن چه نهی فرموده خودداری کنید و پیرو علم باشید و بدان تمسک کنید که فقط بندگان آگاه از خدا می ترسند.

پس حمد و ثنای خدایی را به جا آورید که با عظمت و نورش تمام اهل آسمان و زمین در جستجوی وسیله ای به سوی اویند و ما آن وسیله الهی در خلقش هستیم و ما آل رسول خداییم و ما مقربان درگاه خدا و جایگاه قدس او و حجت غیب الهی و وارث انبیای اوییم.»[40]

نویسنده: منيره شريعت جو

پی نوشتها:

[1] . مجلسی، محمدباقر؛ بحار الأنوار، تحقیق یحیی العابدی الزنجانی، السید کاظم الموسوی المیاموی، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق/1983م، ج 53، ص 178.

[2] . الشیخ الصدوق؛ علل الشرائع، تحقیق السید محمدصادق بحرالعلوم، النجف الأشرف، منشورات المکتبة الحیدریة، 1386ق/ 1966م، ج1، ص 183 و ابن عبدالبر؛ الاستیعاب، تحقیق علی بن محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، 1412، ج 4، ص 1895، ج 4، ص 1895.

[3] . احزاب (33)، آیه 33.

[4] . فرات بن إبراهيم الكوفي؛ تفسير فرات الكوفي، طهران، مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي، 1410ق/1990م، ص 338 و اربلی، علی بن عیسی؛ کشف الغمة فی معرفة الائمة، قم، نشر أدب الحوزه، 1369ش.

[5] . فرات بن إبراهيم الكوفي؛ پیشین، ص 123، 126 و ابن عبدالبر؛ الاستیعاب، تحقیق علی بن محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، 1412، ج 4، ص 1542 و ابن حجر؛ الإصابه فی معرفة الصحابة، تحقیق عادل احمد عبدالموجود، الشیخ علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق، ج 8، ص 265.

[6] . انسان (76)، آیه/9.

[7] . مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج 43، ص 219.

[8] . مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج 68، ص 155.

[9] . ابن سعد؛ الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، بی تا، ج 8، ص 22.

[10] . مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج 43، ص 83 و ابن سعد؛ پیشین، ج 8، ص 13.

[11] . السید المرعشی؛ شرح احقاق الحق، بإهتمام السید محمد المرعشی، قم، منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، بی تا، ج 33، ص 346.

[12] . انسان (76).

[13] . ابن اثیر؛ اسدالغابه فی معرفة الصحابه، بیروت، دارالفکر، 1409ق/ 1989م، ج 6، ص 237.

[14] . الشیخ صدوق؛ پیشین، ج 1، ص 182 و الطبری، محمد بن جریر؛ دلائل الإمامة، قم، مرکز الطباعة و النشر فی مؤسسة البعثة، 1413، ص 152.

[15] . السید المرعشی؛ پیشین، ص 284.

[16] . ابن اثیر؛ پیشین، ص 220 و اصفهانی، أبوالفرج؛ مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد صقر، بیروت، دارالمرفة، بی تا، ص 57.

[17] . الشیخ صدوق؛ الأمالی، قم، مؤسسة البعثة، 1417، ص 141.

[18] . الشیخ صدوق؛ علل الشرائع، پیشین، ج 1، ص 183 و طبری، محمد بن جریر؛ پیشین، ص 52 و فرات بن ابراهیم الکوفی؛ پیشین، ص 119.

[19] . السید المرعشی؛ پیشین، ص 258.

[20] . مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج 43، ص 42 و الطبری، محمد بن جریر؛ پیشین، ص 146.

[21] . نحل (16)، آیات 58 و 59.

[22] . مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج 43، ص 286.

[23] . افتال النیسابوری؛ روضة الواعظین، تحقیق السید محمدمهدی السید حسن الخرسان، قم، منشورات الشریف الرضی، بی تا، ص 151.

[24] . الطبری، محمد بن جریر؛ پیشین، ص 7.

[25] . الشیخ صدوق؛ علل الشرائع، پیشین، ج 1، ص 366.

[26] . مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ص 28.

[27] . السرخسی، شمس الدین؛ المبسوط، بیروت، دارالمعرفة، 1406ق/1986م، ج 16، ص 55 و الکاشانی، ابوبکر؛ بدائع الصنائع، پاکستان، المکتبة الحبیبیة، 1409ق/ 1989م، ج 4، ص 24، 192.

[28] . الطبری، احمد بن عبدالله؛ ذخائر العقبی، قاهره، مکتبة القدسی، 1356ق، ص 53.

[29] . بلاذری، احمدبن یحیی؛ أنساب الأشراف، بیروت، دارالفکر، 1417ق، ج1، ص 324 و ابن سعد؛ پیشین، ج 2، ص 48.

[30] . الشیخ الکلینی؛ اصول الکافی، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، طهران، دارالکتب الإسلامیة، 1363ش، الطبعة الخامسه، ج 1 ص 241.

[31] . الشیخ صدوق؛ عیون أخبار الرضا، پیشین، ج 1، ص 177 و ابن سعد؛ پیشین، ج 8، ص 19.

[32] . الشیخ کلینی؛ پیشین و ابن عبدالبر؛ پیشین، ج 3، ص 1034.

[33] . الشیخ صدوق؛ عیون أخبار الرضا، پیشین، ص 81.

[34] . آل عمران (3)، آیه/61.

[35] . آیة الله مرعشی؛ پیشین، ج 25 ص 584.

[36] . ابن اثیر؛ پیشین، ج 7، ص 236.

[37] . الأنصاری الزنجانی الخوئینی، اسماعیل؛ الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهرا(ع)، قم، دلیل ما، 1428ق/ 1386ش، ج22، ص 266ـ341.

[38] . ابن حجر؛ پیشین، ج 8، ص 262 و الأنصاری الزنجانی الخوئینی، اسماعیل؛ پیشین، ص 526ـ612.

[39] . مرتضی عاملی، سید جعفر؛ رنج های زهرا، ترجمه محمد سپهری، قم، نشر ایام، 1378، ص 97- 109 و دشتی، محمد؛ فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)، قم، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع)، 1381.

[40] . محمدباقر انصاری و سید حسین رجایی، صدای فاطمی فدک، قم، دلیل ما، 1389، چاپ یازدهم، ص 27 (فرازی از خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد).