فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

سید محمّد باقر حسینی استرآبادى (ره)

اشاره:

میر  محمد باقر استرآبادى (معلم ثالث) مشهور به میرداماد در نیمه دوم قرن دهم هجرى پا به عرصه حیات گذاشت. هر چند درباره سال تولد او، اطلاعات کافى در دست نیست؛ ولى کتاب نخبه المقال فى اسماء الرجال، تولد وى را سال ۹۶۹ ق. ذکر کرده است. از آن جا که پدرش، داماد شیخ على بن عبدالعالى کرکى (معروف به محقق ثانى) بود، به میرداماد معروف شد که بعدا این لقب به میر محمد باقر نیز داده شد.

تحصیلات

میر محمد باقر سال هاى کودکى را پشت سر نهاد و به جرگه دانش پژوهان پیوست. او در  نخستین فرصت، به سمت توس هجرت کرد و در پرتو آستان قدس رضوی، به فراگیرى دانش پرداخت و علوم دینى را نزد سید على فرزند ابى الحسن موسوى عاملى و دیگر اساتید آن دیار آموخت. هم چنین علوم فلسفه و ریاضیات را در دوران حضورش در توس آموخت. میر محمد باقر سپس راه قزوین پیش گرفت. قزوین در آن زمان، پایتخت دولت صفویه بود و دانشمندان زیادى در آن شهر مشغول تحقیق و تدریس بودند؛ وى نیز به تدریس علوم دینى پرداخت. در سال ۹۸۸ ق. دوباره به خراسان آمد و تا سال ۹۹۳ ق. در آن دیار ماندگار شد و سپس به کاشان مهاجرت کرد.

اساتید

۱. شیخ عبدالعالى بن على بن عبدالعالى کرکى،(دایى میر محمد باقر).

۲. شیخ عزالدین حسین بن عبدالصمد عاملى (پدر شیخ بهایى)

۳. سید نورالدین على بن الحسین موسوى عاملی

۴. على بن ابى الحسن عاملى.

۵. تاج الدین حسین صاعد بن شمس الدین توسى.

۶. میر فخر الدین محمد حسینى سماک استرآبادى وى مهمترین استاد میرداماد در علوم عقلیه بود.

مقام علمى

میرداماد از علماى برجسته قرن یازدهم و از بزرگان فلاسفه و حکماى اسلامى بود. اسکندر بیگ منشى ـ که معاصر میرداماد بود ـ در کتاب تاریخ عالم آراى عباسی، او را چنین وصف مى کند: در علوم معقول و منقول، سرآمد روزگار خود و جامع کمالات صورى و معنوی، کاشف دقائق انفسى و آفاقى بود. در اکثر علوم حکمیه و فنون غریبه و ریاضى و فقه و تفسیر و حدیث، درجه علیا یافته و فقهاى عصر فتاواى شرعیه را به تصحیح آن جناب معتبر مى شمارند.

شاگردان

۱. صدرالدین محمد شیرازى معروف به ملا صدرا

۲. حکیم ملا عبدالرزاق لاهیجى

۳. ملا محسن فیض کاشانى

۴. حکیم قطب الدین لاهیجى

۵. سید احمد علوى عاملى.

۶. ملا خلیل قزوینى

۷. على نقى کمره ای، شاعر

۸. نظام الدین امیر احمد بن زین العابدین عاملى.

۹. محمد تقى بن ابى الحسن حسینى استر آبادى.

۱۰. عبدالغفار بن محمد بن یحیى گیلانى.

۱۱.  امیر فضل الله استرآبادى.

۱۲. دوست على بن محمد.

۱۳. عادل بن مراد اردستانى.

۱۴. شمس الدین محمد گیلانى (شمساى گیلانى).

۱۵. میرزا شاهرخ بیگار.

۱۶. محمد حسین حلبى.

۱۷. عبدالمطلب بن یحیى طالقانى.

۱۸. ابوالفتح گیلانى.

۱۹. میر منصور گیلانى.

۲۰. شیخ عبدالله سمنانى.

۲۱. محمد حسن زلالى خوانسارى.

۲۲. شیخ محمد گنابادى.

۲۳. حسین بن محمد بن محمود حسینى آملى (سلطان العلما).

صفات اخلاقى

حکیم فرزانه در حکمت علمى و اخلاقى فردی، ممتاز بود و به همراهى حکمت نظرى با تهذیب اخلاق، تأکید داشت و حکمت بدون تهذیب را باعث گمراهى و ضلالت مى دانست. او به دستور ها و فرایض دینى به عنوان آداب سیر و سلوک بسیار اهمیت مى داد. به قرآن علاقه اى بسیار عمیق داشت؛ به طورى که هر شب نصف قرآن را تلاوت مى کرد. آن اندازه مى خوابید که براى پرداختن به کارهایش تجدید قوا کرده باشد و غذا به اندازه اى مى خورد که توان تحقیق و کارهاى دیگرش را داشته باشد. اغلب اوقات، به ذکر خدا و تزکیه نفس مشغول بود و شب ها در حال تهجد. اهمیت زیادى به اداى نوافل مى داد و هیچ یک از نوافل را ترک نمى کرد و این وضع را از سن بلوغ تا زمان وفات ادامه داد.

تألیفات

۱. قبسات

۲. الایقاضات

۳. صراط المستقیم

۴. الافق المبین

۵. الحبل المتین

۶. جذوات

۷. تقویم الایمان

۸. شارح النجاه

۹.الرواشح السماویه فى شرح الحادیث الامامیه

۱۰. رساله اى در تولى و تبری

۱۱. خلسه الملکوتیه

۱۲. الجمع و التوفیق بین رایى الحکیمین

۱۳. رساله فى حدیث العالم ذاتا و قدمه زماناً

۱۴. اللوامع الربانیه فى رد شبه النصرانیه

۱۵. رساله فى تحقیق مفهوم الوجود

۱۶. رساله فى المنطق.

۱۷. السبع الشداد؛ درباره چند علم

۱۸. سدره المنتقی، در تفسیر قرآن (حمد، جمعه و منافقون).

۱۹. رساله فى خلق الاعمال.

۲۰. نبراس الضیاء؛ در معنى بداء

۲۱. عیون المسائل

۲۲. تفسیر قرآن

۲۳. شرح استبصار

وفات

در سال ۱۰۴۰ ق. شاه صفى جهت زیارت عتبات عالیات عازم عراق شد؛ وى از میرداماد خواست که در این سفر، همراه او باشد. میرداماد که عاشق اهل بیت بود و نمى توانست به راحتى از کنار این پیشنهاد بگذرد، قبول کرد. در بین راه، دانشور کهن سال شیعه، سخت مریض شد و مسیر کربلا به نجف دار فانى را وداع گفت. پیکر پاکش را به نجف اشرف منتقل و در جوار قبر امیر مومنان على ـ علیه السلام ـ دفن کردند.