فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

سید محمد بادکوبه اى (ره)

اشاره:

از امتیازات جهان تشیّع، وجود فقیهان برجسته و لایق در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. از چهره های موفّق و نامدار شیعه در سده چهاردهم هجری، فقیه مبارز، حضرت آیت الله سیّد محمّد بادکوبه ای است. بزرگ مردی که فقاهت را با شجاعت و دیانت را با سیاست آمیخت و سالیان سال علیه بی دینی و استکبار به مبارزه برخاست. رادمردی که طعم تلخ تبعید و زندان را بر جان خرید و متحمّل انواع رنج ها و شکنجه ها گردید تا ارزش های الهی و اسلامی محفوظ بماند. در این مقاله برگ هایی از زندگانی پربار ایشان را ورق می زنیم تا ره توشه و سرمشق برای ما و آیندگان باشد.

تحصیلات

آیت الله سید محمد بادکوبه اى در سال (۱۲۸۵ق) روستاى آرام و زیباى «مشقطع»[۱] از توابع باکو،[۲] شاهد تولد طفلى مبارک در کانون گرم خانواده آقا میر جبار مصطفى یوف بود. میر جبار که فردى متدین و دیندار بود نام فرزندش را «سید محمد»نهاد. وى در سنین کودکى قدم به مکتب خانه گذاشت و دروس مقدماتى را از اساتید محلى فرا گرفت. پس از آن با شور و شعف بسیار براى تکمیل تحصیلات، از طریق عشق آباد راهى مشهد مقدس گردید و ادبیات فارسى و عربی، فقه و اصول را در جوار مرقد مطهر حضرت ثامن الحجج (علیه‌السلام) آموخت و آن گاه با قدم هایى استوار و اراده اى پولادین عازم حوزه علمیه اصفهان شد. منطق، فلسفه و کلام را در مدت کوتاهى از استادان بزرگ حوزه علمیه اصفهان فرا گرفت و به مقام استادى رسید.[۳]

هجرت به نجف اشرف

سید محمد پس از تحصیل در اصفهان راهى عتبات عالیات عراق گردید و سال هاى متمادى از محضر استادان بزرگ حوزه کهن نجف، علوم معقول و منقول را فرا گرفت.

اساتید

۱. حاج سید حسین بادکوبه اى (۱۲۹۳ ـ ۱۳۵۸ ق.)

۲. ملا فتح الله اصفهانى (۱۲۶۶ ـ ۱۳۳۹ ق.)

۳. سید ابوالحسن اصفهانى (۱۲۸۴ ـ ۱۳۶۵ ق.)

۴. ملا محمد کاظم آخوند خراسانى.

۵. سید محمد کاظم یزدى طباطبایى (۱۲۴۸ ـ ۱۳۳۷ ق.)

بازگشت به زادگاه

آیت الله بادکوبه اى پس از تحصیل و رسیدن به مدارج عالى علمى به شهر بادکوبه بازگشت. بازگشت ایشان به بادکوبه همزمان بود با حکومت تزارى روسیه بر سرزمین آذربایجان. حکومت تزار در نتیجه جنگ هاى تجاوز کارانه و تحمیل معاهده هاى گلستان و ترکمن چاى بر ایران، شهر هاى دربند، باکو، شیروان، شکی، گنجه، لنکران، نخجوان و بخش جنوبى تالش را از این کشور جدا و به سرزمین هاى خود ملحق نمود. آیه الله بادکوبه اى با وجود سخت گیرى ها و آزار و اذیت هاى موجود، به تبلیغ احکام الهى و ترویج شریعت نبوى پرداخت.[۴]

تأسیس حوزه علمیه

مجاهد نستوه، آیه الله بادکوبه اى در طول سالیان دراز، خدمات شایانى به جهان اسلام نمود. ایشان با وجود فشار و سخت گیرى هاى ضد دینى بلشویک ها، شروع به تأسیس حوزه علمیه نمود و شاگردان مستعدى پرورش داد.[۵] علامه امینى در مورد ایشان مى گوید: «از خدمات علامه سید محمد (بادکوبه اى) یکى تأسیس دانش سراى دینى بود که تعداد زیادى دانشجو داشت و خود در آن تدریس مى کرد و على رغم حمله ضد دینى بلشویک ها رونق روز افزون یافت.»[۶]

تبعید به سیبرى

در سال (۱۹۳۶م) جمهورى آذربایجان به اتحاد جماهیر شوروى پیوست. در خلال این سال ها آزار و اذیت مسلمانان به ویژه تشیع  افزایش یافت و بسیارى از مساجد، اماکن مذهبى و مدارس علمیه تخریب گردید. حکومت وقت بسیارى از مخالفین دولت و مبارزین را کشت و یا تبعید نمود. فقیه مبارز آیه الله بادکوبه اى در نتیجه ترویج تعالیم الهى و نشر معارف اسلامى و افشاى ماهیت رژیم کمونیستى به مدت پانزده سال با اعمال شاقه به سیبری[۷] غربى تبعید شد. ایشان در مدت تبعید هر روز به همراه زندانیان دیگر به  مقدار معین به حفر کانال مى پرداخت. اما در اثر همکارى و علاقه دوستداران خود، مدت مذکور در طول پنج سال سپرى گردید.[۸] خود معظم له در مورد همکارى زندانیان مى گوید: «هر زندانى روزانه چند بیل خاک بر مى داشت و مى گفت: «بودا آخوند آقانین پاییدی»[۹] ایشان با سپرى نمودن ایام تبعید به بادکوبه بازگشت و فعالیت هاى خود را از سر گرفت. اتهام با گسترش فعالیت هاى سیاسى و فرهنگى آیه الله بادکوبه اى مخالفان نتوانستند بار دیگر وجود وى را نادیده بگیرند و این بار به اتهام همکارى با حزب مساوات[۱۰] به مدت نه ماه در زیر زمین مخوف سازمان اطلاعات شوروى زندانى شد؛ اما پس از مدتى تبرئه و آزاد شد.[۱۱]

هجرت به اردبیل

بعد از آزادى از زندان دوستان وى وسایل سفر ایشان و خانواده اش را به اردبیل فراهم نمودند. ایشان هم زمان با حکومت رضا خان وارد اردبیل گردید و فعالیت هاى خویش را آغاز نمود. معظم له در مدت اقامت دو ساله در اردبیل در خانه خویش شروع به تدریس و تربیت طلاب نمود.[۱۲] وى در یکى از مساجد معروف اردبیل به نام مسجد «سرچشمه» به اقامه نماز جماعت مى پرداخت.[۱۳]

تبعید به تبریز

در پى اجراى سیاست هاى غربى رضاشاه، حضرت آیه الله بادکوبه اى به مخالفت و اعتراض برخاسته و در نتیجه به تبریز تبعید مى گردد و به اجبار در مدرسه طالبیه اقامت مى گزیند. اقامت اجبارى وى در مدرسه طالبیه با وساطت برخى از دوستان، از جمله آقاى احمد وهاب زاده و آقاى سطوه السلطنه پایان و ایشان در منزل خویش در تبریز سکنى مى گزیند.[۱۴]

همگان با امام خمینی(ره)

مجاهد عالی قدر  حضرت آیه الله بادکوبه اى از آغاز نهضت امام خمینى (ره) در سال ۱۳۴۲ ش. در ردیف روحانیون مبارز قرار گرفته و حمایت و پشتیبانى خویش را از حرکت هاى انقلابى حضرت امام  اعلام داشت.[۱۵] این عالم بزرگ با سخنرانى هاى شیرین و جذاب خود در آگاهى مردم تبریز نقش اساسى داشت.

مبارزه با انجمن هاى ایالتى و ولایتى

با تصویب انجمن هاى ایالتى و ولایتى و تبدیل قسم به قرآن به قسم به کتاب آسمانى و دخالت زنان در انتخابات و حذف قید اسلام، حضرت آیه الله بادکوبه اى در کنار جامعه روحانیت آذربایجان در تاریخ (۱۲/۸/۱۳۴۱) با ارسال تلگرافى به آیه الله حاج سید محمد بهبهانى خواستار لغو این تصویب نامه شدند.

دشمنى با اسرائیل

پس از جنگ شش روزه بین اعراب و اسرائیل در خرداد ماه سال ۱۳۴۶ حضرت آیه الله بادکوبه اى تلاش و فعالیت خویش را علیه اسرائیل آغاز نمود. در این زمینه از سوى علماى قم اعلامیه اى در جهت حمایت از اعراب و لزوم جمع آورى کمک هاى مادى براى آسیب دیدگان و آوارگان فلسطینى صادر شد. ایشان به همراه آیات عظام سید ابوالفضل خسروشاهی، سید مرتضى مستنبط غروی، سید کاظم موسوى شبسترى و شهید سید محمد على قاضى طباطبایی، با صدور اعلامیه اى در تبریز، براى کمک به آوارگان مسلمان فلسطینى مساعدت و یارى خواستند.
متن اعلامیه چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم

برادران ایمانی، به منظور کمک به برادران مسلمان آسیب دیده، بازماندگان مقتولین در راه دفاع از حریم مقدس اسلام که از طرف حضرات آیات عظام و مراجع تقلید که اعلام فرموده اند، امید است اهالى محترم آذربایجان از مساعدت دریغ نفرموده از کمک به برادران اسلامى به حساب شماره یک بانک صادران شعبه قم از تادیه وجه خود دارى نفرمایند که عنده الله مأجور خواهند شد.[۱۶]

نشون آقا مرحوم آیه الله بادکوبه اى عالمى متقی، زاهدى پرهیزگار و مجاهدى فداکارى بود. ترکى را به لهجه قفقازى صحبت مى نمود و به جاى کلمه «نه ایچون» یعنى چرا؟ از کلمه «نشون» استفاده مى کرد. به همین دلیل در تبریز «نشون آقا» شهرت داشت.[۱۷]

تجلیل علما از ایشان

براى مراجع تقلید و عالمان بزرگوار، علاقه و احترام خاصى قائل بود و از آنان تجلیل مى نمود. همیشه از آیه الله حاج میرزا فتاح شهیدى یاد مى کرد و مى فرمود: «تبریز بعد از آیه الله العظمى حاج میرزا صادق آقا مجتهد بک مجتهد دیده است و آن هم آقا میرزا فتاح شهیدى است و بس.» هم چنین با آیه الله شهید حاج میرزا محمد على قاضى طباطبایى رفیق بود. هر وقت آن مرحوم از تبعید بر مى گشت دو ـ سه روز به بعد به منزل ایشان مى رفت و ساعت ها با هم در خلوت صحبت مى کردند.[۱۸]

نماز و منبر معظم له

در کنار کارهاى سیاسی، علمى و اجتماعی، صبح و شام در مسجد «ویجویه» (ورجى)، و ظهر ها در مسجد بازار کفاشان[۱۹] نماز جماعت اقامه مى کرد.[۲۰] روزهاى جمعه منبر مى رفت و قرآن را در دست گشوده و از ر وى آن مى خواند و تفسیر و موعظه مى کرد. خود مى گریست و دیگران را مى گریاند.[۲۱]

یادگار ها

آن فقیه بزرگ علاوه بر تربیت شاگردانى چون: آیه الله سید مهدى دروازه ای[۲۲] و استاد میرزا عمران علیزاده[۲۳] و حاجى میرزا على اکبر برازنده، آثار گران بهایى نیز به جاى مانده است که از جمله آن ها مى توان به حاشیه بر عروه الوثقى و حاشیه بر شرح تجرید علامه حلى اشاره کرد که هنوز به چاپ نرسیده اند.[۲۴]

کتابخانه عالم ربانى

آیت الله بادکوبه اى کتابخانه بزرگى داشت که حاوى کتاب هاى نفیس چاپ و خطى بود. بنا بر وصیت آن فقیه بزرگوار همه کتاب هایش به کتاب خانه بزرگ حضرت آیه الله العظمى سید شهاب الدین مرعشى نجفى در قم انتقال یافت و هم اکنون در آن گنجینه بزرگ نگه دارى مى شود.[۲۵]

به سوى ابدیت

سرانجام این عالم ربانى و مجاهد نامدار پس از سال ها خدمت به اسلام و مسلمین و تحمل رنج ها، شکنجه ها و سختى ها، روز سه شنبه، هفتم جمادى الآخر (۱۳۸۹ ق.) برابر با تیرماه (۱۳۴۸) جان به جان آفرین تسلیم نمود و روح پاکش در ملکوت اعلى جاى گرفت. پیکر پاک این فقیه اهل بیت (علیه‌السلام) پس از تشییع باشکوه توسط ده ها هزار نفر، در وادى رحمت شهرستان تبریز به خاک سپرده شد.[۲۶] رحمت و رضوان الهى بر او باد.

پى نوشت:

[۱]. مشقطع در تلفظ کنونى «مشتقا» خوانده مى شود و از توابع باکو محسوب مى شود.

[۲]. باکو یکى از مهمترین مراکز شیعه نشین جمهورى آذربایجان بوده و هم اینک پایتخت آن کشور است. نام این شهر به صورت هاى باکو، با کودبه، با کوبه، باکویه، و باکى تلفظ مى گردد. باکو از قدیم مهد علم و فرهنگ بوده و فرزانگانى چون حضرات آیات: سید حسین بادکوبه ای، شیخ صدرا بادکوبه اى و شهید شیخ
عبدالغنى بادکوبه اى به این شهر منتسب هستند.

[۳]. زندگى نامه دست نوشت داماد آیه الله بادکوبه اى.

[۴]. زندگى نامه دست نوشت داماد آیه الله باد کوبه اى.

[۵]. همان.

[۶]. شهیدان راه فضیلت، علامه امینی، ص ۵۴۵.

[۷]. سیبرى دشتى است پهناور  که تمام شمال آسیا را فرا گرفته و از کوه هاى اورال (مرز طبیعى میان اروپا و آسیا) تا اقیانوس کبیر (آرام) کشیده شده و از شمال به اقیانوس منجمد شمالى محدود است. سیبرى از لحاظ سیاسى به چهار بخش تقسیم مى شود که سیبرى غربى یکى از آن بخش ها است و پایتخت آن نیز نوو سیبرسک است. (لغت نامه دهخدا، ج۸، ص ۱۲۲۳۴).

[۸]. زندگى نامه دست نوشت داماد آیه الله بادکوبه اى.

[۹]. یعنى «این هم سهم آقاى آخوند است».

[۱۰]. این حزب به نام «ینى مساوات» مساوات نوین از مؤتلفان جبهه خلق است. محمد امین رسول زاده در سال (۱۹۱۸ م) جمهورى آذربایجان را تأسیس نمود و پایه حزب مساوات را در سال (۱۹۱۱م) بنا نهاد. (جمهورى آذربایجان، بهناز اسدى کیا، ص ۱۱۰ ـ ۱۱۱).

[۱۱]. زندگى نامه دست نوشت داماد آیه الله بادکوبه اى.

[۱۲]. مصاحبه با آیه الله مفتى  الشیعه.

[۱۳]. زندگى نامه دست نوشت داماد آیه الله بادکوبه اى.

[۱۴]. همان.

[۱۵]. اسناد انقلاب اسلامی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج۳، ص ۱۰۳ و ۱۰۷.

[۱۶]. جلوه محراب، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، ص ۲۱۴.

[۱۷]. آثار باستانى آذربایجان، عبدالعلى کارنگ، ج۱، ص ۳۲۴.

[۱۸]. زندگى نامه آیه الله بادکوبه ای، خطى.

[۱۹]. هم اکنون هر دو مسجد به نام ایشان معروف است.

[۲۰]. زندگى نامه دست نوشت داماد آیه الله بادکوبه ای؛خاطرات فقیه اخلاقى آیه الله احمدى میانجی، ص ۱۳۳.

[۲۱]. نامداارن تاریخ، میرزا عمران علیزاده، ج۲، ص ۳۴۱.

[۲۲]. همان، ج۲، ص ۲۸۳.

[۲۳]. همان.

[۲۴]. زندگى نامه دست نوشت داماد آیه الله بادکوبه اى.

[۲۵]. همان.

[۲۶]. همان.

منبع : تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج ۵، ص ، محمد الوانساز خویى