پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » تاریخ و سیره »

سیاست در حکومت پیامبر(ص)

 خلیل جواهردهى

بهترین راه شناسایى سیاست هاى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بازخوانى آیات قرآنى است. هرچند که سیره اى که تاریخ نویسان از آن گزارش مى کنند و یا سنت هایى که فقیهان و دانشمندان حوزه پژوهش هاى قانونى از آن سخن به میان مى آورند مى تواند یکى از راه هاى شناخت سیاست هاى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) باشد

در مقاله حاضر نویسنده سیاست هاى دولت اسلامى و پیامبر را بر پایه گزارش هاى قرآنى بررسى و ارزیابى کرده و شیوه ها و اهداف حکومت ایشان را مورد کنکاش قرار داده است تا الگوى عینى و ملموس از آن به عنوان برترین شکل و شیوه اداره دولت ارائه دهد. اینک با هم آن را از نظر مى گذرانیم.

نگاه قرآن به سیاست هاى پیامبر

بهترین راه شناسایى سیاست هاى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بازخوانى آیات قرآنى است. هرچند که سیره اى که تاریخ نویسان از آن گزارش مى کنند و یا سنت هایى که فقیهان و دانشمندان حوزه پژوهش هاى قانونى از آن سخن به میان مى آورند مى تواند یکى از راه هاى شناخت سیاست هاى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) باشد. اما بى گمان استوارترین و درست ترین گزارش رامى توان از قرآن به دست آورد. قرآن به عنوان کتاب راهنما و مانیفیستى است که هستى شناسى و جهان بینى دولت اسلامى را تبیین مى کند و قواعد کلى و راهبردهاى آن را مشخص مى سازد.

قرآن گاه گزارش هایى را از وضعیت دولت اسلامى مدینه و چالش ها و مشکلات آن بیان داشته و روش ها و سازوکارهاى رهایى از آنرا تبین مى کند. دراین گزارش ها تنها به تحلیل و تجزیه امور نمى پردازد بلکه به چگونگى برخوردها و سیاست هاى پیامبر اشاره مى کند و با توجه به شناختى که از وضعیت اوضاع و شرایط اجتماعى و سیاسى و حتى فرهنگى جامعه به دست مى دهد توصیه هایى را پیشنهاد بلکه فرمان مى دهد تا اجرایى شود.

براین اساس گزارش ها و تحلیل ها و تبیین ها و توصیه هاى قرآن صرفا توصیف پدیده اى به نام دولت و حکومت اسلامى و بیان بینش هاى فلسفى و اندیشه هاى سیاسى و چگونگى کنش ها و واکنش هاى آن نیست بلکه درهمان حال به تجزیه و تحلیل آن پرداخته و با بیان نمونه هاى عینى و ملموس، راهکارهایى را که دولت اسلامى باید اتخاذ کند به دقت تحلیل و موشکافى مى کند. گاه مى شود که قرآن کنش ها و واکنش هاى پیامبر را درباره رخدادهاى سیاسى و اجتماعى به نقد علمى مى کشد و از او مى خواهد که نسبت به برخى از واکنش هاى خویش تجدیدنظر نماید؛ زیرا ادامه سیاست هاى خاصى ممکن است به تشدید بحران و یا ایجاد برخى از چالش ها و موانع تازه در برابر دولت اسلامى بینجامد. از این رو خداوند در برخى از آیات به پیامبر هشدار مى دهد که ادامه سیاست هاى خاص مثلا برخورد با منافقان و دشمنان داخلی، ممکن است سوء استفاده ها را دامن زند و قدرت و اقتدار دولت اسلامى را به تحلیل برد.

سیاست و حکومت

بى گمان میان سیاست و حکومت رابطه تنگاتنگ و استوارى برقرار است. سیاست، بیانگر چگونگى اداره کشور و ملت از سوى حکومت هاست. حکومت ها به عنوان مجموعه اى از اشخاص و تشکیلات سیاسى و اداری، براى اعمال قدرت، سیاست هاى خاصى را در پیش مى گیرد و به مورد اجرا مى گذارند که افزون بر ایجاد مشروعیت ثانوى و مقبولیت مردمی، اعمال قدرت را در راستاى اهداف، تحکیم و استوارى مى بخشد. از این رو سیاست، مجموعه اى از روش هایى است که هر حکومت و حاکمیتى براى مدیریت جامعه و کشور در پیش مى گیرد.

برنامه ها و تصمیمات و شیوه هاى ادارى و ارتباط داخلى و خارجى و تعیین مناصب و مدیران درحوزه سیاست ها معنا و مفهوم مى یابد. براین اساس همواره از سیاست هاى خارجى و یا داخلى و شیوه ها و برنامه هاى دولت و حکومت سخن به میان مى آید.

در ادبیات سیاسی، به اصول قواعد و شیوه هاى هر دولت و حکومت نسبت به روابط با دولت ها و ملت هاى بیرونى و دیگر شهروندان جامعه جهانى سیاست خارجى آن کشور گفته مى شود.

بنابراین میان حکومت و سیاست ارتباط تنگاتنگى است که براى شناخت هر حکومتی، شناخت سیاستهاى آن کشور مى تواند مهم و مفید باشد. حکومت ها برپایه اهداف و ارزش ها و بینش و نگرشى خاص شکل مى گیرد که مى تواند حکومت نژادى و ملى صرف باشد و یا حکومتى برپایه هاى ارزش هاى ملى و یا دینى و یا فرهنگى ایجاد شود. از این رو بینش و نگرش و اهدافى که یک جامعه و دولت را شکل مى بخشد مى تواند در اصول سیاستهاى آن نیز تاثیرگذار و نقش آفرین باشد. دولتى که برپایه اصول نژادپرستى شکل گرفته درتعامل با شهروندى که بیرون از حوزه نژادى اکثریت باشد سیاست ها تحقیرى و مانند آن را درپیش مى گیرد تا گروه هاى نژادى اقلیت به حاشیه رانده شده و در امور کشور به عنوان جامعه منفعل و غیرفعال درآید و درهیچ امرى دخالت نکرده و مشارکتى در حوزه سیاست و عمل سیاسى نداشته باشد و درعین حال در حوزه برخورد با دیگر کشورها نیز همین سیاست را به شکلى دیگر بروز دهد.

حکومتى که برپایه باورهاى مذهبى شکل گیرد ممکن است دیگر مذاهب را به حاشیه عمل سیاسى براند و درحوزه سیاست هاى خارجى رفتارهاى خویش را برپایه مذهب سامان دهد. اندیشه جهانى و بینش انسانى و باورهاى راستین مى تواند جامعه و دولت و سیاستهاى خاص را پدید آورد که در حوزه روابط بین الملل از نوعى برخوردهاى باز و انفتاحى بهره مند باشد و در سیاست داخلى مانند افراد و شهروندان تفاوتى جز به میزان مشارکت و حضور نگذارد.

بنابراین مى توان گفت که میان دولت ها و حکومت ها ازسویى و سیاستهاى اتخاذ شده آنان از سوى دیگر با توجه به بینش و نگرش آنان تفاوت هاى ملموس و روشنى است که نمى توان آن را نادیده گرفت.

معناى حکومت

در کاربردهاى قرآنی، حکومت از حکم به معناى منع براى اصلاح و یا از ظلم مى آید (مفردات راغب اصفهانى ص ۲۴۸ ذیل واژه حکم و نیز معجم مقاییس اللغه ج۲ص۹۱ ذیل همان واژه) از این رو ابن منظور در کتاب لسان العرب (ج۳ص۲۷۰) حاکم را کسى مى داند که از فساد و ظلمى منع مى کند و بازمى دارد. بنابراین دراصل این واژه، معناى مبارزه و مخالفت با فساد و ظلم نهفته است و حکومت مى بایست در راستاى جلوگیرى از ظلم و فساد و اصلاح جامعه حرکت کند؛ زیرا پدیدآمدن آن تنها براى این مقصد و مقصود بوده است.

این واژه در اصطلاح علوم سیاسى روز به معناى فرایند اعمال سیاستها و تصمیمات از سوى مقامات رسمى در دستگاه سیاسى است.

البته برخى ها حکومت را به معناى مجموعه مقامات رسمى مسئول براى اتخاذ تصمیمات سیاسى و برنامه ریزى و سیاست گذارى دانسته اند. از آن جایى که حاکمیت به معناى اقتدار انحصارى است، هرگونه تصمیمات و سیاست هایى که این مسئولان اتخاذ مى کنند ضرورى و لازم الاجرا است. (دایره المعارف تطبیقى علوم اجتماعى ج۱ص۲۳۲)

به هرحال حکومت چه به معناى فرایند تصمیم گرى باشد و مجموعه حاکمان تصمیم گیر، ارتباط نزدیکى با سیاست دارد. مجموعه این افراد و اندیشه هاى آنان است که سیاست را ویژگى خاصى مى باشد و آن را دیگر از حاکمان و حکومت ها بازمى شناسد.

برخى از سیاستهاى قرآنى حکومت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

در اندیشه قرآنی، حکومت به خودى خود داراى ارزش ذاتى نیست و دست یابى به آن از نظر قرآن رسیدن به یک چیز ناچیز است. (یوسف آیه ۵۶ و ۵۷) هرکسى که در قدرت و حکومت قرار گرفت مى بایست خود را در مقام آزمون و امتحان ببیند که به سلامت از آن در آمدن بسیار دشوار است. (اعراف آیات ۱۲۸و ۱۲۹) تشکیل حکومت با همه شکنندگى و پدیدارى و سقوط آن در طول تاریخ (نور آیه۵۵ و اعراف آیه۱۲۸) براى داورى و حل اختلاف و مدیریت جامعه امرى پسندیده است و حتى به عنوان یکى از اهداف بعثت پیامبران از سوى خدا و قرآن مطرح شده است. (بقره آیه۲۱۳)

یکى از سیاست هائى که پیامبران در دوران مختلف پیش گرفته بودند، تصحیح مرکزیت قدرت و حاکمیت جامعه با استفاده از راهکار اصلاح گرى و هدایت مردم بوده است که مى توان به نمونه هایى چون سیاست موسى(ع) در برابر فرعون (اعراف آیه۱۰۳ و نیز مؤمنون آیه۴۵ و ۴۶ و قصص آیه۳۲) و سیاست یوسف در دوره پادشاهى (سوره یوسف) اشاره کرد.

قرآن براى حاکمان، ویژگى هایى را بر مى شمارد که مى توان آن را در جامعه برتر و نمونه مدینه یافت. از این ویژگى ها مى توان به مطلب مورد نظر که در این نوشتار مورد توجه است نیز دست یافت. به این معنا که برخى از سیاست هاى دولت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از این راه شناسایى و بازخوانى مى شود.

از جمله شرایط و ویژگى هایى که قرآن براى حاکمان برمى شمارد، دورى از استبداد در امور حکومتى است که در آیه۱۵۹ سوره آل عمران به آن اشاره شده است. از ویژگى هاى دیگر دورى از ظلم و ستم (یوسف آیات ۷۸و ۷۹) احسان و نیکى به ملت (یوسف آیه۵۶) عدالت پیشگى و دورى از هواپرستى و گرایش هاى نفسانى (ص آیه۲۶) بهره گیرى از مشورت مردم و استفاده از اندیشه هاى ایشان در مدیریت جامعه (آل عمران آیه۱۵۹) مشاوره با نخبگان و اندیشمندان حوزه هاى مختلف علمى و عملى و کارشناسان هر رشته و علم (نمل آیه۳۲) اجراى قاطع تصمیمات و برنامه ها و سیاست و عدم تعلل و سستى در اجراى مصوبات (آل عمران آیه۱۵۹) است.

این ویژگى ها افزون بر ویژگى هاى فردى چون ایمان به خدا و معاد و حسابرسى (نساء آیه ۱۴۱ و ۱۴۴) و مائده آیه۵۵ و یوسف آیه۵۶و ۵۷)، در پیش گرفتن تقواى الهى در همه حوزه هاى عملى و علمى (اعراف آیه۱۲۸ و یوسف آیه ۵۶و ۵۷)، برخوردارى از توانایى علمى (بقره آیه ۲۴۶و ۲۴۷ و نیز یوسف آیه۵۵) و توانایى جسمى (بقره آیه۲۴۶و ۱۴۷)، انجام کارهاى نیک و پسندیده عقلى و عقلایى و شرعى (نور آیه۵۵) مى تواند سیاست هاى هیئت حاکمه را به گونه اى تثبیت نماید که جز صلاح و اصلاح جامعه و مردم و دورى از فساد را به دنبال نداشته باشد.

سیاستهاى مالى دولت اسلامى

سیاست مالى دولت اسلامى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنان که قرآن گزارش مى کند، جز گردآورى و هزینه کرد آن در راه مصالح عمومى و فقرزدایى نبوده است. (توبه آیه۶۰ و ۱۰۳)

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با در اختیار گرفتن زکات و دیگر صدقات و درآمدهاى مالى چون انفال و فى (حشر آیه۷) سیاست هاى خویش را به گونه اى طراحى کرد تا منابع ثروت و تولید به درستى توزیع شود و تنها در دستان شمارى معدود از سرمایه داران باقى نماند. در حقیقت سیاست هاى کلان مالى دولت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر پایه فرمان الهى بر گردش آزاد سرمایه در میان شهروندان و ملت بوده است به گونه اى که تنها در دست گروهى ثروتمند باقى نمانده و در میان آنان به گردش درنیاید. (حشر آیه۷)

از آن جایى که در بینش و نگرش قرآنی، فقر فرهنگى مایه ترویج و پایدارى حکومت هاى استبدادى است (زخرف آیه۵۴) این کتاب آسمانى سیاست هاى فرهنگى جامعه را به گونه اى طراحى مى کند تا همگان نه تنها با قوانین (در اصطلاح قرآنی، کتاب) آشنا شوند بلکه با آموزش و تعلیم و تزکیه (که همان آموزش و پرورش واقعى است) به گونه اى شهروندان را آگاه و خود ساخته که با حکومت و حاکمان استبدادى و استبدادگر همکارى نکرده و حتى با آنان به مقابله برخیزند. (سوره جمعه آیه ۲)

از نظر قرآن همچنان که نپذیرفتن ربوبیت و حاکمیت خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) زمینه ساز ایجاد نظام استبدادى است، (هود آیه ۵۳ تا ۵۹) پذیرش حکومت و ربوبیت خدا که به شکل عبودیت و ولایت تجلى مى کند زمینه هاى هرگونه استبداد حکومتى را برمى چیند. از این رو سیاست هاى فرهنگى دولت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر این پایه تنظیم شده بود که مردم به ربوبیت و عبودیت خداوند ایمان آورند و از عبودیت و ربوبیت دیگرانى چون خودشان رهایى یابند.

ظلم ستیزى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

سیاست دولت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جهت ظلم ستیزى و کفرستیزى بوده است، چنان که همین سیاست از سوى خداوند که از سوى ذوالقرنین اجرا شده بود مورد تایید قرار گرفته است (کهف آیه ۸۳ تا ۸۸)

آن حضرت در سیاست داخلى وخارجى خویش حمایت از محرومان و مظلومان (همان آیات) را در پیش گرفت. ایجاد مرابطه و مراکز نگهبانى مرزى براى دفاع از جغرافیاى سیاسى کشور و ممانعت متجاوزین از تعدى به مرزها و یا حقوق مردم (همان)، حفظ امنیت شهروندان و مرزها (همان) از سیاست هاى پیامبر بود که به پیروى از دیگر حاکمان برگزیده خدا از سوى پیامبر به مردم اجرا گذاشته شده است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) براى امنیت مرزها و مقابله با تجاوزات، از سیاست آمادگى کامل نظامى استفاده مى کرد و به حکم «اعدوالهم ما استطعتم من قوه»؛ همه ابزارهاى نظامى و دفاعى را فراهم آورده و به آموزش عده و نفرات پرداخت بهره گیرى از ابزارهاى جنگى متعارف و تولید آن همانند کارى که حضرت سلیمان(ع) با به کارگیرى جنیان و دیگر جانوران و موجودات انجام داد در دولت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز از سیاست هاى ثابت و راهبردهاى دایمى شمرده مى شده است. از این رو ساخت منجنیق با بهره گیرى از فن آورى ارتش مقتدر ایرانى مورد توجه قرار گرفت و در جنگ طائف به کار رفت.

اهداف دولت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

سیاست هاى دولت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در راستاى دست یابى به اهداف بسیارى بوده که در برخى ازآیات به آن ها اشاره شده است. از جمله این اهداف مى توان به حاکمیت دین و دستورها و آموزه هاى وحیانى در جامعه (نور آیه ۵۵)، ایجاد امنیت اجتماعى (همان)، گردش و توزیع منابع تولید و ثروت از راه هاى مختلف مانند گردآورى زکات (حج آیه ۴۱)، ایجاد زمینه ها و بسترهاى مناسب براى رشد و تعالى همه افراد جامعه از طریق جامعه پذیرى و امر به معروف و نهى از منکر (حج آیه ۴۱)، حکومت و حاکمیت دادن به مومنان و اجراى شعایر اسلامى به طور علنى و آزاد (همان)، شرک ستیزى و نمادهاى کفر و نابهنجارى هاى برخاسته از آن (نور آیه ۵۵) و فراهم آورى آسایش و رفاه و اصلاح جامعه و حفظ کشاورزى و نسل هاى بشرى (بقره آیه ۲۰۵) اشاره کرد.

وظایف دولت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

دولت پیامبر بر پایه آموزه هاى قرآنی، براى خود وظایفى را مشخص کرده بود.

مسئولیت پذیرى نسبت به اعمال زیردستان (طه آیه ۴۳ تا ۴۷) نظارت بر کارگزاران و بازدید و مراقبت دایمى ازنیروهاى تحت فرمان (نمل آیه ۲۰) اطلاع رسانى درست و به هنگام مسایل روز جامعه و مقابله با شایعات و شایعه پراکنى ها (نساء آیه ۸۳)، برقرارى امنیت، دفاع از جان و مال و عرض مردم (بقره آیه ۲۴۶ تا ۲۵۱ و یوسف آیه ۹۹ تا ۱۰۱) ایجاد و حفظ امنیت راه هاى ترابرى و کاروان هاى بازرگانى در جهت افزایش داد و ستد و رفاه اقتصادى (یوسف آیات ۷۲ و ۷۳) تدبیر امور اقتصادى (نساء آیه ۵۳) و اهتمام به برنامه ریزى و محاسبه و پیش بینى اوضاع اقتصادى و شرایط آن براى مقابله با بحران هاى احتمالى (یوسف آیات ۴۷ و ۴۸) مهار تولید و توزیع ارزاق در شرایط بحرانى (همان) توجه به وضع اقتصادى مردم و نظارت دایم بر آن براى جلوگیرى از فقر و فاقه (نساء آیه ۵۳)

حفظ نیروى انسانى و اصلاح جامعه با اهتمام به مسایل نسل ها (بقره آیه ۲۰۵) گردآورى و تقسیم ثروت و منابع آن (توبه آیه ۶۰) رعایت حقوق کارمندان دولت (همان) و هم چنین رعایت حق در امور دولتى و داورى در میان مردم به ویژه در بخش قضایى (ص آیه ۲۶) پرهیز از مجازات بى گناهان (یوسف آیات ۷۸ و ۷۹) مبارزه با هرگونه ظلم و ستم و مبارزه با عوامل بى ارزش ساختن قوانین و مقررات اجتماعى و حقوقى و مدنى از سوى افراد (کهف آیات ۸۷ و ۸۸) و در سیاست خارجى کمک به مستضعفان براى رهایى از ظلم و ستم حکومت هاى بیدادگر (نساء آیه ۷۵) بخش دیگرى از وظایف دولت اسلامى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود که به مورد اجرا درآمد.

در حوزه هاى آموزشى و قضایى و سیاست خارجى و حقوق مدنى و اجتماعى و حتى حقوق بشر قرآن سیاست ها و برنامه هاى خاصى را تعریف کرده است که مى توان آن را از آیات مختلف قرآنى به دست آورد.

سیاست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در تصمیم گیرى ها

سیاست پیامبر در تصمیم گیرى هایشان این گونه بود که جمیع جهات را در نظر گرفته و سپس تصمیمى متناسب با مصلحت اسلام و در جهت اهداف خویش، اتخاذ مى کردند. پیامبر هرگز حاضر نبود از هر وسیله اى براى پیشبرد اهداف خویش و احیاناً کسب محبوبیت در بین مردم استفاده نماید. مثلا وقتى ابراهیم فرزند ایشان در سال ۱۰ هجرى درگذشت، خورشید ساعتى از روز گرفت و مردم گفتند از جهت فوت ابراهیم است اما پیامبر فرمودند خورشید و ماه دو نشانه از نشانه هاى خدایند و براى مرگ یا زندگى کسى نمى گیرند.

پیامبر همواره در تصمیم گیرى ها، جایگاه ارزشها را حفظ مى نمود و این ارزشها را هم از قرآن الهام مى گرفت. مثلا باتوجه به اهتمام بسیار زیاد قرآن و اسلام به علم آموزى و کسب معرفت، پیامبر در غزوه بدر خطاب به اسیران دشمن اعلام نمود: هر اسیرى که یک نفر مسلمان را سواد بیاموزد آزاد خواهد شد. یعنى جایگاه و ارزش علم آموزى در نزد پیامبر آنقدر بالاست که حاضر است به خاطر آن، اسیران دشمن را (که پرواضح است از آنان مى توان بهترین بهره بردارى سیاسی، نظامى یا اقتصادى و… نمود) آزاد نماید.

پیامبر همیشه در کارهاى سیاسى با قدرت عمل مى کردند و همچنین به کارهاى فرهنگى نیز اهتمام ویژه اى داشتند و آنها را در سرلوحه برنامه هاى خود قرار مى دادند. مثلا وقتى به بیعت عقبه اول (با ماهیتى فرهنگی) و بیعت عقبه دوم (با ماهیتى سیاسی) که میان پیامبر و انصار مدینه (البته قبل از هجرت) منعقد گردید مى نگریم، دو نکته مهم را در مى یابیم:

۱) پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اقدام فرهنگى را بر سیاسى مقدم مى شمارد.

۲) در کارهاى سیاسى با قاطعیت و قدرت عمل مى کند از اینرو در بیعت عقبه دوم صراحتاً به انصار فرمودند: باید همان گونه که از زنان و فرزندان و خود دفاع مى کنید از من نیز دفاع کنید.

نمونه دیگر حکمت و سیاست پیامبر در تصمیم گیریها در جریان تقسیم غنائم غزوه حنین و دلخورى انصار به سال هشتم هجرى جلوه گر شد. پیامبر چون خواست دل افراد تازه مسلمان را به دست آورده و احیاناً برخى را تشویق به مسلمان شدن کند، غنائم جنگ را فقط بین سران قریش و برخى از مشرکین که ایشان را یارى داده بودند، تقسیم نمود. لذا انصار دلگیر شدند.

(این نشان دهنده جایگاه بالاى اسلام آوردن نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است.) اما درایت پیامبر در نحوه دلجویى از انصار جالب است. ایشان انصار را جمع مى کند و سپس مى فرماید:

من شما را از فقر و گمراهى نجات دادم و دلهایتان را به هم نزدیک کردم. سپس فرمودند:

اى گروه انصار چرا به من پاسخ نمى دهید؟ انصار گفتند: بر ما منت نهادی. پیامبر فرمود:

شما هم مى توانید بگویید، ما شما را پناه دادیم و یاریتان کردیم و… (واضح است که وقتى پیامبر خدا این گونه صحبت کند، مخاطب خود به خود راضى و حتى شرمنده مى گردد). سپس پیامبر فرمودند:

من مال و منال دنیا را به دیگران بخشیدم ولى خودم را براى شما گذاشتم و سپس آنها را دعا کرد. اینجا بود که اشک از چشمان انصار جارى شد.

منبع: پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن.