شیعه شناسی » سؤالات ما » اهل سنت »

سیاست در حکومت عثمان

 عثمان در مقام خلافت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرتکب کارهای شد که نه با کتاب الله وفق دارد و نه با سنت رسول خدا و حتی در موارد زیادی مخالف عمل کرد دو خلیفه پیشین بود. مطالبی که به آن اشاره می شود از باب  مشت نمونه خروار است.

واگذاری فرمانداری شهرها به خاندان بنی امیه: از زمان خلافت عثمان حکومت قدم به قدم به سوی اشرافیت شاخه­ ای از قریش یعنی بنی امیه و شدت بهره گیری از معیارهای قبیله ای در انتخاب خلیفه و موروثی شدن خلافت پیش رفت. یعنی همان موضوعی که ابوسفیان درهمان ابتدا خلافت عثمان به او و بنی امیه گفت که: «امر خلافت اکنون به منزلگاه خود باز گشته آن را موروثی کرده و در میان فرزندان خود بگردانید که بهشت و جهنمی درکار نیست.[۱] عثمان هم از همان ابتدا به تدریج افکار ابوسفیان را عملی کرده و در نیمه اول خلافت ۱۲ ساله خود بطور آرام در صدد پیاده کردن اهداف شوم خود برآمد اما در نیمه دوم علنا به مسلط کردن بنی امیه بر رقاب و امور مسلمین پرداخت. او می­گفت دو خلیفه پیش از او  صله رحم را ترک کردند ولی من به آن عمل می کنم.[۲]

    عثمان در جهت به قدرت رساندن بنی امیه هیچ کوتاهی نکرد و حتی کسانی را بر سر کار آورد که متجاهر به فسق بودند.  سیوطی می گوید عثمان حکومت مناطق مختلف را به خویشاوندان خود واگذار کرد از جمله و لیدبن عقبه بن ابی معیط برادر مادری خود را بر کوفه مسلط کرد همو که درحال مستی نماز صبح را با مردم چهار رکعت خواند و به مردم گفت امروز  بسیار مسرورم اگر خواهید چند رکعت دیگر بخوانم ؟ [۳] همو که قرآن او را فاسق خوانده [۴] او کسی بود که رسول خدا او را به جهنم وعده داده بود.[۵] و حکَم بن ابی العاص را که تبعید شده رسول خدا بود و شیخین او را باز نگردانده بودند، به مدینه فراخواند و برای جمع آوری صدقات قبیله خزاعه او را به کار گماشت و صد هزار درهم از بیت المال به او داد.[۶] حکومت مصر را به دست عبدالله بن سعد بن ا بی سرح مطرود پیامبر سپرد و مردم مصر مورد ظلم و ستم شدید او  قرار گرفت و عثمان هیچ گونه اعتنایی به شکایت مردم در مورد ستم این فرماندار(همانند دیگر فرمانداران) خویش نمی نمود.و بلکه نامه مخفیانه به والی مصر نوشت که کسانی را که برای شکایت به مرکز خلافت آمده بودند، بکشد.[۷]

آیا عثمان با این روش خود صریحا با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مخالفت نکرده است؟ ایا او  با حاکم نمودن بنی امیه خلافت را به سلطنت مبدل نکرده است؟

پی نوشتها

[۱] علامه امینی ، الغدیر ج۸، ص ۲۷۷،بیروت، دارالکتاب  العربی، چ۳، ۱۳۸۷؛  مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۱، ص۶۹۹، شرکت انتشارات علمی وفرهنگی، چ۸، ۱۳۸۷ش؛ الاغانی، ج۶، ص ۳۵۶.

[۲] سیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، ص ۱۲۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، چ۱، ۱۴۰۹ق ؛ محمدبن سعد، الطبقات الکبری، ج۳،ص ۶۴ ، بیروت، دار صارد، بی تا.

[۳]  تاریخ الخلفاء، ص ۱۲۳.

[۴].ر،ک :فیض کاشانی ،ملا محسن، تفسیر صافی، ج ۵ ص ۴۹، انتشارات الصدر. ذیل آیه:إن جائکم فاسق بنبإ فتبینوا( حجرات، ۶) و تفاسیر دیگر.

[۵] مروج الذهب ج ۱ص ۶۹۱.

.[۶] ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۳ص ۲۹، و ج۱ ص ۱۹۷، بیروت، دارالطباعه والنشر، چ۲، ۱۳۸۵ق؛ مروج الذهب، ج۱، ص ۶۹۱

[۷] تاریخ الخلفاء، ص۱۲۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج۱ ص ۱۹۹.