شیعه شناسی » پاسخ به شبهات » قرآنی »

سؤال نشدن ازخداوند

شبهه

با اینکه خداوند در قرآن لایسئل عنه معرفی شده است پس پرسش های حضرت عیسی و حضرت ابراهیم از خداوند چگونه قابل توجیه است ایا بین آنها تناقضی وجود ندارد؟

پاسخ شبهه

آنچه انسان را از سایر موجودات متمایز می کند قوّه پرسشگری انسان است. اگر انسان در زندگی خود با مسائلی که پیش روی وی می باشد با حسّ پرسشگری و کنجکاوی برخورد نکند در حقیقت نمی توان او را انسان متفکّر نامید در حقیقت این پرسشگر بودن انسان است که او را به موفقیت های بزرگ نائل می کند. پرسشگر بودن انسان باعث می شود همواره در پی شناخت نکات مبهم زندگی خود بپردازد.

در مورد نحوه سؤال و پرسش انسان در متون اسلامی نیز شیوه هایی بیان شده است که با مراجعه به آنها می توان به کیفیت و نحوه سوال کردن و محدوده آن آشنا شد.

امّا در مورد پاسخ به این شبهه باید عرض شود که برای روشن شدن آن به آیه مورد اشاره در سؤال بیشتر پرداخته و توضیحاتی پیرامون بیان و تفسیر آیه مورد نظر باید پرداخت.

خداوند متعال در سوره انبیاء چنین می فرماید:

«لایسئل عمّا یفعل و هم یسئلون؛ هیچ کس نمی تواند بر کار او خرده بگیرد (سؤال کند) ولی در کارهای آنها، جای سؤال و ایراد است».(۱)

ما دو گونه سؤال داریم:

۱. یک نوع سؤال، سؤال توضیحی است که انسان از مسائل بی خبر است و مایل است حقیقت آن را درک کند حتّی با علم و ایمان به اینکه کار انجام شده کار صحیحی بوده باز می خواهد نکته اصلی و هدف واقعی آن را بداند اینگونه سؤال در افعال خداوند نیز جایز است بلکه این همان سؤالی است که سرچشمه کاوشگری و پژوهش در جهان خلقت و مسائل علمی محسوب می شود و از این گونه سؤالات چه در رابطه با عالم تکوین و چه تشریع، یاران پیامبر (صلی الله علیه و اله) و امامان (علیهم السلام) بسیار داشتند.

۲. اما نوع دیگر سؤال، سؤال اعتراضی است که مفهومش این است عمل انجام شده نادرست و غلط بوده مثل اینکه به کسی که عهد خود را بی دلیل شکسته می گوییم تو چرا عهدشکنی می کنی؟ هدف این نیست که توضیح بخواهیم بلکه هدف آن است که ایراد کنیم.

مسلماً این نوع سؤال در افعال خداوند حکیم معنا ندارد و اگر گاهی از کسی سر بزند حتماً به خاطر ناآگاهی است ولی جای این گونه سؤال در افعال دیگران (انسان ها) است».(۲)

در مورد علت عدم اینگونه سوال ها از خداوند متعال در حدیثی از امام محمد باقر (علیه السلام) در جواب سؤال جابر جعفی از این آیه چنین آمده است که امام باقر (علیه السلام) فرموده اند:

« برای اینکه او کاری را جز از روی حکمت و صواب انجام نمی دهد».(۳)

ضمناً از این سخن به خوبی می توان نتیجه گرفت که اگر کسی سؤالی از نوع دوم داشته باشد دلیل بر آن است که هنوز خدا را به خوبی نشناخته و از حکیم بودن او آگاه نیست.

با این توضیح به خوبی روشن شد که چه نوع سؤالی از خداوند متعال نمی توان کرد اما در مورد سؤال کردن پیامبران همچون حضرت ابراهیم (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) باید عرض کنیم که سؤال آنها ناظر به نوع اوّل سؤال می باشد که این مطلب به صراحت و وضوح در آیات مربوطه آنها اشاره شده است به عنوان مثال در مورد سؤال حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خداوند متعال در مورد کیفیت و نحوه زنده کردن مردگان در رستاخیز می پردازیم.

در این سؤال حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خداوند چنین پرسش می کند:

إذ قال ابراهیم ربّ أرنی کیف تحی الموتی. قال أولم تُؤمن قال بلی و لکن لیطمئنّ قلبی. آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگارا به من نشان ده چگونه مردگان را زنده می کنی فرمود مگر ایمان نیاورده ای گفت چرا ولی تا دلم آرامش یابد.(۴)

ابراهیم (علیه السلام) تقاضای مشاهده حسّی صحنه رستاخیز را کرده بود تا مایه آرامش قلب او گردد. در حقیقت حضرت ابراهیم (علیه السلام) از طریق عقل و منطق به رستاخیز ایمان راسخ و قطعی داشت ولی می خواست از طریق احساس و شهود نیز آن را دریابد.

چنانچه ملاحظه می کنید عبارت لیطمئن قلبی ایشان در مقابل سؤال پروردگار که فرموده أو لم تؤمن، نشانگر نوع سؤال حضرت ابراهیم (علیه السلام) می باشدکه آن حضرت در حقیقت خواستار توضیح بیشتر و درک شهودی آن مسئله است که طبق توضیحات قبلی روشن می شود که این سؤال از نوع اول است که هیچ گونه اشکالی نداشته بلکه جایز است.

توضیح آن که هر چه سؤال و پرسش از طرف انبیاء علیهم السلام از خداوند شده است ناظر به نوع اول سؤال می باشد و جای هیچگونه شائبه و تناقضی در آنها وجود ندارد.

اما اکثر آیاتی را که در مورد سؤال حضرت عیسی (علیه السلام) وجود دارد مانند آیات ۶۱ الی ۸۵ ـ ۱۱۲ الی ۱۱۵ سوره مائده همگی در مورد درخواست و سؤال (به معنای درخواست) حضرت عیسی (علیه السلام) از خداوند برای رساندن رزق و مائده آسمانی است که ذکر آنها جدای از مورد بحث می باشد.

بنابراین چنین می توان نتیجه گرفت که سؤال حضرت ابراهیم و عیسی (علیهما السلام) و همه انبیاء از خداوند متعال همگی ناظر به نوع اول برای درک بهتر و اطمینان قلبی آن حضرات بوده و ایشان از نوع دوم سؤال منزه و مبراء می باشند.

پی نوشتها

۱. انبیاء، آیه ۲۳، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.

۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۳۸۵ و ۳۸۶، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش.

۳. توحید صدوق، نور الثقلین، ج ۳، ص ۴۱۹، ضمناً تفسیر نمونه، ذیل آیه ۲۳ سوره انبیاء.

۴. بقره : ۲۶، ترجمه فولادوند.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه