پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » اصحاب »

زید بن حارثه

چکیده:

زید بن حارثه بن شراحیل (شرحبیل) کلبی (درگذشته ۸ق)، آزادشده و فرزندخوانده رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و از نخستین مسلمانان و تنها صحابی که نامش در قرآن آمده است. وی فرماندهی جنگ موته را بر عهده داشت و در همین جنگ به شهادت رسید. مزار او و دیگر شهدای موته در اردن زیارتگاه مسلمانان است.

نسب و کودکی

پدر زید، حارثه بن شراحیل از قبیله بنی کلب قضاعه[۱] و مادرش، سعدی بن ثعلبه بن عامر از قبیله بنی معن و طی بودند.[۲] او را زید الحب می‌گفتند، چون رسول خدا او را دوست می‌داشت.[۳] زید آزاد شدۀ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بود و به همین سبب زید و فرزندش اسامه را از موالی پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌خوانده‌اند.[۴]‌

از تاریخ تولد زید خبر دقیقی در دست نیست. او در زمان جاهلیت به همراه مادرش به دیدار قبیله بنی معن رفت. در همان ایام این قبیله مورد هجوم دشمن قرار گرفت و زید اسیر شد. حدود ۸ سال داشت که حکیم بن حزام او را در بازاری از نواحی مکه برای خدیجه خرید. خدیجه پس از ازدواج، او را به رسول خدا هدیه کرد. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) زید را آزاد کرد و سپس وی را در خانه خود نگه داشت.[۵] گفته‌اند که پیامبر در آن زمان ۱۰ سال از زید بزرگتر بوده است.

سال‌ها بعد، زید در موسم حج عده‌ای از مردم قبیله خود را دید، از طریق آنان خبر سلامتش را به پدر و مادرش رساند. پدرش در فراق او اشعاری سروده است.[۶] پدر زید از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درخواست کرد تا در برابر دریافت بهای زید، او را به آنان برگرداند، اما پیامبر(صلی الله علیه و آله) زید را میان ماندن نزد خودش و بازگشت به سوی قبیله‌اش مخیر کرد، زید ماندن نزد پیامبر را برگزید، حارثه گفت:‌ای فرزند! بندگی را بر آزادگی اختیار می‌نمائی و پدر را مهجور می‌گذاری؟ زید گفت: من از آن وقتی که پیامبر را دیده‌ام دیگر هرگز کسی را بر آن حضرت اختیار نخواهم کرد.

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) چون این سخن از زید شنید او را به حجر مکه آورد و فرمود:‌ زید فرزند من است، از من ارث می‌برد و من نیز از او ارث می‌برم. از آن زمان او را زید بن محمد(صلی الله علیه و آله) می‌خواندند تا آنکه آیات ۴ – ۶ سوره احزاب نازل شد که فرزند خوانده را به اسم پدر خودش بخوانند. از آن پس زید را زید بن محمد نخواندند.[۷]

اسلام، هجرت و عقد اخوت

منابع تاریخ اسلام، زید بن حارثه را در زمره نخستین گروندگان به اسلام نام برده‌اند.[۸] هنگامی که پیامبر اکرم به رسالت برگزیده شد و به خانه برگشت، خدیجه، علی بن ابیطالب و زید بن حارثه در خانه او به سر می‌بردند. او را پس از حضرت علی(ع) نخستین مرد مسلمان شناخته شده است.[۹]

پس از آنکه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به مدینه هجرت کرد، زید و ابورافع مأمور همراهی فاطمه(س)، ام کلثوم و سوده بودند. در این سفر زید، همسرش ام ایمن و فرزندش اسامه را نیز به همراه داشت.[۱۰]

حمزه بن عبدالمطلب در پیمان برادری مسلمانان در مکه با زید بن حارثه عقد اخوت بسته بود. او در روز اُحُد هم زید را وصی خود کرد.[۱۱] پس از هجرت، نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میان زید و اسید بن حضیر عقد برادری بست.[۱۲]

زید تنها صحابی پیامبر است که نام او در قرآن آمده است.[۱۳]

                وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللَّـهُ عَلَیْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللَّـهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّـهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّـهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَىٰ زَیْدٌ مِّنْهَا وَطَرً‌ا زَوَّجْنَاکَهَا لِکَیْ لَا یَکُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَ‌جٌ فِی أَزْوَاجِ أَدْعِیَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرً‌ا وَکَانَ أَمْرُ‌ اللَّـهِ مَفْعُولًا

                        (به خاطر بیاور) زمانى را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تونیزبه او نعمت داده بودى (به فرزند خوانده‌ات «زید») مى گفتى: «همسرت را براى خود نگاه دار و از خدا بپرهیز.» و در دل خود چیزى را پنهان مى داشتى که خداوند آن را آشکار مى کند; و از مردم مى ترسیدى در حالى که خداوند سزاوارتر است که از او بترسى. هنگامى که زید نیازش را از آن زن به سر آورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسرى تو درآوردیم تا مشکلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخوانده هایشان ـ هنگامى که از آنها بى نیاز شدند (و آنها را طلاق دادند) ـ نباشد; و فرمان خدا انجام شدنى است (و سنّت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود).

ازدواج

ام ایمن کنیز و آزاد شدۀ پیامبر(صلی الله علیه و آله) پس از درگذشت شوهرش عبید بن زید خزرجی، با زید بن حارثه، ازدواج کرد و اسامه بن زید از او متولد شد.[۱۴] از این رو کنیه او ابواسامه بود.

پس از مهاجرت زینب بنت جحش به مدینه، پیامبر(صلی الله علیه و آله) از او برای زید خواستگاری نمود. زینب پیش از خواستگاری گمان می‌کرد که پیامبر قصد دارد او را برای خویش خواستگاری کند، خوشحال شد، اما پس از آنکه دریافت پیامبر وی را برای زید خواستگاری کرده است، مخالفت نمود، اما چون پیامبر را به این وصلت راضی دید، با درخواست ازدواج موافقت کرد.[۱۵] اما همواره میان زینب و زید کشاکش وجود داشت[۱۶] و زید از بداخلاقی زینب نزد پیامبر شکایت می‌برد، پیامبر او را به صبر و تحمل همسر دعوت می‌کرد.[۱۷] تا آنکه سرانجام پیامبر در سال ۵ قمری به فرمان خدا به جدایی آن دو حکم داد.[۱۸]

زید پس از جدایی با زینب با ام کلثوم دختر عقبه ازدواج کرد، ام کلثوم زید بن زید و رقیه را برای او به دنیا آورد، سپس ام کلثوم را طلاق داد و با دره بنت ابی لهب بن عبدالمطلب ازدواج کرد و پس از جدایی از او با هند بنت العوام، خواهر زبیر ازدواج کرد.[۱۹]

حضور در جنگ‌ها

زید فرماندهی سریه‌های قرده، جموم (ربیع الثانی سال ۶ قمری)، عیص (جمادی الاولی سال ۶ ق)، طرف (جمادی الثانی سال ۶ ق)، حسمی(جمادی الثانی، سال ۶ قمری) و وادی القری (رجب سال ۶ قمری) و جنگ موته را بر عهده داشته است.[۲۰]

پیامبر اکرم در برخی سفرها زید را جانشین خود معرفی می‌کرد.[۲۱] او در جنگ بدر حضور داشت، و حنظله بن ابی سفیان را کشت.[۲۲] پس از جنگ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) زید ‌بن حارثه و عبدالله ‌بن رواحه را از اثیل به مدینه فرستاد تا خبر پیروزی مسلمانان را به مدینه برسانند.[۲۳]

فرماندهی جنگ موته

زید در سال هشتم قمری از سوی پیامبر اکرم فرماندهی سپاه ۳،۰۰۰ نفری اسلام را در جنگ موته برعهده داشت، پیامبر فرموده بود اگر زید کشته شد، جعفر بن ابی طالب پرچم را در دست گیرد و و اگر او نیز کشته شد عبدالله بن رواحه فرمانده باشد.[۲۴]

درگذشت و آرامگاه

زید سال ۸ق در جنگ موته، همراه با جعفر بن ابی طالب و عبدالله بن رواحه کشته شد، پیامبر با شنیدن خبر مرگ او متأثر شد و برایش طلب مغفرت کرد.[۲۵] و در کنار جعفر طیار از او به نیکی یاد کرد.[۲۶] سن او را هنگام درگذشت ۵۵[۲۷] و ۵۰ سال[۲۸] ذکر کرده‌اند. حسان بن ثابت در مرگ او و عبدالله بن رواحه شعری سروده است.[۲۹]

إنّ زیدا قد کان منّا بأمر                          لیس أمر المکذّب المغرور

ثم جودی للخزرجی بدمع                    سیدا کان ثمّ غیر نزور

قبور شهدای موته در روستای مزار در ۱۲ کیلومتری جنوب کرک در کشور اردن واقع شده است.[۳۰] به گفته برخی منابع، جعفر بن ابی طالب، عبدالله بن رواحه و زید بن حارثه در یک قبر دفن شده‌اند.[۳۱] در سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۴ میلادی، به دستور ملک عبدالله بن ملک حسین پادشاه اردن، مسجدی با سه گنبد و دو مناره در محل زیارتگاه جعفر طیار احداث و دو گنبد کوچک‌تر نیز بر روی قبور زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه ساخته شد.[۳۲] مرقد جعفر طیار و زید بن حارثه، در ایام عاشورا محل تجمع محبان امام حسین(ع) در اردن است ولی دولت این کشور از چند سال پیش مانع از برگزاری مراسم عزاداری امام حسین می‌شود.[۳۳]

روایت

اسامه از پدرش زید بن حارثه احادیثی نقل کرده است.[۳۴]

پی نوشتها

  1. بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۶۷.
  2. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۲۹.
  3. بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۶۹.
  4. ر.ک: ابن حبیب، ص۱۲۸؛ طبری، ج۳، ص۱۶۹
  5. بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۶۷.
  6. ابن هشام، سیره، ج۱، ص۲۴۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۰.
  7. بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۶۸-۴۶۹: ابن هشام، سیره، ج۱، ص۲۴۸.
  8. ابن‌هشام، ج۱، ص۲۴۷.
  9. ابن‌هشام، سیره،ج۱، ص۲۶۲؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۱.
  10. بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۱۴.
  11. ابن هشام، سیره، ج۱، ص۵۰۵؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۷۲.
  12. ابن عبدالبر، استیعاب، ج۱، ص۹۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۱۱۳؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۷۲.
  13. احزاب، آیه ۳۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۲؛ ابن حجر، الإصابه، ج۲، ص۴۹۷.
  14. بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۷۱؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۱.
  15. ابن سعد، ج۸، ص۱۰۱؛ طبرانی، ج۲۴، ص۳۹ـ۴۰، ۴۵؛ ابونعیم اصفهانی، ج۲، ص۵۱ـ۵۲.
  16. ابونعیم اصفهانی، ج۲، ص۵۲
  17. ابن سعد، ج۸، ص۱۰۳؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۳۴.
  18. نک: ابن سعد، ج۸، ص۱۱۴؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۵۲۱؛ قس ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۸۴۹، که به نقلی زمان جدایی زینب و زید را سال سوم ذکر کرده‌اند، هرچند بلاذری گفته که این قول، ثابت نشده دانسته است. بلاذری، انساب، ج۱، ص۵۲۱.
  19. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۹۶؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۷۱.
  20. ابن حجر، الإصابه، ج۲، ص۴۹۷؛ بلاذری، انساب، ج۱، ص۳۷۷: مغازی، ج۱، ص۵، ص۱۹۷.
  21. ابن هشام، سیره، ج۱، ص۶۰۱.
  22. ابن هشام، سیره، ج۱، ص۷۰۸
  23. ابن هشام، سیره، ج۱، ص۶۴۲؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۱؛ واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۱۴، ج۲، ص۵۵۳، ۵۵۵، ۵۶۴.
  24. ابن هشام، سیره، ج۳، ۸۲۹؛ واقدی، ج۲، ص۵۷۶؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۱.
  25. بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۷۳.
  26. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۱، ۱۳۲.
  27. ابن حجر، الإصابه، ج۲، ص۴۹۷.
  28. بلاذری، انساب، ج۱، ص۴۷۳. به نقل از واقدی
  29. ابن هشام، سیره، ج۲، ص۳۷۸.
  30. رضانژاد، اردن، ص۱۲۹.
  31. عمده الطالب، ص۳۶.
  32. الآثار الاسلامیه فی بلدتی مؤته والمزار، العدد۴، ص۱۰۷۴.
  33. مشرق؛ گزارشی از آخرین وضعیت شیعیان در اردن
  34. ابن ابی عاصم، ج۱، ص۲۰۱ـ۱۹۹.

منبع: ویکی شیعه