زیربناى تربیت در جامعه اسلامى از نگاه امام صادق(علیه السلام)

 سیدعباس رضوى‏

خانواده واحد و هسته کوچک شده جامعه انسانى است. و بازتاب روابط نیک و بد خانواده در جامعه خود را نشان مى‏دهد و مردان بزرگ در دامن مادران فرزانه و حمایت پدران دلسوز بزرگ شده‏اند. اگر رأفت و مودت و عقلانیت بر محیط خانه حاکم باشد زن و شوهر در آرامش بسر برده و در سایه این درخت برومند و سایه گستر، مردان و زنان رشید و فرزندان شایسته تربیت مى‏شوند. ولى خانواده ناآرام و پرکشمکش، پایه‏هاى تربیت و رشد کودکان را لرزان و فرزندانى ناکارآمد و را جامعه تحویل مى‏دهد.

امام صادق(ع) پرچمدار بزرگ مکتب اهل‏بیت، در گفته‏ها و رهنمودهاى ارزنده و کارگشا، شیوه درست زندگى و راههاى تعامل انسانى در خانواده را به مسلمانان نشان داده است. در این رهنمون‏ها زن و شوهر نه دو رقیب و دو شریک تجارى، که مایه انس و کمال و رشد یکدیگرند و در سایه همدلى و تعاون و تعامل درست آن دو، خانواده خداگونه شکل مى‏گیرد.

در مکتب امام صادق(ع)، تار و پود زندگى انسانى بایستى با رشته‏هاى عواطف انسانى و عشق و ایثار پیوند خورد و اگر عشق و علاقه دو جانبه میان زوجین نباشد، هیچ قانون بشرى و امر و نَهى‏هاى عرفى و حکومتى نمى‏تواند آرامش را در خانه برقرار سازد.

زن و شوهر نسبت به یکدیگر حقوق و وظایف متقابلى دارند که اگر آن را به راستى پاس دارند، خانواده‏اى گرم و پر نشاط و پویا و امیدوار را شکل داده و زمینه‏هاى رشد و تکامل خود و فرزندان، در آن فراهم مى‏شود. و اگر هر یک از آن دو از حدود و مرزهاى خود سر پیچد در گردش رو به رشد و سلامت این هسته انسانى وقفه ایجاد شده و ستیز و تیره‏روزى جاى بهروزى و آرامش را پر خواهد کرد.

امام ششم(ع) براى موفقیت در خانواده، زن و شوهر را به رعایت چند نکته توجه داده است:

«لا غنى بالزوج عن ثلثه اشیاء فیما بینه و بین زوجته، و هى الموافقه لیجتلب بها موافقتها و محبتها و هواها و حسن خلقه معها و استماله قلبها بالهیئه الحسنه فى عینها و توسعته علیها.

و لا غنى بالزوجه فیما بینها و بین زوجها الموافق لها عن ثلاث خصال و هّنَ: صیانه نفسها عن کل دنس حتى یطمئنّ قلبه الى الثقه بها فى حال المحبوب والمکروه. و حیاطته لیکون ذلک عاطفا علیها عند زلّه تکون منها. و اظهارالعشق له بالخلابه و الهیئه الحسنه لها فى عینه»(۱)

امام صادق(ع) در این روایت براى موفقیت در خانواده، نخست وظایف مرد را شرح کرده است.

الف: بایستگیهاى شوهر:

«لاغنى بالزوج عن ثلثه فیما بینه و بین زوجته؛

شوهر در آنچه میان او و همسرش گذرد از سه چیز بى‏نیاز نیست.»

۱- موافقت و سازگارى با زن‏

امام صادق(ع)، نخستین سرمایه مرد براى ایجاد روابط حسنه با همسر را موافقت با بانوى خانه شمرده است و براى آن آثار مثبت و نیکویى شرح کرده است.

«و هى الموافقه لیجتلب بها موافقتها و محبتها و هواها؛ همراهى با او تا با همراهى متقابل و محبت علاقه او را به دست آورد.»

موافقت، از ماده وفق به معناى: همراهى، حسن انقیاد، نرمش و مدارا در برابر عنف و شدت عمل آمده است.(۲)

به این شرح؛ مرد در مواردى از خواسته‏ها و حقوق خود به سود همسرش بگذرد؛ چه زن و شوهرى که هماره شب و روز با هم زندگى مى‏کنند و در همه شئون زندگى با یکدیگر شریک و دمخورند، گاه در زندگى مشترک، میان‏شان اختلاف سلیقه پیدا مى‏شود، براى آنکه تفاوت دیدگاهها و خواسته‏ها اساس زندگى را نلرزاند بایسته است زن و مرد از برخى خواهش‏هاى شخصى به سود شریک زندگى بگذرند.

از آنجا که مرد، رئیس و قیّم زندگى است و توانایى بیشترى براى اجراى خواسته‏هاى خود دارد نرمش عزتمندانه و از سر اقتدار او در برابر خواسته‏هاى کوچک زن، نوعى احترام به بانوى خانواده است و محبت و علاقه دو چندان او را در پى دارد. گذشت و همراهى مرد با زن، روح و روان او را مجذوب مرد ساخته و بانوى خانه همه علاقه و محبت خود را به پاى مرد مى‏ریزد.

امام صادق(ع) در این روایت در پیامد جلب موافقت زن فرموده است:

– در سایه رفق و مداراى مرد زن نیز با خواسته‏هاى مرد همراه مى‏شود.

– زن همه دوستى و اخلاص خود را نثار مرد مى‏سازد.

همراهى مرد با زن، زمینه‏ساز عشق و دلدادگى زن به مرد شده و پیوند او را با شوى، دو چندان مى‏کند.

امام ششم(ع)، در روایتى دیگر معاشرت جمیله را از بایستگى‏هاى رفتارى مرد شمرده و تأکید فرموده مرد ولو به تکلف و تلاش باید آن را در خود ایجاد کند: «اِن المرء یحتاج فى منزله و عیاله الى ثلاث خصال یتکلفها و ان لم یکن فى طبعه ذلک: معاشره جمیله و سعه بتقدیر و غیره بتحصن؛(۳)

مرد در اداره خانه و خانواده‏اش نیازمند است خود را به سه خصلت بیاراید گرچه این خصال در سرشت او نباشد: رفتارى خوش، گشاده‏دستى به اندازه و غیرتى همراه با خویشتندارى.»

رفق و مدارا از مصادیق معاشرت جمیله است. در سایه همدلى آرامش بر خانه حاکم شده، زن و مرد از زندگى لذت مى‏برند و کودکان در محیط امن و با آسایش بالیده و درهاى رزق و روزى به رویشان گشوده مى‏شود. در روایتى دیگر، روزى حلال و فراغ و باز شدن درهاى رحمت و برکت خداوندى از پیامدهاى رفق و مدارا در خانواده شمرده شده است. اّیما اهل‏بیت اعطوا حظّهم من الرفق فقد وسّع‏اللّه علیهم من الرزق(۴)

۲- حُسن خلق‏

از آداب معاشرت و وظایف مرد در خانواده، حُسن خلق است.

حسن خلق: خوى خوب و پسندیده در برابر بدخویى و کج‏تابى.

حُسن خلق شاخه‏اى از مکارم اخلاق یعنى: سجایا و خصلت‏هاى نیک انسانى چون، عفو و بخشش و صبر و شکر و غیرت و شجاعت و وفا پیامبر(ص) فرمود:

«اّنما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق(۵)؛ من از طرف خداوند مبعوث شده‏ام تا مکارم اخلاق را کامل کنم.»

حُسن خلق یعنى نرمخویى، طلاقت وجه، برخورد پسندیده. امام صادق در روایتى مرزهاى آن را چنین بیان فرموده است. حسن بن‏محبوب از برخى از اصحاب نقل کرده:

«قلت لابى عبداللّه(ع) ما حدّ حسن الخُلق؟ قال: تلین جانبک و تطیب کلامک و تلقى اخاک بِبِشر حَسَن.(۶)؛

از امام صادق پرسیدم مرز حُسن خلق چیست؟ فرمود: با مردم به نرمخویى و گرمى برخورد کنى، پاک و منزه و در کمال ادب سخن بگویى و در روبه رو شدن با برادرانت متبسم و گشاده‏روى باشى.»

از این‏رو، رفتارهاى پسندیده‏اى چون پیشى گرفتن در سلام، مصافحه، پوشیدن لباس پاکیزه، عطر زدن، عیادت بیماران، در تشیع جنازه شرکت کردن، تسلیت به مصیب‏دیدگان، بدرقه و پیشواز مسافر رفتن، همه و همه در حوزه حُسن خلق مى‏گنجد(۷) و بخشى از ماموریت‏هاى پیامبر(ص) رواج آداب نیک در میان مردم است.

امام صادق(ع) توصیه فرموده است: مرد براى گرم کردن کانون زندگى بایسته است: خود را به زیور حُسن خلق بیاراید:

«و حسن خلقه معها و استعماله استماله قلبها بالهئیه الحسنه فى عینها؛

و خوش‏خویى با او و بکار بردن (فنون) دلجویى از او به صورتى که در چشمش زیبا آید.»

برابر سفارش امام، خوش‏خویى اقتضاء مى‏کند: مرد خویشتندار باشد، نه تنها بر خشم و غضب خود پیروز آید که غم و اندوه خود را نیز در دل پنهان دارد و به زبان نیاورد و براى همسرش سنگى صبور باشد تا آن یار مهربان بتواند دردها و اندوه روزانه خود را با مرد به عنوان مونس محرم و پناهگاه مطمئن در میان نهد و در پرتو همدردى مرد، اندکى آرامش یابد و افزون بر خوشرویى خوشگو هم باشد و از واژه‏هاى زیبا و امیدآفرین در گفتگوها استفاده کند و از سخن ملال‏انگیز و رنجش‏آور پرهیز کند.

علماى اخلاق، سفارش کرده‏اند: مرد در ورود به منزل سلام کند، از زوجه‏اش دلجویى کند و در برابر زحمت‏ها و رنج‏هایى که در نگهدارى فرزندان و تهیه غذا مى‏کند از او قدردانى کند و موفقیت خود را مدیون رنج‏هاى او بداند، از احوال بستگان همسرش جویا شود و خود را علاقمند به سرنوشت آنان نشان دهد، اینها در جلب علاقه زن به مرد حکم کیمیا را دارد. امام باقر(ع) در تأثیر داروى محبت فرموده‏اند:

«البشر الحسن و طلاقه الوجه مکسبه للمحبه و قربه من‏اللّه و عبوس الوجه و سوء البشر مکسبه للمقت و بعدٌ من‏اللّه(۸)؛

چهره خرم و گشادى رخسار مایه جلب دوستى و نزدیکى به خداست و ترش‏رویى و دُژم چهرگى موجب دشمنى و دورى از خداست.»

ایجاد زمینه احترام به رئیس خانواده:

امام صادق(ع) در ذیل توصیه به خوش‏خلقى افزوده ‏اند: که مرد افزون بر خوش‏خلقى بایستى مراقب گفتار و رفتارش در زندگى باشد و حلال و حرام خداوندى را پاس دارد و در میان خانواده و فرزندان به عدالت رفتار کند و دست و دیده‏اش از گناه دور باشد تا اطمینان زن را به دست آورد و زن به او به دیده تکریم بنگرد و به شوهر افتخار کند؛ چه گناه و پاس نداشتن مرزها و حریم الهى، مرد را در دل و دیده زن، کوچک مى‏کند و زمینه نافرمانى را در او تقویت مى‏کند.

از جمله: «استعماله استماله قلبها بالهیئه الحسنه فى عینها.» استفاده مى‏شود که مرد باید با ابهت و اقتدار و صلابت باشد تا در چشم زن زیبا جلوه کند و آن چنان نرم و رمیده و ترسیده نباشد که در دیده زن سبک و بى‏ارزش بنماید؛ زیرا آنچه زن و مرد را به همدیگر علاقمند مى‏سازد تفاوت‏هاى طبیعى زن و مرد است، زن، مظهر احساس است و نرمش و صلح‏جوئى و هوادار آرامش و احساسات مادرانه است. و مرد، نماد منطق و صلابت و مردانگى و اقتدار و مدیریت.

این ویژگى‏ها در مرد بیشتر باشد در دل و دیده زن از احترام و شایستگى بیشترى برخوردار خواهد بود. و اگر مرد همان صفات و ویژگى‏هاى زن را دارا باشد، نمى‏تواند در چشم زن به عنوان قهرمان جلوه کند و از او الگو گیرد.

تجمل و خودآرایى‏

تجمل و خودآرایى مرد از جمله مؤلفه‏هاى ابهت و احترام مرد در نزد همسر است؛ چه زیبایى و آراستن ظاهر به آدمى، محبوبیت مى‏بخشد و تمایل بشر به جمال از خواهش‏هاى غریزى است. مردم به لباس نیکو و آراستگى علاقه دارند و آن را نشانه نظم و فرهنگ و شعور مى‏شمرند از این‏رو، قرآن و سنت، مسلمانان را به آراستگى و زینت تشویق کرده‏اند. امام صادق(ع) فرموده است:

«اِنَّ اللّه یحب الجمال و التجمل؛(۹)

خداوند زیبایى و خودآرایى را دوست مى‏دارد.»

امام ششم، از جدش امیرمؤمنان(ع) نقل فرموده است:

خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و نیز دوست دارد آثار نعمت‏هاى خود را در میان بندگانش ببیند.(۱۰)

پیامبر(ص) براى دیدار مؤمنان خود را مى‏آراست و از ژولیدى و آشفتگى سر و موى پرهیز داشت. وقتى بایسته باشد مؤمن براى دیدار زودگذر برادر مؤمن، خود را بیاراید، همدم و مونس دائمى در اینباره حقوق بیشترى دارد. طبرسى در این باره نوشته است: پیامبر(ع) خود را براى دیدار یاران آماده مى‏کرد چه رسد به خانواده، ولقد کان یتجمل لاصحابه فضلا عن اهله.(۱۱)

حُسن خلق و نرمخویى و خوش‏گویى و آراستگى مرد، زن را به شور و نشاط مى‏آورد. افسردگى‏هاى او را از میان مى‏برد و زن نیز متقابلاً خوش اخلاق شده با لبان خندان با مرد روبه‏رو مى‏شود. مرد خانه با دیدن زن خوش‏خوى، خستگى‏هاى روزانه‏اش از میان مى‏رود. مرد نیز نیازمند به صبورى زن است، او انتظار دارد پس از آن همه در پى لقمه نان دویدن، وقتى خسته و کوفته به خانه برمى‏گردد مصاحبت و همدردى زن و فرزند بار او را سبک سازد و در خانه با چهره‏هاى خندان و شاداب روبه‏رو شود، دیدن چهره‏هاى دژم و درهم کشیده نخواهد توانست انتظار او را برآورده سازد.

پیامد، حُسن خلق، افزون بر آثار معنوى، رونق زندگى و برکت و آبادانى آن است، چه همکارى و همدلى و نشاط و انرژى توان کار و فعالیت را بالا برده و به زندگى برکت مى‏دهد. به فرموده امام صادق(ع):

«البّر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فى الاعمار؛(۱۲) نیکى و اخلاق خوش سرزمین را آباد و عمرها را طولانى مى‏کند.»

۳- توسعه و گشاده‏دستى‏

زن و فرزند، عیال مرد و اسیران در دوست اویند و هماره چشم به راه او.

پیشواى امت اسلامى، سفارش فرموده: براى ایجاد خانه آرام و زندگى سعادتمند مرد بایستى از فشرده دستى و امساک به دور باشد و از رزق و روزى که خداوند به او عطا کرده، بر اهل و عیالش توسعه دهد و در زندگى، خوراک و مرکب و لباس و مسکن‏شان گشایش دهد. و این خود، مرد را در چشم اهل خانه عزیز و مقتدر مى‏کند.

امام صادق(ع) فرموده است:

«کفى بالمرء اثماً اَن یضّیع مَن یعول فَیه؛

همین گناه براى مرد بس که نان‏خور عیال خود را ضایع کند.»

عیال، مجموعه کسانى هستند که رزق و مخارج‏شان بر عهده مرد است.

بخشى از طلاق‏ها و کشمکش‏هاى زندگى از بى‏توجهى مرد به مخارج زندگى سرچشمه مى‏گیرد که مرد با فشرده‏دستى و یا اعتیاد و یا ندانم‏کارى و … درآمد را در زندگى هزینه نمى‏کند و خانواده را در عسر و حرج نگهداشته و این خود در دراز مدت به انفجار در کانون خانواده مى‏انجامد.

امام صادق(ع) در روایتى به فشرده‏دستان هشدار داده است:

«اِنَّ عیال الرجل اسراؤه فمن انعم علیه‏اللَّه فلیوسع على اُسرائه، فان لم یفعل یوشک ان تزول تلک النعمه عنه؛(۱۳)

همانا خانواده مرد اسیران اویند هرکس خداوند به او نعمتى عنایت کرده بر عیال خود ببخشد، اگر این کار نکند چه بسا این نعمت از کف برود.»

امام ششم، سعى و عمل و کار و کوشش براى عمران و آبادى و توسعه بر خانواده را از عوامل مؤثر در سعادت مادى و معنوى شمرده‏اند و به شیعیان سفارش فرموده‏اند: از تنبلى و کم‏کارى بپرهیزند. امام ارزش مجاهدات کارگران را در ردیف فداکارى سربازان اسلام در دفاع از مرزهاى اسلام به شمار آورده‏اند علاوه بر آن، ائمه(ع) خود، کار مى‏کردند و عملا مردم را به سعى و کوشش دعوت مى‏کردند:

«عن ابى عبدالله(ع) الکاد على عیاله کالمجاده فى سبیل‏اللَّه؛(۱۴)

امام صادق(ع) فرمود: کسى که در طلب روزى خانواده خود کار مى‏کند و به سعى و کوشش تن مى‏دهد مانند مجاهدى است که در راه خدا جهاد مى‏کند.»

«عن ابى عَمرو الشیبانى قال: رایت اباعبداللَّه(ع) و بیده مسحاه و علیه ازار غلیظ یعمل فى حائط له و العرق یتّصاب عَن ظهره فقلت جعلت فداک اعطنى اکفک. فقال: لى انّى احبّ ان یتاذى الرجل بحرّ الشمس فى طلب المعیشه؛(۱۵)

ابى عَمرو شیبانى مى‏گوید: امام صادق(ع) را دیدم که بیلى در دست و جامه خشنى در بر داشت در محوطه [باغ.. ]خود، کار مى‏کرد و عرق از پشتش مى‏ریخت. گفتم: بیل را به من بدهید تا کار شما را انجام دهم. فرمود: دوست دارم. مرد در راه به دست آوردن معاش، آزار حرارت آفتاب را تحمل کند.»

صادق آل‏ محمّد(ص) در سفارشى دیگر تأکید فرمود: کار و تلاش براى مخارج خود و زن و فرزند و صله‏رحم و صدقه و مخارج حج و عمره، دنیاطلبى نیست.(۱۶)

ب: وظایف زن در خانواده‏

زن، وزیر مرد است و کمک کار و مشاور خانواده و متقابلا نسبت به مرد وظایفى دارد اگر آن را به درستى انجام دهد، مرد در انجام مسئولیت‏هاى خود موفق و زندگى به کام هر دو شیرین مى‏شود و از این درخت تناور و ریشه‏دار میوه‏هایى شیرین به جامعه عرضه مى‏شود.

امام صادق (ع) در این روایت فرموده است: «و لا غنى للزوجه فیما بینها و بین زوجها عن ثلاث خصال؛ زن نیز در روابط خود با همسرش از سه ویژگى بى‏نیاز نیست.»

۱- پاک و پاکیزگى:

«صیانه نفسها من کل دنس حتّى یطمئن قلبه الى الثقه فى حال المحبوب و المکروه؛ نخست آن که خود را از هر آلودگى پاک دارد تا مرد در حال خوشنودى و خشم به او مطمئن باشد.»

عفاف، زینت زن است، زن بایستى جسم و جانش را از هرگونه گناه و لغزش و خطا دور دارد. و حریم خانواده را از نگاه و دست و زبان نامحرمان حفظ کند. بایسته است زن در سخن گفتن با نامحرمان حریم نگه دارد و در لباس پوشیدن و راه رفتن از تبرج و خودنمایى در بیرون از سراى شوى بپرهیزد و زینت و دارایى خود را به رخ دیگران نکشد که این کار افزون بر اندوهناک کردن تنگدستان و افراد نادار راه نفوذ و رخنه بیماردلان را به حریم خانواده باز مى‏کند و نامحرمان به خود اجازه چشم‏چرانى و دست‏درازى به حریم دیگران مى‏دهند.

عفاف و حجاب و پاسدارى زن از ناموس خود او را در دل و دیده مرد عزیز و بزرگ مى‏کند، به او مطمئن شده و به دیدار او خرسند شده و خود را در بهشت مینو مى‏بیند و هیچگاه بدگمانى و سوءظن در وجودش راه نمى‏یابد:

زن خوب فرمانبر پارسا

کند مرد درویش را پادشا

برو پنج نوبت بزن بر درت‏

چو یارى موافق بود در برت‏

همه روز اگر غم خورى غم‏مدار

چو شب غمگسارت بود در کنار

کرا مستور باشد زن و خوبروى‏

به دیدار او در بهشتست شوى‏

کسى برگرفت از جهان کام دل‏

که یکدل بود با وى آرام‏دل‏

اگر پارسا باشد و خوش‏سخن‏

نگه در نکویى و زشتى مکن‏

زن خوش‏منش دل نشان‏تر، که خوب‏

که آمیزگارى بپوشد عیوب(۱۷)

زن سبک ‏سر، کم خرد و بدکنش، که از معاشرت‏هاى شبه‏ناک نمى‏پرهیزد و یا در محافل انس آلوده به گناه رفت و شد دارد. و چه بسا از سر ساده‏لوحى و یا تسامح اخلاقى مزاح را نشانه خوش اخلاقى بشمرد و یا به تقلید و غرب‏زدگى راه ابتزال گیرد، اطمینان مرد را به خود از دست مى‏دهد. اندک اندک خارهاى شک و تردید در سینه مرد مى‏روید و کدورت جاى علاقه را مى‏گیرد. و با کوچکترین اختلاف و بگو مگوى زن و شوهرى، جرقه بد دلى در دل مرد شعله مى‏کشد و این نخستین گام فروپاشى خانواده است:

اگر زن ندارد سوى مرد گوش‏

سراویل کحلیش در مرد پوش‏

زنى را که جهلست و ناراستى‏

بلا بر سر خود نه زن خواستى(۱۸)

از این روى ائمه اطهار ما را از رفت و آمدهاى به جاهاى تهمت‏برانگیز پرهیز داده‏اند. على(ع) فرمود: «ایاک و مواطن التهمه؛(۱۹) از جاهاى تهمت برانگیز بپرهیزد.»

۲- پاسدارى از دارایى خانواده:

«و حیاطته لتکون ذلک عاطفها علیها عند زله؛

و مواظبت زن بر امور خانه. تا در وقت اشتباه زن، عطوفت مرد به او را پوشش دهد.»

حیاطت از احاطه، نظارت و مواظبت معنى مى‏دهد.(۲۰) و به قرینه قسیم بودن با جمله پیشین. بیانگر پیامى وسیع‏تر از عفاف و حریم شخصى است و چه بسا مقصود آن باشد: زن نقش وزیر را داشته باشد و بر همه امور خانه و دارایى و آبروى مرد نظارت کند و از به خطر افتادن آن مواظبت و حراست کند از ولخرجى و بى‏مبالاتى و اسراف در هزینه خانواده بپرهیزد و سعى و اهتمام خود را در ایجاد آرامش و رونق خانه، بکار گیرد دلسوزى زن نسبت به خانه و مرد، شوهر را نسبت به همسر، مهربان و عطوف و مطمئن مى‏سازد و اگر هم مبادا در حوزه اختیارات او اشتباهى رخ دهد و خسارتى متوجه خانه گردد نه تنها مرد او را متهم نمى‏سازد که به جانبدارى از او برمى‏خیزد و اشتباه او را مى‏بخشد. على(ع). فشرده دست بودن زن را حسن و به سود مرد شمرده و فرموده است: «و اذا کانت بخیله حفظت مالها و مال بعلها؛(۲۱) و هر گاه بخیل باشد مال خود و شوهرش را حفظ مى‏کند.»

۳- ابراز عشق به همسر

ابراز علاقه زوجین به یکدیگر در ایجاد پیوند و علاقه حکم کیمیا دارد. پیامبر(ص) در اینباره فرموده‏اند: هیچ جمله‏اى مانند این سخن مرد به همسرش: «قول الرجل للمراه انى احبک لایذهب من قلبها ابدا؛(۲۲) که تو را دوست دارم در دل او جاى نمى‏گیرد.»

زن شرمناک‏تر از مرد است، او هماره احساس محبت خود را نسبت به مرد در دل پنهان مى‏دارد و آزرم و حیا بر ابراز علاقه به شوهر راه مى‏گیرد. و چه بسیار عادت و فرهنگ تحمیلى بر جامعه، ابراز علاقه زن به همسرش را عیب بشمرند. ولى فرهنگ اسلامى جز این است و زنان بایستى براى گرما بخشیدن به روابط خود با همسر به ابراز علاقه به مرد خود پردازند. امام صادق(ع)، در این روایت به زنان سفارش کرده براى پیوند بیشتر زندگى:

«و اظهار العشق له بالخلابه؛

زن به همسرش با زبان، علاقه و عشق خود را ابراز کند.»

خلابه، پیامى بیشتر از ابراز بدون تکلف و ریا دارد. و دلالت دارد، که ابراز محبت زن بایستى با دلدادگى و لطف و دل‏فریبى همراه باشد، تا دل همسرش را به چنگ آورد و قلب او را در تور عواطف و لطف و صفاى خود پایبند سازد.(۲۳)

چه، همان گونه که زن چونان گل، نیازمند به محبت و دلگرمى است، مرد نیز احتیاج به پشتیبانى معنوى و محبت زن دارد. و ابراز علاقه زن به او، او را دلگرم مى‏کند.

فاطمه زهرا(س) به على(ع) نهایت محبت و مودت داشت و آن را به زبان مى‏آورد. این خود از زمینه‏هاى موفقیت حضرت در زندگى بود.

از جمله، جمله‏اى از زهرا خطاب به همسر به یادگار مانده است:

«روحى لروحک الفداء و نفسى لنفسک الوقاء؛(۲۴)

روح من فداى روح تو باد. و جان من سپر بلاى تو باشد.»

آراستگى و تجمّل زن براى مرد

امام پس از توصیه به ابراز علاقه زن به مرد، افزوده‏اند، آراستگى و زینت زن براى مرد از عوامل استحکام خانواده است: «والهیئه الحسنه لها فى عینه»؛ چه زن ریحان است و مداوم بایستى در منظر مرد خود را آراسته و خوش‏بو و خوش‏گو دارد. برخى از بانوان براى مجالس بیرون از منزل و دعوتى‏ها خود را مى‏آرایند ولى در درون منزل هماره در لباس آشپزى و غیر مرتب در رفت و شداند. این دسته از زنان غافل‏اند که آنان پیش از اینکه کلفت و خدمتگزار خانه باشند بانو و مونس و انیس مرداند و بایستى همه موجبات آرامش و شادمانى مرد از جمله، حسن هیأت و آراستگى را در خود فراهم سازند. البته شادمانى درونى و رضایت خاطر زن نیز به درخشش و ملاحت و صباحت او کمک مى‏کند و زینت و جمال باطن چهره را نیز زیبا و مزین مى‏سازد. زینت و آراستگى لباس و چهره سبب مى‏شود زیبایى طبیعى و جمال خدادادى بیشتر بدرخشد و زن را در دیده همسرش زیباتر جلوه دهد و کشش و علاقه مرد نسبت به خود را دو چندان سازد.

پیامبر(ص) فرموده‏اند: بهترین زنان شما زنى باشد، زایا و مهربان که خود را بپوشد و پاکدامن باشد … در برابر همسرش خود را جلوه دهد و در برابر مردان بیگانه خود را حفظ کند(۲۵)

فاطمه زهرا(س) هماره خود و محیط خانه را عطرآگین و آراسته نگه مى‏داشت دختر پیامبر(ص) همیشه با خود عطر نگه مى‏داشت.

ام‏سلمه گوید: از فاطمه(س) عطر خواستم و گفتم آیا در نزد تو عطرى هست که براى خود ذخیره کرده باشى؟ او آورد و از آن مقدارى در کف دستم ریخت از او بویى به مشامم خورد که مانند آن نبوئیده بودم(۲۶)… و نیز اسماء بنت عمیس گوید: فاطمه در آخرین لحظات زندگیش به من گفت: عطر مرا که همیشه خود را با آن معطر مى‏نمودم بیاور.(۲۷)

از این‏رو، جمال معنوى و آراستگى زهراى مرضیه، على(ع) را به نشاط مى‏آورد و حضرت فاطمه را آینه صفات خدا مى‏دید و با دیدن او همه غم‏ها و اندوه‏هاى حضرت از میان مى‏رفت و توان و نیرو و کارایى آن امام همام افزوده مى‏گشت.

پى‏نوشت ها:
۱) تحف‏العقول، ابن‏شعبه حرّانى، ص‏۲۳۸٫ مؤسسه اعلمى، بیروت.
۲) تاج‏العروس، الزبیدى، ج‏۱۳، ص‏۱۶۷، ماده وفق.
۳) تحت العقول، ص‏۲۳۷٫
۴) الامام الصادق و المذاهب الاربعه اسد حیدر، ج‏۲، ص‏۳۵۷٫
۵) مستدرک‏الوسائل، محدث نورى، ج‏۲، ص‏۲۸۲٫
۶) معانى الاخبار، شیخ صدوق، ص‏۲۵۳، دارالمعرفه، تحقیق على‏اکبر غفارى.
۷) شرح دعاى مکارم‏الاخلاق، حجهالاسلام فلسفى ج‏۱، ص ۱۹۶، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
۸) تحف العقول، ص‏۲۱۷، ترجمه از پرویز اتابکى.
۹) کافى، ج‏۶، ص‏۴۴۰٫
۱۰) همان، ص ۴۳۸٫
۱۱) مکارم الاخلاق، ص‏۳۴٫
۱۲) الامام الصادق ج‏۲، ص‏۳۵۴٫
۱۳) همان، ج‏۲، ص‏۳۴۸٫
۱۴) کافى، ج‏۵، ص‏۸۸٫
۱۵) همان، ص‏۷۶٫
۱۶) همان، ص‏۷۲٫
۱۷) کلیات سعدى، ص ۳۵۵، امیرکبیر ۱۳۶۳٫
۱۸) همان.
۱۹) بحارالانوار، ج‏۷۵، ص‏۹۰، اسلامیه.
۲۰) تاج العروس، ج‏۱۰، ص‏۲۲۶، ماده حوط.
۲۱) نهج‏البلاغه، حکمت ۲۲۶٫
۲۲) وسائل‏الشیعه، شیخ حر عاملى، ج‏۲۰، ص ۲۳٫
۲۳) تاج العروس، ج‏۱، ص‏۴۷۱٫
۲۴) کوکب الدرى، شیخ مهدى حائرى مازندرانى، ج‏۱، ص‏۱۹۶، مکتبه حیدریه،قم.
۲۵) روضهالمتقین، محمدتقى مجلسى، ج‏۸، ص‏۱۰۲٫
۲۶) بحار، ج‏۴۳، ص‏۹۵٫
۲۷) کشف‏الغمّه، اربلى، ج‏۲، ص‏۶۸٫
منبع:پیام زن ؛شماره ۲۰۰